به گزارش خبرنگار گروه مسجد و کانونهای مساجد خبرگزاری شبستان، در روایت تاریخ مساجد تهران، نام عالمانی به چشم میخورد که جایگاه آنان در محراب، تنها به اقامه نماز و انجام وظایف عبادی محدود نمیشد؛ بلکه مسجد و مدرسه دینی، محل ارتباط آنان با مردم و جامعه بود. در چنین نگاهی، عالم دینی خود را از مشکلات مردم جدا نمیدید و مسئولیت او از بیان احکام و معارف دینی تا دستگیری از نیازمندان و دفاع از حقوق مردم امتداد پیدا میکرد.
آیتالله ملاعلی کنی یکی از چهرههایی است که در تاریخ دینی و اجتماعی تهران با چنین تصویری شناخته میشود. عالمی که بخش مهمی از حیات خود را در تهران سپری کرد و در مدرسه مروی، به عنوان یکی از مراکز مهم علمی و دینی پایتخت، به فعالیت پرداخت و به تدریج به یکی از مراجع مورد اعتماد مردم تبدیل شد.
ملاعلی کنی در سال ۱۲۲۰ قمری در محله کن تهران متولد شد. پدرش میرزا قربانعلی آملی بود. علاقه او به تحصیل علوم دینی از همان سالهای نخست زندگی شکل گرفت، به گونهای که با وجود مخالفت اولیه خانواده، تحصیل علوم حوزوی را ابتدا به صورت مخفیانه دنبال کرد و پس از جلب رضایت آنان، راهی حوزه تهران شد.
مسیر علمی او اما به تهران محدود نماند. ملاعلی کنی پس از مدتی برای ادامه تحصیل به اصفهان رفت و از محضر سید اسدالله اصفهانی بهره برد. سپس راهی نجف اشرف شد و در آنجا از محضر استادان برجستهای همچون شیخ محمدحسن نجفی، معروف به صاحب جواهر، شیخ حسن کاشفالغطا و شیخ مشکور حولاوی نجفی استفاده کرد.
او در کربلا نیز از محضر شریفالعلما مازندرانی و سید ابراهیم قزوینی، معروف به صاحب ضوابط، بهره برد و دوره عالی فقه و اصول را پشت سر گذاشت.
بازگشت به تهران؛ از حوزه علم تا محراب و مردم
ملاعلی کنی در سال ۱۲۶۲ قمری به ایران بازگشت و تهران را برای سکونت برگزید. حضور او در پایتخت به تدریج جایگاه علمی و اجتماعیاش را تثبیت کرد و به عالمی بانفوذ و مورد اعتماد مردم تبدیل شد.
در سال ۱۲۸۲ قمری، تولیت مدرسه مروی را بر عهده گرفت؛ مدرسهای که از مراکز مهم علوم دینی تهران به شمار میرفت. ارتباط او با مردم در این دوره گستردهتر شد و مراجعات فراوانی برای دریافت پاسخ مسائل شرعی و حل مشکلات مختلف به او صورت میگرفت.
مراجعات مردم تنها به پرسشهای شفاهی محدود نبود و پرسشهای کتبی و استفتائات شرعی نیز روزبهروز افزایش مییافت. ملاعلی کنی در عمل به یکی از مهمترین مراجع پاسخگویی دینی مردم تهران تبدیل شده بود. در سال ۱۲۷۱ قمری نیز رساله عملیه او به چاپ رسید، اثری که پاسخگوی بخشی از نیازهای شرعی جامعه آن روز بود و جایگاه علمی و مرجعیت او را در میان مردم تثبیت کرد.
از همین منظر، مدرسه مروی و جایگاه دینی ملاعلی کنی را میتوان یکی از نقاط مهم ارتباط عالم دینی با جامعه در تهران آن دوره دانست، ارتباطی که تنها در حوزه مسائل نظری دین باقی نماند و به زندگی روزمره مردم و مشکلات آنان نیز کشیده شد.
سلوک زندگی؛ عالمی که مردم را فراموش نکرد
اما آنچه نام ملاعلی کنی را در کنار جایگاه علمیاش ماندگار کرده، تنها دانش فقهی و اصولی او نیست، بخش مهمی از روایت زندگی او به نوع رفتار با مردم و بهویژه محرومان اختصاص دارد.
رسیدگی به ضعیفان، دستگیری از مستمندان و تلاش برای رفع گرفتاری نیازمندان از صفات بارز او برشمرده شده است. در گزارش علامه شیخ آقابزرگ تهرانی درباره ملاعلی کنی، از گستردگی بخششهای او به مردان علم و رجال دین، درماندگان، یتیمان، نیازمندان و بیماران سخن گفته شده است. وی ملاعلی کنی را عالمی معرفی میکند که در برابر نیازهای مردم بیتفاوت نبود و تلاش میکرد امکانات خود را در مسیر رفع مشکلات آنان قرار دهد.
افراد نیازمند از گوشه و کنار شهرها برای بهرهمندی از کمکهای او به نزدش میآمدند و بنا بر همین روایت، کسی ناامید از درگاه او بازنمیگشت.
این ویژگی، بخش مهمی از سبک زندگی او را شکل داده بود، به گونهای که بخشش و دستگیری از دیگران تنها یک رفتار موردی نبود، بلکه در سلوک اجتماعی او جایگاه ویژهای داشت. یکی از نکات قابل توجه در روایت سلوک ملاعلی کنی، نحوه برخورد او با اموال و هدایایی است که دریافت میکرد. در گزارش منسوب به علامه آقابزرگ تهرانی آمده است که ملاعلی کنی هر آنچه را به عنوان هدیه دریافت میکرد، به دیگران میبخشید و چیزی را برای خود باقی نمیگذاشت.
این رفتار، تصویری از عالمی ارائه میدهد که ثروت و امکانات را وسیلهای برای رفاه شخصی نمیدانست و تلاش میکرد آنچه در اختیار دارد، در مسیر رفع نیاز دیگران قرار گیرد.
از همین رو، محرومان، یتیمان و بیماران تنها در حد مراجعهکنندگان به یک عالم دینی مطرح نبودند؛ بلکه بخشی از زندگی اجتماعی او را تشکیل میدادند.
پناه یتیمان و دستگیر بیماران
ملاعلی کنی در حمایت از یتیمان نیز نقش مستقیمی بر عهده داشت. بر اساس متن تاریخی مورد استناد، او بسیاری از یتیمان درمانده را تحت تکفل خود قرار داده بود و برای گذران زندگی آنان مقرری مناسبی در نظر میگرفت.
این اقدام نشان میدهد که حمایت او از محرومان، در مواردی به شکل مستمر و سازمانیافته انجام میشد و تنها به کمکهای مقطعی محدود نبود.
بیماران کمبضاعت نیز در شمار کسانی بودند که مورد توجه او قرار داشتند. برای بیمارانی که توان مالی لازم برای تأمین هزینههای درمان نداشتند، مکانهایی برای پرداخت هزینه دارو در نظر گرفته شده بود تا آنان بتوانند با دریافت این مبالغ، درمان خود را دنبال کنند.
در اینجا بار دیگر میتوان پیوند میان جایگاه دینی و مسئولیت اجتماعی را در زندگی ملاعلی کنی مشاهده کرد، او تلاش میکرد پاسخ به نیاز مردم را از سطح توصیه و سخن فراتر ببرد و در حد توان، راهی عملی برای حل مشکل آنان پیدا کند.
خدمت به مردم؛ از کمک فردی تا امور عامالمنفعه
سلوک اجتماعی ملاعلی کنی تنها به کمک مستقیم به افراد نیازمند محدود نبود. در متنهای تاریخی، ساخت آبانبار و کاروانسرا نیز از جمله خدمات عمومی و عامالمنفعه او برشمرده شده است.
کاروانسرای خاتونآباد از جمله نمونههایی است که در این زمینه از آن یاد شده است، اقدامی که با هدف رفاه و آسایش قافلهها و مسافران انجام شد. این خدمات نشان میدهد نگاه او به خدمترسانی تنها متوجه افراد شناختهشده یا مراجعهکنندگان مستقیم نبود، بلکه نیازهای عمومی جامعه را نیز دربرمیگرفت.
به این ترتیب، در یک سوی سلوک اجتماعی او، کمک به یتیم و بیمار و مستمند قرار داشت و در سوی دیگر، اقداماتی برای رفاه عمومی مردم.
مردمداری در کنار ایستادگی اجتماعی
ملاعلی کنی در کنار این سلوک فردی و اجتماعی، در برابر صاحبان قدرت نیز مواضعی داشت که جایگاه او را در تاریخ اجتماعی تهران برجسته کرده است. در منابع تاریخی، از او به عنوان «پناه مظلومان» یاد شده و آمده است که در برابر صاحبان قدرت نفوذ داشت و سخنش نزد سلطان پذیرفته میشد.
رفتار اجتماعی او به گونهای توصیف شده که ضمن توجه به شرایط سیاسی زمانه، تلاش میکرد قدرت حاکم در برابر مردم محدود شود و از ظلم به مردم جلوگیری شود. در این چارچوب، هرگاه حاکمان یا مسئولان وقت بخشی از ثروت و منابع کشور را در اختیار قدرتهای خارجی قرار میدادند، ملاعلی کنی نسبت به آن اعتراض میکرد.
مخالفت با قرارداد رویتر؛ از محراب تا دفاع از منافع عمومی
مهمترین نمونه این رویکرد، ماجرای قرارداد رویتر است.
در ۱۸ جمادیالثانی ۱۲۸۹ قمری، قراردادی میان ناصرالدین شاه و نماینده بارون ژولیوس دو رویتر، سرمایهدار انگلیسی، به امضا رسید. بر اساس متن ارسالی، این قرارداد امتیازات گستردهای در حوزه راهآهن، معادن، جنگلها و برخی منابع اقتصادی کشور را در اختیار طرف خارجی قرار میداد.
ملاعلی کنی پس از انعقاد این قرارداد، با ارسال نامهای به ناصرالدین شاه نسبت به مفاد آن اعتراض کرد. او در این نامه، واگذاری گسترده منابع و اختیارات اقتصادی کشور را مورد انتقاد قرار داد و درباره پیامدهای آن برای اقتدار دولت و منافع مردم هشدار داد.
مخالفت ملاعلی کنی با قرارداد رویتر تنها یک اعتراض فردی باقی نماند. جایگاه اجتماعی و نفوذ او سبب شد مخالفت با این امتیاز در میان مردم نیز گسترش پیدا کند.
لغو امتیاز رویتر و برکناری محمدحسینخان سپهسالار از صدراعظمی، از نتایج این اعتراضات عنوان شده است. در نهایت، در دهه پایانی رمضان سال ۱۲۹۰ قمری، بطلان قرارداد به طور رسمی اعلام شد.
از این منظر، زندگی ملاعلی کنی تنها روایت یک عالم فقیه نیست بلکه روایت عالمی است که در دورهای حساس، مسئولیت دینی خود را با مسئولیت اجتماعی پیوند زد و در کنار حمایت از محرومان، نسبت به مسائل کلان جامعه نیز واکنش نشان داد.
میراث علمی عالمی که در متن جامعه زیست
ملاعلی کنی در کنار این فعالیتها، آثار متعددی در حوزه فقه و اصول از خود برجای گذاشت. «ارشادالامه» یا رساله عملیه فارسی، «تلخیص المسائل»، حاشیه بر «جواهرالکلام»، رسالههایی درباره اوامر و نواهی، مفاهیم و استصحاب، «مواعظ حسنه» و «توضیح المقال» از جمله آثاری هستند که در متن ارسالی شما به او نسبت داده شدهاند.
این آثار نشان میدهد فعالیت او تنها در حوزه اجتماعی و سیاسی خلاصه نمیشد و بخش مهمی از زندگیاش را نیز به دانش، تحقیق و آموزش علوم دینی اختصاص داده بود. او عالمی بود که از مسیر تحصیل در حوزههای تهران، اصفهان، نجف و کربلا به جایگاه علمی رسید و پس از بازگشت به تهران، دانش و جایگاه دینی خود را در ارتباط با جامعه به کار گرفت.
آیتالله ملاعلی کنی سرانجام در بامداد ۲۷ محرم سال ۱۳۰۶ قمری، برابر با ۱۲ مهر ۱۲۶۷، در ۸۶ سالگی در تهران درگذشت و در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) در شهرری به خاک سپرده شد.
تشییع جنازه او با حضور گسترده مردم برگزار شد و بنا بر گزارش تاریخی مورد استناد، حتی پیروان ادیان دیگر نیز در این مراسم حضور داشتند. پس از درگذشت او نیز در شهرهای مختلف مجالس یادبود برگزار شد و اشعار بسیاری در سوگش سروده شد.
روایت زندگی آیتالله ملاعلی کنی، در مجموعه «ستارگان محراب» بیش از هر چیز روایت پیوند محراب با مردم است عالمی که جایگاه دینی خود را در مدرسه مروی و در ارتباط با مردم تثبیت کرد، به پرسشهای شرعی آنان پاسخ داد، در زندگی شخصی به محرومان و نیازمندان توجه داشت، یتیمان را تحت حمایت گرفت، برای بیماران کمبضاعت راهی برای تأمین هزینه درمان فراهم کرد و در امور عامالمنفعه نیز نقش داشت.
در کنار همه اینها، زمانی که منافع عمومی کشور را در معرض آسیب میدید، از اعتراض و مطالبهگری نیز فاصله نگرفت.
از همین رو، روایت ملاعلی کنی را میتوان روایتی از عالمی در محراب، در کنار مردم و در برابر ظلم دانست عالمی که برای او دیانت از زندگی اجتماعی جدا نبود و علم، عبادت، مردمداری، دستگیری از محرومان و دفاع از مصالح جامعه، در یک مسیر قرار داشت.

نظر شما