به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری شبستان، همایش «سخن عشق حافظ از شیراز تا سمرقند» عصر امروز سه شنبه ۲۱مهر بابرگزاری نخستین جایزه حافظانه بهاءالدین خرمشاهی با حضور پژوهشگران زبان و حافظ شناسان در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران بدون حضور بهاءالدین خرمشاهی برگزار شد.

غلامرضا امیرخانی: حافظ ایرانیترین شاعر ایران است
در ابتدای این مراسم، غلامرضا امیرخانی، رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، در سخنانی به جایگاه حافظ در فرهنگ ایرانی پرداخت و با اشاره به روایتی از زندهیاد محمدعلی اسلامی ندوشن گفت: «مرحوم اسلامی ندوشن یکبار در محفلی اشاره کرد که یکی از دوستان ادیب و شیرازیاش گفته است تاریخ تولد حافظ را ۲۰ مهر میدانیم؛ شاعر مهر و محبت است و نمره شعرش ۲۰ است.»
او افزود: شاعر محبوب خودم سعدی است، ولی حافظ ایرانیترین شاعر ایران است. هرچند جایگاه فردوسی دستنیافتنی است، حافظ ایرانیترین است.
امیرخانی در ادامه، با اشاره به درگذشت آیتالله شبیری زنجانی، به کتاب چهارجلدی «جرعهای از دریا» پرداخت و گفت: این کتاب شامل حکایاتی است که در حاشیه درسهای آیتالله شبیری نقل شدهاند. در جلد سوم کتاب اشاره شده است که در یکی از جلسات بحث، میان امام خمینی و میرزا عبدالله مجتهدی گفتوگویی درباره جایگاه حافظ و سعدی درگرفت. امام، حافظ را بالاتر از سعدی میدانستند و فرمودند: چوب خشک هم میفهمد حافظ از سعدی بهتر است.

رئیس سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران در ادامه، برای توضیح تفاوت نگاه این دو شاعر به عشق و زیبایی، به ابیاتی از سعدی و حافظ اشاره کرد و گفت:
«به قول سعدی:
ملامتگویِ بیحاصل، ترنج از دست نشناسد
در آن معرض که چون یوسف، جمال از پرده بنمایی
و حافظ میگوید:
من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم
که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را.»
او همچنین اظهار کرد: امام خمینی و قائد شهید هر دو علاقه خاصی به حافظ داشتند. در یک کنفرانس، امام شهید چندین بار اشاره کردند که ۴۰۰ غزلی که از حافظ مانده، بخش اندکی از تعداد واقعی اشعار اوست؛ چراکه شعر میگفت و پاره میکرد.

مهدی سنایی: شعر و فرهنگ از سرمایههای مهم دیپلماسی ایران است
در ادامه مراسم، مهدی سنایی، مدیر مؤسسه مطالعات ایران و اوراسیا (ایراس)، درباره جایگاه حافظ در میان ایرانیان و ظرفیت شعر و ادبیات فارسی در روابط فرهنگی و دیپلماسی سخن گفت.
او اظهار کرد: هر ایرانی علاقه خاصی به حافظ و شعر و ادبیات دارد. من چون تخصص ندارم، نمیتوانم قضاوت کنم که حافظ بهتر است یا سعدی. شاید سعدی را بیشتر میشناسم و میخوانم، ولی گاه احساس میکنم لذت همراهی با حافظ فراتر است. سعدی بیشتر معلم است، ولی حافظ یک طبیب است.
سنایی با اشاره به سالهای فعالیت خود در حوزه سیاست خارجی، شعر و فرهنگ را از مهمترین سرمایههای در اختیار دیپلماسی ایران دانست و افزود: یکی از بزرگترین سرمایههای در اختیار دیپلماسی، شعر و فرهنگ و قدرت نرم است. بدون تردید، هر دیپلمات ایرانی و هر ایرانی خارج از کشور سرمایهای دارد که از بسیاری از کشورهای دیگر پیشتر است و البته با همین سرمایه، ناکارآمدیها جبران میشوند.
او در ادامه این پرسش را مطرح کرد که آیا ایران به اندازه کافی از این ظرفیت فرهنگی استفاده میکند و کارگزاران کشور به اهمیت آن آگاهی دارند یا خیر. سنایی گفت: من تردید دارم؛ هرچند کارگزارانی هستند که وقوف کافی دارند.
مدیر مؤسسه مطالعات ایران و اوراسیا سپس با اشاره به حضور ناتالیا پریگارینا در این همایش گفت: «وقتی در روسیه رایزن فرهنگی بودم، این ایرانشناس را شناختم. او دیوان اشعار حضرت امام را ترجمه کرده و از برجستهترین ایرانشناسان است.»
سنایی خاطرهای از یکی از نشستهای فرهنگی در روسیه نقل کرد و گفت: یکبار در نشستی که عثمانف هم حضور داشت، اشاره کرد که وقتی ما در دوره شوروی کارمان را روی ادبیات کشورهای مختلف شروع کردیم، همکاران بخشهای دیگر به ما که درباره ایران کار میکردیم حسادت میکردند و میگفتند کار شما تفریح است و انصاف نیست حقوقتان با ما برابر باشد.
او در پایان ابراز امیدواری کرد که نسل جوان هرچه بیشتر با آموزههای شاعران بزرگ، از جمله حافظ، مأنوس شود.

کوروش کمالی سروستانی: روز حافظ از یک پیشنهاد فرهنگی به رویدادی ملی تبدیل شد
در این همایش «کوروش کمالی سروستانی»، مدیر دانشنامه فارس درباره شکلگیری روز بزرگداشت حافظ و روند گسترش حافظپژوهی در ایران گفت: بزرگداشت حافظ، در کنار پاسداشت شعر و اندیشهاش، معطوف به کوششهایی بیدریغ است تا شناخت و معرفی آثارش را استمرار بخشد و زمینه پژوهش درباره او را فراهم آورد. از این رو، در سال ۱۳۷۵، اندیشه نامگذاری روزهایی از سال به دو شاعر بزرگ شیراز، سعدی و حافظ، به ذهنم رسید.
کمالی سروستانی درباره روند انتخاب این روزها توضیح داد: برای انتخاب این روزها با جمعی از ادیبان، از جمله استاد بهاءالدین خرمشاهی، دکتر منصور رستگار فسایی و زندهیاد دکتر عبدالحسین زرینکوب، و نیز جمع ادبی یاران یکشنبه مشورت کردم و در نهایت، اول اردیبهشتماه بهعنوان یادروز سعدی و بیستم مهرماه بهعنوان روز بزرگداشت حافظ انتخاب شد.
او دلایل انتخاب بیستم مهرماه به عنوان روز حافظ را چنین شرح داد: در انتخاب بیستم مهرماه، دلایلی چند در نظر گرفته شد؛ از جمله آبوهوای مساعد شیراز در پاییز، بسامد واژه مهر در دیوان حافظ و تناسب این ماه با بزرگداشت شاعری که مهر و محبت در جهان شعری او جایگاهی ویژه دارد. همچنین، بیستم مهرماه تاریخی بهیادماندنی بود و با گذشت مدتی از آغاز سال تحصیلی، فرصت مناسبی برای برگزاری مراسم فراهم میکرد.
مدیر دانشنامه فارس اظهار کرد: نخستین مراسم روز حافظ در سال ۱۳۷۶ برگزار شد. این مراسم در ابتدا بیشتر جنبه استانی داشت، اما با پیگیری مستمر و طرح موضوع در شورای فرهنگ عمومی کشور، زمینه رسمیشدن یادروز حافظ و سعدی فراهم آمد.
کمالی سروستانی افزود : با گسترش این امر، برپایی مراسم روز حافظ از جغرافیای استان فارس فراتر رفت و به رویدادی ملی تبدیل شد. همچنین، با هماهنگی مراکز ایرانشناسی، دانشگاههای دارای گروه زبان فارسی و نهادهای فرهنگی خارج از کشور، مراسم بزرگداشت حافظ در شماری از شهرهای دیگر کشورها نیز برگزار شد.»
او افزود: دو سال پس از برگزاری مراسم بزرگداشت حافظ، مرکز حافظشناسی در سال ۱۳۷۸ تأسیس شد تا در کنار برگزاری یاد روز حافظ، فعالیتهای دیگری را از جمله تهیه کتابشناسی مقالات حافظ، تدوین و تصحیح دیوان جامع حافظ، تدوین فرهنگ حافظ پژوهی و ایجاد کتابخانه تخصصی را نیز پیگیری کند.
مدیر دانشنامه فارس در بخش دیگری از سخنان خود، به نقش یادروز حافظ در معرفی آثار پژوهشی و شکلگیری جایزه حافظانه بهاءالدین خرمشاهی پرداخت و گفت: یادروز حافظ به فرصتی برای معرفی آثار منتشرشده درباره این شاعر، برگزاری نشستهای علمی و ادبی و جلب توجه رسانهها و مردم به شعر و اندیشه او تبدیل شد. استمرار این حرکت فرهنگی، زمینهای برای سنجش آثار حافظپژوهی و معرفی پژوهشهای برتر فراهم آورد؛ زمینهای که جایزه حافظانه بهاءالدین خرمشاهی نیز در امتداد آن قرار میگیرد.
کمالی سروستانی درباره هدف از تأسیس این جایزه توضیح داد: بر این باور، به پاس ارجگذاری به این شاعر فرزانه و اندیشه ناب او و در جهت تداوم حافظپژوهی، دانشنامه فارس و بخش فرهنگی و بینالمللی شهر کتاب، جایزه حافظانه بهاءالدین خرمشاهی را برای پاسداشت پژوهشهای گرانمایه، ماندگار و تأثیرگذار استاد بهاءالدین خرمشاهی بنیان نهادند؛ پژوهشگری که نزدیک به پنجاه سال از عمر خویش را عاشقانه به شناخت و معرفی حافظ شیراز اختصاص داده و با تدوین و انتشار آثار متعدد، نقشی ماندگار در حافظشناسی معاصر ایفا کرده است.
او با اشاره به کارنامه پژوهشی بهاءالدین خرمشاهی افزود: نام این جایزه با کارنامه پژوهشی استاد خرمشاهی پیوند خورده است؛ کارنامهای که آثار متعدد و ارزشمندی را در حوزه حافظشناسی در بر میگیرد. این آثار، در کنار یکدیگر، نشاندهنده گستره کوششهای استاد خرمشاهی در زمینه شناخت شعر و شخصیت حافظ، شرح دشواریهای دیوان، بررسی پیوند حافظ و قرآن، تصحیح متن و گردآوری پژوهشهای حافظشناسیاند.
وی تاکید کرد: جایزه حافظانه بهاءالدین خرمشاهی فرصتی برای ارجگذاری به پژوهشهایی است که در راه شناخت حافظ انجام میشوند و میتوانند به تداوم حافظپژوهی و معرفی آثار ارزشمند در این حوزه در ایران و جهان یاری برسانند.
کمالی سروستانی درباره سازوکار اعطای این جایزه نیز گفت: بر این اساس، هر سال بهترین کتاب پیرامون حافظ انتخاب میشود و هیئت داوران، هر سال در ماه مهر و همزمان با یادروز حافظ، پس از بررسی آثار ارائهشده به دبیرخانه، اثر برگزیده را معرفی و جایزه را اهدا میکنند.
وی در پایان ابراز امیدواری کرد که این آیین، در کنار پاسداشت نامها، زمینه استمرار شناخت و معرفی حافظ و گسترش پژوهش درباره شعر و اندیشه او را فراهم کند.

اهدای جایزه خافظانه خرمشاهی به اصغر دادبه و ناتالیا پریگارینا
در این همایش بیانیه هیئت داوران خوانده شد و بر اساس این بیانیه کتاب «رندی آموز و...» نوشته زندهیاد دکتر اصغر دادبه که در سال ۱۴۰۴ از سوی نشر فرهنگ معاصر منتشر شده است، در بخش داخلی این جایزه برگزیده شد. در بخش بینالمللی نیز جایزه سال ۲۰۲۶ به ناتالیا پریگارینا، ایرانشناس و شرقشناس روس، به پاس ترجمه دیوان حافظ به زبان روسی همراه با شرح و توضیحات ادبی و زبانشناختی در دو جلد، تعلق گرفت. هیئت داوران این جایزه، آثار منتشرشده درباره حافظ در ایران طی سال ۱۴۰۴ و آثار منتشرشده در خارج از ایران طی سالهای ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ را بررسی کرده است.

در ادامه این همایش «هاتف خرمشاهی»، فرزند بهاءالدین خرمشاهی پیام وی را قرائت کرد؛ او وی در این پیام ضمن عرض درود به مخاطبان همایش بهویژه ایران شناسان خارج از کشور خصوصا برنده روسی جایزه که دیوان حافظ را به زبان روسی ترجمه کرده و خانواده شادروان اصغر دادبه از عدم حضور در این مراسم به دلیل بیماری عذرخواهی کرد و با تشکر از عوامل برگزاری برنامه و تبریک به برگزیدگان دوره نخست پیامش را با این بیت که ما بدین مقصد عالی نتوانیم رسید/ هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند به پایان برده است.
اکرم باقروف: حافظ میراث مشترک ادبی ایران و آذربایجان است
در ادامه این همایش «اکرم باقروف»، از جمهوری آذربایجان در سخنانی درباره پیشینه حافظشناسی در آذربایجان و جایگاه شعر حافظ در فرهنگ ادبی این کشور اظهار کرد: سخن گفتن از حافظ شیرازی در آذربایجان، بحثی درباره تاریخ طولانی ارتباطات ادبی و فرهنگی میان ایران و آذربایجان نیز هست. حافظ در فرهنگ ادبی آذربایجان جایگاهی فراتر از یک شاعر کلاسیک دارد. غزلهای او قرنهاست که خوانده، نسخهبرداری، شرح، ترجمه و بررسی شدهاند و در دوره معاصر نیز پژوهش درباره او در مراکز علمی آذربایجان ادامه دارد.
باقروف با اشاره به پیشینه ارتباط آذربایجان با ادبیات فارسی افزود: ارتباط آذربایجان با ادبیات فارسی، سابقهای بسیار طولانی دارد. شاعران و ادبای آذربایجان در طول قرنها با آثار فردوسی، سعدی، مولانا و حافظ شیرازی آشنایی داشتهاند. اما در میان این بزرگان، حافظ همواره جایگاه ویژهای داشته است؛ زیرا غزلیات او علاوه بر زیبایی زبانی و موسیقایی، سرشار از مضامین عرفانی، اخلاقی، فلسفی و انسانی است. همین ویژگی سبب شده است که دیوان حافظ در محیط فرهنگی آذربایجان نیز همواره مورد توجه قرار گیرد.
او با تأکید بر جایگاه حافظ در میراث ادبی منطقه گفت: حافظ در آذربایجان بهعنوان بخشی از میراث مشترک ادبی منطقه شناخته شده است. بیتردید، ترجمه اشعار حافظ راهگشای شناخت او در میان خوانندگان آذربایجانی بوده و این شاعر را به جامعه آذربایجانی شناسانده است.
این پژوهشگر در ادامه به نقش شاعران آذربایجانی در معرفی حافظ اشاره کرد و گفت: در دوره جدید، شاعرانی مانند میرزا علیاکبر صابر و محمد هادی از نخستین چهرههایی بودند که مضامین برخی ابیات و اشعار حافظ را به زبان آذربایجانی منتقل کردند. این ترجمهها، اگرچه در آن زمان بهصورت ترجمه کامل دیوان نبودند، در معرفی حافظ به نسل جدید خوانندگان نقش داشتند.
باقروف تاریخ حافظشناسی در آذربایجان را در سه مرحله توضیح داد: مرحله نخست، آشنایی تاریخی و ادبی با حافظ و حضور شعر او در محیط فرهنگی آذربایجان است. مرحله دوم، ترجمه و انتشار اشعار حافظ به زبان آذربایجانی است که در این زمینه نامهایی مانند میرزا علیاکبر صابر، محمد هادی، ابراهیم طاهر قرهباغی، ابوالفضل حسینی و حافظ رستم اهمیت دارند. مرحله سوم، پژوهش علمی، عروضی، ادبی، نسخهشناختی و متنشناختی حافظ است که پژوهشگرانی مانند اکرم جعفر، دکتر مسیح آقا محمدی، ابراهیم قلیاف و پاشا علیاوغلو در آن سهم داشتهاند.

شریفمراد اسرافیلنیا: جایگاه دیوان حافظ در خانههای مردم تاجیکستان ویژه است
شریفمراد اسرافیلنیا، سخنران تاجیکستانی این همایش، در سخنانی به انتشار اشعار حافظ در تاجیکستان و جایگاه دیوان این شاعر در زندگی فرهنگی مردم این کشور پرداخت.
او در آغاز گفت: از آنجا که موضوع حافظپژوهی در تاجیکستان گستره وسیعی دارد، در اینجا تنها به یکی از جنبههای آن، یعنی انتشار اشعار حافظ در تاجیکستان، خواهم پرداخت.
اسرافیلنیا با اشاره به دیدگاه عبدالحسین زرینکوب درباره محبوبیت حافظ در میان تاجیکان اظهار کرد: باید یادآور شد که به گفته استاد گرانقدر، دکتر عبدالحسین زرینکوب، محبوبیت حافظ در میان تاجیکان از همان روزگار شاعر آغاز شده است.
او در ادامه به نقش جاده ابریشم در انتقال شعر حافظ به سرزمینهای آسیای مرکزی اشاره کرد و گفت: کاروانهای جاده ابریشم که از شهرهای خجند، سمرقند، بخارا و پنجکنت نیز عبور میکردند، در کنار کالاهای تجاری، اشعار خواجه حافظ را نیز به ارمغان میآوردند. افزون بر محبوبیت حافظ در میان مردم تاجیک، وجود نسخههای متعدد دیوان او در کتابخانههای دولتی و خانههای مردم نیز گواهی بر این مدعاست.
این پژوهشگر درباره جایگاه دیوان حافظ در زندگی روزمره مردم تاجیکستان گفت: مردم تاجیکستان، در کنار قرآن، دیوان حافظ را نیز کتابی مقدس میشمارند و گاه آن را در گهواره، زیر بالش کودک، قرار میدهند.
او سپس به سروده مؤمن قناعت، شاعر نامدار تاجیک، درباره جایگاه حافظ در خانههای مردم تاجیکستان اشاره کرد:
«اگر در خانه تاجیک همهچیز ناچیز بود،
در هر گهواره حافظ بود یا دیوان حافظ بود...
اگر با نام حافظ به خانه تاجیک درمیآمدی،
ویرانه تاجیک ناگهان از کرم به کاخی بدل میشد.»
اسرافیلنیا در ادامه سخنان خود، غزلیات حافظ را از شیواترین، پرمعناترین و زیباترین نمونههای شعر فارسی دانست و گفت: اشعار خواجه حافظ شیرازی، بهویژه غزلیات دلانگیز او، سالهاست مورد توجه اهل علم و ادب و نیز مردم عادی تاجیکستان قرار دارند. مطالعه زندگی و آثار حافظ اندکی پس از درگذشت او آغاز شد و تا امروز ادامه یافته است.
او با اشاره به تلاشهای پژوهشی برای تعیین متن دقیق دیوان حافظ افزود: بهویژه در زمینه پژوهش و تعیین متن دقیق و کامل اشعار دیوان حافظ، تلاشهای فراوانی صورت گرفته است. از دهه ۱۹۴۰ میلادی تاکنون، میراث جاودان این شاعر ملکوتی بارها، هم بهصورت کامل و هم در قالب گزیدههایی از اشعار، در زادگاه او، ایران، و نیز در تاجیکستان و افغانستان منتشر شده است.
به گفته این پژوهشگر، با وجود این کوششها، هنوز متنی جامع که همه اشعار شاعر را در بر گیرد و انتساب تمام آنها به حافظ قطعی و بیتردید باشد، فراهم نیامده است.
اسرافیلنیا پیش از ادامه بحث، به خدمات شرقشناسان اتحاد جماهیر شوروی سابق در زمینه مطالعه و انتشار اشعار حافظ پرداخت و گفت: «در این زمینه، پژوهشگران تاجیک نیز سهم مهمی داشتهاند.»
او از الکساندر بولدریف، عبدالغنی میرزایف، یوگنی ادواردوویچ برتلس، یوسف براگینسکی، اعلاءخان افصحزاد، آ. کوتتیشویلی، جمشید شانبهزاده، خالق میرزازاده، فاتح عبدالله، نذیره قهاروا، گلثوم گلیموا، شریفمراد اسرافیلنیا، مهری محمدوا، مشکیننساء رحیموا و دیگر پژوهشگران بهعنوان چهرههای مؤثر در این حوزه نام برد.
نظر شما