خبرگزاری شبستان-خراسان جنوبی؛ زینب روحانی مقدم- در امتداد مرزهای این سرزمین، مردانی ایستادهاند که امنیت آرام خانهها و آسودگی مردم، گاه به بهای جان آنان تمام میشود؛ مرزبانانی که دور از هیاهوی شهرها، در گرمای طاقتفرسای کویر و سرمای سخت مرز، چشم بر جادهها و خاک وطن میدوزند تا هیچ تهدیدی آرامش مردم را نشانه نرود.
پشت هر لباس مرزبانی، قصهای از یک خانواده نهفته است؛ قصه پدری که چشم به راه بازگشت فرزندش میماند، مادری که دعای بدرقهاش در گوش فرزند میپیچد و خانهای که پس از شهادت، جای خالی یک عزیز را برای همیشه در خود نگه میدارد.
شهید «حسین باقی» یکی از همین جوانانی بود که از روستای تقاب بیرجند مسیر زندگیاش را با کار، تلاش، نماز و خدمت به مردم آغاز کرد و سرانجام لباس خدمت انتظامی را بر تن کرد تا در یکی از حساسترین نقاط کشور، پاسدار امنیت باشد؛ اما آخرین بازگشت او به خانه، بازگشت یک سرباز نبود، بلکه بازگشت پیکر شهیدی بود که جان خود را برای امنیت مردم تقدیم کرد.
پدر این شهید مرزبانی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان از خراسان جنوبی، از کودکی، مسیر زندگی، روحیه خدمترسانی و انتخاب فرزندش برای خدمت در نیروی انتظامی گفت؛ روایتی که در آن، بیش از هر چیز، تصویر جوانی مؤدب، پرتلاش، متدین و مردمدار دیده میشود.

از کودکی؛ پسری مؤدب و پرتلاش
پدر شهید حسین باقی با اشاره به دوران کودکی فرزندش اظهار داشت: حسین از همان دوران کودکی، پسری بسیار مؤدب و خوب بود و دوران تحصیل خود را از کلاس اول تا پنجم در مدرسه گذراند.
وی ادامه داد: پس از آنکه وارد مقطع دبیرستان شد، سه سال در دبیرستان روستای تقاب تحصیل کرد و سپس برای ادامه تحصیل به هنرستان ابوذر بیرجند رفت و سه سال نیز در این هنرستان درس خواند.
پدر شهید افزود: حسین هر روز صبح از روستای تقاب به بیرجند میآمد. آن زمان وسایل نقلیه و خودروهای عبوری هم زیاد نبود و او کنار جاده میایستاد و با ماشینهای عبوری خودش را به بیرجند میرساند تا بتواند به مدرسه برود.
وی بیان کرد: بعد از اینکه دیپلم گرفت، به فکر ادامه تحصیل در دانشگاه بود، اما شرایط مالی خانواده اجازه پرداخت هزینههای دانشگاه آزاد را نمیداد. خودش پیشنهاد داد که برای یک کار دولتی اقدام کند و به همین دلیل سراغ نیروی انتظامی رفت.
پدر شهید حسین باقی گفت: ما حتی خبر نداشتیم که برای نیروی انتظامی ثبتنام کرده است تا اینکه یک روز با ما تماس گرفتند و گفتند که فرزندتان قبول شده و باید در زمان مشخصی خودش را به مشهد معرفی کند.
وی ادامه داد: خودمان حسین را با ماشین شخصی به مشهد بردیم و مقابل پادگان آموزشی تحویل دادیم. صبح او را به پادگان رساندیم و بعدازظهر به ما گفتند که چند روزی مرخصی دارد و بعد باید برای ادامه خدمت برگردد.
پدر شهید با اشاره به دوران آموزشی فرزندش گفت: حسین حدود ۹ ماه در مشهد دوره آموزشی خود را گذراند و پس از آن تقسیم شد و برای ادامه خدمت به منطقه مرزی رفت.

آخرین دیدار؛ وقتی حسین از شهادت گفت
پدر شهید حسین باقی با اشاره به آخرین روزهایی که فرزندش را در کنار خانواده دیده بود، اظهار داشت: آخرین باری که حسین به خانه آمد، برای او عقد کرده بودیم و در خانه نشسته بود.
وی ادامه داد: در همان روزها حسین با مادرش صحبت کرده بود و گفته بود که «مادر، من شهید میشوم» و درباره درگیری با اشرار نیز صحبت کرده بود.
پدر شهید گفت: همان هفتهای که این حرف را زد، رفت و دیگر برنگشت و به شهادت رسید.
وی با بیان اینکه حسین در دوران زندگی خود اهل نماز و روزه بود، افزود: هر جا که کاری از دستش برمیآمد، انجام میداد و وقتی بیکار بود، به کشاورزی و دامداری مشغول میشد.
پدر شهید ادامه داد: حسین اگر میدید فردی در روستا شرایط مالی ضعیفتری دارد و کاری از دست او برمیآید، بدون اینکه دنبال پول باشد، برایش انجام میداد.
وی بیان کرد: برای بعضی از مردم که توان مالی کمتری داشتند، میگفت میروم برایشان آبگرمکن نصب میکنم یا لولهکشی انجام میدهم و پولی هم از آنها نمیگرفت.
پدر شهید حسین باقی افزود: حتی در مسجد روستا نیز کارهای مختلفی انجام میداد؛ مدتی حدود یک هفته تا ۱۰ روز در مسجد روستای تقاب مشغول رنگآمیزی و نقاشی بود و برای آبادانی مسجد تلاش میکرد.
وی تصریح کرد: بعد از شهادت حسین، ما بیش از هر چیز خوبی و مردمداری او را به یاد داریم؛ از او جز خوبی چیزی ندیدیم.

«از خدمتش راضی بود»؛ سختی مرز را پنهان میکرد
پدر شهید حسین باقی درباره صحبتهای فرزندش از شرایط خدمت در مناطق مرزی و خطرات آن گفت: حسین از خدمتش راضی بود و هر بار که به خانه میآمد، از خدمت، همکارانش و شرایط کاریاش با رضایت صحبت میکرد.
وی افزود: وقتی از او درباره سختیهای خدمت میپرسیدیم، میگفت سختی خاصی نیست و خیلی هم خوب است.
پدر شهید ادامه داد: ما اصلاً فکر نمیکردیم که ممکن است در جریان خدمت، با اشرار درگیر شوند و چنین اتفاقی برای حسین رخ دهد.
وی با تأکید بر سختیهای زندگی مرزبانان گفت: مردم باید بیشتر با شرایط زندگی مرزبانان آشنا شوند و بدانند این نیروها در مرزها با چه سختیهایی زندگی و خدمت میکنند.
پدر شهید حسین باقی تصریح کرد: مرزبانان در گرما و سرما، دور از خانواده و در شرایط دشوار، امنیت کشور را حفظ میکنند و گاهی ممکن است حتی در شرایطی قرار بگیرند که غذا و آب به آنها نرسد و مجبور باشند ساعتها و حتی مدت بیشتری با گرسنگی و تشنگی مقاومت کنند.
وی ادامه داد: باید بیشتر برای مردم توضیح داده شود که مرزبانان در مرزها چه سختیهایی تحمل میکنند و برای حفظ امنیت مردم با چه خطراتی روبهرو هستند.

از تماس نگرانکننده تا فهمیدن حقیقت تلخ
پدر شهید حسین باقی با اشاره به لحظهای که خبر شهادت فرزندش را شنید، اظهار داشت: صبح به ما زنگ زدند؛ ما قصد داشتیم برای مسافرت و زیارت به سمت کربلا برویم و در مسیر بودیم که تماس گرفتند و گفتند برگردید، اتفاقی افتاده است.
وی افزود: همان لحظه گفتم خدایا چه اتفاقی برای حسین افتاده است؟ گفتند درگیری با اشرار پیش آمده و تعدادی زخمی شدهاند و آنها را به بیمارستان منتقل کردهاند.
پدر شهید ادامه داد: ما برگشتیم و به بیرجند آمدیم. مادر حسین نیز همراه ما بود. او را پیاده کردم و خودم به سمت بیمارستان رفتم.
وی گفت: وقتی به بیمارستان رسیدم، نگهبانی که دم در بود، به من گفت نیروهای انتظامی شب گذشته درگیر شدهاند و تعدادی از آنها زخمی شدهاند.
پدر شهید حسین باقی بیان کرد: همان جا متوجه شدم که اتفاق بسیار بدی افتاده است. پرسیدم حسین کجاست؟ اما جواب روشنی به من نمیدادند.
وی ادامه داد: با خودم گفتم اگر زخمی شده، بگویید زخمی شده؛ اگر شهید شده هم بگویید. گفتم مگر خون بچه من از خون دیگران قرمزتر است؟ اگر شهید شده، بگویید شهید شده است.
پدر شهید افزود: در نهایت به من گفتند بروم و همراهشان به خانه برگردم. وقتی وارد خانه شدم، دیدم همه گریه میکنند و به سر و صورت خود میزنند. همان جا فهمیدم که حسین دیگر شهید شده است.
پیام شهید برای نسل جوان؛ خوبی و خوشرفتاری
پدر شهید حسین باقی درباره مهمترین ویژگی فرزندش که میتواند برای نسل جوان الگو باشد، اظهار داشت: از حسین جز خوبی چیزی ندیدیم؛ نماز و روزهاش را به جا میآورد و با پدر و مادر و مردم رفتار خوبی داشت.
وی افزود: اگر بخواهم یک پیام از زندگی حسین به جوانان منتقل کنم، میگویم با پدر و مادر و مردم خوب رفتار کنند، نماز و روزه را جدی بگیرند و حجاب را رعایت کنند.
پدر شهید با اشاره به میزان آگاهی مردم از سختیهای کار مرزبانان گفت: به نظرم مردم آنطور که باید از سختیهای زندگی و خدمت مرزبانان آگاهی ندارند و اگر بیشتر آگاه شوند، قطعاً قدر مرزبانان را بیشتر میدانند.
وی تأکید کرد: باید بیشتر درباره شرایط مرزبانان برای مردم صحبت شود تا بدانند این نیروها در مرز با چه سختیها و خطراتی روبهرو هستند و چگونه در گرما، سرما و درگیری با اشرار، امنیت کشور را حفظ میکنند.
پدر شهید حسین باقی در پایان و در پاسخ به اینکه اگر فرزند شهیدش اکنون مقابل او بود، چه میگفت، اظهار داشت: به او میگفتم پسرم، راهی که رفتی راه خوبی بود. اگر دوباره هم برمیگشتی، باز هم به تو میگفتم برو.
وی افزود: اگر خداوند به من چند فرزند دیگر هم بدهد، حاضرم آنها را در راه خدا و برای شهادت تقدیم کنم؛ چراکه میخواهم خداوند از ما راضی باشد.
نظر شما