انتقام، انتقام؛ فریادی به بلندای ۲۲۰ شب که هر بار خون تازه‌ای در رگ‌های امت بپاخاسته  تزریق می‌کند

وقتی صحبت از انتقام می‌شود انگار خون تازه‌ای به رگ‌های ملت مبعوث شده تزریق کرده باشند؛ قامت راست می‌کنند، فریاد می‌زنند، پرچم‌گردانی را پرشورتر و شعارها را پرحرارت‌تر سر می‌دهند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از کرمان؛ دویست و بیست شب است که ملت مبعوث شده در شهادت رهبر و مقتدای خود پای خون‌خواهی قائد امت ایستاده است؛ با شعارهایش، با پرچم‌های سرخ یالثارات الحسین علیه‌السلام و یالثارات الخامنه‌ای که هر شب به اهتزاز در می‌آورد؛ با پلاکاردهایی که بر سر دست گرفته و کوتاه نمی‌آید.

اینجا کرمان است؛ پایتخت مقاومت؛ خطه کویر مردمانش را سرسخت و مقاوم بار می‌آورد تا در برابر طوفان‌ها محکم بایستند، سر خم نکنند و طاقت از کف ندهند.

کرمانی‌ها پای حرفی که می‌زنند و موضعی که در برابر حوادث مهم می‌گیرند؛ با قدرت و قوت می‌مانند؛ از آن دفاع می‌کنند و اجازه نمی‌دهند دستخوش اتفاقات و حواشی شود.

انتقام، انتقام؛ فریادی به بلندای ۲۲۰ شب که هر بار خون تازه‌ای در رگ‌های امت بپاخاسته  تزریق می‌کند

اینها را نوشتم تا از دویست و بیستمین شبی روایت کنم که مردم کرمان مثل روز اول پای ارزش‌های خود محکم ایستادند؛ با همان عزم و اراده‌ای که از دهم اسفندماه به خیابان آمدند، ۲۲۰ شب میدان‌داری کردند و لحظه‌ای از پافشاری بر انتقام و خون‌خواهی کوتاه نیامدند.

انتقام، انتقام؛ فریادی به بلندای ۲۲۰ شب که هر بار خون تازه‌ای در رگ‌های امت بپاخاسته  تزریق می‌کند

وقتی صحبت از انتقام می‌شود انگار خون تازه‌ای به رگ‌های ملت مبعوث شده تزریق کرده باشند؛ قامت راست می‌کنند، فریاد می‌زنند، پرچم‌گردانی را پرشورتر و شعارها را پرحرارت‌تر سر می‌دهند.

انتقام، انتقام؛ فریادی به بلندای ۲۲۰ شب که هر بار خون تازه‌ای در رگ‌های امت بپاخاسته  تزریق می‌کند

مردم با لحنی قاطع به دشمن متجاوز می‌گویند: تو برگردی از اینجا فاتحانه!؟ شتر در خواب بیند پنبه‌دانه...

این شب‌ها، شب‌های بیعت با ولیّ جامعه هم هست که در لحظات پر احساس شعارهای " فرمانده کل قوا، لبیک سیدمجتبی" تجلی می‌کند؛ در تصاویری که از رهبر معظم انقلاب در دستان مردم دیده و از احساساتی که نسبت به امام‌المسلمین ابراز می‌شود.

انتقام، انتقام؛ فریادی به بلندای ۲۲۰ شب که هر بار خون تازه‌ای در رگ‌های امت بپاخاسته  تزریق می‌کند

بیعت و خون‌خواهی خواستِ اقشار مختلف است؛ از آن بانوی دهه هشتادی که با نوزادش گوشه‌ای دنج از میدان را برای اعلان حضور انتخاب کرده تا آن پیرزنی که با پرچم کوچک خود بر جایگاه اجرای برنامه‌ تکیه زده تا آن دانش‌آموزی که برای انجام تکالیف مدرسه به موکبی پناه برده تا دور از هیاهوی جمعیت مشق‌های زبان انگلیسی را بنویسد.

انتقام، انتقام؛ فریادی به بلندای ۲۲۰ شب که هر بار خون تازه‌ای در رگ‌های امت بپاخاسته  تزریق می‌کند

حضور خانوادگی هم از آن جلوه‌های دیدنی خیابان است؛ پسر بچه‌هایی که دست در دستان مهربان مادرها دادند و دخترکانی که به شانه پر مهر پدرها تکیه کردند و دسته‌جمع شعارها را تکرار می‌کنند.

انتقام، انتقام؛ فریادی به بلندای ۲۲۰ شب که هر بار خون تازه‌ای در رگ‌های امت بپاخاسته  تزریق می‌کند

روایت آنچه این شب‌ها در خیابان‌ها می‌گذرد تمامی ندارد؛ اما آب دریا اگر نتوان کشید، هم به قدر تشنگی باید چشید...

طاهره بادامچی-میدان آزادی کرمان

کد خبر 1907929

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha