وقتی عالم اهل سنت «نهج البلاغه» را وسیله‌ تسلای روح و چاره‌ای برای رفع اندوه و افسردگی خود یافت

امام شهید فرمودند نهج‌البلاغه کتاب همه‌ی مسلمین است؛ لذا شما ملاحظه می‌کنید که از علمای شیعه و سنی در طول قرن‌های متمادی، افراد بزرگ و نامداری این کتاب را شرح کرده‌اند- چه از علمای اهل سنت، چه از علمای شیعه- در همین دوران‌های اخیر شیخ محمد عبده این کتاب را شرح کرده و از این کتاب تجلیل کرده است.

خبرگزاری شبستان- کرمان؛ طاهره بادامچی:

نهج‌البلاغه‌خوانی به عنوان یکی از سفارش‌های رهبر شهید، ما را بر آن می‌دارد تا پیرامون این کتاب ارزشمند و سخنان گهربار امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام مطالعه بیشتری داشته باشیم.

شاید یکی از موارد قابل توجه در این زمینه مواجهه و اِقبال اهل سنت و حتی غیرمسلمانان با کتاب شریف نهج‌البلاغه باشد؛ ماجرای شگفت‌انگیز ۲۰۰ بار خواندن نهج‌البلاغه توسط جرج‌جرداق مسیحی را برخی‌ها شنیدند و ممکن است خیلی‌ها هم از آن اطلاع نداشته باشند.

وقتی عالم اهل سنت «نهج البلاغه» را وسیله‌ تسلای روح و چاره‌ای برای رفع افسردگی و پریشان‌حالی خود یافت

صرفنظر از اختصاص نهج‌البلاغه به پیشوای بزرگ شیعیان جهان؛ ۲۰۰ بار خواندن یک کتاب موضوعی حیرت‌آور است و این سوال را به ذهن می‌آورد که یک مسیحی در مواجهه با نهج‌البلاغه چه درک و دریافتی داشته و یا چه تاثیری بر او گذاشته و اینکه به مطالعات مکرر دنبال رسیدن به کدامین مطلب و مقصود بوده که چنین شیفته و واله سخنان امام علی علیه‌السلام شده است؟

از جرج‌جرداق که بگذریم؛ در میان اهل سنت هم بزرگانی بودند که با نهج‌البلاغه انس و الفتی داشتند، یکی از این چهره‌ها شیخ محمد عبده (۱۲۶۶-۱۳۲۳ ق)، فقیه، مفسر(صاحب تفسیر المنار)، حقوق‌دان، اصلاح‌گر دینی، مفتی اسبق مصر و از شاگردان سید جمال‌الدین اسدآبادی است که اتفاقاً آشنایی او با نهج‌البلاغه هم به واسطه سید بوده است.

وقتی عالم اهل سنت «نهج البلاغه» را وسیله‌ تسلای روح و چاره‌ای برای رفع افسردگی و پریشان‌حالی خود یافت

امام شهید انقلاب اسلامی فرمودند: نهج‌البلاغه کتاب همه‌ی مسلمین است؛ لذا شما ملاحظه می‌کنید که از علمای شیعه و سنی در طول قرن‌های متمادی، افراد بزرگ و نامداری این کتاب را شرح کرده‌اند- چه از علمای اهل سنت، چه از علمای شیعه- در همین دوران‌های اخیر شیخ محمد عبده این کتاب را شرح کرده و از این کتاب تجلیل کرده است. (بیانات در دیدار شرکت‌کنندگان در هم‌اندیشی علمای اهل تسنن و تشیع-۱۳۸۵/۱۰/۲۵)

همچنین فرمودند: یکی از کارهای اساسی‌ای که روی نهج‌البلاغه باید انجام بگیرد ترجمه‌ی لغات نهج‌البلاغه است برای فارسی زبان‌ها، حتی برای عربی زبان‌ها. البته در پاورقی نهج‌البلاغه‌ها بزرگانی مثل مرحوم محمد عبده و بعضی دیگر این کار را کردند، اما کافی نیست. سیراب کننده نیست. (بیانات در چهارمین کنگره بین‌المللی نهج‌البلاغه- ۱۳۶۳/۰۱/۲۶)

دانشنامه اسلامی چنین گزارش می‌کند:

شیخ محمد عبده در پی آشنایی با «نهج‌البلاغه» توسط سید جمال‌الدین اسدآبادی و به ترغیب او، با تأمل در مضامین و معارف آن، کوشید تا این کتاب را به جامعه مصر معرفی کند.

عبده درباره آشنائی‌اش با «نهج‌البلاغه» ظاهراً هنگامی که در بیروت تبعید بوده، می‌نویسد: بر حسب تقدیر و به طور تصادف با کتاب «نهج البلاغه» آشنا شدم. این برخورد و تصادف در وقتی بود که دچار دگرگونی و تشویش خاطر و افسردگی شده و از کارهایم بازمانده بودم.

وقتی عالم اهل سنت «نهج البلاغه» را وسیله‌ تسلای روح و چاره‌ای برای رفع افسردگی و پریشان‌حالی خود یافت

از این رو کتاب مستطاب «نهج البلاغه» را وسیله‌ای برای تسلیت روح و چاره‌ای برای برطرف ساختن اندوه‌های خویش یافتم، بدین گونه بعضی از صفحات آن را تصفح نمودم و جمله‌هائی چند از عبارات آن را از قسمتهای مختلف و موارد پراکنده، مورد دقت و تأمل قرار دادم.

محمد عبده پس از تأمل در محتوای نهج‌البلاغه، شکوه بلاغت و فصاحت را در آن می‌بیند و احساس می‌کند که چگونه با فصاحت و بلاغتی بی‌مانند و با استدلال‌های منطقی و قاطع، با اوهام و تردیدها به نبرد برخاسته است.

وی پس از ذکر مطالبی در همین زمینه، می‌گوید: این کتاب گران‌قدر، همان چیزی است که سید شریف رضی رحمه الله، از سخنان سید و سرور ما، امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب(علیه‌السلام) کرّم‌الله وجهه، برگزیده و پراکنده‌های آن را گردآورده و به این نام (نهج‌البلاغه) نامیده است. من هیچ اسمی را برازنده‌تر از این اسم سراغ ندارم که بدین گونه بر محتوای کتاب دلالت کند.

وقتی عالم اهل سنت «نهج البلاغه» را وسیله‌ تسلای روح و چاره‌ای برای رفع افسردگی و پریشان‌حالی خود یافت
 

همچنین محمد عبده در مقدمه کتاب می‌گوید: از مطالعه نهج‌البلاغه، دولت فصاحت و صولت بلاغت، در نظرم مجسم گشت و به یقین دانستم که مدیر این دولت و قهرمان این صولت و پرچمدار پیروزمندش علی بن ابی‌طالب(علیه‌السلام) است و افکار واهی کسانی که در [انتساب نهج‌البلاغه به علی ‌علیه‌السلام] شک و شبهه کرده‌اند، در نظرم دریده گشت و خیالات باطل و افکار فاسد آن‌ها نابود شد.

وی در مقدمه شرح خود گفته است: در همه مردم عرب‌زبان، یک نفر نیست مگر آنکه معتقد است سخن علی(علیه‌السلام) بعد از قرآن و کلام نبوی شریف‌ترین و بلیغ‌ترین و پرمعنی‌ترین و جامع‌ترین سخنان است و از نظر مواد و ریشه‌های کلام عربی پربار و از جهت اسلوب و روش و از لحاظ معانی بلند، بالاترین و جامع‌ترین کلام است.

عبده از جمله کسانی بود که به شرح و تبلیغ نهج‌البلاغه در میان جوانان مصری پرداخت.  

کتاب «شرح نهج البلاغه» محمد عبده، همچون «نهج‌البلاغه» در سه جزء تدوین شده است، با این اختلاف که در جزء اول تا خطبه ۱۱۷ و در جزء دوم مابقی خطبه‌ها آمده است؛ بخش نامه‌ها و حکمت‌ها نیز یک جا در جزء سوم شرح شده است. شرح مطالب جدای از متن و با ذکر شماره در پاورقی آمده است؛ شرح شیخ محمد عبده، بیشتر حاوی الفاظ مشکل و واژگان غریب «نهج‌البلاغه» است.

او در بیان این که چرا به شرح کتاب شریف «نهج‌البلاغه» پرداخته، گفته است: باید دانست که به علت دور بودن زمان ایراد آن کلمات نسبت به زمان ما و جدا شدن و بیگانه گردیدن مردم هم‌عصر ما از زبان اصیل عربی، گاهی الفاظی در نهج‌البلاغه می‌یابیم که به نظرمان غریب و نادر می‌آید، نه وحشی و گریزان از ذهن؛ و نیز ترکیبی غلیظ و محکم، اما نه همراه با تعقید و پیچیدگی. این امر موجب شد که برای پاره‌ای از مفردات آن شرحی به عنوان تعلیقه و حاشیه بنویسم و بعضی از جمله‌ها را تفسیر نمایم و قسمت‌هایی از اشارات آن را باز نمایم و به همان اندازه که مورد احتیاج است، بسنده کنم و تا جایی که ممکن است در بیان خود ایجاز به کار برم.

وقتی عالم اهل سنت «نهج البلاغه» را وسیله‌ تسلای روح و چاره‌ای برای رفع افسردگی و پریشان‌حالی خود یافت

محمد عبده می‌گوید: من تعلیقه خود را شرحی در شمار شرح‌ها به حساب نمی‌آورم و آن را کتابی در میان کتاب‌ها نیاورده‌ام. جز این نیست که آن حاشیه‌ای است بر «نهج‌البلاغه» و نشانه و نقشی در اطراف و صفحات آن است.

«شرح نهج‌البلاغه» عبده را می توان گفت از جمله بهترین شرح‌ها است؛ زیرا روان و سهل‌الوصول است و تقریباً حشو و زوائد ندارد و با کمی حجمش بر بیشتر آنچه در شرح‌های طولانی آمده، مشتمل‌ است و از نظر ادبی خدمت بسزائی به «نهج البلاغه» نموده است.

همچنین کمتر گِرد تعصب گشته است، حتی در خطبه شقشقیه هیچ اظهار نظری نکرده است؛این کتاب در دنیای عرب شهرت بسزائی دارد و بارها در مصر، لبنان و ایران چاپ شده است.

گفتنی است؛ آنچه در مورد وجهه مبارزاتی عبده در منابع مطالعاتی آمده این است که وی در احیای فکر دینی و انطباق آن با مبانی عقلی کوشید و از تجددخواهی دینی برای اصلاح برخی از وجوه زندگی اجتماعی مصر بهره جست و بیشتر زندگی خود را صرف سازمان‌های دینی و فعالیت‌های خیریه نمود.  

امام شهید ما هم فرمودند: محمد عبده و شاگردانش و سعد زغلول و هوادارانش مردمی مرتجع و دنیانشناس نبودند. آنها نوابغ بزرگ و شجاع و بیداری بودند که هر ملتی با پرورش یک نفر مانند آنان می‌تواند به لیاقت خود فخر بفروشد. پرورش یک نفر مانند آنان می‌تواند به لیاقت خود فخر بفروشد. (۱۳۸۹/۱۱/۱۵)

محمد عبده، سال‌ها رئیس  دانشگاه الازهر و از  دانشمندان برجسته مصر بوده که شاگردان زیادی از جمله محمد رشید رضا، سعد زغلول، احمد امین، طه حسین، عبدالغادر مغربی، مصطفی عبدالرازق تربیت کرد و تفسیر المنار، شرح نهج‌البلاغه، الاسلام الردّ علی منتقدیه، اصلاح المحاکم الشرعیه، رسالة التوحید، الاسلام و النصرانیة بین العلم والمدنیة از جمله آثار علمی او است.

کد خبر 1912271

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha