خبرگزاری شبستان، گروه بینالملل: بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، این روزها بیش از هر موضوع دیگری درگیر انتخابات پیشرو است؛ انتخاباتی که کمتر از دو ماه دیگر برگزار میشود و نظرسنجیهای افکار عمومی تصویر چندان امیدوارکنندهای برای او و ائتلاف حاکم ارائه نمیکنند.
بر اساس این نظرسنجیها، ائتلاف حاکم ممکن است تنها حدود ۵۰ کرسی به دست آورد. تشکیل یک حزب راستگرای جدید نیز نگرانیهای نتانیاهو را بیشتر کرده است؛ زیرا از یک سو میتواند بخشی از آرای اردوگاه راست را جذب کند و از سوی دیگر، احتمال عبور حزب صهیونیسم دینی به رهبری بتسلئیل اسموتریچ از حد نصاب انتخاباتی را کاهش دهد.
در صورت ناکامی احزاب کوچک راستگرا در عبور از حد نصاب، آرای آنها میان دیگر احزاب تقسیم خواهد شد و این مسئله میتواند شانس مخالفان نتانیاهو برای تشکیل دولت را افزایش دهد.
پروندههای غزه و لبنان همچنان بدون نتیجه سیاسی یا نظامی قطعی باقی ماندهاند. در مورد ایران نیز، ناکامی طرح موساد برای سرنگونی نظام ایران و توان تهران برای بازسازی ظرفیتهای نظامی خود، بهویژه در حوزه موشکهای بالستیک، بر نگرانیهای داخلی در سرزمینهای اشغالی افزوده است.
نقاط ضعف نتانیاهو
نتانیاهو توانسته است پس از سقوط شدید محبوبیت حزب لیکود و ائتلاف حاکم در پی حمله هفتم اکتبر ۲۰۲۳، تا حدی موقعیت خود را بازیابی کند؛ اما او همچنان نمیتواند خود را بهطور کامل از مسئولیت بزرگترین شکست امنیتی تاریخ رژیم صهیونیستی مبرا کند.
نتانیاهو تاکنون از پذیرش مسئولیت حتی بهصورت جزئی خودداری کرده است، اما مخالفان و بخش قابل توجهی از جامعه صهونیستی همچنان دولت او را «دولت ۷ اکتبر» مینامند.
هرگاه مخالفان موفق شوند موضوع هفتم اکتبر را بار دیگر در صدر توجه افکار عمومی قرار دهند، فشار بر نتانیاهو افزایش مییابد؛ بهویژه با تکرار این مسئله که او نتوانسته در جبهههای مختلف به «پیروزی مطلق» دست یابد و موفقیتهای نظامی ادعایی را به دستاوردهای سیاسی پایدار تبدیل کند.
در مقابل، نتانیاهو بارها از دستاوردهایی مانند ترور فرماندهان گروههای مقاومت، اشغال بخشهایی از غزه، لبنان و سوریه و حمله به ایران سخن گفته است. با این حال، منتقدان او معتقدند این اقدامات نمیتواند مسئولیت او در قبال شکست ۷ اکتبر را از میان ببرد.
از سوی دیگر، پروندههای غزه و لبنان همچنان بدون نتیجه سیاسی یا نظامی قطعی باقی ماندهاند. در مورد ایران نیز، ناکامی طرح موساد برای سرنگونی نظام ایران و توان تهران برای بازسازی ظرفیتهای نظامی خود، بهویژه در حوزه موشکهای بالستیک، بر نگرانیهای داخلی در سرزمینهای اشغالی افزوده است.
این وضعیت برای نتانیاهو از آن جهت اهمیت دارد که او سالها خود را سیاستمداری معرفی کرده که بیش از هر کس دیگری قادر است تهدید ایران را از میان ببرد و در این مسیر روی همکاری با آمریکا حساب کرده است.
شکاف با ترامپ؛ دردسر دیگری برای نتانیاهو
یکی دیگر از مشکلات نتانیاهو، کاهش سطح روابط او با دولت آمریکا و بهویژه رابطه شخصیاش با دونالد ترامپ است.
آخرین سفر نتانیاهو به کاخ سفید نشانههایی از سرد شدن روابط دو طرف داشت. ترامپ در بخش قابل توجهی از دوره ریاستجمهوری خود بارها از نتانیاهو حمایت کرده و حتی خواستار عفو او در پروندههای قضایی شده بود.
اما در ماههای اخیر، حمایت علنی ترامپ از نتانیاهو کاهش یافته و برخی اظهارات او و اعضای دولتش چنین برداشت شده که نسبت به پیروزی نخستوزیر رژیم صهیونیستی در انتخابات آینده تردید دارند.
برهمین اساس، علت اصلی این شکاف را میتوان درگیر شدن آمریکا در جنگ با ایران و فشارهایی دانست که به اعتقاد برخی محافل آمریکایی و اسرائیلی، نتانیاهو برای ورود واشنگتن به این جنگ وارد کرده بود؛ طرحی که نتوانست اهداف مورد انتظار را محقق کند.
ایزنکوت؛ رقیبی جدی برای نتانیاهو
در عرصه حزبی نیز افزایش محبوبیت گادی آیزنکوت، رئیس سابق ستاد ارتش رژیم صهیونیستی، به یکی از نگرانیهای مهم نتانیاهو تبدیل شده است.
اگر حزب صهیونیسم دینی به رهبری اسموتریچ و حزب «ملت اسرائیل» به رهبری عوفر وینتر نتوانند از حد نصاب انتخاباتی عبور کنند، آرای آنها به دیگر احزاب راهیافته به کنست خواهد رسید؛ وضعیتی که میتواند در نهایت به سود مخالفان تمام شود.
بر اساس نظرسنجیهای مورد اشاره در این تحلیل، آیزنکوت توانسته فاصله خود را با نتانیاهو در رقابت برای نخستوزیری به بیش از ۱۰ درصد افزایش دهد و حزب «یشار» به رهبری او نیز حدود دو کرسی بیشتر از لیکود به دست آورده و به بزرگترین حزب تبدیل شده است.
آیزنکوت به دلیل سابقه نظامی خود و همچنین کشته شدن پسرش در جنگ غزه، از حمایت و همدلی بخشهایی از جامعه صهیونیستی برخوردار است. او همچنین در نخستین ساعات حمله ۷ اکتبر برای حضور در میدان نبرد اقدام کرد؛ عواملی که قدرت نتانیاهو برای حمله رسانهای به رقیب خود را محدود میکند.
خطر پراکندگی آرای راست افراطی
نتانیاهو علاوه بر رقبای خود در اردوگاه مخالفان، از پراکنده شدن آرای احزاب راست افراطی هم نگران است.
اگر حزب صهیونیسم دینی به رهبری اسموتریچ و حزب «ملت اسرائیل» به رهبری عوفر وینتر نتوانند از حد نصاب انتخاباتی عبور کنند، آرای آنها به دیگر احزاب راهیافته به کنست خواهد رسید؛ وضعیتی که میتواند در نهایت به سود مخالفان تمام شود.
به همین دلیل، نتانیاهو تلاش کرده است ایتمار بنگویر، رهبر حزب قدرت یهودی، را به ائتلاف با اسموتریچ ترغیب کند تا احتمال سقوط حزب صهیونیسم دینی کاهش یابد؛ اما بنگویر این پیشنهاد را قاطعانه رد کرده است.
حمله، بهترین دفاع نتانیاهو
نتانیاهو، بهراحتی تسلیم نمیشود و تجربه بیش از سه دهه فعالیت سیاسی و حضور در رقابتهای انتخاباتی به او امکان داده است برای حفظ قدرت، از طیف گستردهای از ابزارهای سیاسی و رسانهای استفاده کند.
یکی از مهمترین راهبردهای او، برجسته کردن انسجام ائتلاف خود در مقابل چنددستگی مخالفان است.
ائتلاف نتانیاهو از نظر ایدئولوژیک میان احزاب صهیونیستی مانند لیکود، صهیونیسم دینی و قدرت یهودی انسجام بیشتری دارد و او همچنین توانسته احزاب یهودیان حریدی مانند شاس و یهودیت متحد تورات را در کنار خود نگه دارد.
در مقابل، احزاب مخالف از راست تا میانه و چپ سیاسی را دربرمیگیرند و بیش از آنکه بر یک برنامه ایدئولوژیک مشترک استوار باشند، بر هدف کنار زدن نتانیاهو متحد شدهاند.
جریان چپ در سیاست رژیم صهیونیستی طی سالهای اخیر نفوذ محدودی داشته است. با این حال، ادغام احزاب مرتس و کارگر در حزب دموکراتها، به نتانیاهو امکان داده است همچنان از برچسب «چپ» برای حمله به مخالفان استفاده کند
نتانیاهو تلاش میکند از همین شکاف استفاده کند و مخالفان را متهم کند که در صورت پیروزی، با تشکیل دولت فلسطینی موافقت خواهند کرد، در برابر فشارهای بینالمللی عقبنشینی میکنند، در برابر «تروریسم» تسلیم میشوند و حتی با احزاب عربی همکاری خواهند کرد.
این ادبیات، بخشی از تلاش نتانیاهو برای ترساندن رأیدهندگان راستگرا و بازگرداندن آنها به پای صندوقهای رأی است.
او همچنین میتواند بیثباتی سیاسی سالهای پیش از تشکیل ائتلاف کنونی را بهعنوان هشداری برای رأیدهندگان مطرح کند: اگر دولت باثباتی میخواهید که دوره قانونی خود را کامل کند، به احزاب ائتلاف او رأی دهید و اگر انتخاباتهای پیدرپی میخواهید، به «دولت چپ» رأی دهید.
تلاش برای چپنما نشان دادن مخالفان
یکی دیگر از محورهای تبلیغاتی نتانیاهو، تلاش برای خارج کردن عنوان «ملی» از احزاب مخالف و معرفی آنها بهعنوان جریانهایی متمایل به چپ است.
این در حالی است که جریان چپ در سیاست رژیم صهیونیستی طی سالهای اخیر نفوذ محدودی داشته است. با این حال، ادغام احزاب مرتس و کارگر در حزب دموکراتها، به نتانیاهو امکان داده است همچنان از برچسب «چپ» برای حمله به مخالفان استفاده کند؛ حتی احزابی که در واقع در جناح راست یا راست میانه قرار دارند و رهبرانی مانند آیزنکوت، نفتالی بنت و آویگدور لیبرمن آنها را نمایندگی میکنند.
تشدید تنش؛ کلیدواژه انتخاباتی نتانیاهو
در حوزه امنیتی، به نظر میرسد تشدید تنش در جبهههای مختلف یکی از گزینههای اصلی نتانیاهو باشد.
پایگاه اجتماعی او عمدتاً در میان جریانهای راست و راست افراطی قرار دارد؛ جریانهایی که از تقابل نظامی و سیاستهای تهاجمی استقبال میکنند. از این رو، نتانیاهو تلاش خواهد کرد جبهههای درگیری، بهویژه در غزه، کرانه باختری و لبنان و همچنین سوریه را فعال نگه دارد.
در صورت فراهم شدن زمینه از سوی دولت آمریکا برای اقدام نظامی گستردهتر علیه ایران، سناریویی که در شرایط کنونی چندان محتمل به نظر نمیرسد، نتانیاهو نیز ممکن است از سرگیری حمله به ایران را در دستور کار قرار دهد.
چنین وضعیتی حتی میتواند بهانهای برای درخواست تعویق انتخابات به دلیل شرایط جنگی در اختیار او قرار دهد؛ بهویژه اگر نگرانیها درباره شکست انتخاباتی افزایش یابد.
کرانه باختری؛ زمین بازی مطلوب راست افراطی
در این میان، کرانه باختری میتواند مناسبترین عرصه برای سیاست انتخاباتی نتانیاهو و جریان راست افراطی باشد؛ بهویژه در شرایطی که دولت آمریکا در برابر اقدامات اسرائیل در این منطقه سکوت کرده است.
نتانیاهو میتواند با تشدید تنش در کرانه باختری، از یک سو توجه افکار عمومی اسرائیل را به مسائل امنیتی معطوف کند و از سوی دیگر، موضوع شکست هفتم اکتبر و ناکامیهای دولتش را از صدر دستور کار رسانهها و جامعه دور نگه دارد.
هدف اصلی، حفظ فضای امنیتی و جنگی و جلوگیری از آن است که افکار عمومی بار دیگر به موضوع مسئولیت دولت در قبال شکست هفتم اکتبر، هزینههای اقتصادی جنگ و ناکامیهای داخلی بازگردد.
برهمین اساس، این سیاست میتواند از طریق حمایت مستقیم یا غیرمستقیم از اقدامات خشونتآمیز شهرکنشینان علیه فلسطینیان و اموال آنها، گسترش شهرکسازی و اقدامات سیاسی و میدانی دیگر دنبال شود.
در همین چارچوب، گزارشهایی درباره احتمال فروپاشی تشکیلات خودگردان فلسطین نیز منتشر شده است. همزمان، خبرهایی درباره لغو مرخصی نیروهای ذخیره و افزایش استقرار یگانهای نظامی در کرانه باختری با ادعای نگرانی از «وخامت اوضاع امنیتی» منتشر شده است.
از این رو، این اقدامات بخشی از تلاش نتانیاهو و تیم او برای جهتدهی به افکار عمومی اسرائیل، بسیج جریان راست و کاهش اهمیت پرونده هفتم اکتبر در دستور کار جامعه میداند.
غزه؛ ادامه جنگ برای حفظ ابتکار عمل
در نوار غزه نیز لحن تهدیدهای نتانیاهو برای تشدید عملیات نظامی افزایش یافته است. نخستوزیر رژیم صهیونیستی ممکن است برای افزایش فشار نظامی و ناکام گذاشتن توافق مربوط به مرحله دوم آتشبس، به دنبال هرگونه بهانه باشد.
هدف اصلی، حفظ فضای امنیتی و جنگی و جلوگیری از آن است که افکار عمومی بار دیگر به موضوع مسئولیت دولت در قبال شکست هفتم اکتبر، هزینههای اقتصادی جنگ و ناکامیهای داخلی بازگردد.
نقشه انتخاباتی نتانیاهو بر چند محور استوار است: حفظ انسجام اردوگاه خود، برجسته کردن اختلافات رهبری در میان مخالفان، معرفی آنها بهعنوان جریانهایی چپگرا، حمله شدید سیاسی و رسانهای به رقبا، ایجاد تردید درباره سلامت انتخابات و مهمتر از همه، کنترل دستور کار افکار عمومی از طریق تشدید تنش در جبهههای مختلف.
آیا نتانیاهو هنوز راه نجات دارد؟
نتانیاهو هنوز زمان کافی برای تغییر موازنه انتخاباتی در اختیار دارد. او میتواند از اختلافات میان مخالفان، پراکندگی آنها و دشواری تشکیل یک ائتلاف جایگزین استفاده کند.
حتی اگر مخالفان بتوانند ۶۰ کرسی به دست آورند، باز هم برای تشکیل دولت اکثریت کافی نخواهند داشت و دستیابی به ۶۱ کرسی نیز میتواند آنها را ناگزیر از جلب حمایت احزاب عرب کند؛ موضوعی که خود فرصتی برای نتانیاهو فراهم میکند تا رأیدهندگان راستگرا را علیه مخالفان بسیج کند.
بر این اساس، نقشه انتخاباتی نتانیاهو بر چند محور استوار است: حفظ انسجام اردوگاه خود، برجسته کردن اختلافات رهبری در میان مخالفان، معرفی آنها بهعنوان جریانهایی چپگرا، حمله شدید سیاسی و رسانهای به رقبا، ایجاد تردید درباره سلامت انتخابات و مهمتر از همه، کنترل دستور کار افکار عمومی از طریق تشدید تنش در جبهههای مختلف.
در چنین شرایطی، به نظر میرسد نتانیاهو میکوشد تا جای ممکن فضای سیاسی را از بحث درباره شکست امنیتی هفتم اکتبر دور نگه دارد و انتخابات آینده را نه به همه عملکرد دولتش، بلکه به مسئله امنیت، جنگ و ترس از بازگشت بیثباتی سیاسی گره بزند.
نظر شما