«حافظ»؛ از میخانه شعر تا بلندای عرفان

آیت‌الله سید علی خامنه‌ای، رهبر شهید در افتتاحیه کنگره جهانی حافظ در سال ۶۷، «حافظ» را درخشان‌ترین ستاره فرهنگ فارسی می خوانند و در این روایت ایشان حافظ نه فقط شاعر غزل‌های عاشقانه و رندانه، بلکه چهره‌ای است که شعرش درهم‌تنیدگی زبان فارسی، فرهنگ ایرانی و معارف اسلامی را به نمایش می‌گذارد.

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری شبستان، آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، رهبر شهید انقلاب در افتتاحیه کنگره جهانی حافظ در تاریخ ۲۸ آبان سال ۱۳۶۷ با عبور از تصویرهای کلیشه‌ای درباره شاعر شیرازی، او را در سه قاب «شعر»، «جهان‌بینی» و «شخصیت» بررسی کردند؛ ایشان در این غور. در  اندیشه  حافظ  به قدرت شگفت‌انگیز زبان و تصویرسازی‌های حافظ، عرفان، مبارزه با ریا، استقلال روحی و نسبت این شاعر  با حوادث سیاسی زمانه‌اش می پردازند. در این سخنرانی پیش از آنکه حافظ موضوع سخنرانی باشد، با شعر خود  وارد مجلس می‌شود. «به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد...» نخستین غزلی است که در آغاز سخن خوانده می‌شود؛ انتخابی که  ایشان آن را برای آغاز بحث درباره حافظ مناسب می‌دانند و آن را به نوعی «فاتحه سخن» برای شناخت شاعر تعبیر می‌کنند.


از همین ابتدا مشخص است که قرار نیست حافظ تنها در قاب یک شخصیت تاریخی دیده شود. آیت‌الله خامنه‌ای حافظ را «درخشان‌ترین ستاره فرهنگ فارسی» می‌خوانند؛ شاعری که توانسته در اعماق جامعه و در ذهن و دل مردم نفوذ کند و به همین دلیل، «شاعر همه قرن‌ها و همه قشرها» باشد.


اما چرا حافظ پس از قرن‌ها همچنان زنده است؟


پاسخ سخنران روشن است: حافظ فقط یک «حادثه تاریخی» نیست؛ «حامل یک پیام و یک فرهنگ» است.


حافظ فقط یک شاعر نیست


در این نگاه، بزرگداشت حافظ از مرز ادبیات فراتر می‌رود. دو ویژگی بیش از همه اهمیت پیدا می‌کنند: زبان و معارف.


زبان حافظ، به اعتقاد  رهبر شهید همچنان در قله شعر فارسی قرار دارد؛ زبانی فاخر، روان، پیراسته و در عین حال سرشار از ظرفیت‌های هنری. به همین دلیل، شناخت حافظ می‌تواند راهی برای توجه دوباره به ظرفیت‌های زبان فارسی باشد؛ زبانی که می‌تواند هم لطیف و موسیقایی باشد و هم حامل مفاهیم پیچیده فکری.


در کنار زبان، محتوای شعر حافظ است که اهمیت او را دوچندان می‌کند. بخش مهمی از معارف شعر او با فرهنگ قرآنی و اسلامی پیوند دارد. از این زاویه، بزرگداشت حافظ تنها بزرگداشت یک شاعر نیست، بلکه به تعبیر سخنران، «بزرگداشت از فرهنگ قرآنی و اسلامی و ایرانی» است.


با این همه، یک نکته مهم در این میان وجود دارد: حافظ هنوز به‌طور کامل شناخته نشده است. با وجود انبوه کتاب‌ها و پژوهش‌هایی که درباره او نوشته شده، همچنان بخش‌هایی از زبان، اندیشه، اخلاق، عرفان و شخصیت او نیازمند مطالعه است. بنابراین کنگره حافظ باید بیش از آنکه تکرار دانسته‌های گذشته باشد، فرصتی برای کشف لایه‌های تازه این شاعر باشد.


وقتی غزل به اوج می‌رسد


آیت‌الله خامنه‌ای در ادامه، حافظ را از زاویه هنر شاعری بررسی می‌کنند؛ جایی که به اعتقاد او، حافظ در «اوج هنر فارسی» قرار دارد.

ممکن است درباره اینکه بهترین شاعر فارسی چه کسی است، اختلاف نظر وجود داشته باشد؛ اما سخنران درباره جایگاه حافظ در اوج شعر فارسی تردید چندانی ندارد. ویژگی اصلی حافظ، جمع کردن لطافت غزل با استحکام کلام است.


در بسیاری از ابیات حافظ، هر کلمه چنان دقیق انتخاب شده که حذف یا جابه‌جایی آن، ساختار شعر را برهم می‌زند. این دقت در انتخاب واژه‌ها، در کنار موسیقی کلام، ایهام، تضاد، جناس و دیگر صنایع ادبی، به غزل حافظ کیفیتی می‌دهد که پس از قرن‌ها همچنان برای مخاطب فارسی‌زبان قابل لمس است.

اما هنر حافظ فقط در انتخاب واژه‌ها خلاصه نمی‌شود. «قدرت تصویر» یکی دیگر از ویژگی‌های برجسته شعر اوست.


تصویرهایی مانند «در سرای مغان رفته بود و آب زده» یا «دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند» تنها توصیف یک صحنه نیستند؛ حافظ با آنها مخاطب را وارد جهانی متفاوت می‌کند؛ جهانی که در آن میخانه، فرشته، ساقی، زاهد و معشوق در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند و لایه‌های تازه‌ای از معنا شکل می‌گیرد.


از همین‌جاست که  رهبر شهید در این سخنرانی تاریخی از قدرت تصویرسازی حافظ به چیزی نزدیک به «اعجاز» تعبیر می‌کند.


غزل‌هایی که مخاطب را به حرکت درمی‌آورند


حافظ، در این روایت، شاعر سکون نیست. غزل‌هایش نوعی «شورآفرینی» دارند؛ مخاطب را با خود همراه می‌کنند و اجازه نمی‌دهند شعر در سطح واژه و موسیقی باقی بماند.


«در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد» و «الا یا ایها الساقی» از نمونه‌هایی هستند که ایشان برای توضیح این ویژگی به آنها اشاره می‌کند.
این شورآفرینی با روانی و رسایی زبان همراه شده است. حافظ از آن دسته شاعرانی نیست که برای درک شعرش الزاماً باید متخصص ادبیات بود. حتی مخاطب معمولی فارسی‌زبان نیز می‌تواند با شعر او ارتباط برقرار کند.


راز دیگر ماندگاری حافظ، گزیده‌گویی است. در غزل او کمتر می‌توان بیتی را پیدا کرد که حضورش کاملاً زائد باشد. هر بیت جای خود را دارد و حذف یک بخش از شعر می‌تواند از قدرت کلی آن بکاهد.


حافظی که دیگران از او تقلید کردند


یکی از نکات قابل توجه در تحلیل شعر حافظ، مسئله تازگی مضمون‌هاست. بسیاری از موضوعاتی که حافظ درباره آنها سخن گفته، پیش از او نیز در ادبیات فارسی وجود داشته‌اند. اما حافظ توانسته آنها را به شکلی چنان درخشان عرضه کند که بعد از او بارها مورد تقلید قرار گرفته‌اند.
در واقع، بخشی از آنچه امروز ممکن است «تکراری» به نظر برسد، نتیجه نفوذ خود حافظ در شعر فارسی است.

بسیاری از شاعران پس از او از تصاویر، مضامین و تعبیرهای حافظ بهره گرفته‌اند؛ تا جایی که سرچشمه اصلی برخی از این مضامین به تدریج در پس تقلیدها پنهان شده است.


این تأثیرگذاری البته به گذشته محدود نمانده و زبان و شیوه غزل‌پردازی حافظ همچنان بر شعر فارسی معاصر اثر گذاشته است.


نه «حافظ بی‌دین» و نه «حافظی که همه‌چیزش نماد است»
اما مهم‌ترین بخش سخنرانی رهبر شهید زمانی آغاز می‌شود که بحث به جهان‌بینی حافظ می‌رسد.
اینجا ایشان در برابر دو برداشت افراطی موضع می‌گیرد.
برداشت نخست، حافظ را شاعری بی‌دین، مادی‌گرا، منکر آخرت یا صرفاً شیفته شراب و لذت می‌داند. آیت‌الله خامنه‌ای این تصویر را نادرست می‌داند و نسبت دادن عنوان‌هایی مانند «کافر و بی‌دین و زندیق» به حافظ را «جفا» در حق او معرفی می‌کند.


اما در سوی دیگر، قرائت دیگری نیز نقد می‌شود؛ قرائتی که می‌خواهد تمام ابیات حافظ را بدون استثنا به معنای عرفانی و رمزی تفسیر کند.


ایشان معتقد است هر دو نگاه می‌تواند به افراط منجر شود. برخی شعرهای حافظ را می‌توان با همان معنای مستقیم و عاشقانه‌شان خواند و ضرورتی ندارد هر اشاره به یک مکان، یک شخص یا یک اتفاق را حتماً نمادی عرفانی بدانیم.
نتیجه اما روشن است: «بنده جهان‌بینی حافظ را جهان‌بینی عرفانی می‌دانم. بلاشک حافظ یک عارف است.»


