تأکید رهبر شهید بر هم‌افزایی بسیج و کانون‌های مساجد، به تاب‌آوری اجتماعی کمک می‌کند/کانون‌ها می‌توانند دستیار فرهنگی دولت باشند

حجت‌الاسلام ارزانی گفت: بسیج و کانون‌های فرهنگی هنری مساجد، با وجود تفاوت در برخی مأموریت‌ها و شیوه‌های فعالیت، دارای ظرفیت‌های مکمل هستند. بسیج از توان سازماندهی نیروهای داوطلب، تجربه حضور در عرصه‌های خدمت‌رسانی و ظرفیت بسیج اجتماعی برخوردار است و کانون‌های فرهنگی هنری نیز می‌توانند در ارتباط فرهنگی با خانواده‌ها و جوانان، تولید محتوای هنری و رسانه‌ای و تقویت پیوندهای اجتماعی نقش‌آفرینی کنند.هنگامی که این ظرفیت‌ها در کنار یکدیگر قرار گیرند، مسجد می‌تواند به مرکزی مؤثر برای ارتقای تاب‌آوری اجتماعی تبدیل شود.

به گزارش خبرنگار بین الملل خبرگزاری شبستان، ۱۹ مهرماه سال ۱۳۹۱ یکی از مقاطع مهم در بازخوانی جایگاه کانون‌های فرهنگی هنری مساجد در منظومه فرهنگی کشور است؛ روزی که رهبر شهیدانقلاب اسلامی در جریان سفر به خراسان شمالی و در دیدار با جمعی از روحانیون و ائمه جماعات، بر اهمیت توجه به کانون‌های فرهنگی هنری مساجد تأکید کردند.

این بیانات در شرایطی مطرح شد که کانون‌های فرهنگی هنری مساجد به عنوان یکی از ظرفیت‌های مردمی مسجد، مأموریت مهمی در حوزه فعالیت‌های فرهنگی، هنری و تربیتی به ویژه برای نوجوانان و جوانان بر عهده داشتند. رهبر شهید در آن بیانات بر ضرورت همدلی و همبستگی میان بخش‌های مختلف مسجد از جمله امام جماعت، بسیج و کانون فرهنگی هنری تأکید کردند؛ موضوعی که امروز و در شرایط مواجهه جامعه با مسائل و بحران‌های مختلف، اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

۱۹ مهرماه ۱۳۹۱ رهبر شهید فرمودند: «من سفارش کنم که کانون‌های فرهنگی هنری مساجد را فراموش نکنید، البته با همکاری بسیج ...این کانون ‌های فرهنگی هنری مساجد را مؤثر کنید، برایش کار کنید، بنشینید فکر کنید، مطالعه کنید و سخنی که متناسب با نیاز آن جوانی است که آنجا حضور پیدا می‌کند فراهم کنید، مطالعه کنید. خودتان را مجهز کنید، مسلح به سلاح معرفت و استدلال کنید، بعد به این کانون‌های فرهنگی، هنری بروید و پذیرای جوان باشید. با روی خوش هم پذیرا باشید.

به همین مناسبت، با حجت‌الاسلام والمسلمین حبیب‌رضا ارزانی، رئیس اسبق ستاد هماهنگی کانون‌های فرهنگی هنری مساجد کشور و رایزن فرهنگی ایران در مالزی، درباره ظرفیت‌های کانون‌های مساجد، الزامات تحقق مسجدمحوری و نقش این کانون‌ها در تقویت انسجام اجتماعی و مدیریت بحران‌ها گفت‌وگو کرده‌ایم.

تأکید رهبر شهید انقلاب اسلامی بر فراموش نکردن کانون‌های مساجد و مؤثر کردن این کانون‌ها، به دلیل وجود چه ظرفیت‌هایی در این نهاد مسجدی است و این ظرفیت چه باری را از دوش جامعه و نظام برمی‌دارد؟

با آرزوی بهروزی و با سپاس از مسئولان و فعالان مسجدی که خالصانه در مسیر احیای امر پروردگار و عمران مساجد تلاش می‌کنند، باید بگویم تأکید رهبر شهید انقلاب اسلامی بر کانون‌های فرهنگی هنری مساجد را نباید تنها توصیه‌ای برای تقویت یک مجموعه فرهنگی یا افزایش برنامه‌های فوق‌برنامه دانست.

بلکه این سخنان را باید در چارچوب نگاه تمدنی ایشان به مسجد و نقش آن در تربیت انسان، تحکیم هویت دینی، تقویت سرمایه اجتماعی و پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی تحلیل کرد.

در اندیشه اسلامی، مسجد تنها محل اقامه نماز نیست؛ بلکه مسجد در طول تاریخ تمدن اسلامی، جایگاه تعلیم و تربیت، رسیدگی به محرومان، گفت‌وگوی اجتماعی، حل اختلافات، پرورش نیروهای مؤمن و مسئولیت‌پذیر و شکل‌گیری حرکت‌های اجتماعی بوده است.

یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های کانون‌های فرهنگی هنری مساجد، امکان پیوند میان معنویت، فرهنگ، هنر، جوانان و مسئولیت اجتماعی است. این مجموعه‌ها به دلیل برخورداری از پشتوانه معنوی، ارتباط مستقیم با مردم و گستردگی حضور در محله‌ها، ظرفیت ویژه‌ای برای فعالیت فرهنگی و اجتماعی دارند.

در این میان، تعبیر «مؤثر کنید» در سخنان رهبر شهید انقلاب اسلامی اهمیت زیادی دارد. معیار موفقیت یک کانون نباید تنها تعداد برنامه‌ها، اعضا یا جشنواره‌های برگزارشده باشد؛ بلکه باید دید فعالیت‌های آن چه تغییری در زندگی جوانان، خانواده‌ها و محیط اجتماعی پیرامون مسجد ایجاد کرده است.

آیا یک کانون توانسته جوانی را که ارتباط اندکی با مسجد داشته، به فضای معنوی و اجتماعی مسجد جذب کند؟ آیا توانسته استعداد هنری یک نوجوان را شناسایی و شکوفا سازد؟ آیا توانسته در کاهش آسیب‌های اجتماعی محله، تقویت پیوندهای خانوادگی، ارتقای سواد رسانه‌ای و افزایش امید اجتماعی نقش‌آفرینی کند؟ اینها شاخص‌های واقعی اثربخشی هستند.

در دوره مسئولیتم در ستاد هماهنگی کانون‌های فرهنگی هنری مساجد کشور نیز همواره بر این باور بودم که نباید کانون‌ها را صرفاً مجری برنامه‌های مناسبتی بدانیم. کانون باید به مرکزی برای شناسایی و پرورش استعدادها، تولید فکر، فعالیت هنری و مشارکت اجتماعی تبدیل شود.

ظرفیت دیگر کانون‌ها، مردمی بودن آنهاست. بسیاری از فعالیت‌های فرهنگی رسمی نیازمند ساختار اداری، نیروی انسانی و اعتبارات قابل توجه هستند؛ اما کانون مسجد می‌تواند با اتکا به اعتماد عمومی، مشارکت داوطلبانه جوانان، همراهی خانواده‌ها و ظرفیت خیرین، فعالیت‌هایی گسترده و کم‌هزینه را سامان دهد.

این ویژگی می‌تواند بخشی از بار فرهنگی و اجتماعی را از دوش دولت و نهادهای رسمی بردارد؛ البته نه به معنای سلب مسئولیت از دولت، بلکه به معنای فعال‌سازی ظرفیت‌های مردمی و تحقق مشارکت اجتماعی در اداره امور فرهنگی.

از سوی دیگر، کانون‌های فرهنگی هنری می‌توانند به تقویت هویت دینی و ملی نسل جدید کمک کنند. امروز جوانان در معرض حجم گسترده‌ای از پیام‌های رسانه‌ای، الگوهای فرهنگی و تحولات سریع اجتماعی قرار دارند. در چنین شرایطی، پاسخ به نیازهای آنان صرفاً با سخنرانی‌های یک‌طرفه یا برنامه‌های تکراری امکان‌پذیر نیست.

رهبر شهید انقلاب اسلامی به‌درستی بر ضرورت مطالعه، شناخت نیاز جوانان، برخورداری از معرفت و استدلال و پذیرایی از آنان با روی خوش تأکید کرده‌اند. این بخش از سخنان ایشان بسیار راهبردی است؛ زیرا نشان می‌دهد که مسجد باید هم از نظر محتوایی توانمند باشد و هم از نظر رفتاری و ارتباطی، محیطی جذاب، صمیمی و پذیرنده ایجاد کند.

جوان نباید احساس کند که برای حضور در مسجد ابتدا باید شبیه دیگران شود؛ بلکه باید احساس کند مسجد خانه اوست و در این خانه می‌تواند پرسش کند، بیاموزد، استعدادهای خود را شکوفا سازد و در ساختن آینده جامعه مشارکت داشته باشد.

اگر کانون‌های فرهنگی هنری مساجد به چنین جایگاهی برسند، می‌توانند در کاهش فاصله نسلی، تقویت امید اجتماعی، پیشگیری از آسیب‌های فرهنگی و اجتماعی و تربیت نیروهای متعهد و متخصص نقش مؤثری ایفا کنند. این همان ظرفیتی است که باید آن را یکی از سرمایه‌های راهبردی نظام اسلامی دانست.

مؤثر کردن کانون‌های مساجد در امور مختلف، به‌ویژه اجرای طرح مسجدمحوری دولت، چه سازوکارها و الزاماتی دارد؟

 نخستین ضرورت در تحقق مسجدمحوری آن است که از نگاه شعاری و اداری به مسجد عبور کنیم. مسجدمحوری نباید به این معنا باشد که تعدادی از برنامه‌های دستگاه‌های اجرایی را از ساختمان‌های اداری به فضای مسجد منتقل کنیم؛ بلکه باید مسجد را به عنوان یک نهاد اجتماعی زنده، دارای ابتکار عمل و برخوردار از ظرفیت تصمیم‌سازی و مشارکت مردمی به رسمیت بشناسیم. برای تحقق این هدف، چند الزام اساسی وجود دارد.

نخست، شناخت دقیق مسائل و نیازهای محله است. کانون فرهنگی هنری مسجد باید بداند جوانان محله با چه دغدغه‌هایی مواجه هستند، خانواده‌ها چه نیازهایی دارند، چه استعدادهایی در میان نوجوانان وجود دارد و کدام مسائل فرهنگی و اجتماعی نیازمند مداخله و همکاری هستند.

برنامه‌ای که بدون شناخت مخاطب طراحی شود، حتی اگر از نظر ظاهری جذاب باشد، اثربخش نخواهد بود. بنابراین، هر کانون باید متناسب با ویژگی‌های جمعیتی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی محله خود برنامه‌ریزی کند.

دوم، توانمندسازی مدیران و فعالان کانون‌هاست. امروز مدیریت فرهنگی مسجد نیازمند مهارت‌هایی فراتر از مدیریت برنامه‌های مناسبتی است. مدیر کانون باید با شیوه‌های ارتباط با نسل جدید، مدیریت فعالیت‌های داوطلبانه، سواد رسانه‌ای، فناوری‌های نوین، تولید محتوای دیجیتال و اصول برنامه‌ریزی فرهنگی آشنا باشد.

در همین زمینه، هوش مصنوعی و ابزارهای نوین ارتباطی می‌توانند فرصت‌های تازه‌ای برای تولید محتوای متناسب با نیاز مخاطبان، آموزش و گسترش ارتباط با جوانان فراهم کنند. البته استفاده از این فناوری‌ها باید همراه با سواد انتقادی، رعایت اخلاق و حفظ اصالت پیام فرهنگی و دینی باشد.

سومین ضرورت، تقویت همکاری و هم‌افزایی میان ارکان مسجد است. امام جماعت، هیئت امنا، پایگاه بسیج، کانون فرهنگی هنری، خیرین و سایر مجموعه‌های فعال در مسجد نباید جزیره‌ای عمل کنند.

امام جماعت می‌تواند نقش هدایت معنوی و ایجاد هماهنگی را بر عهده داشته باشد و کانون فرهنگی هنری نیز با بهره‌گیری از ظرفیت هنر، ادبیات، رسانه و فعالیت‌های خلاقانه، زمینه حضور و مشارکت جوانان را فراهم سازد.

چهارمین مسئله، توجه جدی به استقلال عمل و خلاقیت کانون‌ها در چارچوب مأموریت‌های فرهنگی آنهاست. تجربه نشان داده است که فعالیت فرهنگی زمانی موفق‌تر خواهد بود که فعالان محلی، خود را در طراحی و اجرای برنامه‌ها سهیم بدانند. نباید همه کانون‌ها را با یک الگوی ثابت و دستورالعمل یکسان اداره کرد.

کانونی در یک منطقه روستایی ممکن است ظرفیت ویژه‌ای در احیای سنت‌های بومی و هنرهای محلی داشته باشد؛ در حالی که کانونی در یک شهر بزرگ می‌تواند در زمینه رسانه، فناوری، فعالیت‌های هنری و گفت‌وگوهای فرهنگی با نسل جدید نقش برجسته‌تری ایفا کند.

پنجم، ایجاد نظام پشتیبانی پایدار است. مسجدمحوری بدون تأمین حداقلی از امکانات، آموزش، حمایت حقوقی، زیرساخت و منابع مالی، به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. دستگاه‌های دولتی و عمومی باید نقش تسهیلگر داشته باشند، نه اینکه با گسترش بوروکراسی، ظرفیت‌های مردمی مسجد را محدود کنند.

ششمین ضرورت، ارزیابی اثربخشی است. باید به جای آنکه صرفاً بپرسیم چند برنامه برگزار شده، بررسی کنیم چه تعداد نوجوان به فعالیت مستمر جذب شده‌اند، چه استعدادهایی رشد کرده‌اند، چه مسائل محلی با مشارکت مردم حل شده و اعتماد عمومی به مسجد تا چه اندازه تقویت شده است.

نکته دیگری که نباید از آن غفلت کنیم، جایگاه خانواده است. مسجد و کانون فرهنگی هنری زمانی موفق خواهند بود که بتوانند میان نوجوان، خانواده و محیط اجتماعی ارتباطی سازنده برقرار کنند. فعالیت‌های بین‌نسلی، آموزش مهارت‌های زندگی، حمایت از خانواده و مشارکت والدین در برنامه‌های فرهنگی می‌تواند در این زمینه بسیار مؤثر باشد.

در نهایت معتقدم مسجدمحوری زمانی محقق می‌شود که مسجد از یک مکان صرفاً ارائه‌دهنده خدمات به کانون مشارکت، همبستگی و حل مسائل مردم تبدیل شود.

در این الگو، مردم تنها مخاطب برنامه‌ها نیستند؛ بلکه خودشان طراح، مجری و ارزیاب فعالیت‌ها خواهند بود. این همان نقطه‌ای است که مسجدمحوری می‌تواند از یک سیاست اداری به یک حرکت اجتماعی و فرهنگی پایدار تبدیل شود.

حمایت و همراهی بسیج با کانون‌های مساجد و تقویت کانون‌ها از این مسیر، در بحران‌ها و جنگ، انسجام و امداد اجتماعی چه نقشی دارد؟

یکی از نکات بسیار مهم و آینده‌نگرانه در فرمایش رهبر شهید انقلاب اسلامی در ۱۹ مهرماه ۱۳۹۱، تأکید بر همکاری کانون‌های فرهنگی هنری مساجد با بسیج است. این تأکید نشان‌دهنده اهمیت هم‌افزایی ظرفیت‌های فرهنگی، اجتماعی و سازمان‌یافته در بستر مسجد است.

بسیج و کانون‌های فرهنگی هنری مساجد، با وجود تفاوت در برخی مأموریت‌ها و شیوه‌های فعالیت، دارای ظرفیت‌های مکمل هستند. بسیج از توان سازماندهی نیروهای داوطلب، تجربه حضور در عرصه‌های خدمت‌رسانی و ظرفیت بسیج اجتماعی برخوردار است و کانون‌های فرهنگی هنری نیز می‌توانند در ارتباط فرهنگی با خانواده‌ها و جوانان، تولید محتوای هنری و رسانه‌ای و تقویت پیوندهای اجتماعی نقش‌آفرینی کنند.

هنگامی که این ظرفیت‌ها در کنار یکدیگر قرار گیرند، مسجد می‌تواند به مرکزی مؤثر برای ارتقای تاب‌آوری اجتماعی تبدیل شود.

در شرایط عادی، این همکاری می‌تواند در قالب برنامه‌های تربیتی، فعالیت‌های هنری، آموزش مهارت‌های اجتماعی، حمایت از خانواده‌های نیازمند، شناسایی آسیب‌های محله و مشارکت جوانان در فعالیت‌های داوطلبانه شکل گیرد.

اما اهمیت این هم‌افزایی در شرایط بحرانی، از جمله حوادث طبیعی، جنگ و دیگر موقعیت‌های اضطراری، آشکارتر می‌شود.

در چنین شرایطی، جامعه تنها به امکانات مادی نیاز ندارد؛ بلکه به آرامش روانی، اعتماد، امید، همدلی، اطلاع‌رسانی صحیح و شبکه‌های قابل اتکای اجتماعی نیز نیازمند است.

