دوربین شما صدای حقیقت است/ انتقاد را از عکس‌ها بگیرید دیگر اجتماعی نیست

نشست «عکاسی بدون مرز و مستند اجتماعی» از سری نشست‌های «۲۰_۴۳» چهل‌وسومین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه تهران در روز دوم جشنواره برابر با ۲۶ مهرماه با حضور آلفرد یعقوب‌زاده و مهدی آشنا در پردیس ملت برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری شبستان، نشست «عکاسی بدون مرز و مستند اجتماعی»برگزار شد و مهدی آشنا در ابتدای این نشست بیان کرد: عکاسی را از سن پایین آغاز کردم آن زمانی که والدین دوست داشتند بچه‌هایشان دکتر و مهندس شوند با دوربینی که از فامیل گرفتم عکاسی می‌کردم. آن موقع با پول تو جیبی نگاتیو می‌خریدم‌. اولین پولی که از عکاسی درآوردم کلاس پنجم ابتدایی بودم که معلم گفت از بچه‌ها عکس سه در چهار بگیرم.

وی اضافه کرد: این را هم باید بگویم هیچکس در شکست‌ها با شما همراه نمی‌شود اما کافی است موفق شوید آنگاه از همسایه تا بقال و … کنار شما قرار می‌گیرند. با این حال آنها را که فقط در موفقیت به کنارتان می‌آیند و آنهایی که در شکست‌ها شما را گردن نمی‌گیرند را جدی نگیرید.

وی گفت: به نظرم عکس مثل جنین است، دورانی که عکاس یک عکس را در ذهن خود تصور می‌کند دوران جنینی است و وقتی چاپ می‌شود درواقع به دنیا آمده است.

آشنا اظهار کرد: ما تک ستاره‌های درخشان مثل آلفرد یعقوب‌زاده را باید قدر بدانیم عکاس‌های ایرانی یکی از بهترین عکاسان دنیا هستند. اما در حوزه داخلی چندان قدر نمی‌بینند نسلی که دارد عکاسی می‌کند اگر از چنین ستاره‌هایی دور بماند خوب نیست.

سپس آلفرد یعقوب‌زاده که به صورت آنلاین در این نشست حضور پیدا کرد، بیان کرد: من عکاسی را از ایران یاد گرفتم قرار نبود عکاس شوم اما با شروع انقلاب به عکاسی پرداختم. با شروع انقلاب و تحولات اجتماعی از جمله موضوع آمریکا و جنگ ایران و عراق دیگر به مسأله عکاسی آلوده شدم وگرنه باید مهندس می‌شدم.

این عکاس با اشاره به اینکه به هیچ حزبی تعلق ندارد مطرح کرد: با اتفاقات انقلاب ایران و تحولاتی که رخ داد به خودم گفتم باید صادق باشم و با توجه به اینکه چشم مردم هستم باید واقعیات را روایت کنم. تنها چیزهایی که در عکس‌های من وجود دارد یک زیرنویس است.

وی گفت: من همیشه ایرانی هستم البته فرانسوی‌ها هم من را به عنوان یک فرانسوی قبول ندارند مرز برای من اصلا وجود ندارد و کره زمین خانه من است اصلا کاری ندارم کجا هستم هر کجا بروم از زندگی خودم لذت می‌برم، با مردم آشنا می‌شوم و همه چیز را صادقانه نشان می‌دهم کره زمین خانه من است و هیچ مرزی ندارم.

وی اضافه کرد: در کار هم مرزی ندارم چون یک جایی آزادی کار است و یک جایی نیست مثلاً دیروز در فرانسه تظاهرات بود و موقع عکس‌برداری پلیس با ما کار نداشت. البته هرکجایی باشم سعی می‌کنم به قوانین آنجا احترام بگذارم برای من مسأله مرز مهم نیست تا آنجایی که بتوانم سعی می‌کنم همه مردم را ببینم چون نمی‌توانم مسایل را یک طرفه نشان بدهم. وظیفه من است که به عنوان یک عکاس مومن و صادق به دوربین، همه چیز را بی طرفانه ببینم.

یعقوب‌زاده مطرح کرد: یک خبرنگار و عکاس به عنوان چشم و گوش مردم باید واقعیات را صاف و صادقانه و بدون جبهه‌گیری منعکس کنند و سپس مردم به قضاوت بنشینند. هر کجای دنیا آداب و رسومی دارد که اگر به آن احترام بگذارید موفق خواهید شد مثلا من هرگاه به کشورهای مسلمان‌نشین می‌روم هنگام رفتن به مسجد کفش‌هایم را درمی‌آورم. چون باید نسبت به آداب و رسوم و سیاست‌های آن کشور شناخت داشته باشیم. پس باید قبل از سفر و عکاسی آگاهی به دست بیاوریم و بعد عکاسی کنیم.

این عکاس اظهار کرد: اگر میخواهید کار مستند انجام دهید باید قبل از رفتن به کشوری مطالعه کنید تا ببینید زندگی روزمره، آداب و رسوم، تاریخش چگونه بوده است.

یعقوب زاده درباره اینکه دوربین چگونه می‌تواند صادق باشد؟ بیان کرد: اینجا پاسخ به یک سوال مهم است؛ آیا خودتان واقعاً صادق هستید؟ دوربین مثل یک ماشین است مثلا اگر راننده بدی باشید و قواعد را رعایت نکنید دچار سانحه می‌شوید. پس ابتدا باید با خودتان صادق باشید چون دوربین فقط یک وسیله آهنی است‌. باید در ذهن و روح خود شفاف باشیم تا دنیا را وارونه نبینیم. آنچه از تظاهرات فرانسه در اینستاگرام خودم منتشر کرده‌ام واقعیت است.

این عکاس درباره تاثیر تجربه زیسته در عکس‌ها گفت: گاهی اوقات ما علایق و ایده‌های شخصی داریم ولی آنها باید در قلب و ذهن ما باقی بمانند. من به سهم خودم، خودم را تربیت کرده‌ام که هر ایده ای را در کارم دخالت ندهم یا نباید مسایل خصوصی خودمان را در شغل مان دخالت دهیم. نباید وارد مسایل سیاسی و مذهبی افراطی شویم، حین کار باید بی‌طرف باشیم وظیفه ما این نیست که شعار دهیم و همه چیز را بر هم بزنیم. نباید وارد مسایل سیاسی شویم چون گاهی طرفین دعوا بعدا صلح می‌کنند و این وسط ما می‌مانیم.

وی درباره اینکه چگونه می‌شود در جنگ عکاس بی‌طرف بود، عنوان کرد: مثلا در جنگ ایران و عراق من چیزی را که روبه‌رویم می‌دیدم را می‌گرفتم. می‌خواهم بگویم نباید شعار داد و باید واقعیت را نشان داد. اگر عکس‌های من را در جنگ و ایران ببینید متوجه می‌شوید که کار تبلیغاتی نکرده‌ام. این را هم باید بگویم که آن زمان دکتر چمران و چند تن دیگر بسیار کمک کردند تا از جبهه‌ها عکس بگیرم. پس ایدئولوژی خودتان را نگه دارید و به عنوان عکاس و خبرنگار صادق باشید آنگاه هر کجای دنیا بروید همه به شما اعتماد می‌کنند. مثلا زمانی که به افغانستان رفتم با توجه به اینکه صادقانه برخورد می‌کردم حتی طالبان هم با من همراهی می‌کرد. من آن زمان توانستم با آنها بمانم و کار خودم را انجام دهم یعنی از زندان‌های آنها، رهبرانشان و… بازدید کنم. هیچ نیازی به چاپلوسی نیست تنها کافی است صادق باشید.

مهدی آشنا هم گفت: گاهی بی‌مهری‌های زیادی به عکاسان می‌شود مثلا آلفرد را به حرم امام رضا(ع) راه ندادند چون مسلمان نیست به همین ترتیب من با آدم‌های آنجا درگیر شدم این در حالی است که او را دعوت کرده بودند و باید مراسمی را پوشش می‌داد، به همین دلیل واقعا آلفرد گریه‌اش گرفته بود چون مراسم را از دست داد.

آشنا درباره مستند اجتماعی بیان کرد: ثبت هر موجود زنده در مسیر طبیعی زندگی‌اش، عکس مستند است و وقتی موضوع عکس انسان است، عکس ما مستند اجتماعی می‌شود. اگر انتقاد را از عکس‌ها بگیرید دیگر اجتماعی نیست. یعنی باید عکس یک انتقاد را از دل خود داشته باشد. رفع مشکلات اجتماعی از اثرات عکس‌های مستند اجتماعی است پس عکس مستند اجتماعی باید ما را به رفاهی برساند. عکس مستند اجتماعی البته سه شاخه دارد که یک شاخه آن عکس هنری است یعنی باید مشکلات اجتماعی را با هنر گره بزنیم. ما عینیت و ذهنیت داریم اگر آن‌ها را دو سر خط بدانیم در نهایت به یک نقطه وسط می‌رسیم آن نقطه وسط یعنی معناگرایی و هنری، یعنی یک نقطه بینابین.

این عکاس اظهار کرد: رابرت کاپا در یک جمله به عکس اجتماعی می‌گوید «حقیقت»‌. پس باید همین موضوع را در عکاسی در نظر بگیریم. برای عکاسی مستند اجتماعی دو مولفه داریم یکی نگاه عکاس به عنوان عکاس و دیگری نگاه او به عنوان حرفه، بیان و زبان. در ایران عکاسی با بیان تصویر بیشتر مد است تا بیان درونی آن هم به خاطر این است که آموزش داده نشده است. یک عکاس اجتماعی باید جامعه‌شناسی، زبان، ارتباطات و… را بلد باشد. مثلا آلفرد را سه بار در مرز افغانستان گرفتند او حتی لباس زنانه پوشید و برقع روی صورتش زد تا بتواند وارد افغانستان شود اما ما چقدر می‌توانیم مسایل عکاس اجتماعی بودن را بپذیریم.

آشنا بیان کرد: گاهی عکاسان در انتخاب و ارسال عکس‌هایشان به جشنواره‌ها مشکل دارند، ما باید عکسی را انتخاب کنیم که برای جهان مهم باشد. وقتی می‌خواهیم به موضوع فکر کنیم باید موضوعی را انتخاب کنیم که برای همه مهم است این مسأله برای مجموعه عکس بسیار مهم است.

وی در بخش دیگر از صحبت هایش درباره عکس مدرن و پست مدرن اظهار کرد: در عکاسی پست مدرن عکاس ایده دارد و آن را با عکس ترکیب می‌کند اما در عکاسی مدرن این چنین نیست بلکه با موضوع مواجه هستیم. مثلا هنگام عکاسی از یک آدم فقیر که بیرون نشسته است می‌توانیم پنجره را باز کنیم و از او عکس بگیریم که این یک عکس مدرن است اما وقتی سایه او را روی دیوار عکاسی می‌کنیم یعنی عکسی پست مدرن گرفته‌ایم.

آشنا گفت: گاهی اوقات انتقال یک دیتا با یک عکس برای ما محال می‌شود پس به سراغ مجموعه عکس می‌رویم اما سبک و استایل آن عکاس هم مهم است.

آشنا عنوان کرد: بعضی عکس‌ها برای عکاس مستند اجتماعی هیچوقت تمام نمی‌شود اما نگذارید این اتفاق برای شما رخ دهد.

این عکاس گفت: بعضی عکس‌ها زمانشان مربوط به امروز نیست گاهی عکاسان عکس‌هایی می‌گیرند، در کمد نگه می‌دارند و می‌دانند بعدها درباره آنها صحبت می‌کنند چون گاهی فرهنگ عقب‌تر از جامعه و گاهی جامعه عقب‌تر از فرهنگ است که در هر دو صورت عکاس ضرر می‌کند. بعضی موضوعات قصه ندارند مثلا مریم زندی در سال ۵۷ عکسی از زنی گرفته که پلاکاردی را روی سر برده آن عکس الان معنا پیدا کرده است در حالی که آن زمان معنایی نداشت.

وی در پایان با نشان دادن چند نمونه عکس توضیح داد: گاهی در برخی قضایا می‌توانیم احساس خودمان را دخیل دهیم اما گاهی فقط می‌توانیم گزارش کنیم.

کد خبر 1910068

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha