خبرگزاری شبستان-مازندران؛ هنر مستندسازی، بیشک یکی از کارآمدترین ابزارها برای پاسداشت هویت و ثبتِ حقیقت در کوران حوادث روزگار است. در این میان، هنرمندانی که دغدغهی تعهد را با فن درآمیختهاند، نقشی بیبدیل در روایت صادقانهی تاریخ این سرزمین ایفا میکنند. کاظم قلینتاج، مستندساز متعهد و پرکار مازندرانی، از جملهی این چهرههاست؛ هنرمندی که با نگاهی برآمده از مکتب مسجد و اندیشهی انقلاب، کوشیده است تا دوربین خود را نه تنها به سمت حماسههای گذشته، که به سوی نبض جاری جامعه در زمانهی حال بگیرد.
در این گفتگو، فرصتی فراهم شد تا ضمن واکاوی تجربیات حرفهای و زیست هنری او که به مدد همراهی همسرش در جبههی فرهنگی، رنگوبویی متفاوت یافته به بایستههای مستندسازی دینی و نقش محوری مساجد در تولید و اکران آثار حماسی بپردازیم.
جناب آقای قلینتاج، برای شروع گفتگو، ممنون میشویم نگاهی به کارنامهی هنری خود بیندازید. چه شد که مسیر مستندسازی را با محوریت دفاع مقدس و مضامین دینی انتخاب کردید؟ کدام یک از آثارتان را شناسنامه هنری خود میدانید و چرا دغدغهی ثبت وقایع روز را همسنگ با تاریخ دفاع مقدس میدانید؟
دغدغه ثبت تاریخ و هویت این سرزمین، از همان آغاز مرا به مسیر مستندسازی سوق داد. دفاع مقدس و مفاهیم ایمانی صرفاً برشی از گذشته نیستند، بلکه ریشهها و خاستگاه فکری ما برای زیست امروز به شمار میروند.
در میان آثاری که ساختهام، مستندهای «شیخ موسی» و «ابوعلی» جایگاهی ویژه در نگاهم دارند و شناسنامه کاریام را شکل دادهاند؛ آثاری که در آنها پیوند میان معنویت، زیست مردمی و روح پایداری روایت شده است. همچنین همراهی با پویشها و اجتماعات مردمی، از جمله تولید چند سری مجموعه برای «مبعوثشدگان»، جلوهای زنده از امتداد همین مسیر بود.
اینکه وقایع روز را همسنگ با تاریخ دفاع مقدس میدانم از این باور ریشه میگیرد که حقیقت مقاومت متوقفشدنی نیست؛ شکل جبههها تغییر میکند، اما رویارویی حق و باطل همواره برقرار است. اگر امروز نبض وقایع را ثبت نکنیم، فردا تاریخ تحریف خواهد شد.
شما و همسرتان، خانم یگانه، هر دو از مستندسازان خوشنام و متعهد جبهه فرهنگی هستید. این اشتراک مسیر چه تاثیری بر کیفیت آثار شما داشته است؟ آیا در مواجهه با موضوعات سخت و استراتژیک، نگاه مکمل شما به عنوان یک زوج فیلمساز، باعث خلق قابهای متفاوتتری در روایتهایتان شده است؟
هممسیر بودن با همسرم، خانم راحله یگانه، نعمتی ارزشمند در این مسیر پرفرازونشیب است. مستندسازی—بهویژه در حوزههای استراتژیک و موضوعات پرچالش نیازمند صبوری، پشتوانه فکری و درک متقابل است. این اشتراک دیدگاه سبب شده در مراحل پیشتولید، روایتپردازی و تحلیل وقایع، نگاه ما در جایگاه یک زوج مستندساز نقشی همافزا ایفا کند.
حضور دیدگاه زنانه در کنار زاویه دید مردانه، به آثار عمق و لطافتی ویژه میبخشد؛ آنجا که شاید نگاه من بیشتر معطوف به وجوه حماسی یا فنی میدان باشد، نگاه عاطفی، جزئینگر و دقیق همسرم لایههای پنهان انسانی را آشکار میسازد و حاصل این تعادل، خلق قابهایی متوازنتر، ملموستر و عمیقتر برای مخاطب است.
در روزهایی که شاهد تجاوز دشمنان صهیونیست و آمریکایی به میهن اسلامی بودیم، دوربین شما روایتگر تجمعات شبانهی اقتدار ملت بود. برای مخاطبان ما بگویید؛ به عنوان کسی که در وسط میدان بود، جوهرهی این حضور مردمی در تاریکی شب چه بود؟ آیا در لنز دوربین شما، این تجمعات صرفاً یک اعتراض بود یا پیامی فراتر از آن داشت که سعی کردید ثبت کنید؟
آن تجمعات شبانه بیش از آنکه شبیه به اعتراضات معمول باشد، جلوهای تمامعیار از تکیهگاه ایمانی و مانور شجاعت بود. هنگامی که دشمن میپنداشت با تاریکی شب و تهدیدهای نظامی، سایهی رعب میافکند، مردم به میدان آمدند تا از نبودِ هراس سخن بگویند.
لنز دوربین من در آن شبها، نه ثبتکنندهی یک کنش سیاسی یا واکنشی هیجانی، که راوی جوهرهی اصلی آن صحنهها؛ یعنی آرامش مبتنی بر توکل و ارادهی راسخ ملتی بود که عزت کشورش را با هیچچیز معامله نمیکند. در آن تاریکی، دوربین نوری از ایستادگی، همعهدی و انسجام ملی را بازتاب میداد؛ پیامی آشکار به جهانیان که این ملت در شرایط سخت، منسجمتر و استوارتر از همیشه در میدان حضور دارد.
فیلمسازی در فضای تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب، آیتالله سیدعلی خامنهای (قدسسره)، تجربهای است که هر هنرمندی توفیق ثبت آن را ندارد. به عنوان یک مستندساز، چطور میان بغض شخصی و تکلیف حرفهای تعادل برقرار کردید؟ آن لحظهای که بیش از همه در حافظهی دوربین شما و قلبتان برای همیشه ثبت شد و به تصویر آن سوگ عزتمندانه معنا داد، چه بود؟
حضور در آن فضا و ثبتِ واقعهی عظیم تشییع، آزمونی دشوار برای قلب و دوربین بود. مرز میان بغض شخصی ناشی از داغی سنگین و تکلیف رسانهای برای ثبت بیلغزشِ تاریخ، بسیار باریک بود. آنچه این تعادل را ممکن ساخت، نگاه به چهرهی جمعیتی بود که با چشمهای بارانی، اما گامهایی استوار حرکت میکردند؛ آنان خود آموزگاران صبر و عزت بودند و اجازه نمیدادند اندوه، مانعِ انجام وظیفه شود.
لحظهای که هرگز از قاب دوربین و خاطرم زدوده نخواهد شد، لحظهی تلاقی اشکها با مشتهای گرهکرده بود؛ آنجا که مادری فرزندش را بر دوش نشانده بود و با چشمانی اشکبار، نام رهبرش را فریاد میزد. آن نگاه، آمیزهای ناب از سوگ و ایستادگی بود؛ تابلویی روشن که نشان میداد شهادت، پایان راه نیست؛ بل آغاز جوششی تازه در رگهای امت است.
خبرگزاری شبستان به عنوان رسانهی مساجد کشور، همواره به دنبال پیوند هنر و مسجد است. از نظر شما، چگونه میتوان مساجد را به پایگاهی برای اکران و نقد این آثار حماسی تبدیل کرد؟ چه پیامی برای فیلمسازان جوانی دارید که در مساجد حضور دارند و میخواهند راوی این روزهای پر از حادثه و افتخار کشور باشند؟
مسجد، اصیلترین و کارآمدترین سنگر فرهنگی جامعهی ماست؛ خاستگاهی که مستندسازی انقلاب و دفاع مقدس نیز از دل جلسات و روح حاکم بر آن متولد شد. برای تبدیل مسجد به پایگاه اکران، کافی است دیوارهای تصنعی میان هنر روز و برنامههای هفتگی مسجد برداشته شود؛ پیوند زدن جلسات نقد و نمایش فیلم با نشستهای بصیرتی و محافل جوانان، میتواند جانی تازه در فضای مسجد جاری کند.
پیام من به بچههای مسجدی و مستندسازان نسل جدید این است که دوربین را معطل بودجههای سنگین و امکانات ایدهآل نگذارند. تاریخ دقیقاً در همین لحظات، در دل کوچهها، پایگاهها و محلات شما در حال ورق خوردن است. اگر از دل تودههای مردم و پایگاههای محلی قصه نگویید، دیگران روایتهای بیریشهی خود را قالب خواهند کرد؛ با اخلاص وارد میدان شوید، جسورانه قاب ببندید و راوی صادق و بیلکنت عزت این آب و خاک باشید.
نظر شما