روایتی از زندگی و کارنامه دکتر علی‌اصغر فانی؛ مدیری که مدرسه را از یاد نبرد

دکتر علی‌اصغر فانی را نیز نمی‌توان تنها با عنوان وزیر پیشین آموزش‌وپرورش یا فهرستی از مسئولیت‌های مدیریتی‌اش شناخت. برای شناخت او باید به نقطه آغاز بازگشت؛ به کلاس درس و معلمی، جایی که پیوند او با آموزش‌وپرورش شکل گرفت و تا پایان زندگی‌اش گسسته نشد.

به گزارش خبرگزاری شبستان؛  برای شناخت بعضی آدم‌ها، عنوان‌ها و مسئولیت‌های رسمی کافی نیست. باید دید در تمام سال‌هایی که در موقعیت‌های گوناگون قرار داشته‌اند، چه چیزی دغدغه اصلی‌شان بوده و پس از پایان مسئولیت‌ها، چه اثری از خود در ذهن و خاطر دیگران به‌جا گذاشته‌اند.

سعید خادمی:

دکتر علی‌اصغر فانی را نیز نمی‌توان تنها با عنوان وزیر پیشین آموزش‌وپرورش یا فهرستی از مسئولیت‌های مدیریتی‌اش شناخت. برای شناخت او باید به نقطه آغاز بازگشت؛ به کلاس درس و معلمی، جایی که پیوند او با آموزش‌وپرورش شکل گرفت و تا پایان زندگی‌اش گسسته نشد.

دکتر فانی در سال ۱۳۴۹، هنگامی که پانزده سال داشت، تدریس را آغاز کرد. این تجربه زودهنگام، تنها نقطه شروع کارنامه حرفه‌ای او نبود؛ بنیان پیوندی شد که بعدها، در جایگاه‌های مختلف مدیریتی نیز حفظ کرد. او از کلاس درس و مسئولیت‌های اجرایی در منطقه ۱۶ تهران به مدیریت آموزش‌وپرورش استان کردستان، مسئولیت‌های ستادی و معاونت‌های وزارتخانه رسید و سرانجام در دولت یازدهم، از سال ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۵، سکان وزارت آموزش‌وپرورش را در دست گرفت. این مسیر، از معلمی تا عالی‌ترین جایگاه اجرایی نظام تعلیم‌وتربیت امتداد یافت؛ اما ظاهراً هیچ‌یک از این جابه‌جایی‌ها نتوانست او را از نقطه آغازش، یعنی مدرسه، دور کند.

آنچه در زندگی حرفه‌ای دکتر فانی بیش از تنوع مسئولیت‌هایش جلب توجه می‌کند، استمرار یک دغدغه است. او حتی در دوران وزارت نیز نسبت خود را با معلمان و مدرسه حفظ کرد. پیگیری مسائل مدارس، ارتباط با همکاران فرهنگی، احوال‌پرسی از معلمان و توجه به آغاز سال تحصیلی، در رفتار او استمرار داشت. برای دکتر فانی، مدرسه صرفاً یکی از بخش‌های زیرمجموعه وزارتخانه نبود؛ نقطه‌ای بود که معنای مسئولیت در آموزش‌وپرورش از آن آغاز می‌شد و باید سرانجام به آن بازمی‌گشت.

در خاطره‌هایی که همکارانش از او نقل می‌کنند، این پیوند با حرفه معلمی، بیش از هر چیز در منش و رفتار انسانی‌اش جلوه دارد. یکی از همکاران فرهنگی بلوچ، در یادآوری رفتار و منش او، جمله‌ای از دکتر فانی را نقل کرده است: «نمی‌توانی معلم باشی و مهربان نباشی.» جمله‌ای کوتاه، اما معنادار که به یکی از بنیادی‌ترین وجوه نگاه او به معلمی اشاره دارد: آموزش تنها انتقال دانش و انجام وظیفه نیست؛ رابطه‌ای انسانی است که بدون مهربانی و احترام، چیزی اساسی کم دارد.

همکارانش بارها از سعه‌صدر دکتر فانی، اعتماد او به سرمایه انسانی و احترامی که برای همکاران قائل بود، سخن گفته‌اند. این ویژگی‌ها در مدیریت سازمانی بزرگ و پیچیده، صرفاً صفات فردی نیستند؛ بر کیفیت ارتباطات، امکان گفت‌وگو و ظرفیت همکاری اثر می‌گذارند. شاید به همین دلیل است که در کنار خاطرات مربوط به تصمیم‌ها و مسئولیت‌های مدیریتی او، روایت‌هایی از رفتار و منش انسانی‌اش نیز در ذهن همکاران باقی مانده است.

عدالت آموزشی نیز از دغدغه‌های مهم دکتر فانی بود. او به گسترش فرصت‌های یادگیری برای دانش‌آموزان مستعد، به‌ویژه در مناطق کمتر برخوردار، توجه داشت و توسعه مدارس نمونه دولتی را می‌توان در همین چارچوب ارزیابی کرد؛ تلاشی برای آنکه محل تولد و وضعیت اقتصادی خانواده، مانعی در برابر شکوفایی استعداد دانش‌آموزان نباشد. البته درباره شیوه اجرا، دامنه اثرگذاری و نتایج چنین سیاست‌هایی می‌توان و باید بحث و نقد کارشناسی داشت؛ اما توجه به فرصت‌های آموزشی و فراهم‌کردن امکان پیشرفت برای دانش‌آموزان مناطق محروم، بخشی از دغدغه‌های پایدار او بود.

در خاطره‌ای که از علاقه دکتر فانی به مدارس نمونه دولتی نقل شده، این دلبستگی چنان پررنگ توصیف شده است که وصیت کرده بود اساسنامه این مدارس را در کفنش قرار دهند. فارغ از ارزیابی کارشناسی سیاست‌های مرتبط با این مدارس، این روایت تصویری از میزان تعلق خاطر او به برخی ایده‌ها و طرح‌های آموزشی به دست می‌دهد؛ ایده‌هایی که برای او صرفاً موضوع یک مسئولیت اداری نبودند، بلکه بخشی از هویت حرفه‌ای‌اش به شمار می‌رفتند.

دوره مدیریت دکتر فانی در آموزش‌وپرورش کردستان، از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴، بخش دیگری از کارنامه اوست که باید در بستر شرایط دشوار آن سال‌ها خوانده شود. اداره آموزش‌وپرورش در استانی با وضعیت پیچیده آن دوره، به شناخت میدانی، شجاعت، تدبیر و توان تعامل با نیروهای محلی نیاز داشت. در روایت این دوره از مسئولیت او، شجاعت و حضور میدانی در کنار تجربه مدیریتی‌اش اهمیت دارد؛ تجربه‌ای که شناخت او را از واقعیت‌های متنوع اداره آموزش‌وپرورش در مناطق مختلف کشور عمیق‌تر کرد.

پایان مسئولیت وزارت نیز به معنای پایان ارتباط دکتر فانی با آموزش‌وپرورش نبود. فعالیت در مؤسسه خیریه آموزشی «مردم»، اندیشکده دانا و حضور در جمع «یاد یاران»، در کنار ارتباط مستمر با همکاران و صاحب‌نظران این حوزه، نشان می‌داد که تعلق خاطر او به تعلیم‌وتربیت به دوره تصدی مسئولیت‌های رسمی محدود نمی‌شود. او همچنان مسائل آموزش‌وپرورش را دنبال می‌کرد، درباره آینده مدرسه و وضعیت معلمان گفت‌وگو می‌کرد و خود را نسبت به سرنوشت نهادی که بخش عمده عمرش را در آن گذرانده بود، مسئول می‌دانست.

در برخی دیدارها و محافل فرهنگی، از دکتر فانی با تعبیر «شناسنامه آموزش‌وپرورش» یاد می‌شد. این تعبیر را نباید صرفاً عنوانی برای تجلیل از یک مدیر باسابقه دانست. او بخش بزرگی از عمر خود را در متن تحولات این نهاد گذرانده بود؛ از کلاس درس و مدیریت مدرسه و منطقه تا مسئولیت‌های استانی و ستادی و وزارت. شناختش از ساختار، مسائل، نیروها و پیچیدگی‌های آموزش‌وپرورش، حاصل سال‌ها حضور در لایه‌های گوناگون این نظام بود. از این منظر، «شناسنامه آموزش‌وپرورش» بیش از آنکه به یک عنوان اداری اشاره کند، بیانگر پیوندی عمیق و چندوجهی میان او و نهادی است که بخش اصلی زندگی حرفه‌ای‌اش در آن سپری شد.

البته یادکرد از یک مدیر در روزهای فقدانش نباید به معنای کنارگذاشتن نقد و ارزیابی حرفه‌ای باشد. کارنامه هر مسئولی، از جمله دکتر فانی، باید با توجه به امکانات، محدودیت‌ها، تصمیم‌ها و نتایج دوره مسئولیتش و بر پایه معیارهای کارشناسی بررسی شود. سوگ جای تحلیل را نمی‌گیرد و نقد منصفانه نیز از ارزش وجوه انسانی و خدمات یک فرد نمی‌کاهد. یادکرد از شخصیت و منش دکتر فانی، نافی ضرورت بررسی دقیق کارنامه مدیریتی او نیست؛ همان‌طور که نقد عملکردش نباید مانع دیدن وجوه انسانی و تعلق خاطرش به مدرسه و معلمی شود.

اندوه فقدان او برای خانواده، دوستان و جامعه فرهنگی کشور، در حالی سنگین‌تر شد که آنان چند ماه پیش‌تر نیز داغی بزرگ را تجربه کرده بودند. زنده‌یاد دکتر زهرا شیرمحمدی، همسر فرهیخته و همراه زندگی او، در خردادماه ۱۴۰۵ چشم از جهان فروبست. یادکرد از این فقدان، ادای احترام کوتاهی به رنجی است که در ماه‌های پایانی زندگی بر او و خانواده‌اش سایه انداخته بود.

اکنون که دکتر علی‌اصغر فانی از میان ما رفته است، آنچه از او در خاطر همکاران، شاگردان و همراهانش باقی می‌ماند، تنها عنوان وزارت و فهرست مسئولیت‌های اجرایی نیست؛ خاطره معلمی است که در تمام فراز و فرودهای زندگی حرفه‌ای خود، مدرسه و معلم را از مرکز توجهش کنار نگذاشت. شاید معنای واقعی تعبیر «شناسنامه آموزش‌وپرورش» نیز همین باشد: انسانی که این نهاد را نه فقط از پشت میز مدیریت، بلکه از درون تجربه کلاس درس، زیست معلمان و مواجهه با واقعیت‌های مدرسه می‌شناخت.

زندگی حرفه‌ای دکتر فانی پرسشی تأمل‌برانگیز پیش روی ما می‌گذارد: آیا می‌توان در هر جایگاه و مسئولیتی قرار گرفت و در همان حال، معلم ماند؟

او پاسخ این پرسش را در مسیری نشان داد که از کلاس درس آغاز شد، به وزارت رسید و پس از پایان مسئولیت رسمی نیز با دغدغه مدرسه ادامه یافت.

او از معلمی به وزارت رسید، اما هرگز از معلمی عبور نکرد.

یاد و نامش گرامی و روانش قرین رحمت الهی باد.

* مسئول اسبق برنامه‌ریزی فعالیت‌های فرهنگی و هنری وزارت آموزش‌وپرورش

کد خبر 1913269

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha