خبرگزاری شبستان-خراسان جنوبی؛ زینب روحانی مقدم- بعضی آدمها پیش از آنکه نامشان در قاب خاطرات بنشیند، رد پایشان را در دل مردم به یادگار میگذارند؛ مردانی که زندگی را در خدمت معنا میکنند، امنیت را با جان خود پاس میدارند و در سکوت روزهای دشوار، بار مسئولیتی بزرگ را بر دوش میکشند. آنان شاید سالها در میان خانواده و دوستان زندگی کنند، اما قصه رفتنشان، سالها بعد نیز در قلب کسانی که دوستشان داشتهاند، زنده میماند.
روایت زندگی شهید حسین مسروری، افسر عملیاتی و مرزبان خراسان جنوبی، روایت مردی است که مهربانی در خانه و شجاعت در میدان مأموریت را در کنار یکدیگر داشت؛ مردی که از یک سو برای آسایش خانواده و اطرافیانش تلاش میکرد و از سوی دیگر، مبارزه با اشرار مسلح و قاچاقچیان را راهی برای پاسداری از امنیت مردم و خدمت به کشور میدانست.
اکنون سالها از شهادت این مرزبان شجاع میگذرد، اما یاد و خاطره او همچنان در خانه پدری زنده است؛ خانهای که پدر، با قلبی آکنده از دلتنگی، از فرزندی میگوید که هم تکیهگاه خانواده بود و هم در سنگر خدمت، مسئولیت خود را با جدیت دنبال میکرد.
غلامرضا مسروری، پدر ۷۸ ساله شهید حسین مسروری و بازنشسته وزارت دفاع، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان از خراسان جنوبی، از منش اخلاقی، انگیزههای خدمت، آخرین گفتوگوها و لحظه تلخ آگاهی از شهادت فرزندش روایت میکند؛ روایتی که در کنار اندوه فقدان، از عشق عمیق یک پدر به فرزند و افتخار به راهی حکایت دارد که او برگزید.

مهربانی در خانه، شجاعت در میدان
غلامرضا مسروری در توصیف ویژگیهای اخلاقی و شخصیتی فرزند شهیدش اظهار کرد: حسین از نظر اخلاق اجتماعی، شخصیتی بسیار مهربان، خوشاخلاق و خوشمشرب داشت و بهواسطه همین ویژگیها، در میان آشنایان و اطرافیان به خوشرفتاری شناخته میشد.
وی افزود: فرزندم در محیط کار نیز فردی منظم، دقیق و وقتشناس بود و در انجام مأموریتهایی که بر عهده داشت، شجاعت و دلیری از خود نشان میداد. او از انجام مسئولیتهای دشوار هراسی نداشت و با جدیت کار خود را دنبال میکرد.
پدر شهید مسروری با اشاره به سابقه فعالیت فرزندش در بخش اطلاعاتی فراجا گفت: حسین در دوران خدمت اطلاعاتی، مأموریتهای دشواری را بر عهده داشت و در مسیر شناسایی و مقابله با قاچاقچیان و اشرار مسلح، حتی به خانههای خصوصی آنان نفوذ کرده بود. تلاشها و عملکرد او مورد توجه فرماندهان قرار گرفت و به گفته من، در طول خدمت از سوی سلسلهمراتب فرماندهی تا فرمانده کل فراجا تشویق شد و دو سال نیز از درجه تشویقی برخوردار شد.
وی ادامه داد: آنچه حسین را در محیط کار متمایز میکرد، تنها شجاعت نبود؛ او در کنار دلیری، نظم و دقت را نیز سرلوحه فعالیتهایش قرار میداد و تلاش میکرد مسئولیتهای محوله را به بهترین شکل انجام دهد.
انتخاب آگاهانه مسیر خدمت و مبارزه با اشرار
پدر شهید حسین مسروری با بیان اینکه فرزندش از سالهای جوانی علاقهمند به خدمت در مجموعه انتظامی بود، گفت: حسین دوران سربازی خود را در فراجا گذرانده بود و پس از پایان خدمت سربازی در سال ۱۳۸۰، بهصورت رسمی به استخدام این نیرو درآمد و فعالیت خود را بهعنوان افسر عملیاتی در پایگاه اطلاعاتی نهبندان آغاز کرد.
مسروری افزود: فرزندم همیشه میگفت سنش اقتضا نکرده است که در دوران دفاع مقدس و جنگ هشتساله حضور داشته باشد؛ به همین دلیل، علاقه داشت در عرصه دیگری به کشور خدمت کند و معتقد بود در نیروی انتظامی نیز درِ شهادت باز است.
وی با اشاره به انگیزههای فرزندش برای انتخاب این مسیر بیان کرد: حسین دوست داشت فردی مفید و اثرگذار برای خانواده، جامعه و نظام جمهوری اسلامی باشد. او با شناختی که از شرایط خدمت در فراجا و دشواریهای مبارزه با اشرار داشت، این مسیر را انتخاب کرد و میدانست که چنین مسئولیتی با خطرهای فراوان همراه است.
پدر این شهید مرزبان ادامه داد: یکی از مهمترین انگیزههای حسین برای حضور در فراجا، ادای دین به کشور و مردم بود. او مبارزه با اشرار مسلح و قاچاقچیان را انتخاب کرده بود؛ زیرا اعتقاد داشت قاچاقچیان مواد مخدر با توزیع این مواد، جوانان را از مسیر زندگی سالم دور میکنند و با گرفتار کردن خانوادهها، آسیبهای فراوانی به جامعه وارد میآورند.
وی تصریح کرد: فرزندم با آگاهی از سختیهای این مسیر، خدمت در این عرصه را پذیرفته بود و برای انجام وظیفه خود انگیزه و علاقه فراوانی داشت.

وصیتنامهای که از عشق به شهادت حکایت میکرد
غلامرضا مسروری با اشاره به نگاه فرزندش به شهادت گفت: حسین در وصیتنامه خود تأکید کرده بود که اگر در این راه به شهادت رسید، پدر و خانوادهاش ناراحت نباشند؛ زیرا این مسیر را با آگاهی، عشق و علاقه فراوان انتخاب کرده است.
وی افزود: این سخنان نشان میداد که فرزندم با شناخت کامل از مسئولیت خود وارد میدان شده بود و خدمت را تنها یک شغل نمیدانست، بلکه آن را فرصتی برای انجام وظیفه در برابر مردم و کشور میدید.
پدر شهید مسروری با یادآوری آخرین گفتوگوی خود با فرزندش اظهار کرد: آخرین خاطرهای که از گفتوگو با حسین در ذهن دارم، به زمانی بازمیگردد که ۱۲ نفر از کارکنان فراجا در منطقه دیهوک به دست اشرار مسلح به شهادت رسیده بودند. حسین در آن زمان در مرخصی بود و یکی از شهدای آن حادثه، شهید فیروزی، راننده مخصوص او بود که دو روز پیش از شهادت به یگان ۱۳۲ دیهوک منتقل شده و در نخستین مأموریت خود در آن یگان به شهادت رسیده بود.
وی ادامه داد: حسین از شهادت همکارانش، بهویژه شهید فیروزی، بسیار ناراحت بود. به خانه آمد و از من خواست متنی برای پلاکارد شهدای آن حادثه بنویسم. هنگام صحبت درباره این موضوع، بهشدت متأثر شده بود و با گریه میگفت تا زمانی که انتقام خون این شهدا را نگیرد، آرام نخواهد نشست.
مسروری با بیان اینکه این سخنان نشاندهنده عمق دلبستگی فرزندش به همکاران و همرزمانش بود، افزود: حسین در نهایت در جریان ردیابی و مقابله با همان اشرار مسلح که به ارتفاعات باقران گریخته بودند، در تاریخ ۲۲ دیماه ۱۳۸۸، در ارتفاعات بالای روستای بوشاد به شهادت رسید و به آرزویی که همواره در دل داشت، دست یافت.
از دلتنگی پدر تا روز تلخ شنیدن خبر شهادت
پدر شهید حسین مسروری با بغضی که یادآوری آن روز برایش به همراه دارد، از چگونگی اطلاع یافتن از شهادت فرزندش گفت: حسین حدود ساعت ۱۲:۳۰ روز قبل به شهادت رسیده بود. برادرم که در آن زمان فرمانده هنگ مرزی گزیک بود، از این اتفاق اطلاع داشت؛ اما چون من بهتازگی عمل قلب باز انجام داده بودم و دوران نقاهت را میگذراندم، تصمیم گرفته بودند خبر را بهتدریج به من اطلاع دهند.
وی ادامه داد: برادرم به پسرم گفته بود تلفنهای منزل را قطع کنند تا کسی خبر شهادت حسین را به من ندهد و بتوانند در فرصت مناسب، موضوع را با من در میان بگذارند.
مسروری افزود: روز بعد، حدود ساعت ۸:۳۰ صبح، برادرم تماس گرفت و گفت در خانه هستیم و میخواهد به دیدنم بیاید. وقتی به منزل آمد، مقدمهچینی کرد و نمیتوانست اصل موضوع را بیان کند. از او پرسیدم چه اتفاقی افتاده و چرا حرفش را نمیزند. سرانجام گفت حسین از ناحیه پا تیر خورده و در بیمارستان تحت عمل جراحی است.
پدر شهید مسروری ادامه داد: بلافاصله گفتم به بیمارستان برویم و حسین را ملاقات کنیم، اما برادرم به بهانههای مختلف از رفتن امتناع میکرد. همانجا به دلم افتاد که شاید حسینم شهید شده باشد. وقتی این جمله را گفتم، برادرم شروع به گریه کرد و مرا در آغوش گرفت؛ همان لحظه فهمیدم که دیگر فرزندم را ندارم.
وی با بیان اینکه شنیدن این خبر برایش بسیار سنگین بود، گفت: بهدلیل عمل قلب باز و شرایط جسمیام، حالم بد شد و نیروهای اورژانس به خانه آمدند. مرا به بیمارستان منتقل کردند و به محض ورود، در بخش مراقبتهای ویژه قلبی بستری شدم. به همین دلیل، حتی نتوانستم در مراسم تشییع پیکر فرزندم شرکت کنم؛ اتفاقی که داغ آن برایم همچنان باقی است.
پسری که تکیهگاه خانواده بود
غلامرضا مسروری در بخش دیگری از این گفتوگو، از روحیه مسئولیتپذیری و محبت فرزندش نسبت به اعضای خانواده یاد کرد و گفت: حسین تنها پسر بزرگم بود که در بیرجند زندگی میکرد و همواره تلاش داشت کارهای بیرون از خانه را برای خانواده خودش و ما انجام دهد.
وی افزود: هر زمان از مأموریتهای عملیاتی ۱۵ شبانهروزی بازمیگشت، صبح زود به نانوایی سنگکی میرفت و برای صبحانه منزل خودش، خانه ما، منزل پدر همسرش و خانه باجناقش نان گرم تهیه میکرد. این کار برای او نشانهای از توجه و محبت به خانواده بود و هیچگاه از کمک کردن به اطرافیان دریغ نمیکرد.
پدر شهید مسروری با اشاره به همراهی فرزندش در روزهای بیماری او اظهار کرد: زمانی که برای عمل قلب باز به مشهد سفر کردیم، حسین برای همراهی ما مرخصی گرفت و رانندگی خودرو را بر عهده داشت. تا زمانی که از بیمارستان مرخص شدم، کنارمان ماند و در پایان نیز ما را به بیرجند بازگرداند.
وی ادامه داد: فرزندم در حد توان و امکانات خود، با کمکهای مالی و انجام کارهای مختلف، در کنار اعضای خانواده و بستگان بود. همه فامیل قدر زحمات او را میدانستند و حسین بهخاطر همین روحیه مهربانی و خدمتگزاری در میان آنان شناخته شده بود.
مسروری با بیان اینکه یاد و خاطره چنین فرزندی برای خانواده همواره زنده است، گفت: حسین در محیط خانواده مایه آرامش و تکیهگاه اطرافیان بود و در محیط کار نیز با همان روحیه مسئولیتپذیری، برای انجام وظایف خود تلاش میکرد.
سفارش پدر شهید به جوانان؛ راه شهدا را ادامه دهید
پدر شهید حسین مسروری در پایان با اشاره به سفارشهایی که به فرزندش داشته است، اظهار کرد: همیشه به حسین میگفتم به تو افتخار میکنم و برادرانت نیز در سنگرهای مختلف نظام جمهوری اسلامی مشغول خدمت صادقانه هستند و راه تو و همکاران شهیدت را ادامه خواهند داد؛ بنابراین از این بابت خیالت آسوده باشد.
وی با اشاره به وصیت فرزندش درباره رعایت حجاب و عفاف افزود: حسین به همسر، دختر و خواهرانش سفارش کرده بود که حجاب خود را حفظ کنند و مراقب باشند در معرض نگاههای نادرست قرار نگیرند. به گفته من، خانوادهاش به این سفارش توجه کردهاند و امیدوارم همه افراد جامعه نیز به توصیه شهدا درباره رعایت حجاب، عفاف و پیروی از ولایت فقیه توجه داشته باشند.
مسروری با تأکید بر ضرورت زنده نگه داشتن یاد و نام شهدا گفت: به جوانان کشور توصیه میکنم وصیتنامه شهدا را بخوانند، سفارشهای آنان را سرلوحه زندگی خود قرار دهند و ادامهدهنده راهشان باشند.
وی افزود: همانگونه که در سخنان امام شهیدمان نیز بر زنده نگه داشتن یاد شهدا تأکید شده است، باید اجازه ندهیم فداکاریهای این عزیزان به فراموشی سپرده شود. جوانان باید پشتیبان ولایت فقیه باشند، با اخلاص و صداقت به توصیهها و راهنماییهای ایشان عمل کنند و از مسیرهایی که میتواند به کشور آسیب برساند، دوری کنند.
پدر شهید مسروری در پایان ابراز امیدواری کرد: امیدوارم با حفظ وحدت، هوشیاری و ادامه راه شهدا، بتوانیم ایرانی آباد، آزاد، مستقل و سربلند بسازیم و آن را به نسلهای آینده تحویل دهیم؛ کشوری که امنیت و آرامش مردمش حفظ شود و ثمره ایثار شهدا در زندگی نسلهای بعدی نیز نمایان بماند.
نظر شما