مسجد به دلیل برخورداری از پیوندهای محلی و اعتماد بخش مهمی از مردم، می‌تواند یکی از پایگاه‌های مهم سازماندهی کمک‌های مردمی باشد. بسیج می‌تواند در هماهنگی نیروهای داوطلب، توزیع کمک‌ها و همکاری با نهادهای مسئول امدادی نقش‌آفرینی کند و کانون فرهنگی هنری نیز با بهره‌گیری از ظرفیت‌های ارتباطی، فرهنگی و رسانه‌ای خود، به تقویت آرامش و انسجام اجتماعی کمک کند.

برای مثال، در شرایط بحران، کانون‌های فرهنگی هنری می‌توانند در اطلاع‌رسانی مسئولانه و مقابله با شایعات، تهیه محتوای آموزشی برای خانواده‌ها، اجرای برنامه‌های حمایتی متناسب با نیاز کودکان و نوجوانان و ایجاد شبکه‌های همیاری محلی نقش مؤثری داشته باشند.

البته در زمینه امداد تخصصی، سلامت روان و مدیریت شرایط اضطراری، هماهنگی با دستگاه‌های مسئول و بهره‌گیری از نیروهای آموزش‌دیده ضرورتی انکارناپذیر است.

نکته اساسی این است که در شرایط جنگ و بحران، حفظ انسجام اجتماعی به اندازه تأمین نیازهای مادی اهمیت دارد. جامعه‌ای که اعضای آن به یکدیگر اعتماد دارند، نسبت به مشکلات همسایگان خود بی‌تفاوت نیستند و از شبکه‌های حمایتی برخوردارند، توان بیشتری برای عبور از دشواری‌ها خواهد داشت.

در این میان، مسجد می‌تواند نقش پیونددهنده نسل‌ها، خانواده‌ها و گروه‌های مختلف اجتماعی را ایفا کند.

همچنین نباید نقش هنر و فعالیت‌های فرهنگی را در بحران‌ها نادیده گرفت. هنر می‌تواند زبان امید، همدلی و مقاومت در برابر ناامیدی باشد. تولید آثار هنری، روایت تجربه‌های ایثار و همبستگی، برنامه‌های فرهنگی برای کودکان و نوجوانان و حفظ ارتباط اجتماعی خانواده‌ها، همگی می‌توانند به تقویت روحیه عمومی کمک کنند.

از سوی دیگر، همکاری بسیج و کانون‌های فرهنگی هنری نباید به ادغام ساختاری یا کم‌رنگ شدن هویت تخصصی کانون‌ها منجر شود. هر مجموعه باید ضمن حفظ مأموریت و ظرفیت ویژه خود، در چارچوب یک برنامه مشترک و هماهنگ فعالیت کند.

بسیج می‌تواند از ظرفیت سازماندهی و شبکه داوطلبان خود استفاده کند و کانون‌های فرهنگی هنری نیز باید با خلاقیت، زبان فرهنگی و شناخت نیازهای نسل جدید، مأموریت خود را دنبال کنند.

به باور من، مهم‌ترین دستاورد این همکاری، تربیت نسلی است که علاوه بر برخورداری از ایمان و هویت فرهنگی، نسبت به سرنوشت جامعه خود احساس مسئولیت کند؛ نسلی که در روزهای آرامش، سازنده و خلاق باشد و در روزهای سخت، در کنار مردم بایستد.

در پایان، بار دیگر بر بخش پایانی فرمایش رهبر شهید انقلاب اسلامی تأکید می‌کنم که بر ضرورت حضور همراه با معرفت و استدلال در کانون‌ها و استقبال از جوانان با روی خوش تأکید داشتند. این توصیه را باید یکی از اصول اساسی فعالیت فرهنگی در مسجد دانست.

اگر مسجد محل تکریم شخصیت جوانان، شنیدن پرسش‌ها، پرورش استعدادها، تقویت معنویت و خدمت صادقانه به مردم باشد، می‌تواند جایگاه تاریخی و اجتماعی خود را بازیابد. آینده کانون‌های فرهنگی هنری مساجد نیز در گرو عبور از فعالیت‌محوری به اثربخشی، از مدیریت اداری به مشارکت مردمی و از برنامه‌های مقطعی به تربیت مستمر نسل جوان است؛ مسیری که می‌تواند تحقق تأکید راهبردی رهبر شهید انقلاب اسلامی در ۱۹ مهرماه ۱۳۹۱ را دنبال کند.

کد خبر 1908819

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha