نامه سپاه، روایت ایران را مستقیم به افکار عمومی آمریکا منتقل می‌کند

یک جامعه‌شناس و استاد دانشگاه نامه ۲۵ صفحه‌ای فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به مردم آمریکا را تلاشی برای ورود جدی‌تر ایران به عرصه دیپلماسی عمومی دانست و گفت: این نامه در کنار تبیین مواضع ایران، تلاش می‌کند میان مردم آمریکا و سیاست‌های دولت این کشور تفکیک قائل شود.

«سید نورمحمد حسینی‌سوق» در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان، درباره نامه ۲۵ صفحه‌ای فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران خطاب به مردم آمریکا، اظهار کرد: آنچه درباره این نامه بیان می‌کنم برداشت و تحلیل شخصی بنده بوده و نباید به عنوان موضع رسمی سپاه تلقی شود.

وی به محتوای نامه اشاره کرد و گفت: به نظر می‌رسد یکی از فلسفه‌های اصلی نگارش این نامه، ورود به عرصه «دیپلماسی عمومی» و گفت‌وگوی مستقیم با افکار عمومی آمریکا باشد؛ به‌ویژه اینکه از سال ۱۳۵۸ تاکنون روابط دیپلماتیک مستقیم میان ایران و آمریکا وجود نداشته و ارتباطات رسمی عمدتاً از مسیرهای غیرمستقیم دنبال شده است.

جامعه‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه ادامه داد: از سوی دیگر، بخش مهمی از این نامه به تبیین هویت و عملکرد سپاه در برابر تصویری مربوط می‌شود که طی سال‌های گذشته در بخشی از رسانه‌ها و ادبیات رسمی آمریکا از این نهاد ارائه شده و نامه تلاش دارد روایت دیگری را مستقیماً با مردم آمریکا در میان بگذارد و از آنها بخواهد موضوعات مطرح‌شده درباره ایران و سپاه را از زاویه دیگری نیز ببینند.

حسینی‌سوق ضمن تأکید بر ضرورت تفکیک مردم آمریکا از سیاست‌های دولت این کشور، افزود: در این نگاه، مردم آمریکا یک جامعه با تاریخ، فرهنگ و باورهای خود هستند و مسئله ایران با سیاست‌های دولت آمریکا تعریف می‌شود، نه با مردم این کشور و نامه نیز بر امکان همزیستی مسالمت‌آمیز ملت‌ها تأکید دارد و تلاش می‌کند این مرزبندی را برای مخاطب آمریکایی روشن کند.

وی با بیان اینکه مخاطب نامه صرفاً دولت آمریکا نیست، بلکه گروه‌های مختلف اجتماعی از جمله مردم، دانشجویان، دانشگاهیان، دانشمندان، روزنامه‌نگاران و روشنفکران مورد توجه قرار گرفته‌اند، بیان کرد: از منظر جامعه‌شناختی، همین تنوع مخاطبان اهمیت دارد، زیرا نشان می‌دهد نویسنده قصد دارد از چارچوب روابط رسمی دولت‌ها فراتر رفته و با بخش‌های مختلف جامعه آمریکا ارتباط برقرار کند.

حسینی‌سوق گفت: یکی از نکات مطرح‌شده این است که مردم آمریکا از مسئولان و رؤسای جمهور خود سؤال کنند ایران دقیقاً چه اقدامی انجام داده که با چنین ادبیاتی درباره آن سخن گفته می‌شود؟ به عنوان نمونه، موضوع مذاکرات هسته‌ای و توافق برجام مطرح می‌شود که ایران وارد یک توافق شد و پس از آن، آمریکا از این توافق خارج شد و این نامه تلاش دارد روایت ایران از این روند را برای افکار عمومی آمریکا توضیح دهد.

این استاد دانشگاه در ادامه به موضوع تروریسم پرداخت و اظهار کرد: وقتی درباره ایران یا سپاه اتهام‌هایی مطرح می‌شود، این پرسش نیز باید مورد توجه قرار گیرد که در سال‌های گذشته چه کسانی هدف ترور قرار گرفته‌اند؟ و چه تعداد از مسئولان، دانشمندان و نیروهای ایرانی در اقدامات تروریستی جان خود را از دست داده‌اند؟ که از نگاه مطرح‌شده در نامه، ایران خود را قربانی تروریسم می‌داند و معتقد است اگر اتهامی متوجه جمهوری اسلامی یا سپاه می‌شود، باید با سند و دلیل درباره آن سخن گفته شود، نه صرفاً با تکرار ادعاها همراه باشد.

این جامعه‌شناس همچنین درباره مفهوم شعار «مرگ بر آمریکا» نیز گفت: این شعار را نباید به معنای دشمنی با مردم آمریکا یا خواست نابودی یک ملت تفسیر کرد، در تحلیل بنده «مرگ بر آمریکا» متوجه سلطه‌گری، هژمونی، دخالت و روابط ناعادلانه‌ای است که از سوی دولت آمریکا دنبال می‌شود؛ همان‌گونه که تعبیر «down with U.S.A.» نیز در این چارچوب قابل فهم بوده، یعنی پایین آوردن یک قدرت سلطه‌گر از موقعیت برتری، نه مقابله با مردم آن کشور است.

حسینی‌سوق به عوامل مؤثر در مقاومت ایران اشاره کرد و گفت: در نامه، سه عامل را می‌توان به عنوان مؤلفه‌های مهم در این زمینه مورد توجه قرار داد که نخست جهان‌بینی و باورهای اسلامی، دوم نیروی مردم و اراده ملی و سوم رهبری مدنظر است.

وی افزود: مردم اگر پشت یک جریان نباشند، ظرفیت‌های آن جریان خالی می‌شود و در جنگ نیز همین مسئله صدق می‌کند که توان نظامی به تنهایی تعیین‌کننده نیست و انگیزه، باور، اراده اجتماعی و هدایت صحیح نیز در نتیجه یک درگیری نقش دارند.

این استاد دانشگاه ادامه داد: اگر رهبری و هدایت جریان وجود نداشت، ممکن بود برخی توانمندی‌های موشکی و دفاعی کشور را صرفاً روی کاغذ بدانند یا تصور کنند که این تجهیزات به‌راحتی قابل خنثی‌سازی هستند؛ بنابراین، در کنار امکانات و تجهیزات، نحوه استفاده از ظرفیت‌ها، انگیزه نیروها، رهبری و پشتیبانی مردم نیز اهمیت پیدا می‌کند.

وی به حضور مردم در برنامه‌ها و تجمعات مختلف اشاره کرد و افزود: در ارزیابی مشارکت اجتماعی نیز نباید انتظار داشت همه مردم در تمام برنامه‌ها و همه شب‌ها حضور داشته باشند و اگر فردی حتی یک‌بار در یک برنامه شرکت کرده باشد، همین حضور یک شاخص عینی برای سنجش مشارکت محسوب می‌شود و تکرار حضور نیز میزان استمرار این مشارکت را نشان می‌دهد.

حسینی‌سوق خاطرنشان کرد: در هر جامعه‌ای گروه‌های مختلفی وجود دارند، عده‌ای موافق، گروهی مخالف و گروهی نیز بی‌تفاوت هستند و این امر طبیعی است و تحلیل اجتماعی باید بر اساس شواهد و رفتارهای قابل مشاهده صورت گیرد، نه بر مبنای تصور اینکه همه مردم باید یک رفتار یکسان داشته باشند.

وی به مفهوم اراده ملی در شرایط جنگی نیز اشاره کرد و افزود: آنچه در این نامه مورد توجه قرار گرفته، اراده مردم ایران برای مقاومت بوده، جامعه ایران دارای یک پیشینه تاریخی عمیق است و در طول تاریخ با حملات و تجاوزهای مختلفی مواجه بوده و تجربه تاریخی نیز بخشی از شکل‌گیری هویت و مقاومت اجتماعی آن را توضیح می‌دهد.

این جامعه‌شناس در ادامه، برداشت مطرح‌شده در نامه درباره اهداف جنگ اخیر را یادآور شد و بیان کرد: از نگاه نویسنده نامه، آمریکا نتوانسته به اهدافی که برای جنگ تعیین کرده بود دست پیدا کند و این بحث به معنای ادعای نابودی آمریکا نیست، بلکه از منظر مطرح‌شده، موضوع بر این اساس تحلیل می‌شود که اهدافی که برای این اقدام نظامی در نظر گرفته شده بود، محقق نشده است.

وی ضمن اشاره به اینکه قدرت نظامی به تنهایی تضمین‌کننده نتیجه یک جنگ نیست، ادامه داد: تاریخ جنگ‌هایی مانند ویتنام، افغانستان و عراق نیز نشان می‌دهد که برخورداری از تجهیزات و قدرت نظامی، لزوماً به معنای تحقق همه اهداف سیاسی یک جنگ نیست، از همین زاویه، انگیزه مردم، انسجام اجتماعی، رهبری و نوع مواجهه جامعه با جنگ اهمیت پیدا می‌کند.

حسینی‌سوق به مقایسه توان نظامی ایران و آمریکا پرداخت و گفت: از نظر بودجه و تجهیزات نظامی، میان دو کشور تفاوت قابل توجهی وجود دارد، اما قدرت مادی تنها متغیر تعیین‌کننده نیست، نیروی انسانی، انگیزه، باور، رهبری و پشتیبانی اجتماعی نیز در شرایط جنگی مؤثر هستند و خانواده‌های شهدا و افرادی که هزینه انسانی جنگ را تحمل می‌کنند نیز بخشی از همین واقعیت اجتماعی محسوب می‌شوند.

