محمد حسینی، کارشناس مسائل سیاسی در گفتوگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری شبستان، در تحلیل چرایی حرکت آمریکا به سمت تقابل تمدنی با ایران، اظهار کرد: آمریکاییها از نظر تاریخی، تمدنی و فرهنگی، آن پیشینه عمیقی را که ملت ایران از آن برخوردار است، ندارند و به همین دلیل تلاش میکنند با برجستهسازی برخی مفاهیم تاریخی و تمدنی، برای خود هویت و پشتوانهای تاریخی در برابر ایران تعریف کنند. بخش مهمی از هویت تاریخی آمریکا به مهاجرت اروپاییها به این سرزمین بازمیگردد؛ در حالی که ملت ایران از تمدنی ریشهدار برخوردار است که در طول هزاران سال، فراز و نشیبهای فراوانی را پشت سر گذاشته و همچنان هویت و اصالت خود را حفظ کرده است.
وی با اشاره به رویکرد مداخلهگرایانه آمریکا در عرصه بینالمللی، افزود: رفتار آمریکاییها در دهههای گذشته نشان داده است که آنها برای پیشبرد اهداف و منافع خود، بارها به مداخله نظامی، لشکرکشی و ایجاد پایگاههای نظامی در کشورهای مختلف متوسل شدهاند. نمونه بارز این رویکرد را در افغانستان شاهد بودیم؛ جایی که حضور نظامی آمریکا نهتنها به برقراری ثبات پایدار منجر نشد، بلکه پیامدهای گسترده سیاسی، امنیتی و اجتماعی برای مردم این کشور به همراه داشت. چنین رویکردی نشان میدهد که واشنگتن در بسیاری از موارد، به جای احترام به استقلال ملتها و حق تعیین سرنوشت آنها، به دنبال گسترش نفوذ و تثبیت موقعیت برتر خود در نظام بینالملل بوده است.
ایران همیشه تاریخ بر استقلال خود تأکید داشته است
حسینی با اشاره به آنچه رویکرد سلطهجویانه آمریکا در آمریکای لاتین و دیگر مناطق جهان خواند، تصریح کرد: آمریکاییها در طول تاریخ خود بارها تلاش کردهاند با اعمال فشار سیاسی، اقتصادی و نظامی، دولتها و ملتهای مستقل را به پذیرش خواستههای خود وادار کنند. از نگاه ما، اقداماتی نظیر مداخله در امور داخلی کشورها و تلاش برای تسلط بر منابع راهبردی آنها، در تضاد با اصول استقلال ملی و احترام به حاکمیت ملتها قرار دارد. این در حالی است که ملت ایران در طول تاریخ خود، همواره بر حفظ استقلال، تمامیت ارضی و حق تصمیمگیری درباره سرنوشت خویش تأکید داشته است.
وی ادامه داد: یکی از تفاوتهای اساسی ایران با قدرتهایی که سابقه استعمارگری دارند، در نوع نگاه به هویت ملی و استقلال ملتهاست. ایران از تمدنی برخوردار است که ریشههای آن به هزاران سال پیش بازمیگردد و در مقاطع مختلف تاریخی، توانسته است در برابر قدرتهای مهاجم ایستادگی کند. همین پیشینه تاریخی و ظرفیت فرهنگی، یکی از عواملی است که باعث میشود نتوان مسئله ایران را صرفاً با معیارهای قدرت نظامی، اقتصادی یا فشار سیاسی ارزیابی کرد. ملت ایران، علاوه بر برخورداری از مؤلفههای قدرت سخت، از سرمایهای تاریخی، فرهنگی و هویتی برخوردار است که در معادلات سیاسی نیز اهمیت دارد.
تاریخ ایران و اروپا، بهویژه در دوران باستان، سرشار از رویدادهایی است که نشان میدهد ملت ایران از گذشتههای دور، یکی از بازیگران مهم تحولات سیاسی و نظامی جهان بوده است
این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به اظهارات مارکو روبیو درباره پیوندهای تمدنی آمریکا و اروپا، گفت: هنگامی که مقامهای آمریکایی بر ریشههای اروپایی و پیوندهای تاریخی خود تأکید میکنند، در واقع میکوشند برای سیاستهای امروز خود، پشتوانهای تاریخی و هویتی ایجاد کنند. با این حال، پیوندهای فرهنگی و تاریخی آمریکا با اروپا به این معنا نیست که میتوان تاریخ را به ابزاری برای توجیه تقابل با ملتهای دیگر تبدیل کرد. تاریخ ایران و اروپا، بهویژه در دوران باستان، سرشار از رویدادهایی است که نشان میدهد ملت ایران از گذشتههای دور، یکی از بازیگران مهم تحولات سیاسی و نظامی جهان بوده است.
حسینی با اشاره به جنگهای ایران و یونان در دوران باستان، اظهار کرد: حدود ۲۵۰۰ سال پیش، امپراتوری هخامنشی و دولتشهرهای یونان درگیر منازعات و جنگهایی شدند که آثار آن تا امروز در حافظه تاریخی جهان باقی مانده است. این جنگها صرفاً یک رویارویی نظامی نبودند، بلکه در شکلگیری روایتهای تاریخی و برداشتهای تمدنی از شرق و غرب نیز تأثیر گذاشتند. به اعتقاد من، بازخوانی این مقطع از تاریخ نشان میدهد که ایران از همان دوران باستان، از قدرت سیاسی، سازمان حکومتی و ظرفیت تمدنی قابلتوجهی برخوردار بوده و نمیتوان نقش آن را در تحولات تاریخ جهان نادیده گرفت.
تاریخ نباید ابزار تقابل ملتها شود
وی افزود: البته تاریخ نباید به مجموعهای از روایتهای یکجانبه یا ابزار تبلیغاتی برای تقابل ملتها تبدیل شود. آنچه اهمیت دارد، این است که ملت ایران با اتکا به پیشینه تاریخی خود، از جایگاه و ظرفیت تمدنیاش آگاه باشد و اجازه ندهد روایتهای تحریفشده، هویت تاریخی آن را تحتتأثیر قرار دهد. امروز نیز اگر آمریکاییها از تقابل تمدنی سخن میگویند، باید توجه داشته باشند که ایران صرفاً یک بازیگر سیاسی در منطقه نیست، بلکه کشوری با پشتوانه فرهنگی و تاریخی عمیق است که در برابر فشارهای خارجی، بارها توانایی خود را برای حفظ استقلال و هویت ملی نشان داده است.
حسینی با تأکید بر جایگاه تاریخی ایران در حوزه حقوق و مناسبات انسانی، گفت: یکی از موضوعاتی که همواره در معرفی تمدن ایران مورد توجه قرار گرفته، منشور کوروش و مفاهیم مرتبط با شیوه حکمرانی هخامنشیان است. منشور کوروش از اسناد مهم تاریخ باستان به شمار میرود و در دوران معاصر نیز بهعنوان نمادی از رواداری و احترام به برخی سنتها و باورهای مردمان مغلوب مورد توجه قرار گرفته است. هرچند برای ارزیابی آن با معیارهای امروزی حقوق بشر باید تفاوتهای تاریخی و مفهومی را در نظر گرفت، اما این سند همچنان بخشی مهم از میراث تاریخی ایران محسوب میشود و میتواند در بررسی شیوه حکمرانی در دوران باستان مورد توجه قرار گیرد.
تمدن تنها به آثار باستانی، بناهای تاریخی یا پیروزیهای نظامی محدود نمیشود، بلکه در فرهنگ عمومی، نوع نگاه به انسان، شیوه تعامل با دیگر ملتها و میزان پایبندی به اصول اخلاقی نیز نمود پیدا میکند
معاون پارلمانی شهید رئیسی ادامه داد: ملت ایران میتواند با اتکا به چنین میراثی، بر ضرورت احترام به استقلال ملتها، حفظ کرامت انسانی و مخالفت با سلطهجویی تأکید کند. البته افتخار به تمدن گذشته زمانی ارزشمندتر میشود که در رفتار و سیاستهای امروز نیز بازتاب پیدا کند. تمدن تنها به آثار باستانی، بناهای تاریخی یا پیروزیهای نظامی محدود نمیشود، بلکه در فرهنگ عمومی، نوع نگاه به انسان، شیوه تعامل با دیگر ملتها و میزان پایبندی به اصول اخلاقی نیز نمود پیدا میکند.
این کارشناس مسائل سیاسی در پایان خاطرنشان کرد: به اعتقاد من، تلاش برای تعریف تقابل میان ایران و آمریکا در قالب یک رویارویی تمدنی، بیش از هر چیز نشاندهنده اهمیت مؤلفههای هویتی و تاریخی در رقابتهای سیاسی امروز است. ایران با برخورداری از تمدنی دیرینه، فرهنگ غنی و تجربه تاریخی طولانی، ظرفیت آن را دارد که در برابر فشارهای خارجی بر استقلال خود پافشاری کند. با این حال، پاسخ مؤثر به چنین رویکردی، صرفاً تکیه بر افتخارات تاریخی نیست، بلکه تقویت توان علمی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی کشور و معرفی دقیق و مستند میراث تمدنی ایران به افکار عمومی جهان است. تاریخ ایران نشان میدهد که هویت ملی این ملت ریشهدار است و نمیتوان آن را با فشارهای سیاسی یا روایتسازیهای مقطعی از میان بُرد.
نظر شما