به گزارش خبرگزاری شبستان به نقل از ادارهکل کتابخانههای عمومی استان خوزستان، جنگ تحمیلی در خوزستان فقط در خطوط مقدم و خاکریزها جریان نداشت؛ در شهرها، خانهها، مدرسهها و کتابخانهها نیز نبردی خاموش برای حفظ زندگی، امید و هویت فرهنگی مردم در جریان بود.
در آن روزهای دشوار، کتابخانههای عمومی استان با وجود تهدیدها و آسیبهای ناشی از جنگ، در بسیاری از شهرها به پناهگاه، محل خدمترسانی و سنگر پایداری فرهنگی تبدیل شدند؛ سنگرهایی که در آن، کتاب و آگاهی در کنار ایثار و مقاومت معنای تازهای پیدا کرد.
خرمشهر؛ کتابخانهای در خط مقدم مقاومت
کتابخانه مرکزی خرمشهر در سال ۱۳۴۶ در خیابان چهلمتری تأسیس شد؛ خیابانی که در روزهای آغازین جنگ، یکی از محورهای اصلی درگیریهای شهری بود. با آغاز تهاجم ارتش بعث عراق در ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، این کتابخانه نیز در دل نبرد قرار گرفت و به یکی از مواضع مدافعان شهر تبدیل شد. تکاوران نیروی دریایی ارتش، نیروهای سپاه و رزمندگان مردمی در محورهای مختلف خرمشهر، در نبردی دشوار و خانهبهخانه، برای جلوگیری از پیشروی زرهپوشهای دشمن به سمت پل خرمشهر و مرکز شهر مقاومت میکردند.

در جریان نبرد ۳۴روزه خرمشهر، ساختمان کتابخانه زیر آتش سنگین دشمن بعثی قرار گرفت و سقف و دیوارهای سالن مطالعه بر اثر اصابت مستقیم گلولههای سنگین، تانکها و خمپارهها فروریخت. بر پایه اسناد و خاطرات ثبتشده مدافعان، جمعی از رزمندگان و تکاوران در میان آوارهای ساختمان و قفسههای فروریخته کتاب به شهادت رسیدند. با سقوط بخش غربی شهر و اشغال خرمشهر در ۴ آبان ۱۳۵۹، دسترسی به این محدوده و بیرونآوردن پیکر مطهر شهدا ناممکن شد.
پس از آزادسازی حماسی خرمشهر در سوم خرداد ۱۳۶۱ در عملیات بیتالمقدس، گروههای شناسایی و تفحص وارد شهر شدند. بنا بر اسناد ثبتشده، در ۲۸ خرداد همان سال، رزمندگان و اعضای تیم تفحص به همراه همرزمان وارد ساختمان مخروبه کتابخانه شدند و پیکر مطهر ۴ تن از تکاوران سرافراز نیروی دریایی ارتش را در انتهای سالن مطالعه، از میان تلی از آوار گچ، بتن و کتابهای سوخته کشف و خارج کردند؛ پیکرهای پاکی که نزدیک به ۲۰ ماه در زیر آوارها و لابهلای کتابها آرام گرفته بودند. تصویر تاریخیِ انتقال این پیکرهای پوشیده از گردوغبار بر دوش همرزمان در حیاط کتابخانه، تا ابد بهعنوان سند ماندگار پیوند کتاب، مقاومت و شهادت در تاریخ ثبت شد.
این کتابخانه پس از دوران بازسازی جنگ تحمیلی، با نام «کتابخانه عمومی شهید حجتالاسلام محمدحسن شریف قنوتی» احیا شد؛ روحانی مبارزی که در روزهای مقاومت، فرماندهی گروهی از مدافعان مردمی را بر عهده داشت و در ۲۴ مهر ۱۳۵۹ در نزدیکی همین خیابان چهلمتری به شهادت رسید. پرونده این کانون حماسی در سال ۱۴۰۴ همزمان با هفته دفاع مقدس، با شماره ۳۴۳۰۱ در فهرست آثار ملی فرهنگی تاریخی دفاع مقدس به ثبت رسید و تابلوی یادمان آن رونمایی شد.

دزفول؛ چراغی که با جابهجایی کتابها خاموش نشد
در دزفول، نماد صبر و مقاومت ایران که سالها زیر سنگینترین آتش موشکباران دشمن بعثی پایداری میکرد، کتابخانه شهر نیز روزهایی سراسر حماسه را تجربه کرد. این نهاد فرهنگی که فعالیت خود را از اوایل دهه ۱۳۵۰ آغاز کرده بود، در اسفندماه ۱۳۵۹ بر اثر اصابت موشک در نزدیکی آن بهشدت آسیب دید و سقف ساختمان فرو ریخت؛ اما جریان خدمترسانی حتی برای یک روز هم متوقف نشد.
بر پایه روایتهای برجایمانده از مدیریت و مسئولان وقت کتابخانه، در آن روزهای دلهرهآور، اوراق و مجلدات کتابها با چنگ و دندان از زیر آوارها جمعآوری شد. برای روشن نگه داشتن چراغ مطالعه، کتابها زیر سایه مداوم اصابت موشکها بارها جابهجا شدند؛ مدتی به اداره میراث فرهنگی، سپس به کانتینری در شهرک صفیآباد و اتاقی در اردوگاه اشرفی اصفهانی انتقال یافتند. این پایداری سیار، در ادامه به ساختمانی نیمهکاره در تقاطع خیابان امام و قاضی منتقل شد تا اینکه سرانجام در سال ۱۳۶۵ با احداث ساختمان جدید، این سنگر فرهنگی رسماً به نام مبارک «فتحالمبین» مزین شد.
کتابداران پیشکسوت مجموعه در خاطرات خود نقل میکنند که چگونه در جریان آتشباریها، کتابهای سوخته و ترکشخورده را در خانهای قدیمی با حوصله تفکیک و مرمت کردند؛ کتابهایی که سال بعد در قالب یک نمایشگاه ویژه کتاب در معرض دید عموم قرار گرفت تا به سندی زنده و گویا از مظلومیت و پایداری فرهنگی دیار مقاومت تبدیل شود. در تمام این سالها، با وجود امکانات حداقلی، تفکیک سالنهای مطالعه و حتی برنامههای فرهنگی برای کودکان و نوجوانان تعطیل نشد. سالنها پناهگاه دانشآموزانی بود که درس پایداری میخواندند و رزمندگانی که برای ساعتی آرامش و مطالعه به این مأمن امن پناه میآوردند.

آبادان؛ کتابخانهای در دل حصر
در آبادان قهرمان نیز در دوران حصر ۳۳۰ روزه، کتابخانه عمومی ثامنالائمه (ع) نقشی کمنظیر ایفا کرد. این کتابخانه با ایستادگی ستودنی کارکنان خود، کارکردی فراتر از یک مرکز امانت کتاب یافت و به مقر جهاد سازندگی و محل برگزاری جلسات هماهنگی و پشتیبانی با حضور فرماندهان دلاوری چون شهید خرازی و شهید علیهاشمی بدل شد. در شرایطی که محاصره شهر، ارتباط با خارج را بسیار دشوار کرده بود، این مرکز فرهنگی بهعنوان کانون امید و تصمیمسازی، در حفظ روحیه مدافعان شهر نقشی کلیدی داشت.

اهواز؛ نبض دانایی در کنار «پل سفید» و طنین پایداری کتابخانه شهید رجایی
اهواز در روزهای آتش و باروت، تنها پایتخت پشتیبانی جنگ و جغرافیای آژیرهای ممتد قرمز نبود؛ در دل این شهر، نبض مقاومتی بیبدیل در حوزه اندیشه میتپید. کتابخانه عمومی شهید رجایی در منطقه امانیه و در جوار نماد استواری شهر پل سفید در سختترین سالهای دفاع مقدس به دژی مستحکم برای صیانت از دانایی بدل شد؛ کانونی پویا و پرتردد اعضای مشتاق، از نوجوانان دانشآموز تا رزمندگان عازم خطوط مقدم، آن را مأمن امن اندیشه و آرامش خود یافته بودند.
اوج حماسه و تبلور غیرت کتابداران این مجموعه، در آذرماه سال ۱۳۶۵ رقم خورد؛ روزهایی که اهواز آماج سنگینترین حملات هوایی دشمن بعثی قرار گرفت. اصابت سهمگین بمب در نزدیکی پل سفید، موج انفجاری مهیب پدید آورد و بارانی از ترکش و شیشههای فروریخته سالن مطالعه را بر سر کتابداران و اعضا بارید. با وجود جراحت کادر ایثارگر کتابخانه و حجم سنگین خرابیهای برجامانده، چراغ دانایی خاموش نشد. کتابداران مجروح و فداکار، با دستانی زخمخورده اما ارادهای پولادین، آوارها و شیشهخردهها را زدودند و بیدرنگ درهای کتابخانه را به روی تشنگان دانایی گشودند تا رساترین پیام پایداری و شکستناپذیری فرهنگ را به دشمن مخابره کنند.
این مکان فراتر از یک قرائتخانه ساده، پیوندگاه ژرف ایمان، آگاهی و حماسه بود. رزمندگان سلحشور، کولهبار فکری خود را با آثار اندیشهساز معارف، کتابهای اخلاق و نهجالبلاغه تجهیز میکردند و با هر آمدوشد مدافعان وطن، قفسههای کتابخانه در چشمبرهمزدنی تخلیه و راهی سنگرهای مقدم میشد تا جریان زنده یک «انقلاب کتابخوانی» در دل جبههها متولد شود؛ سندی گویا و زنده از ایستادگی واژهها در برابر آوار بمبها.

اندیمشک؛ پلی میان کتاب و سنگر و هجرت دانایی از رستوران راهآهن تا قلعهلور
در دروازه ورود رزمندگان به سرزمین حماسه، اندیمشک نیز عرصهای کمنظیر از پیوند کتاب و پایداری را به نمایش گذاشت. کتابخانه عمومی شماره یک این شهر (که امروزه با نام پرصلابت «کتابخانه عمومی شهدای اندیمشک» شناخته میشود و در سال ۱۳۵۳ تأسیس شده بود)، در سالهای دفاع مقدس نبردی تمامعیار را برای ممانعت از توقف جریان دانایی رقم زد. با فروریختن شیشهها و آسیبدیدن سازه زیر موشکبارانهای بیامان، کتابداران شجاع و متعهد اجازه ندادند چراغ مطالعه خاموش شود.
این کتابخانه در شرایطی که روزها میان آژیرهای خطر و صفیر موشکها سپری میشد، کوچ حماسی خود را آغاز کرد؛ از انتقال مجلدات و منابع به رستوران تعطیلشده راهآهن و سالن سینما گرفته تا اسکان موقت در اتاقهای مسجد جامع قلعهلور. کتابداران فداکار در فضایی محدود به مساحت ۷۵ مترمربع و با مخزنی بالغ بر ۴ هزار عنوان کتاب، زیر سایه سنگین تهدیدها، پناهگاهی امن برای علمآموزی فرزندان دیار مقاومت و استراحتگاهی معنوی برای مدافعان میهن بنا کردند؛ سالنهایی که در آن دانشآموزان در میانه غرش انفجارها برای کنکور درس میخواندند و با هر بانگ آژیر، به سنگرهای ایمن پناه میبردند.
کتابخانه اندیمشک که در مسیر تردد هزاران رزمنده عازم به خطوط نبرد قرار داشت، فراتر از یک مرکز امانت، به یک پایگاه پشتیبانی فکری، کانون تبادل فرهنگی و محل اجرای نخستین شبهای شعر، تئاتر و حلقههای معارف در کوران جنگ تبدیل شد. کتابها پیوسته از قفسهها به کولهبار رزمندگان ارتش و بسیج امانت داده میشدند تا خطوط مقدم را نیز به نور آگاهی مزین کنند. اعضای پرشور و کنشگران فرهنگی این کتابخانه نوجوانانی که پای در رکاب جهاد گذاشتند حماسهآفرینانی چون شهید غفاری، شهید حسین لطفیبافنده و دلاورمردان نوجوانی بودند که یا در ۱۷ سالگی به فیض شهادت رسیدند و یا در کسوت پزشکان و اندیشمندان، مایه افتخار آینده ایران اسلامی شدند.
همایون حبیبی؛ کتابداری که کتاب را به خط مقدم برد
در گنجینه افتخارات کتابخانههای عمومی خوزستان، نام «شهید همایون حبیبی» یادآور رسالت ایثارگرانه کتابداران است؛ نیروی خستگیناپذیری که از دل همین کانونهای فرهنگی و کتابخانه اندیمشک بالید و بهجای ماندن در پشت میز امانت، با کولهپشتی سرشار از کتاب و نشریات روز، راهی خطوط مقدم نبرد و سنگرهای رزمندگان میشد تا نیاز فکری و روحی رزمندگان را تأمین کند. این کتابدار شهید، سرانجام در عملیات خیبر جان خود را فدای آگاهیبخشی کرد و پیوند جاودانه اندیشه و شهادت را به تصویر کشید.
کتابداران و تلاشگران خستگیناپذیر کتابخانههای عمومی استان در اهواز، دزفول، خرمشهر، اندیمشک و آبادان، با بهرهگیری از هوشمندی و پدافند غیرعامل، مخازن نفیس را به زیرزمینهای امن و شوادونها منتقل کردند و در اوج خطر، مانع از انقطاع فرهنگی نسل جوان شدند.
از خاطره تا سند؛ ضرورت تدوین تاریخ شفاهی
امروز کتابخانه فتحالمبین دزفول با دارا بودن بیش از ۵۰ هزار نسخه کتاب و بخشهای غنی کودک، نشریات و سالنهای مطالعه، همچنان چتر دانایی خود را بر سر جامعه گسترانده و کتابخانه شهید شریف خرمشهر نیز پس از بازسازی کامل، به عنوان مرکزی بالنده و پویا به شهروندان خدمترسانی میکند.
ادارهکل کتابخانههای عمومی استان خوزستان با اتکا به این کارنامه درخشان و بیبدیل، طرح جامع ثبت و ضبط «تاریخ شفاهی کتابداران پیشکسوت»، گردآوری اسناد مکتوب، عکسهای تفحص و بازسازی و مستندسازی روایتهای ایثار فرهنگی را در صدر اولویتهای پژوهشی خود قرار داده است؛ تلاشی ضروری برای آنکه روایت این سنگرنشینان دانایی از حافظه نسلی عبور کرده و چراغ راه آیندگان شود. داستان کتابخانههای خوزستان، اثبات این حقیقت تاریخی است که در سختترین روزهای دفاع مقدس نیز کلمه و قلم در برابر باروت تسلیم نشدند.
نظر شما