دکتر«احمد شاکری»، نویسنده کتاب و عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در گفتگو با خبرنگار فرهنگ و اجتماع خبرگزاری شبستان در پاسخ به این سوال مبنی بر اینکه با توجه به اینکه ادبیات یکی از مهمترین ابزارهای روایت و بازنمایی وقایع تاریخی و اجتماعی است، به نظر شما ادبیات چه نقشی در روایت وقایع جنگ ۴۰ روزه ایفا میکند، اظهار کرد: ادبیات یکی از ابزارهای روایی است که شاید بتوان گفت از نخستین بازتابها و بازنماییها را نسبت به وقایع مهم ارائه میدهد، بهخصوص درباره واقعهای مانند جنگ ۴۰ روزه. نکته دیگر این است که برخی موضوعات نسبت به موضوعات دیگر، پژواک بیشتری دارند؛ یعنی به تعبیر دیگر، برخی موضوعات هنرآفرین و روایتزا و ادبیاتزا هستند.
وی با بیان اینکه موضوع جنگ نیز از همین جنس است اظهار کرد: واقعاً هنگامی که چنین اتفاقی در تاریخ ما رخ میدهد و در همین وقایع اخیر نیز شاهد آن بودیم، این اتفاقات در حقیقت پژواک خود را در ادبیات نشان میدهند. افراد متعددی دست به قلم میشوند و شروع به روایت این وقایع میکنند. در عمل نیز همین اتفاق افتاد و شاهد شکلگیری یک خیزش عمومی در حوزه خلق آثار ادبی بودیم.
البته وقتی از «ادبیات» سخن میگوییم، انتظار داریم کنشگران این عرصه، نویسندگان مجرب و آموزشدیده باشند، اما واقعیت این است که بهخصوص در جنگ ۴۰ روزه، جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، تودههایی از مردم وارد خلق نمونههای ادبی شدند که پیش از این، سابقه دست به قلم بردن و تولید آثار ادبی نداشتند. این مسئله یک ساحت مطالعاتی جدید را فراهم آورده است. حتی گونههایی پدید آمدهاند که پیش از این در ادبیات دفاع مقدس ما وجود نداشتند و از این جهت میتوانند حائز اهمیت باشند.
احمدی ادامه داد: البته وقتی از «ادبیات» سخن میگوییم، انتظار داریم کنشگران این عرصه، نویسندگان مجرب و آموزشدیده باشند، اما واقعیت این است که بهخصوص در جنگ ۴۰ روزه، جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، تودههایی از مردم وارد خلق نمونههای ادبی شدند که پیش از این، سابقه دست به قلم بردن و تولید آثار ادبی نداشتند. این مسئله یک ساحت مطالعاتی جدید را فراهم آورده است. حتی گونههایی پدید آمدهاند که پیش از این در ادبیات دفاع مقدس ما وجود نداشتند و از این جهت میتوانند حائز اهمیت باشند.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامیدر پاسخ به این سوال که در میان گونههای مختلف ادبی، کدام قالبها و شیوههای روایی در بازتاب وقایع جنگها پیشگامتر بودهاند، بیان کرد: شعر، داستان و مستندنویسی ظرفیتهای متفاوتی در حوزه روایت دارند و باید از این جهت آنها را احصا، سنجش و توزین کرد تا مشخص شود کدام یک از این ساحتها پیشتاز بودهاند و ظرفیتهای بیشتری را تولید کردهاند.
وی در ادامه افزود: با این حال، در شرایط فعلی میتوان گفت شعر و روایتهای مستندنویسانه از این جهت پیشگام بودهاند. افراد و گروههای خودجوشی وارد این عرصه شدند. حتی گروههایی در قالب کانالهایی در پیامرسانهای داخلی و دیگر بسترها شکل گرفتند که نویسندگان را به سمت موضوعات خاص هدایت کردند و از سوی دیگر، با توجه به تجربیات و مهارتهایی که داشتند، به نویسندگان آموزش دادند که چگونه درباره این موضوعات بنویسند. اینها به نظر من از تجربیات ذیقیمتی است که در حوزه ادبیات جنگ رمضان به دست آمده و باید مورد توجه و مطالعه قرار گیرد.
شاکری در پاسخ به این سوال که با توجه به گستردگی موضوعات مرتبط با جنگهای اخیر، مهمترین سوژهها و ظرفیتهای موضوعی که ادبیات باید به آنها بپردازد، چیست، اظهار کرد: موضوعات بسیار متنوع هستند و شاید در شرایط فعلی نتوانم اولویتی برای آنها تعیین کنم. علاوه بر تنوع موضوعات، موضوعات ناشناختهای نیز وجود دارند که هنوز تصور، مطرح و کشف نشدهاند. بنابراین باید کاوش شود و ظرفیتهای موضوعی جنگ رمضان کشف شود و ببینیم این جنگ واقعاً چه ظرفیتهای موضوعی دارد. فارغ از اهمیت موضوعی که به نظرم جایگاه خودش را دارد، هر یک از موضوعات نیز ظرفیت و اولویت خاص خود را دارند.
تجمعات شبانه یا اقداماتی که نیروهای امدادرسان و نیروهای خدماتی در طول این دوره انجام دادند، همه در حقیقت یک نخ مشترک دارند که آنها را به یکدیگر پیوند میدهد؛ مفاهیمی مانند ایران، وطن، دفاع، خیانت، تجاوز و دشمن. این مفاهیم در نقطه مقابل یکدیگر قرار میگیرند و میتوانند مبنای شکلگیری و جهتدهی به موضوعات و مضامین ادبی باشند.بنابراین هم در حوزه موضوعات و اولویتهای موضوعی و هم در حوزه مضامین، باید کار شود. عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی ادامه داد: اما آنچه به نحو کلی به موضوعات جهت میدهد و به آنها معنا میبخشد، «رویکرد» است. برای مثال، اینکه ما به برخی مفاهیم مانند «وطنفروشان»، «مدافعان ایران» و خود مفهوم «ایران» توجه کنیم، اهمیت دارد. مفهوم ایران در این وقایع بازتاب پیدا کرد و برجسته شد.به نظر من، این مفاهیم در ادبیات بسیار تعیینکننده و جهتدهنده هستند. به تعبیری، همین مفاهیم هستند که به موضوعات معنا میدهند.
شاکری در ادامه خاطر نشان کرد: برای مثال، تجمعات شبانه یا اقداماتی که نیروهای امدادرسان و نیروهای خدماتی در طول این دوره انجام دادند، همه در حقیقت یک نخ مشترک دارند که آنها را به یکدیگر پیوند میدهد؛ مفاهیمی مانند ایران، وطن، دفاع، خیانت، تجاوز و دشمن. این مفاهیم در نقطه مقابل یکدیگر قرار میگیرند و میتوانند مبنای شکلگیری و جهتدهی به موضوعات و مضامین ادبی باشند.بنابراین هم در حوزه موضوعات و اولویتهای موضوعی و هم در حوزه مضامین، باید کار شود. این بحث، بحثی درازدامن است و نیازمند مطالعه و بررسی جدی است.
وی با اشاره به موضوع ادبیات شعاری تصریح کرد: آنچه در این زمینه میتوانم عرض کنم این است که خود مفهوم «ادبیات شعاری» باید تفکیک شود. باید میان شعار بهعنوان یک خصوصیت و ویژگی موضوع و خود ادبیات تمایز قائل شد.همچنین باید دوره جنگ را از دوره پس از جنگ تفکیک کرد. یک زمان درباره ادبیات شعاری صحبت میکنیم و کارکردهای آن را در دوره جنگ مورد سنجش قرار میدهیم و یک زمان درباره دوره پس از جنگ سخن میگوییم.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی عنوان کرد: برخی مصالح، ضرورتها و کارکردها هستند که اختصاصاً مربوط به دوره جنگاند و ممکن است در دوره پس از جنگ رقیق شوند یا درباره آنها بازنگری صورت گیرد. این موضوعی است که باید به آن توجه کرد. البته به نظر من، ادبیات ما با توجه به سرگذشت خود و مسیری که در طول دوره ادبیات دفاع مقدس طی کرده، عملاً در برخی موارد آزموده شده، درباره آن نظریهپردازی صورت گرفته و تجربه اندوخته است. به همین دلیل، امروز ادبیات ما بسیار کمتر از گذشته در معرض شعارگویی قرار دارد.
نظر شما