به گزارش خبرگزاری شبستان به نقل از سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، نشست بینالمللی «جهان و کودکان؛ بایستههای توجه جهانی به حقوق کودک» همزمان با روز ملی کودک و با حضور جمعی از استادان، حقوقدانان و پژوهشگران حوزه حقوق کودک و با مشارکت ادارهکل زنان و خانواده خارج از کشور سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس برگزار شد.
در حاشیه این نشست، اسماعیل جداوی، پدر شهید جاویدالاثر امیرعلی جداوی، با حضور در جمع خبرنگاران و در گفتوگویی با روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، روایتگر آخرین ساعات زندگی فرزندش و روزهایی شد که در جستوجوی پیکر او گذشت.
رد کفشهایی که هنوز در ذهن پدر مانده است
جداوی با اشاره به آخرین صبحی که فرزندش را به مدرسه برد، گفت: امیرعلی آن روز ورزش داشت و از من خواست بند کفشهایش را محکمتر ببندم تا هنگام بازی کفشش از پایش خارج نشود. من هم مثل همیشه بند کفشهایش را بستم و او را به مدرسه رساندم.
وی ادامه داد: مادرش نیز طبق عادت همیشگی برایش آیتالکرسی خواند و امیرعلی راهی مدرسه شد. هیچکدام از ما نمیدانستیم این آخرین خداحافظی ما با اوست.
پدر امیرعلی گفت: بعد از اینکه برای خرید از خانه خارج شدم، خبر حمله و انفجارها را شنیدم. کمی بعد معلم امیرعلی با مادرش تماس گرفت و گفت مدرسه تعطیل شده و باید برای بردن بچهها برویم.
امیدهایی که با سه موشک آمریکایی رنگ باخت
جداوی با چشمانی که هنوز خاطره آن روز را روایت میکرد، افزود: وقتی به مدرسه رسیدم، در ترافیک مقابل مدرسه بودیم که نخستین موشک اصابت کرد. من بلافاصله از ماشین پیاده شدم و به سمت مدرسه دویدم. دود، گرد و خاک و صدای انفجار همهجا را گرفته بود.
وی ادامه داد: در فاصله چند ثانیه، انفجارهای دیگری رخ داد و مدرسه ویران شد. دیگر صدای هیچکس شنیده نمیشد. فقط فریاد میزدم: امیرعلی کجایی؟
پدر امیرعلی گفت: کودکانی که در طبقه بالای مدرسه بودند، با ترس و در میان دود و آتش خارج میشدند و مردم و خانوادهها تلاش میکردند آنها را نجات دهند. اما بسیاری از کودکان و معلمان جان خود را از دست داده بودند.

سه روز جستوجو برای یافتن نشانی از امیرعلی
جداوی درباره روزهای پس از حادثه اظهار کرد: تا صبح روز بعد هیچ خبری از امیرعلی نداشتم. در بیمارستانها و سردخانهها به دنبال او گشتم. شرایط بسیار سختی بود؛ پیکر بسیاری از کودکان به دلیل شدت انفجار قابل شناسایی نبود.
وی افزود: چندین بار کاورهای اجساد را بررسی کردم. گاهی در طول یک روز چند بار تمام سولهها را میگشتم، چون پیکرهای جدیدی منتقل میشد و دوباره باید همه آنها را بررسی میکردیم.
پدر امیرعلی ادامه داد: مادر امیرعلی در آن زمان هشتماهه باردار بود و شوک بسیار شدیدی به او وارد شده بود. او فقط از من میخواست بروم و نشانی از فرزندمان پیدا کنم.
نتیجه بینهایت جستجو تنها یک تکه کفش بود
جداوی با اشاره به لحظهای که سرنخی از فرزندش پیدا کرد، گفت: بعد از چند روز، در میان کاورها، تنها نشانی که از امیرعلی پیدا شد، تکهای از کفش او بود؛ کفشی با رنگ سبز فسفری که برایم قابل تشخیص بود. از پیکر امیرعلی چیزی پیدا نشد و ما همچنان در انتظار مشخص شدن سرنوشت او هستیم.
پدر این دانشآموز با اشاره به انجام آزمایشهای ژنتیک گفت: من و همسرم دو بار آزمایش DNA دادیم و همچنان آمادگی داریم برای شناسایی پیکرهای باقیمانده آزمایشهای لازم انجام شود تا شاید بتوانیم بعد از ماهها، نشانی از فرزندمان پیدا کنیم.

مطالبهای فراتر از یک خانواده؛ حق کودکان برای امنیت و زندگی
جداوی در بخش دیگری از این گفتوگو با اشاره به حضور خود در نشست بینالمللی حقوق کودک اظهار کرد: امروز موضوع من فقط امیرعلی نیست. موضوع همه کودکانی است که در جنگها قربانی میشوند؛ کودکانی که باید در مدرسه باشند، بازی کنند، درس بخوانند و آینده خود را بسازند، نه اینکه قربانی حملات و درگیریها شوند.
وی تأکید کرد: حقوق کودک نباید در مرزها متوقف شود. کودکان، فارغ از ملیت، دین و جغرافیا، حق زندگی، امنیت، تحصیل و برخورداری از حمایتهای قانونی و انسانی دارند.
پدر شهید جاویدالاثر امیرعلی جداوی در پایان گفت: امیدوارم صدای خانوادههایی که فرزندانشان را در جنگها از دست دادهاند، شنیده شود و جامعه جهانی برای جلوگیری از تکرار چنین حوادثی و حمایت واقعی از کودکان، مسئولانهتر عمل کند.
امیرعلی جداوی، دانشآموزی که پدرش هنوز چشمانتظار نشانی از پیکر اوست، امروز به نمادی از یک مطالبه انسانی تبدیل شده است؛ اینکه کودکان نباید هزینه جنگها را بپردازند و حق کودک برای زندگی حقی جهانی و غیرقابل چشمپوشی است.

نظر شما