وی یکی از کارکردهای مهم نامه فرمانده سپاه را عبور از محدودیت‌های رسانه‌ای دانست و اظهار کرد: رسانه قدرت بسیاری در شکل‌دهی به افکار عمومی دارد و ممکن است برخی روایت‌ها در فضای رسانه‌ای مجال دیده‌شدن پیدا نکنند که در چنین شرایطی، نامه می‌تواند تلاش برای عبور از این واسطه‌ها و ارتباط مستقیم‌تر با مردم، روزنامه‌نگاران، دانشجویان، دانشگاهیان و دیگر گروه‌های اجتماعی باشد.

این استاد دانشگاه به بخش پایانی نامه و موضوع تنگه هرمز اشاره و اظهار کرد: در نامه حتی از مخاطبان آمریکایی خواسته می‌شود اگر نسبت به آنچه ایران می‌گوید تردید دارند، از نزدیک واقعیت‌ها را ببینند و امکان سفر و مشاهده شرایط را مورد توجه قرار دهند که از منظر دیپلماسی عمومی، ارتباط مستقیم مردم، دانشگاهیان، خبرنگاران و اندیشمندان می‌تواند به شناخت دقیق‌تر جوامع از یکدیگر کمک کند.

حسینی‌سوق خاطرنشان کرد: آمریکا دارای اندیشکده‌ها و مراکز فکری متعددی است که در شکل‌گیری سیاست‌های این کشور نقش دارند و ایران نیز باید دیپلماسی عمومی را جدی‌تر دنبال کند و ارتباط با اساتید دانشگاه، اندیشمندان، روزنامه‌نگاران، دانشجویان و اندیشکده‌ها می‌تواند در کنار دیپلماسی رسمی مورد استفاده قرار گیرد.

وی افزود: دیپلماسی عمومی قرار نیست جایگزین دیپلماسی رسمی شود، بلکه باید در کنار آن قرار گیرد و دیپلمات‌ها علاوه بر ارتباط با دولت‌ها، باید جامعه، افکار عمومی، دانشگاه‌ها، رسانه‌ها و مراکز فکری طرف مقابل را نیز بشناسند و با آنها ارتباط برقرار کنند.

این جامعه‌شناس به شرایط اقتصادی کشور در دوران جنگ اشاره کرد و گفت: در کنار مقاومت و ایستادگی مردم، نباید مشکلات معیشتی و اقتصادی جامعه را نادیده گرفت، زیرا مردم در شرایط سخت هزینه‌های مختلفی را تحمل می‌کنند و انتظار دارند مسائل اقتصادی نیز با جدیت مدیریت شود.

وی ادامه داد: اگر در شرایط جنگی با افزایش قیمت برخی کالاها مواجه می‌شویم، باید نقاط مثبت مدیریت اقتصادی، از جمله تلاش برای کنترل کالاهای اساسی، نیز دیده شود، اما در کنار آن، مشکلات دیگری وجود دارد که نمی‌توان آنها را نادیده گرفت.

حسینی‌سوق نوسانات بازار را یادآور شد و اظهار کرد: بازار در برخی موارد به‌گونه‌ای شده که قیمت یک کالا در فاصله شب تا صبح یا امروز تا فردا تغییر می‌کند و این وضعیت نیازمند نظارت و مدیریت جدی بوده و نباید همه مشکلات اقتصادی را به حساب جنگ گذاشت.

وی خاطرنشان کرد: جنگ شرایط ویژه‌ای ایجاد می‌کند، اما مسائلی مانند مدیریت بازار، تأمین کالا، نظارت بر قیمت‌ها، وضعیت خودرو و وسایل نقلیه و سایر نیازهای روزمره مردم، موضوعاتی هستند که باید برای آنها برنامه مشخص وجود داشته باشد.

حسینی‌سوق با اشاره به برخی برنامه‌ها برای کنترل و تثبیت قیمت کالاها، گفت: اگر چنین اقداماتی به صورت واقعی و مستمر اجرا شود، می‌تواند بخشی از نگرانی مردم را کاهش دهد، زیرا مردم در حال مقاومت و تحمل شرایط هستند و بخش مهمی از این ایستادگی نیز به همت خود آنها شکل گرفته؛ بنابراین مسئولان باید همزمان با مدیریت شرایط جنگی، مسائل اقتصادی و معیشتی را نیز با جدیت دنبال کنند.

وی ضمن اشاره به اینکه نباید هر کاستی و مشکلی را به جنگ نسبت داد، گفت: جنگ یک واقعیت و شرایط ویژه است، اما اداره بازار و رسیدگی به مشکلات اقتصادی نیز مسئولیت‌های مشخصی دارد و لازم است این مسائل با شفافیت، نظارت و برنامه‌ریزی بیشتری دنبال شود.

کد خبر 1907369

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha