به گزارش خبرنگارخبرگزاری شبستان از استان کرمانشاه، بیستم مهرماه ۱۳۹۰، برای مردم کرمانشاه تنها یک تاریخ در تقویم نبود؛ پایان انتظاری ۲۳ ساله و آغاز خاطرهای بود که در حافظه جمعی این استان جای گرفت. از روزهای پیش از سفر، حالوهوای شهر تغییر کرده بود؛ خیابانها رنگ استقبال گرفته بودند و مردم در محافل خانوادگی، مساجد و اجتماعات محلی از دیداری سخن میگفتند که سالها چشمانتظار آن بودند.
صبح آن روز، از نخستین ساعتها، مسیرهای منتهی به میدان آزادی و ورزشگاه آزادی کرمانشاه شاهد حضور گسترده مردمی بود که از نقاط مختلف استان خود را به محل استقبال رسانده بودند. زنان و مردان، جوانان و سالخوردگان، در کنار عشایر و مرزنشینانی که لباسهای محلی بر تن داشتند، آمده بودند تا در رویدادی حضور یابند که برای بسیاری از آنان معنایی فراتر از یک مراسم رسمی داشت.
کرمانشاه در آن صبح پاییزی، روایتگر همنشینی خاطره، هویت و انتظار بود. مردمی که سالهای دشوار جنگ و پیامدهای آن را تجربه کرده بودند، در این دیدار تاریخی بار دیگر بخشی از حافظه مشترک خود را در قالب حضوری گسترده به نمایش گذاشتند.
با ورود رهبر شهید انقلاب اسلامی به ورزشگاه آزادی، فضای این اجتماع بزرگ با شعارها و صلوات مردم همراه شد. انتظار به دیدار رسیده بود و جمعیتی که ساعتها برای این لحظه در مسیر استقبال حضور داشت، اکنون فرصت شنیدن سخنان ایشان را پیدا میکرد.
یکی از محورهای برجسته سخنان آن روز، تأکید بر جایگاه مردم و نقش اراده عمومی در تحولات کشور بود؛ آنجا که فرمودند: «مسئله اصلی ما مسئله مردم است؛ حضور مردم، میل مردم، اراده مردم، عزم راسخ مردم.»
این سخنان در کنار دیدار با اقشار مختلف مردم و بررسی مسائل استان در جریان سفر، بخشی از رویدادی را شکل داد که در حافظه تاریخی کرمانشاه باقی ماند؛ استانی که به دلیل موقعیت مرزی، پیشینه دفاع مقدس، تنوع فرهنگی و ظرفیتهای اجتماعی خود، همواره جایگاه ویژهای در تحولات کشور داشته است.
سفر مهرماه ۱۳۹۰، در روزهای بعد نیز با دیدارها و برنامههای مختلف ادامه یافت و فرصتی برای طرح مسائل، مطالبات و توانمندیهای کرمانشاه فراهم کرد. بااینحال، تصویری که از بیستم مهر در ذهن بسیاری از مردم باقی مانده، همان اجتماع گسترده و لحظه رسیدن انتظار به دیدار است؛ تصویری که با گذشت سالها همچنان در روایتهای شخصی و خاطرات خانوادگی بازگو میشود.
امروز، بازخوانی آن روز تنها مرور یک رویداد سیاسی و تاریخی نیست؛ فرصتی برای تأمل در نقش مردم در شکلگیری خاطرات جمعی و انتقال آن به نسلهای بعد است. بسیاری از کسانی که آن روز در مسیر استقبال یا ورزشگاه آزادی حضور داشتند، اکنون خاطرات خود را برای فرزندانشان بازگو میکنند؛ خاطراتی که بخشی از تاریخ شفاهی کرمانشاه را تشکیل میدهد.
در این میان، شهادت رهبر انقلاب اسلامی، معنای عاطفی این خاطره را نیز دگرگون کرده است. آنچه در سال ۱۳۹۰ با شور استقبال و اشتیاق دیدار همراه بود، اکنون برای بسیاری از مردم با احساس فقدان و مرور لحظهای تاریخی پیوند خورده است؛ لحظهای که دیگر تکرار نمیشود، اما در حافظه آنان زنده مانده است.
بیستم مهرماه، در تقویم خاطرات کرمانشاه، یادآور روزی است که یک شهر برای دیدار به حرکت درآمد؛ روزی که خیابانهایش میزبان جمعیتی مشتاق شد و ورزشگاه آزادی آن، صحنه یکی از اجتماعات ماندگار مردم استان بود.
اکنون، پانزده سال پس از آن روز، خاطره بیستم مهر همچنان از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود؛ روایتی از مردمی که روزی در انتظار دیدار بودند و امروز، آن خاطره را در کنار داغ فراق، به بخشی از حافظه تاریخی و عاطفی سرزمین خود سپردهاند.
نظر شما