مجالس اهل بیت(ع)؛ پیوند معرفت،عاطفه و تربیت

مجالس عزاداری اهل‌بیت(ع) فرصتی برای پیوند اشک و آگاهی، شور و شعور و محبت و مسئولیت‌پذیری است؛ فرصتی که با همراهی منبرهای معرفت‌افزا و مرثیه‌های مستند و اثرگذار می‌تواند به تعمیق شناخت دینی، تقویت پیوند نسل جوان با سیره اهل‌بیت(ع) منجر شود.

 به گزارش خبرنگار گروه مسجد و کانون های مساجد خبرگزاری شبستان، رضا معممی مقدم، کارشناس فرهنگی در یادداشتی به تحلیل نسبت میان منبر و مداحی در مجالس عزاداری اهل‌بیت(ع) پرداخت و با تأکید بر ظرفیت معرفتی و تربیتی این مجالس، بر ضرورت همراهی شور و عاطفه با آگاهی دینی، تبیین معارف اهل‌بیت(ع) و تقویت مسئولیت‌پذیری اجتماعی تأکید کرد.

مشروح این یادداشت به شرح زیر است:

مجلس روضه قرار بود با معرفت آغاز شود، با عاطفه عمق پیدا کند و با مسئولیت‌پذیری به پایان برسد؛ اما در بخشی از مجالس امروز، نسبت این اجزا تغییر کرده است. مجلس برای مداحی برپا می‌شود، سخنرانی نقش مقدمه را پیدا می‌کند و منبر، به‌جای آنکه محور تبیین و آگاهی باشد، به بخشی فرعی در حاشیه مراسم تبدیل می‌شود.

روزگاری در بسیاری از مجالس مذهبی، سخنران حدود یک ساعت درباره معارف دینی، سیره اهل‌بیت(ع)، اخلاق، اعتقادات و مسائل اجتماعی سخن می‌گفت و در پایان، چند دقیقه‌ای به روضه و ذکر مصیبت اختصاص می‌یافت. البته این الگو در همه مجالس یکسان نبود؛ اما در آن سنت، منبر جایگاهی محوری داشت و مداحی در امتداد معرفت و تبیین معنا پیدا می‌کرد.

امروز در بخشی از مجالس، با جابه‌جایی تدریجی این نسبت مواجهیم. مخاطب با انتظار شنیدن نوحه و مرثیه در مجلس حاضر می‌شود؛ برگزارکننده زمان اصلی برنامه را به مداحی اختصاص می‌دهد و سخنران، حتی اگر حرف مهمی برای گفتن داشته باشد، ناگزیر است سخنانش را در فرصتی محدود جمع‌بندی کند. گویی سخنرانی باید هرچه زودتر تمام شود تا مجلس به بخش اصلی مورد انتظار مخاطب برسد.

مسئله، مخالفت با مداحی یا کم‌اهمیت دانستن اشک و عاطفه نیست. مداحی اصیل، هنری ارزشمند و بخشی مؤثر از فرهنگ عزاداری شیعه است. شعر متعهد، مرثیه مستند و اجرای هنرمندانه می‌تواند دل‌ها را متحول و پیوند عاطفی مردم با اهل‌بیت(ع) را استحکام بخشد. مسئله از جایی آغاز می‌شود که عاطفه جای معرفت را بگیرد، شور بر شعور غلبه کند و ابزار برانگیختن احساس، بر هدف تربیتی مجلس سایه بیندازد.

 وقتی شور، معیار اصلی موفقیت می‌شود

یکی از نشانه‌های این جابه‌جایی، تغییر معیار ارزیابی مجالس است. گاهی موفقیت یک مراسم را نه با محتوای سخنرانی، میزان آگاهی مخاطبان یا آثار اخلاقی و اجتماعی آن، بلکه با میزان شور مجلس، صدای بلندتر، واکنش‌های جمعیت، تعداد حاضران و بازتاب تصاویر در فضای مجازی می‌سنجیم. در چنین فضایی، ممکن است سخنرانی عمیق و روشنگرانه، به دلیل نداشتن هیجان فوری کمتر دیده شود؛ اما اجرای پرشور، حتی اگر محتوای معرفتی محدودی داشته باشد، به‌عنوان نقطه اوج مجلس شناخته شود.

شور، ارزشمند است؛ اما شور به‌تنهایی معیار کافی برای سنجش موفقیت یک مجلس نیست. چه‌بسا مجلسی آرام‌تر، با سخنرانی مستند و روضه‌ای کوتاه، تأثیری عمیق‌تر و ماندگارتر بر زندگی مخاطبان بگذارد.

 منبر؛ از تبیین دین تا گرم‌کردن مجلس

آسیب دیگر، تغییر نقش سخنران است. منبر گاهی به فرصتی برای آماده‌کردن فضای مداحی تقلیل پیدا می‌کند؛ سخنران باید مقدمه‌ای کوتاه بگوید، احساسات مخاطب را برانگیزد و مجلس را به بخش بعدی تحویل دهد. در این وضعیت، فرصت پرداختن به پرسش‌های اعتقادی، تحلیل تاریخ، تبیین سیره اهل‌بیت(ع) و پاسخ‌گویی به مسائل روز از دست می‌رود.

منبر صرفاً مقدمه روضه نیست؛ خود، یکی از ارکان اصلی تربیت دینی است. منبر باید به مخاطب کمک کند دین را بهتر بفهمد، در برابر شبهات و تحریف‌ها قدرت تشخیص پیدا کند و نسبت میان آموزه‌های دینی و زندگی واقعی خود را بشناسد. اگر این کارکرد تضعیف شود، مجلس بخشی از ظرفیت مهم خود را برای تربیت نسل و اصلاح جامعه از دست می‌دهد.

 رقابت بر سر صدا و جمعیت، نه عمق و محتوا

در برخی فضاها، رقابت میان مجالس، بیش از آنکه بر سر کیفیت محتوا، دانش سخنران یا اعتبار اشعار باشد، بر سر نام مداح، تجهیزات صوتی و تصویری، جلوه‌های اجرایی و میزان استقبال مخاطبان شکل می‌گیرد. به‌تدریج، نام‌ها بیش از پیام‌ها دیده می‌شوند و حاشیه‌های اجرا جای توجه به محتوای مرثیه را می‌گیرند.

چهره‌محوری به‌خودی‌خود به معنای بی‌ارزش بودن هنرمندی و توانایی مداحان نیست؛ مسئله آن است که اعتبار یک مجلس نباید صرفاً به حضور یک چهره مشهور وابسته باشد. مجلس اهل‌بیت(ع) باید به پیام و آرمانی شناخته شود که آن بزرگواران برای آن زیستند و ایستادگی کردند، نه فقط به نام کسانی که در آن سخن می‌گویند یا مداحی می‌کنند.

 تکرار، احساسات‌گرایی و کم‌رنگ‌شدن پژوهش

آسیب دیگر، تکرار مطالب و قالب‌های آشنا بدون تلاش کافی برای تعمیق محتواست. اگر سخنرانی‌ها پیوسته به چند موضوع تکراری محدود شوند و فرصت پرداختن به ابعاد کمتر شناخته‌شده سیره اهل‌بیت(ع)، مسائل اعتقادی و نیازهای امروز فراهم نشود، مخاطب به‌تدریج با محتوایی کم‌تنوع مواجه خواهد شد.

در حوزه مداحی نیز رعایت دقت تاریخی و اعتبار اشعار اهمیت اساسی دارد. نمی‌توان برای تأثیرگذاری بیشتر، به نقل‌های بی‌سند، اغراق‌های آسیب‌زا یا مطالبی متوسل شد که شأن اهل‌بیت(ع) و حقیقت تاریخ را مخدوش می‌کند. محبت اهل‌بیت(ع) به تحریف نیاز ندارد؛ معرفت درست و روایت صادقانه، خود قدرت برانگیختن عمیق‌ترین عواطف را دارد.

از سوی دیگر، کوتاه‌شدن فرصت سخنرانی ممکن است مجال مطالعه، پژوهش و پرداختن به پرسش‌های نسل جدید را محدود کند. نوجوان و جوان امروز با پرسش‌هایی درباره دین، هویت، اخلاق، عدالت، روابط اجتماعی و آینده روبه‌روست. اگر مجلس فقط احساسات او را مخاطب قرار دهد و برای پرسش‌هایش پاسخی فراهم نکند، نمی‌توان انتظار داشت همه نیازهای معرفتی و تربیتی او برآورده شود.

 مجلس عزاداری؛ از هیجان لحظه‌ای تا اثر ماندگار

مسئله فقط نسبت سخنرانی و مداحی نیست؛ بلکه باید پرسید مجلس پس از پایان مراسم چه اثری در زندگی مردم می‌گذارد. آیا محبت به اهل‌بیت(ع) به مهربانی بیشتر در خانواده، رعایت حقوق دیگران، صداقت، مسئولیت‌پذیری، کمک به نیازمندان و ایستادگی در برابر بی‌عدالتی منتهی می‌شود؟ آیا نوجوانی که در مجلس شرکت کرده، شناخت دقیق‌تری از سیره حضرت زهرا(س) پیدا می‌کند؟ آیا سوگواری ما با افزایش همدلی و خدمت اجتماعی همراه است؟

اگر ارزیابی مجالس فقط به تعداد شرکت‌کنندگان، مدت مراسم، میزان شور یا گستردگی تبلیغات محدود شود، بخش مهمی از حقیقت نادیده می‌ماند. باید در کنار این شاخص‌ها، به کیفیت محتوا، اعتبار منابع، میزان مشارکت فکری مخاطبان و آثار تربیتی و اجتماعی مجالس نیز توجه کرد.

در بقاع متبرکه و مراکز فرهنگی نیز این نگاه اهمیت بیشتری دارد. مجلس فاطمی یا حسینی می‌تواند زمینه‌ای برای ارتباط مستمر با نوجوانان، آموزش معارف اهل‌بیت(ع)، شناسایی نیازمندان و گسترش خدمت اجتماعی باشد. چنین رویکردی به معنای تبدیل مجلس عزاداری به برنامه‌ای اداری و آماری نیست؛ بلکه به معنای زنده نگه‌داشتن پیام عزاداری در متن زندگی مردم است.

راه اصلاح، تقابل میان منبر و مداحی نیست. این دو می‌توانند مکمل یکدیگر باشند. سخنرانی باید مستند، عمیق، متناسب با نیاز مخاطب و به‌دور از تکرارهای فرساینده باشد؛ مداحی نیز باید بر شعر معتبر، محتوای درست و مرثیه‌خوانی متناسب با شأن اهل‌بیت(ع) استوار بماند. زمان‌بندی مجلس باید به‌گونه‌ای تنظیم شود که هیچ‌یک از این دو بخش، کارکرد دیگری را از میان نبرد.

برگزارکنندگان باید برای محتوای مجلس، به‌اندازه نظم اجرایی و کیفیت صوت و تصویر اهمیت قائل شوند. سخنران نباید صرفاً برای پرکردن فاصله تا مداحی دعوت شود و مداح نیز نباید از جایگاه خود برای کم‌رنگ‌کردن بخش معرفتی مراسم استفاده کند. انتخاب موضوع، مطالعه منابع، توجه به نیازهای مخاطب و ایجاد پیوند میان سخنرانی، روضه و پیام اخلاقی مجلس می‌تواند به بازسازی این توازن کمک کند.

شاید لازم باشد از خود بپرسیم: اگر مداحی را از مجلس حذف کنیم، آیا سخنرانی آن‌قدر محتوا و استحکام دارد که مخاطب را با حقیقتی دینی آشنا کند؟ و اگر سخنرانی را حذف کنیم، آیا مداحی به‌تنهایی می‌تواند همه نیازهای معرفتی و تربیتی مخاطب را پاسخ دهد؟ این دو پرسش برای نفی هیچ‌یک از دو بخش نیست؛ بلکه برای یادآوری ضرورت حضور مؤثر هر دو در جایگاه شایسته خود است.

مجلس روضه زمانی به مقصد خود نزدیک می‌شود که عقل و دل را هم‌زمان مخاطب قرار دهد؛ هم اشک برانگیزد و هم آگاهی بیافریند؛ هم محبت اهل‌بیت(ع) را عمیق‌تر کند و هم راه پیروی از آنان را نشان دهد.روضه نباید به مقدمه مداحی تقلیل پیدا کند؛ همان‌طور که مداحی نیز نباید از معرفت و پیام روضه جدا شود. هدف، طولانی‌تر شدن سخنرانی یا کوتاه‌تر شدن مداحی نیست؛ هدف آن است که مجلس عزاداری، هم دل‌ها را متأثر کند، هم اندیشه‌ها را روشن سازد و هم در رفتار و زندگی مردم اثر بگذارد.

اشک، سرمایه ارزشمند مجالس اهل‌بیت(ع) است؛ اما این سرمایه زمانی به ثمر می‌نشیند که به شناخت، اخلاق، بصیرت و مسئولیت تبدیل شود. مجلس موفق، مجلسی نیست که فقط در لحظه اوج بگیرد؛ مجلسی است که پس از پایان آن، چیزی در انسان تغییر کرده باشد.

کد خبر 1910996

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha