مردان کویر، مسافران آسمان؛ روایت سرداران شهید خراسان جنوبی

خراسان جنوبی، سرزمین کویر و مردمانی صبور، در سال‌های دفاع مقدس فرزندان بسیاری را راهی جبهه‌ها کرد؛ مردانی که از روستاها و شهرهای این دیار برخاستند، در سخت‌ترین میدان‌های نبرد ایستادند و سرانجام با نثار جان خود، نامشان را در بلندای تاریخ این سرزمین ماندگار کردند؛ سردارانی که از خاک تشنه کویر برخاستند و آسمان، مقصد آخرین پروازشان شد.

خبرگزاری شبستان-خراسان جنوبی؛ زینب روحانی مقدم- کویر را باید از نزدیک دیده باشی تا بدانی سکوت در این سرزمین همیشه به معنای آرامش نیست؛ گاهی پشت همین سکوت، قصه مردانی نهفته است که در روزهای سخت تاریخ، آرام ننشستند و از میان همین خاک تفتیده، راهی به بلندای آسمان باز کردند.

خراسان جنوبی، سرزمین قنات‌های خاموش، نخل‌های مقاوم، روستاهای دورافتاده و مردمانی است که سال‌ها با کم‌آبی و سختی خو گرفته‌اند؛ اما در دل همین جغرافیای سخت، نسلی قد کشید که معنای ایستادگی را خوب می‌دانست. نسلی که وقتی جنگ به مرزهای ایران رسید، فاصله روستا و شهر، مدرسه و دانشگاه، کار و جبهه را کنار زد و خود را به میدان رساند.

در میان هزاران شهیدی که نامشان در دفتر افتخارات خراسان جنوبی ثبت شده، سردارانی ایستاده‌اند که داستان زندگی‌شان تنها روایت چند سال حضور در جبهه نیست؛ هر کدام از آنها قصه‌ای از کودکی، خانواده، ایمان، مبارزه، فرماندهی و سرانجام پرواز دارند.

نام‌هایی که امروز شاید روی سنگ مزارها آرام گرفته باشند، اما هنوز وقتی از کوچه‌های قدیمی، روستاهای دور و خانه‌های ساده‌شان می‌گذری، می‌توان رد قدم‌هایشان را در خاطره مردم پیدا کرد.

از روستاهای خراسان جنوبی تا خط مقدم

بخش قابل توجهی از سرداران شهید استان، زندگی خود را از روستاهایی آغاز کردند که شاید در روزهای جنگ کمتر کسی نامشان را می‌دانست؛ روستاهایی که فاصله‌شان با مراکز شهری زیاد بود و امکانات زندگی محدود.

اما همین روستاها، مردانی تربیت کردند که بعدها نامشان در میان فرماندهان دفاع مقدس قرار گرفت.

در میان سرداران شهید نهبندان، نام‌هایی همچون رجبعلی آهنی، احمد آتشدست، حسین مؤذن، حسین پیرامی، اللهیار جابری، محمدجواد آخوندی و نصرالله ترابی دیده می‌شود؛ هفت نامی که بنا بر گزارش‌های منتشرشده درباره شهدای این شهرستان، در شمار سرداران شهید دوران دفاع مقدس قرار دارند.

این نام‌ها فقط بخشی از تاریخ جنگ نیستند؛ بخشی از هویت یک منطقه‌اند؛ منطقه‌ای که فرزندانش از دل سختی‌های کویر به میدان نبرد رفتند.

مردان کویر، مسافران آسمان؛ روایت سرداران شهید خراسان جنوبی

احمد آتشدست؛ پزشکی که راه جبهه را انتخاب کرد

در میان این نام‌ها، زندگی شهید دکتر احمد آتشدست روایتی متفاوت دارد. او در سال ۱۳۳۹ در ایرانشهر متولد شد؛ اما مسیر زندگی‌اش خیلی زود با مبارزه و انقلاب گره خورد.

آشنایی او با آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای در دوران حضور ایشان در ایرانشهر، مسیر فکری آتشدست را تحت تأثیر قرار داد و او را وارد فعالیت‌های مبارزاتی علیه رژیم پهلوی کرد.

پس از قبولی در کنکور و ورود به دانشکده پزشکی اصفهان، می‌توانست آینده‌ای متفاوت برای خود رقم بزند؛ آینده‌ای که شاید در آن روپوش سفید پزشکی، بیش از لباس رزم سهم او باشد. اما جنگ که آغاز شد، او میان ماندن و رفتن، جبهه را انتخاب کرد.

دانشجوی پزشکی، به میدان جنگ رفت و در کنار رزمندگان ایستاد. در عملیات والفجر مقدماتی و منطقه فکه، مسئولیت پدافند را بر عهده داشت و سرانجام در ۲۰ بهمن ۱۳۶۱ به شهادت رسید. فکه برای او پایان راه نبود؛ آغاز ماندگاری نامش بود.

مردان کویر، مسافران آسمان؛ روایت سرداران شهید خراسان جنوبی

رجبعلی آهنی؛ مردی از روستای سلطانی

روستای سلطانی نهبندان، دومین تیرماه سال ۱۳۳۴ شاهد تولد کودکی بود که سال‌ها بعد نامش با فرماندهی در جبهه گره خورد.

رجبعلی آهنی از همان سرزمین کویری برخاست؛ سرزمینی که فاصله‌های طولانی و امکانات محدود، بخشی از زندگی مردمش بود. جنگ که آغاز شد، آهنی نیز راهی جبهه شد.

او در عملیات طریق‌القدس به عنوان فرمانده گردان خط‌شکن حضور داشت و بعدها در عملیات مسلم‌بن‌عقیل نیز نقش‌آفرینی کرد.سومار، آخرین ایستگاه زمینی او شد.

۲۵ آبان ۱۳۶۱، رجبعلی آهنی در منطقه سومار به شهادت رسید؛ اما سال‌ها بعد، بازگشت پیکرش به بیرجند، دوباره شهر را در سوگ و افتخار فرو برد.

در خرداد ۱۳۸۰، مردم بیرجند پیکر این سردار شهید را بر دوش گرفتند؛ گویی شهری که سال‌ها انتظار فرزند خود را کشیده بود، دوباره او را به آغوش می‌کشید.

مردان کویر، مسافران آسمان؛ روایت سرداران شهید خراسان جنوبی

محمدجواد آخوندی؛ از اناران تا جزیره مجنون

در روستای اناران، از توابع نهبندان، کودکی در دوم اردیبهشت ۱۳۳۸ چشم به جهان گشود که بعدها یکی از فرماندهان دفاع مقدس شد.

محمدجواد آخوندی قرآن را از پدر آموخت؛ همان کتابی که بعدها چراغ راه بسیاری از تصمیم‌های زندگی‌اش شد. زندگی او با کار و تلاش روستایی عجین بود. تحصیل برایش همیشه آسان نبود و مسیر مدرسه را با دشواری طی می‌کرد؛ اما سختی، او را متوقف نکرد.

جنگ که شروع شد، نوجوان و جوان روستای اناران دیگر فقط یک جوان روستایی نبود؛ او به جبهه رفت و مسئولیت فرماندهی گردان یدالله را بر عهده گرفت.

جزیره مجنون، آخرین میدان حضور او شد. محمدجواد آخوندی در ۱۶ اسفند ۱۳۶۲ در جریان عملیات خیبر به شهادت رسید.

امروز مزارش در گلزار شهدای بیرجند، بخشی از حافظه شهر است؛ جایی که می‌توان تصور کرد جوانی از اناران، پس از سال‌ها تلاش و مبارزه، سرانجام در سکوت سنگ مزارش آرام گرفته است.

مردان کویر، مسافران آسمان؛ روایت سرداران شهید خراسان جنوبی

اللهیار جابری؛ مردی که حاج عمران آخرین قاب زندگی‌اش شد

اللهیار جابری دوم فروردین ۱۳۳۹ در روستای سیدمراد متولد شد. روستایی که شاید در نقشه‌ها تنها نقطه‌ای کوچک باشد، اما در تاریخ دفاع مقدس، نام یکی از فرزندانش را به یادگار گذاشت.

جابری از جمله سرداران شهید نهبندان است و زندگی او بعدها در قالب روایت‌ها و خاطرات مختلف بازخوانی شد.نامش با جبهه و فرماندهی گره خورد و سرانجام منطقه حاج عمران، آخرین صحنه حضور او در این دنیا شد.

دهم شهریور ۱۳۶۵، در جریان عملیات کربلای ۲، اللهیار جابری به شهادت رسید.حاج عمران برای او جایی بود که خاک و خون و آسمان در هم آمیخت؛ جایی که یک فرمانده دیگر به خانه بازنگشت، اما نامش به خانه‌های مردم بازگشت.

مردان کویر، مسافران آسمان؛ روایت سرداران شهید خراسان جنوبی

نصرالله ترابی؛ جوانی از حسین‌آباد دهک

دوم بهمن ۱۳۴۲، در روستای حسین‌آباد دهک، کودکی به نام نصرالله ترابی متولد شد.سال‌ها بعد، نام او در میان سرداران شهید نهبندان قرار گرفت.

جنگ برای نسل او فقط خبری از رادیو نبود؛ واقعیتی بود که جوانان را از خانه‌هایشان به جبهه می‌کشاند.ترابی نیز راهی میدان شد و سرانجام در عملیات بدر، در منطقه هورالهویزه، به شهادت رسید.

۲۵ اسفند ۱۳۶۳، نام نصرالله ترابی در دفتر شهدای این سرزمین ثبت شد.هورالهویزه آخرین جغرافیای زندگی او شد؛ اما خاطره‌اش در همان خاک نماند و به روستای زادگاهش، به خانواده‌اش و به حافظه مردم بازگشت.

مردان کویر، مسافران آسمان؛ روایت سرداران شهید خراسان جنوبی

کاظم خائف؛ جوان بیرجندی در خط مقدم

کاظم خائف در سال ۱۳۳۷ در بیرجند متولد شد.او جوانی بود که فعالیت‌های ورزشی و رزمی را تجربه کرد و با آغاز جنگ، راهی جبهه شد.

ماه‌ها حضور در مناطق عملیاتی، از او رزمنده‌ای ساخت که بعدها مسئولیت معاونت گردان ابوذر را بر عهده گرفت.در عملیات بیت‌المقدس، منطقه کرخه شاهد آخرین لحظات زندگی او بود.

دهم اردیبهشت ۱۳۶۱، کاظم خائف به شهادت رسید. او رفت تا نامش در میان هزاران جوانی قرار گیرد که برای دفاع از سرزمینشان، جوانی را با خاکریز و سنگر تقسیم کردند.

سیداحمد رحیمی؛ پزشکی که جبهه را به کلاس درس ترجیح داد

در بیرجند، سوم فروردین ۱۳۳۸، کودکی در خانواده‌ای متدین متولد شد که بعدها نامش با پزشکی و جبهه پیوند خورد.سیداحمد رحیمی از همان سال‌های کودکی با قرآن انس گرفت.

هوش و استعداد او مسیرش را به دانشگاه تهران رساند و در سال ۱۳۵۶ وارد دانشکده پزشکی شد.اما انقلاب و جنگ، مسیر زندگی او را تغییر داد.

برای او دانش و تخصص قرار نبود دیواری میانش و میدان دفاع باشد.در روزهایی که کشور به نیرو نیاز داشت، راهی جبهه شد.سرانجام ۲۴ فروردین ۱۳۶۱، منطقه شرهانی شاهد شهادت این پزشک جوان بود.

او می‌توانست آینده‌ای آرام در اتاق‌های بیمارستان داشته باشد، اما سرنوشتش را در میدان دیگری رقم زد؛ میدانی که در آن، جان دادن برای نجات دیگران معنای دیگری پیدا می‌کرد.

حسین پیرامی و حسین مؤذن؛ دو نام از دیار نهبندان

در فهرست سرداران شهید نهبندان، حسین پیرامی و حسین مؤذن نیز جای گرفته‌اند. دو نامی که هرچند اطلاعات برخط موجود درباره جزئیات زندگی‌شان محدودتر از برخی دیگر از شهداست، اما نامشان در فهرست سرداران شهید دوران دفاع مقدس این شهرستان ثبت شده است.

همین نام‌ها یادآور نسلی هستند که برای بسیاری از آنها، رفتن به جبهه یک تصمیم شخصی نبود؛ بخشی از مسئولیتی بود که نسبت به سرزمین و مردم خود احساس می‌کردند.

مردان کویر، مسافران آسمان؛ روایت سرداران شهید خراسان جنوبی

محمدناصر ناصری؛ روایتی که از مرزهای ایران گذشت

نام محمدناصر ناصری با یکی از تلخ‌ترین حوادث تاریخ معاصر ایران و افغانستان پیوند خورده و او از اهالی روستای گازار است و در حادثه مزارشریف افغانستان در سال ۱۳۷۷ به شهادت رسید.

شهادت او در بیرون از مرزهای ایران رخ داد، اما ریشه‌های زندگی‌اش به همین خاک بازمی‌گشت؛ به خراسان جنوبی و مردمی که بعدها نامش را در شمار شهدای شاخص خود ثبت کردند.

مزارشریف برای ناصری پایان مأموریت بود؛ اما برای خانواده و مردم استان، آغاز روایت دیگری از زندگی او شد؛ روایتی که هنوز پس از سال‌ها درباره‌اش گفته می‌شود.

«محمد حسن فایده» شهیدی که طرفدار سرسخت محرومان و مستضعفان بود

سردار شهید «محمد حسن فایده» در اسفند ماه سال ۱۳۳۸ در شهرستان بیرجند به دنیا آمد. وی در دوران کودکی قرآن را نزد پدرش آموخت و دوره ابتدایی را در دبستان پرویز به تحصیل مشغول شد.

سردار شهید «محمد حسن فایده» در اسفند ماه سال ۱۳۳۸ در شهرستان بیرجند به دنیا آمد. وی در دوران کودکی قرآن را نزد پدرش آموخت و دوره ابتدایی را در دبستان پرویز به تحصیل مشغول شد.

در سنین کودکی پدرش را از دست داد و برای کمک به خانواده در اوقات بیکاری و ایام تعطیل در کوره‌پزی خانه‌های پایین شهر کار می‌کرد. وی پس از اخذ دیپلم به سربازی رفت و خدمت سربازی را در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بیرجند گذراند.

سردار شهید «محمد حسن فایده» یکی از طرفداران سرسخت محرومان و مستضعفان بود و گروهی از برادران سپاه را برای رسیدگی به وضع محرومین گرد هم آورده بود.

این شهید والامقام در حمله والفجر، معاون فرمانده تیپ و مسئول طرح و برنامه عملیات بود و باید در قرارگاه استقرار یابد اما فرماندهی گردان را برعهده گرفت و زیر آتش دشمن و در حالی که نیروها را به جلو هدایت می‌کرد، در روز ۲۲ اردیبهشت سال ۱۳۶۲ بر اثر ترکش به سر به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

مردان کویر، مسافران آسمان؛ روایت سرداران شهید خراسان جنوبی

غفار رامین‌فر؛ نامی که در دفتر شهدا ماند

سردار شهید غفار رامین‌فر نیز از نام‌هایی است که در شمار سرداران شهید خراسان جنوبی قرار گرفته است. شهید غفار رامین فر، فرزند غلامحسین روز بیستم اردیبهشت ۱۳۲۳ در روستای پهنائی از توابع شهرستان قائنات و در خانواده ای روحانی و متدین دیده به جهان گشود. 

دو سال اول دبیرستان را در قاین و سپس به عنوان شاگرد نمونه و ممتاز استان خراسان، با هزینه دولت به مدرسه ملی تهران منتقل شد. دوره دبیرستان را با امتیاز شاگرد اولی در تهران به اتمام رساند.

بعد از اخذ دیپلم، از آنجایی که علاقه فراوانی برای مرزبانی از میهن و حفظ امنیت مرزهای کشور ایران داشت، در دانشگاه نیروی هوایی به رشته خلبانی روی آورده و به یادگیری علوم و فنون نظامی مشغول شد.

او در مدت سه سال، همه دوره ها را با موفقیت گذراند. برای گذراندن و تحصیل دوره عالی آموزش خلبانی هواپیماهای شکاری، به آمریکا رفت. در سال ۱۳۵۴ ازدواج کرد که ثمره این ازدواج یک دختر بود.

با شروع جنگ تحمیلی، فرماندهی واحد هوایی عمل کننده در غرب، واقع در شهر همدان را برعهده گرفت. سرانجام پس از رشادتهای فراوان، روز دوم مهر۱۳۵۹ در مأموریت نابودی موانع و استحکامات رژیم صدام در قلب عراق، پس از سقوط هواپیما در جبهه جنوب، به فیض شهادت نایل شد.

محمد شهاب و احمد قاینی نجفی فاضل؛ دو نام روحانی در میان شهدا

از دیگر سرداران شهید استان، نام شهید محمد شهاب و شهید احمد قاینی نجفی فاضل می توان اشاره کرد. 

حضور نام روحانیون در میان شهدای شاخص استان، تصویری از نسلی ارائه می‌کند که میان حوزه، مسجد، مردم و میدان دفاع پیوند برقرار کرده بود.

برای آنان نیز جبهه تنها یک جغرافیای نظامی نبود؛ امتداد همان مسئولیتی بود که در برابر مردم و اعتقادات خود احساس می‌کردند.

قصه‌ای که هنوز تمام نشده است

قصه سرداران شهید خراسان جنوبی را نمی‌توان تنها با تاریخ تولد و شهادت به پایان رساند. هر تاریخ، پشت خود یک زندگی دارد؛ یک کودکی، یک خانه، یک مادر، یک پدر، یک مدرسه، یک رفیق، یک آرزو و شاید تصویری که آخرین بار در قاب یک عکس خانوادگی ثبت شده است.

سردارانی که امروز از آنها یاد می‌کنیم، روزی جوانانی بودند که در همین کوچه‌ها راه می‌رفتند، در همین مدارس درس می‌خواندند، در همین مسجدها نماز می‌خواندند و در همین خانه‌ها پای سفره خانواده می‌نشستند.

اما تاریخ که ورق خورد، آنها نیز انتخاب کردند.یکی از دانشگاه راهی جبهه شد، دیگری از روستایی دورافتاده؛ یکی پزشک بود، دیگری کشاورز و جوانی روستایی؛ یکی فرمانده گردان شد و دیگری در سنگر، لباس رزم پوشید.

کد خبر 1907086

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha