به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری شبستان، روز ۱۳ آبان، یادآور حوادث مهمی است که در شکل گیری انقلاب اسلامی و بیرون راندن مظهر استکبار یعنی آمریکا از ایران نقش اساسی داشتند. یومالله ۱۳ آبان از آن جهت در کشور ما حائز اهمیت است که در این روز به یکباره به حیات سیاسی مملو از خباثت آمریکا و عملکرد سازمان سیا در ایران خاتمه داده شد ...در روز ۱۳ آبان ۱۳۵۸، دانشجویان مسلمان پیرو خط امام، لانه ی جاسوسی آمریکا را در تهران تسخیر کردند و جاسوسان آمریکایی را به گروگان گرفتند. بدین ترتیب، مبارزه ی ضد آمریکایی مردم ایران، ابعاد جدیدتری پیدا کرد. این روز به روز «ملّی مبارزه با استکبار» نام گذاری شده است.
در آستانه این روز مهم خبرگزاری شبستان در نشستی تخصصی با عنوان «بازخوانی تجربیات میدانی و تحولات راهبردی مواجهه جمهوری اسلامی ایران و آمریکا» میزبان سردار پاسدار دریادار علی فدوی، رییس گروه مشاوران فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود.
گزارش تصویری این نشست را اینجا ببینید.
در ادامه بخش نخست از مشروح سخنان سردار فدوی در این نشست را می خوانید.
مواجهه ایران با آمریکا بعد از پیروزی انقلاب اسلامی
شیطان بزرگ آمریکا از اواخر نهضت بزرگ امام خمینی(ره) ماهیت این انقلاب را متوجه شد و از روز ۲۴ بهمن ۱۳۵۷ اقدام عملی نظامی علیه جمهوری اسلامی را آغاز کرد. سحرگاه روز ۲۴ بهمن توسط عوامل دست چندم آمریکا به پایگاه مهاباد حمله کردند و آن را غارت کردند یعنی اقدام عملی شیطان بزرگ آمریکا با انقلاب و جمهوری اسلامی بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب آغاز شد. آمریکاییها تصور میکردند با عوامل دست چندم میتوانند از پس انقلاب اسلامی ایران بربیایند؛ به همین منظور در ابتدا به عوامل خود در کردستان آن را سپردند، اما هرچه پیش رفتند، دریافتند که توان و قدرت جمهوری اسلامی فراتر از این حرفهاست؛ بنابراین، عوامل بعدی را نیز وارد کردند و از توانمندیهایی که از دوران رژیم پهلوی آغاز کرده بودند، پنج کودتا را ترتیب دادند که یکی از آنها خیلی معروف شد کودتای پایگاه هوایی شهید نوژه بود، اما به طور بینظیری سرکوب شد.
آمریکاییها تصور میکردند با عوامل دست چندم میتوانند از پس انقلاب اسلامی ایران بربیایند؛ به همین منظور در ابتدا به عوامل خود در کردستان آن را سپردند، اما هرچه پیش رفتند، دریافتند که توان و قدرت جمهوری اسلامی فراتر از این حرفهاست.
دشمنان پس از طی همه این مراحل شرایط را به گونهای فراهم کردند تا به انقلاب اسلامی یک هجمه شدید صورت گیرد و جنگ هشت ساله با عراق صورت گرفت. همه کودتاها علیه جمهوری اسلامی به دست عوامل آمریکا صورت میگیرد؛ حتی صدام نیز به عنوان عامل آمریکاییها علیه ما اقدام کرد؛ برای همین ۸۷ کشور به طور رسمی در این جنگ از صدام حمایت کردند. این کشورها عبارت بودند از آمریکا، شوروی سابق، تمام کشورهای اروپا و تمام کشورهای حاشیه خلیج فارس. به همین دلیل است که ما از ۳۷ کشور در جنگ تحمیلی هشت ساله اسیر داریم یعنی آنها رسماً در کنار صدام با ما جنگیدند و اسیر شدند.
جنگ عراق؛ جنگ همه دنیا با ایران بود
در واقع جنگ با عراق جنگ یک کشور همسایه با ما نبوده بلکه همه دنیا در کنار عراق با ما جنگیدند؛ به طور نمونه شوروی سابق همه پشتیبانیهای ارتش صدام را فراهم میکرد، در اواسط جنگ نیز هواپیما و خلبان به طور انحصاری از فرانسه در اختیار صدام قرار می گرفت. پس از عملیات بیت المقدس و آزادسازی خرمشهر عملیات های بزرگتری نیز انجام شد اما هیچ یک منجر به تعیین و تکلیف در خصوص جنگ نشدند. از جمله این عملیات ها میتوان به عملیات خیبر، بدر، والفجر و... اشاره کرد.
حد فاصل عملیات آزادی خرمشهر تا عملیات والفجر ۸ چهار سال طول کشید و یک تحلیلی در غرب به طور خاص در آمریکا به وجود آمد که این جنگ غالب و مغلوب ندارد. این امر برای کشورهای خبیث قبلی مطلوب بود زیرا جنگ بین دو کشور مسلمان انجام شده بود و ممکن بود کشور عراق تحت تأثیر انقلاب ایران روند انقلاب اسلامی را به خود بگیرد چرا که اکثر جمعیت مردم عراق شیعه بوده، با مبانی شیعه آشنا بوده و امام را میشناختند؛ به همین منظور این امر برای آنها بسیار مطلوب بود که کشوری که امکان داشت اولین کشوری باشد که تحت تأثیر جمهوری اسلامی قرار بگیرد به جنگ با ایران کشانده شود؛ بنابراین اگر این جنگ ۲۰ سال نیز طول میکشید نه تنها کک آنها نیز نمیگزید بلکه کمک میکردند تا این جنگ همچنان ادامه داشته باشد.

پس از عملیات والفجر ۸ همه کسانی که تحلیل کرده بودند این جنگ غالب و مغلوب ندارد، خودشان از نظریه خویش با شک و تردید صحبت کردند و عنوان کردند این جنگ غالب و مغلوب دارد اما غالب این جنگ عراق نیست. این ادعا پس از عملیات والفجر ۸ مطرح شد زیرا این عملیات بسیار خاص و ویژه بود و بنده همچنان معتقدم هیچ ارتشی در دنیا جرئت طراحی عملیات والفجر ۸ را ندارد و اگر بر فرض محال ارتشی در دنیا عملیاتی نظیر والفجر ۸ را طراحی کند، هیچ کس توانایی اجرای آن را ندارد. سپاه عملیات والفجر ۸ را هم طراحی و هم اجرا کرد که با موفقیت روبرو شد.
طولانیترین عملیات در کل جنگ عملیات والفجر ۸ بود که ۷۲ روز به طول انجامید. پس از اتمام این عملیات، عملیات کربلای ۵ را انجام دادیم. کربلای پنج نیز عملیات بسیار ویژهای بود. ما از ۱۰۵ تیپ عراق در این عملیات اسیر گرفتیم یعنی تقریباً از کل ارتش عراق. بنده به شخصه که تماس های بی سیم کشور عراق را گوش میدادم که فرمانده تیپ به فرمانده رده بالای خود میگفت، تنها ۵۰ نفر از تیپ من باقی مانده و میخواست با این جمله اجازه بگیرد تا ۵۰ نفر باقیمانده را به عقب بیاورد اما فرمانده رده بالای وی گفت اگر برگردید شما را اعدام خواهیم کرد و باید بایستید و بجنگید.
ورود رسمی آمریکا به خلیج فارس بعد از کربلای ۵
عملیات کربلای پنج نشاندهنده تواناییهای بینظیر پاسداران و بسیجیان کشور در مقابل توانمندیهای ۸۷ کشوری بود که با ما میجنگیدند. آنها در این عملیات نتوانستند حتی یک متر از آنجایی که ما در این عملیات تصرف کرده بودیم را پس بگیرند. با این عملیات تحلیل اینکه این جنگ میتواند غالب و مغلوب داشته باشد، قطعیت پیدا کرد؛ از این رو آمریکا در اواسط عملیات کربلای پنج به طور مستقیم وارد جنگ شد و ناوهای زیادی را به داخل خلیج فارس آورد و عملاً در جنگ مستقیماً وارد شد.
همان گونه که مستحضر هستید آمریکا از سال ۱۳۵۳ در خلیج فارس حضور داشت و ۳۲۷ شناور داخل این خلیج مستقر کرده بودند. در واقع از تنگه هرمز شناورهایی را عبور داده بودند. در آن دوران آمریکاییها ۱۰ ناو داشتند که پنج تای آن داخل خلیج فارس بود، ۴ تا در دریای عمان بود و یکی از آنها از مدیترانه یا دریای سرخ مستقر بود. این بدان معنا است که ۱۰۰ درصد توان ناوهای آنها در این منطقه بود.
آمریکا در اواسط عملیات کربلای پنج به طور مستقیم وارد جنگ شد و ناوهای زیادی را به داخل خلیج فارس آورد؛ همان گونه که مستحضر هستید آمریکا از سال ۱۳۵۳ در خلیج فارس حضور داشت و ۳۲۷ شناور داخل این خلیج مستقر کرده بودند.
اگر بخواهیم مقایسه کنیم آمریکاییها در دفاع مقدس دوم و سوم حدود هزار کیلومتر از مرزهای ما شناورهای خود را فراری دادند. آنها در ماههای گذشته یک ناو آوردند و قصد داشتند ناو دیگری را بیاورند اما با فضاحتهایی نظیر خودکشی و... مواجه شدند.
دلیل قلدری آمریکا این است که میگوید من زورم از همه دنیا بیشتر است و هرچه میگویم باید بقیه آن را گوش کنند و منظور از زور هم توان نظامی است و توان نظامی آمریکا دریا پایه است زیرا میخواهد در همه جای دنیا خباثت و دخالت کند و این امر صرفاً از طریق نیروی دریایی امکانپذیر است.
همه کشورها تا ۱۲ مایلی ساحلی هر کشوری میتوانند بروند زیرا تا ۱۲ مایلی آبهای ساحل هر کشوری آبهای بین المللی است؛ مثلا شما تا ۱۲ مایلی آبهای نیویورک میتوانید بروید. این امر هیچ اشکال قانونی نداشته و در قوانین بین المللی نیز آمده است. آمریکاییها نیز از راه دریا میتوانستند به اهداف خود برسند نه از طریق هوایی و زمینی. برای همین آمریکاییها همچنان اصرار دارند بیش از ۷۰۰ پایگاه در خارج از خاک آمریکا داشته باشند. بسیاری از تحلیلگران آمریکاییی این را احمقانه میدانند زیرا هزینههای وحشتناکی برای این کشور دارد. بودجه نظامی آمریکا در حال حاضر هزار میلیارد دلار است. این تقریباً معادل کل بودجه نظامی همه کشورهای دنیاست و بسیاری از تحلیلگران آمریکایی این امر را احمقانه میدانند که همه پول آمریکا درگیر توان نظامی شده که بعضاً نیز نه تنها منفعتی برای آمریکاییها نداشته بلکه موجب ضرر و زیان آنان گشته است.
همه کشورها تا ۱۲ مایلی ساحلی هر کشوری میتوانند بروند زیرا تا ۱۲ مایلی آبهای ساحل هر کشوری آبهای بین المللی است؛ مثلا شما تا ۱۲ مایلی آبهای نیویورک میتوانید بروید. این امر هیچ اشکال قانونی نداشته و در قوانین بین المللی نیز آمده است
برخی مواقع نیز برای آنان نفع به همراه داشته اما در جنگ اخیر ضرر و زیان بسیاری به آنها تحمیل شد چرا که این جنگ به کار آنها نیامد و اثر ذهنی در مردم دنیا جنایتکاری و امثالهم بود؛ حتی برخی از ایرانیان مقیم آمریکا بعد از جنگ به ویژه پس از جنایتهای مدرسه شجره میناب و لامرد به این فکر افتادند که ما در آمریکا چکار میکنیم. فردا جواب خدا را چه میدهیم که به آمریکا کمک کردیم در حالی که با کشور ما در حال جنگ بود و جنایاتی نظیر شهادت ۱۶۸ کودک و معلم را در مدرسه انجام داد.
بالاترین مهاجران در آمریکا را ایرانیها تشکیل میدهند. آمریکا سالی یک بار در خصوص اقوام مختلف در کشور گزارش منتشر میکند که اغلب ایرانیان در صدر هستند. این ایرانیان به آمریکا خدمت ارایه می دهند. همچنین تعداد بسیار زیادی از ایرانیان با ثروت بالای هزار میلیارد دلار در آمریکا زندگی میکنند. یکی از این افراد نفر اول کنکور ایران بوده و پس از مهاجرت به آمریکا تا قائم مقام وزارت نیز پیش رفته است. به طور کلی ایرانیان تأثیرگذار و ثروتمند در آمریکا بسیار هستند اما این افراد اکنون به جنایتکار بودن آمریکا پی بردهاند.
آمریکاییها پس از آنکه به طور مستقیم در عملیات کربلای ۵ وارد جنگ با ایران شدند، ناوهای خود را آوردند. آنها پیش از این ۱۰ الی ۱۵ ناو در منطقه داشتند اما پس از آنکه تصمیم گرفتند در جنگ علیه ما طور مستقیم وارد شوند، تعداد این ناوها را به ۸۶ فروند جنگی رساندند. در آن زمان هنوز نیروی دریایی سپاه در دریا حضور نداشت. قریب یک سال قبل حضرت امام حکم تشکیل سه نیروی سپاه را صادر کرده بود اما قرارگاه نوح به عنوان یکی از قرارگاههای عملیاتی در جنگ با عراق در عملیاتهایی نظیر والفجر ۸ حضور یافته بود. این قرارگاه در کربلای ۴ و کربلای ۵ شرکت کرده بود اما تا زمانی که آمریکاییها به میدان جنگ نیامده بودند، در دریا حضور نیافته بود. تا آن زمان یعنی اسفند ۱۳۶۵ بعضی از اقدامات مقابله به مثل توسط نیروی هوایی ارتش و نیروی دریایی ارتش انجام میشد.
توانمندی نیروی دریایی ایران در زمان جنگ با عراق
سرمایهگذاری زیادی بر روی نیروی دریایی صورت گرفته بود ولی این برای مقابله با آمریکا نبود. عراقیها از روز اول جنگ کشتیهای ما را زدند اما عملاً ارتش جمهوری اسلامی از سال ۱۳۶۴ در دریا با آنها درگیر شد و با نیروی هوایی کشتیهای مرتبط با عراق را هدف قرار میداد. سپاه نیز هنوز درگیر قضیه دریایی نشده بود تا زمانی که بر اثر اقدامات آمریکاییها صادرات نفت ما به زیر ۱۰۰ هزار بشکه رسید. قیمت نفت ما در آن دوران شش دلار بود در حالی که قیمت جهانی نفت ۱۸ دلار بود. دلیل این امر این بود که آمریکاییها توانمندیهای خود را آوردند تا ما هیچ اقدامی انجام ندهیم. آنها دست عراقیها را باز گذاشتند تا هرچه ما در خلیج فارس داریم را بزنند. این شرایط بسیار سخت تا روز هشتم اسفند سال ۱۳۶۵ ادامه یافت. در این روز در حالی که قرارگاه نوح درگیر قسمت جنوبی عملیات در منطقه کربلای ۵ بود، گفتند بررسی کنید میتوانید به خلیج فارس بروید یا خیر. وقتی ما از جلسه بیرون آمدیم خبر شهادت شهید خرازی را به ما دادند. در واقع روز ورود سپاه به دریا هشتم اسفند سال ۶۵ همزمان با روز شهادت شهید خرازی بود.
سرمایهگذاری زیادی بر روی نیروی دریایی صورت گرفته بود ولی این برای مقابله با آمریکا نبود. عراقیها از روز اول جنگ کشتیهای ما را زدند اما عملاً ارتش جمهوری اسلامی از سال ۱۳۶۴ در دریا با امریکا درگیر شد و با نیروی هوایی کشتیهای مرتبط با عراق را هدف قرار میداد.
آقای صفار که بعدها فرمانده نیروی دریایی شدند و آقای سلامی که فرمانده کل سپاه شدند در فاو ماندند. ما سحرگاه روز دهم وارد بوشهر شدیم. طبق برنامهریزی ما اولین مقابله به مثل نیروی دریایی سپاه در فروردینماه سال ۶۶ یعنی ۲۰ روز بعد انجام شد. این عملیات در عمق خلیج فارس نزدیک مرزهای سعودی انجام شد و در یک و نیم سال بعدی تا پایان جنگ هم عملیات مقابله به مثل و هم عملیات موشکی انجام دادیم. ما ۱۳۹ یا ۱۴۹ عملیات مقابله به مثل از همه کشورهای دنیا انجام دادیم. در ازای یک کشتی خود که توسط آنها مورد اصابت قرار میگرفت، بلافاصله یکی از کشتیهای آنها را هدف قرار میدادیم البته اجازه حمله به بیش از یک کشتی نیز به ما داده نشده بود و به ما گفته بودند اگر یک کشتی زدند، شما هم یک کشتی بزنید در حالی که ما میتوانستیم در ازای یک کشتی ۲۰ کشتی را بزنیم.
شروع فعالیت نیروی دریایی سپاه همزمان با جنگ با عراق
زمانی که به ما گفتند به دریا بروید گویا از روز ازل معطل این ساعت بودیم. مهم این نیست که شما چه دارید بلکه مهم این است که با هرچه دارید پای کار باشید. در ادامه خدا پای کار میآید که این امر یک قاعده قرآنی است. شما با استطاعت خود با نیت خالص و صدق و اخلاص پای کار بروید و اصلاً مهم نیست که چه دارید؛ مثلا شما باید کاری انجام دهید که از ۱۰۰ درصد استطاعت مورد نیاز ۱۰ درصد آن را در اختیار دارید. اگر با اخلاص، صدق و با تمام توان با همان ۱۰ درصد پای کار بروید، ۹۰ درصد دیگر را خدا برایتان میآورد. این نکته نیز ناگفته نماند که استطاعت عنصر ثابتی نیست.

سپاه برای عملیات های بدر و خیبر و والفجر ۸ تدارک دیده بود. والفجر ۸ از آن طرف رودخانه به آن سوی رودخانه رفتن بود. پیش از آن عملیات هور را در آب هور که همانند آب استخر تقریباً ثابت و آرام بود، انجام داده بودیم. مهم این بود که ما با همان چیزی که داشتیم پای کار رفتیم؛ اگر الان شناورهای آن زمان را به شما نشان دهیم، تصور کنید ماکت شناورهای اصلی است، در صورتی که ما با همین شناورها عملیات ها را انجام میدادیم. ما در عملیات ذوالفقار با شناور ۴ و نیم متری وارد خلیج فارس شدیم، بعد از آن با شناور ۸ متری عاشورا وارد خلیج فارس گشتیم. ما با این شناورها از ساحل ۷۰ الی ۸۰ مایل حرکت کرده و عملیات انجام میدادیم. همگان گمان میکنند که این شناورها ماکت بودند در صورتی که ما با همینها عملیات انجام دادیم.
در سالهای ۶۶ و ۶۷ کشوری به جز آمریکا در دریا حضور نداشت و اصلاً عراقیها در دریا نبودند. کشورهای دیگر نظیر کویت و عربستان نیز جرئت جدا شدن از ساحل خود را نداشتند. این کشورها با وجود آنکه بیشترین اسلحه را خریداری کرده بودند اما حتی یک شناور از این کشورها در دریا ندیدیم. تنها کشوری که در دریا با ایران مقابله کرد، آمریکا بود.
در سالهای ۶۶ و ۶۷ کشوری به جز آمریکا در دریا حضور نداشت و اصلاً عراقیها در دریا نبودند. کشورهای دیگر نظیر کویت و عربستان نیز جرئت جدا شدن از ساحل خود را نداشتند. این کشورها با وجود آنکه بیشترین اسلحه را خریداری کرده بودند اما حتی یک شناور از این کشورها در دریا ندیدیم. تنها کشوری که در دریا با ما مقابله کرد، آمریکا بود. این قاعده برقرار است که اگر شما با استطاعت پای کار بروید، خداوند با استطاعت خود پای کار میآید. در عین حالی که ما به آن نحو پای کار رفتیم، بالا بردن استطاعت و قوه را مد نظر قرار دادیم. از هشتم اسفند که این کار شروع شد تا قطعنامه ۵۹۸ که منجر به پایان جنگ شد، توانمان قابل مقایسه با روز نخست نبود.
پس از جنگهای دوم و سوم نیز آمریکاییها هزار کیلومتر از خلیج فارس فرار کردند. دلیل این امر این است که آمریکاییها میدانستند نیروی دریایی سپاه به خاطر آیههای قرآنی که بر روی سینه پاسداران مکتوب شده است، اگر در خلیج فارس بمانند تمام شناورهایشان توسط نیروی دریایی سپاه مورد اصابت قرار خواهد گرفت؛ برای همین قبل از جنگ هزار کیلومتر دورتر از خلیج فارس رفتند یا بهتر است بگوییم هزار کیلومتر از خلیج فارس فرار کردند.
آمریکاییها با شروع جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه نیز شناورهای خود را به هزار کیلومتری بردند. اکنون هم آنها همچنان سعی میکنند ناوهای خود را در معرض نیروی دریایی سپاه و نیروی هوافضای سپاه قرار ندهند و در هزار کیلومتری خلیج فارس حضور مییابند تا مصون بمانند. این قصه که از هشتم اسفند ۶۵ شروع شد و تا قطعنامه ادامه پیدا کرد، تأثیر وحشتناکی گذاشت.
یک مقام پنتاگون در اواخر اردیبهشت یا اوایل خرداد ۱۳۶۶ به صراحت عنوان میکند ناوهای اعزامی ما به خلیج فارس نه تنهایی قادر نیستند مأموریتهای محوله را انجام دهند بلکه حتی قادر نیستند از خود در برابر قایقهای تندروی سپاه مراقبت کنند. این عین جمله یک مقام نظامی آمریکایی است زیرا خداوند متعال عنایت کرد و به ذهن ما افتاد که ما باید جنگی متفاوت را با آمریکا انجام دهیم. در واقع روال جنگ نامتقارن را انتخاب کردیم و یک قایق هشت متری که تولید خودمان بود را به کار گرفتیم. در آن زمان بالاترین سلاح ما سلاح ۱۰۷ میلی متری بود که یک سلاح زمینی است. حریم ناوهای آمریکاییها ۵۰ کیلومتر بود. ما این ۵۰ کیلومتر را به پنج متر تبدیل کردیم. در پنج متری ناوهای آمریکایی حضور داشتیم و آمریکاییها هیچ غلطی نمیتوانستند بکنند.
در این دو جنگ اخیر آمریکاییها هزار کیلومتر از منطقه ما فرار کردند. این بدان معناست که ما صددرصد به روندی که خداوند به ذهن پاسداران انداخت، عمل کردیم و در آن بسیار بسیار جدیت به خرج دادیم. ما در حال حاضر شناورهای با حول و حوش ۱۰۰ ناو سرعت دریایی یا بیش از ۱۸۰ کیلومتر در دریا داریم. اگر در اتوبان تهران- قم با ۱۸۰ کیلومتر حرکت کنید، اگر به بیرون نگاه کنید از سرعت وحشت میکنید؛ این در حالی است که این سرعت در جاده صاف است اما در دریا که اینطور نیست. ما شناور کوچک موشک انداز در داخل دریا داریم. آمریکاییها صددرصد مطمئن بودند که اگر در خلیج فارس بمانند، تعداد زیادی از ناوهای خود را از دست خواهند داد؛ به همین منظور قبل از آغاز جنگهای خبیثانه دوم و سوم علیه ما هزار کیلومتر از خلیج فارس فرار کردند. این امر بسیار موضوع مهمی است و اگر همه دنیا، این الگو را انتخاب کنند، همانند ما موفق خواهند شد.
ایران در جنگ تحمیلی اول آمریکاییها را مستاصل کردیم. ۱۴۹ عملیات زمینی و ۱۷ عملیات موشکی را در این جنگ انجام دادیم و تمامی آنها همانند معجزه بودند. ما اگر بخواهیم موشکهای خود را در آن دوران با موشکهای الان مقایسه کنیم، اصلاً قابل مقایسه نیستند. ما ابتداییترین موشکهای چینی را خریداری کردیم و ۱۷ عملیات موشکی را با آن انجام دادیم. هر یک از این عملیات ها همانند معجزه بود و در تمام آنها با آمریکاییها مقابله کردیم چرا که اصلاً غیر آمریکایی در آنجا حضور نداشت. همچنین ما ۷-۸ عملیات ویژه و اثرگذار انجام دادیم. این روند تا یک و نیم سال آخر جنگ ادامه داشت.
گزارش از آمنه مستقیمی و فاطمه کریمالهی
ادامه دارد
نظر شما