عشق، آزادی و مبارزه با ریا


اگر حافظ را عارف بدانیم، پرسش بعدی این است که مهم‌ترین مؤلفه‌های عرفان او چیست؟
پاسخ نخست، عشق است.
«طفیل هستی عشقند آدمی و پری» فقط یک بیت عاشقانه نیست؛ در این خوانش، نشانه‌ای از جایگاه محوری عشق در دستگاه فکری حافظ است. جهان حافظ جهانی است که در آن عشق، انسان را به حقیقت پیوند می‌دهد.
در کنار عشق، وحدت و یگانگی نیز در شعر او دیده می‌شود؛ همان چیزی که در ابیاتی مانند «هر دو عالم یک فروغ روی اوست» خود را نشان می‌دهد.
حافظ همچنین از «حیرت» سخن می‌گوید؛ اما این حیرت، به معنای بی‌ایمانی و شکاکیت نیست. حیرت عارف از آنجا ناشی می‌شود که هرچه شناخت بیشتر می‌شود، عظمت حقیقت نیز بیشتر آشکار می‌شود.
در این میان، آزادی از تعلقات دنیوی نیز جایگاه مهمی دارد: «غلام همت آنم که زیر چرخ کبود / ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است.»
و شاید اجتماعی‌ترین بخش این جهان‌بینی، مبارزه با ریا باشد. حافظ وقتی به واعظ، زاهد یا صوفی اعتراض می‌کند، لزوماً با اصل دین مخالفت ندارد؛ اعتراض او به فاصله میان ظاهر و باطن است.

در نگاه حافظ، دینداری زمانی ارزش دارد که از «ریا» و «سالوس» فاصله بگیرد. پشت چهره رند، یک دانشمند ایستاده است.

تصویر دیگری که در سخنرانی مورد نقد قرار می‌گیرد، تصویر حافظ به عنوان «رند میکده‌نشین» است؛ شاعری که تمام زندگی‌اش در شراب و مطرب و معشوق خلاصه شده است.


اما حافظ تاریخی، چهره‌ای متفاوت دارد.  او مردی دانشمند و آشنا با علوم و معارف زمان خود بوده است؛ با فقه، حدیث، کلام، تفسیر و ادبیات فارسی و عربی سروکار داشته و در فضای علمی زمانه خود پرورش یافته است.
از این منظر، حتی زبان می و میخانه در شعر او نیز باید با احتیاط تفسیر شود. این واژگان بخشی از زبان عرفان اسلامی بوده‌اند و شاعران و عارفان پیش از حافظ نیز از آنها برای بیان مفاهیم معنوی استفاده کرده‌اند.
بنابراین، نمی‌توان هر بار که حافظ از شراب سخن می‌گوید، نتیجه گرفت که مراد او الزاماً شراب واقعی بوده است.
 

حافظ در میان جنگ و قدرت


اما حافظ را نمی‌توان بدون زمانه‌اش نیز فهمید. شیراز روزگار حافظ، روزگار آرامی نبود. تغییر حکومت‌ها، جنگ، قتل، رقابت خاندان‌ها و کشمکش قدرت، فضای سیاسی زمانه را شکل می‌داد. حافظ در چنین محیطی زندگی می‌کرد و طبیعی است که این شرایط در شعر او نیز بازتاب داشته باشد.

در شعر حافظ نام برخی حاکمان دیده می‌شود و گاه از آنان نیز ستایش شده است. ایت الله سید علی خامنه ای این واقعیت را انکار نمی‌کند، اما در عین حال معتقد است نباید حافظ را شاعری درباری معرفی کرد.
حتی اگر نام حاکمی در پایان یک غزل آمده باشد، نمی‌توان نتیجه گرفت که کل غزل از ابتدا برای مدح او سروده شده است. به همین دلیل، تبدیل غزل‌های حافظ به نوعی قصیده درباری، از نگاه سخنران، برداشتی نادرست از ساختار و شخصیت شعری اوست.


حافظ؛ میراثی برای امروز


در نهایت ایشان در این  سخنرانی دوباره به نقطه آغاز بازمی‌گردد: حافظ چرا هنوز اهمیت دارد؟


پاسخ را باید در فراتر رفتن او از زمانه خودش جست‌وجو کرد. حافظ شاعر قرن هشتم است، اما درباره موضوعاتی سخن می‌گوید که هنوز برای انسان امروز زنده‌اند: عشق، آزادی، تعلق، معنویت، ریا، حقیقت، قدرت و نسبت انسان با جهان.
از همین رو، شناخت حافظ نباید به حفظ چند غزل مشهور یا برگزاری مراسم بزرگداشت محدود شود. شناخت دقیق زبان او، بررسی تصویرهای شعری، تحلیل جهان‌بینی، مطالعه اخلاق و شخصیت تاریخی‌اش، همه می‌تواند بخشی از یک پروژه بزرگ‌تر برای شناخت فرهنگ ایرانی باشد.
در پایان این روایت، حافظ دوباره همان جایگاهی را پیدا می‌کند که رهبر شهید در ابتدای سخن برای او ترسیم کرده بود: شاعری که نمی‌توان او را در یک قرن، یک طبقه یا یک تعریف محدود کرد.
حافظ، در این نگاه، نه فقط شاعر شیراز و نه فقط شاعر غزل فارسی، بلکه یکی از مهم‌ترین حاملان فرهنگ ایرانی است؛ شاعری که برای شناختنش باید هم شعرش را خواند، هم جهان‌بینی‌اش را فهمید و هم شخصیت تاریخی‌اش را شناخت.
و شاید مهم‌ترین پیام سخنرانی  رهبر شهید انقلاب همین باشد: حافظ زمانی دوباره شناخته می‌شود که از «موضوع بزرگداشت» به «موضوع شناخت» تبدیل شود.

کد خبر 1908681

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha