«محاکمه آفتاب»؛ برای بار دوم در بازار نشر

کتاب «محاکمه آفتاب» نوشته سید یحیی یثربی درباره زندگی شیخ اشراق (سهروردی) توسط انتشارات امیرکبیر به چاپ دوم رسید.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان، کتاب «محاکمه آفتاب؛ برداشتی آزاد از زندگی و زمانه شیخ اشراق» نوشته سید یحیی یثربی به تازگی توسط انتشارات امیرکبیر به چاپ دوم رسیده است.

سید یحیی یثربی نویسنده این کتاب، متولد سال ۱۳۲۱ و استاد فلسفه و کلام است و پیش تر کتاب «حکمت متعالیه؛ بررسی و نقد حکمت صدرالمتالهین» و مجموعه ۷ جلدی «تفسیر روز» را با همکاری همین ناشر منتشر کرده است. سهروردی یا شیخ اشراق هم با نام کامل شهاب الدین یحیی بن حبش بن امیرک ابوالفتوح سُهرَوَردی فیلسوف ایرانی اهل زنجان است که بنیان گذار مکتب فلسفی اشراق است و به دلیل افکار پیشرو و روشنگرانه خود توسط مفتیان و عالم نماهای دشمن شیعه، تکفیر شده و به شهادت رسید.

کتاب «محاکمه آفتاب» به قلم یثربی، گزارشی داستانی از زندگی و شهادت سهروردی از مراحل سلوک تا سفرهای دیگر، درگیری با عالم نماها، محاکمه و در نهایت اعدام اوست. یثربی این گزارش داستان گونه را با استفاده از گزارش های مورخان از سهروردی، نوشته های و تعالیم این فیلسوف، به ویژه علاقه او به فرزانگان ایران باستان نوشته است.

یثربی این کتاب را با بازنویسی و ویرایش دوباره کتاب دیگرش درباره سهروردی یعنی «قلندر و قلعه» نوشته و درباره برخی فرازهای آن تجدیدنظر کرده است. مولف کتاب را خرداد ۱۳۹۱ نوشت که سال ۱۳۹۳ به چاپ رسید و حالا نسخه های چاپ دوم آن پاییز ۱۴۰۵ وارد بازار نشر شده اند.

داستان این کتاب در ۳۲ فصل نوشته شده که عناوین شان به این ترتیب است:

«آن یکی بالم کو؟»، «بوی هجرت می آید!»، «دیگر نمی پرسم!»، «این جوانِ جوان بخت»، «در جستجوی راهنما»، «اینجا کجاست!؟»، «آستان پیر مغان»، «یک رویکرد و دو قبله»، «راز نگاه»، «ره توشه ای از آتش»، «باز هم مژده پرواز!»، «از عشق بخواه هرچه خواهی!»، «آه! سیندخت!»، «با قیل و قال مدرسه»، «آتش درون خود باش!»، «جوانه جنون»، «گر کسی گوید که آتش سرد شد! باور مکن!»، «کدام من!؟»، «خر بنده؟ یا حکیم عصر!؟»، «در چند گاهی ملکوت»، «در هیچ کس نمی هراسم»، «بالاتر! بالاتر!»، «مرا سفر به کجا می برد!؟»، «ای امیر، در فکر مردم باش، نه غمخوار خدا!»، «حقیقت را فدای مصلحت نمی کنم»، «امیر تویی، نه من!»، «تمام روزنه ها را ببند! باکی نیست!»، «مردم هیچ عصری از الهام محروم نخواهند بود»، «من از این حاکمان اوباش چه کم دارم!؟»، «آخرین دفاع»، «محاکمه آفتاب!» و «پرواز! آری پرواز!».

در قسمتی از این کتاب می خوانیم:

ابوالوفا گریان و پریشان گفت: نمی دانم! اما می خواهم بدانم که امشب در این قلعه چه گذشته است؟ من در خواب دیدم که پیغمبر خدا (ص) با چشم گریان در زندان این قلعه، مشتی استخوان از زمین جمع می کرد و می گفت: استخوان های ابوالفتوح شهاب الدین سهروردی اند!

در این میان شیخ مجدالدین با عده زیادی، شتابان به قلعه آمدند. نامه ای را که در دست داشتند به نگهبان قلعه نشان دادند و گفتند: دیشب در اجتماعی هم قسم شدیم که روز جمعه، تا سهروردی را بر دار نکشیم، نماز جمعه نخوانیم. با امیر هم تماس گرفتیم و این هم فرمان امیر! اکنون باید سهروردی را بیرون آوریم و فتوای علما را با دار زدن او اجرا کنیم. باید هرچه زودتر به شایعات گوناگونی که اذهان عمومی را مشوش و مومنان را نسبت به فرار یا نجات او نگران کرده است، پایان بخشیم!

چاپ دوم این کتاب با ۲۰۷ صفحه، شمارگان ۵۰۰ نسخه و قیمت ۶۹۰ هزار تومان عرضه شده است.

کد خبر 1913338

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha