از مردمِ تمدن‌ساز تا زنِ الگو و روایتِ پیروز؛ سه ضلع جهاد تبیین در آذربایجان‌غربی

کارگروه اجتماعی همایش «عالم تمدن‌ساز» با محوریت بررسی نقش مردم در امت‌سازی و تمدن‌سازی، تبیین الگوی سوم زن مسلمان و راهکارهای پیروزی در جنگ روایت‌ها برگزار شد و سخنرانان بر ضرورت حضور آگاهانه مردم، میدان‌دادن به زنان در عرصه‌های مختلف و عبور از روایت‌های کلیشه‌ای و نخبگانی تأکید کردند.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان در ارومیه، تمدن اسلامی نه با تماشاگران، که با میدان‌داران ساخته می‌شود؛ انسان‌هایی که آگاهانه انتخاب می‌کنند، مسئولیت می‌پذیرند، در متن جامعه حضور دارند و برای ساختن آینده نقش‌آفرینی می‌کنند. از همین زاویه، کارگروه اجتماعی همایش «عالم تمدن‌ساز» در آذربایجان‌غربی، سه موضوع به‌ظاهر جدا اما در حقیقت به‌هم‌پیوسته را در کنار یکدیگر قرار داد؛ نقش مردم در امت‌سازی و تمدن‌سازی، تبیین الگوی سوم زن مسلمان و راهکارهای پیروزی در جنگ روایت‌ها.

سه موضوعی که در نهایت به یک سؤال مشترک می‌رسیدند: اگر قرار است تمدن اسلامی ساخته شود، چه کسانی باید آن را بسازند و چگونه باید این مسیر را به جامعه روایت کرد؟

در ابتدای این نشست، بر ضرورت خروج از فضای نشست‌های صرفاً نخبگانی و حرکت به سمت میدان واقعی جامعه تأکید شد؛ جایی که مسجد، دانشگاه، خانواده، اداره، ورزشگاه، تاکسی و حتی گفت‌وگوهای روزمره مردم، میدان اصلی اثرگذاری هستند.

از مردمِ تمدن‌ساز تا زنِ الگو و روایتِ پیروز؛ سه ضلع جهاد تبیین در آذربایجان‌غربی

مردم؛ بازیگران اصلی تمدن

حجت‌الاسلام والمسلمین محمدزاده، امام جمعه چالدران، با تأکید بر جایگاه مردم در اندیشه اسلامی، تربیت انسان را مقدمه شکل‌گیری امت اسلامی دانست و گفت که تمدن اسلامی بدونپ حضور مردم اساساً معنا پیدا نمی‌کند.

او با اشاره به تکرار مفهوم «مردم و ملت» در بیانات رهبر انقلاب، خاطرنشان کرد که ستون اصلی تمدن اسلامی ایمان، علم و فناوری، مردم و سبک زندگی اسلامی است و در تمام این عرصه‌ها، مردم بازیگران اصلی هستند.

در این نگاه، حضور مردم تنها به روزهای انتخابات، راهپیمایی‌ها یا مقاطع خاص محدود نمی‌شود؛ بلکه مردم باید در تصمیم‌سازی، حل مسائل اجتماعی و اداره امور جامعه نیز نقش داشته باشند.

یکی از مباحث مهم این بخش، فاصله میان «مردم» و برخی ساختارهای رسمی بود؛ فاصله‌ای که به گفته برخی سخنرانان، زمانی از بین می‌رود که مردم احساس کنند حضورشان واقعاً در حل مشکلات زندگی‌شان اثرگذار است.

از همین منظر، مسجد نیز دیگر تنها محل برگزاری نماز و مراسم مذهبی نیست؛ بلکه می‌تواند به مرکز حل مسائل محله، رسیدگی به مشکلات خانواده‌ها، کمک به نیازمندان، ازدواج جوانان، مسائل اجتماعی و تربیت نسل جدید تبدیل شود.

در ادامه این بحث، بر یک نکته کلیدی تأکید شد: مردم زمانی پای کار می‌آیند که احساس کنند حضورشان فایده‌ای واقعی برای زندگی و جامعه دارد.

به تعبیر یکی از سخنرانان، اگر روحانیت و مسجد نتوانند گرهی از مشکلات مردم باز کنند، طبیعی است که سخنانشان در محدوده دیوارهای مسجد باقی بماند.

تمدن‌سازی از پشت درهای بسته ممکن نیست

در بخش دیگری از این نشست، انتقاد صریحی نسبت به موازی‌کاری، تعدد جلسات و فاصله گرفتن برخی نهادهای فرهنگی از متن جامعه مطرح شد.

یکی از سخنرانان با اشاره به تأکید رهبر انقلاب بر ارائه گزارش عملکرد و تبدیل مطالبات به اقدام عملی، این پرسش را مطرح کرد که آیا خروجی نشست‌ها و کارگروه‌های متعدد واقعاً در جامعه دیده می‌شود یا نه؟

این بخش از سخنان، جلسه را از یک نشست نظری صرف فراتر برد و به یک دغدغه جدی رساند: تمدن‌سازی با حرف و جلسه اتفاق نمی‌افتد؛ باید بازخورد آن را در زندگی مردم دید.

از همین رو، آسیب‌شناسی دقیق مسائل اجتماعی، استفاده از ظرفیت جامعه‌شناسان، روان‌شناسان، متخصصان دینی و کارشناسان حوزه‌های مختلف و تبدیل مطالعات به راهکارهای عملی، از جمله ضرورت‌هایی بود که در این نشست مورد تأکید قرار گرفت.

از مردمِ تمدن‌ساز تا زنِ الگو و روایتِ پیروز؛ سه ضلع جهاد تبیین در آذربایجان‌غربی

زن؛ نه در حاشیه، نه در انفعال

در ادامه، خانم پورحیدر به تبیین «الگوی سوم زن مسلمان» پرداخت؛ الگویی که در سخنان او، نه در تقابل ساده با زن غربی، بلکه به عنوان مسیری مستقل برای تعریف هویت زن مسلمان مطرح شد.

در این نگاه، زن نه موجودی فرعی و حاشیه‌ای است و نه صرفاً در چارچوب خانه تعریف می‌شود؛ همان‌طور که نباید به کالا، ابزار مصرف یا عنصری صرفاً اجتماعی تبدیل شود.

الگوی سوم، زن را انسانی دارای کرامت، هویت، ایمان، عفت و توانایی‌های علمی و اجتماعی می‌بیند؛ زنی که می‌تواند هم مادر و همسر باشد و در عین حال در عرصه‌های علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی نیز نقش‌آفرینی کند.

در این بخش از نشست تأکید شد که زن در منظومه تمدن اسلامی، صرفاً یکی از مخاطبان تمدن نیست؛ بلکه یکی از سازندگان اصلی آن است.

از خانواده تا جامعه، زن در انتقال ارزش‌ها به نسل آینده نقشی اساسی دارد و به همین دلیل، هرگونه نگاه ناقص به جایگاه زن، در نهایت به نقص در فرایند تمدن‌سازی منجر خواهد شد.

مسئله فقط حجاب نیست؛ مسئله شناخت درد جامعه است

اما بحث زن در این نشست تنها در سطح نظری باقی نماند. بخشی از سخنان به این مسئله اختصاص یافت که چرا با وجود سال‌ها فعالیت فرهنگی و صرف هزینه‌های متعدد، فاصله میان بخشی از جامعه و نهادهای فرهنگی و مذهبی افزایش یافته است.

در این میان، بر ضرورت آسیب‌شناسی واقعی تأکید شد؛ اینکه پیش از صدور نسخه برای جامعه، باید جامعه را شناخت، مخاطب را فهمید و دلایل تغییر رفتار نسل جدید را بررسی کرد.

همچنین از دوگانگی رفتاری، ضعف الگوهای خانوادگی و فاصله میان گفتار و عمل به عنوان عواملی یاد شد که می‌توانند اعتماد اجتماعی را کاهش دهند.

پیام این بخش روشن بود: با شعار نمی‌توان جامعه را اصلاح کرد؛ نخست باید درد را شناخت و سپس برای آن راهکار ارائه داد.

روایت؛ میدان تازه نبرد

در بخش پایانی، هادی سعیدی‌فرد به موضوع «راهکارهای پیروزی در جنگ روایت‌ها» پرداخت و نقطه عزیمت خود را از یک گزاره مهم قرار داد: در میدان امروز، فقط آنچه اتفاق افتاده اهمیت ندارد؛ بلکه مهم‌تر این است که مردم آن اتفاق را چگونه می‌بینند و درباره آن چگونه فکر می‌کنند.

او با اشاره به تفاوت میان «روایت» و «رویت»، تأکید کرد که پیش از ساختن روایت باید دید و فهم درست از واقعیت وجود داشته باشد.

به اعتقاد او، روایت اصلی الزاماً در همایش‌ها و جلسات نخبگانی ساخته نمی‌شود؛ بلکه در تاکسی، سوپرمارکت، اداره، مسجد، ورزشگاه و گفت‌وگوهای روزمره مردم شکل می‌گیرد.

از این منظر، روایت موفق روایتی است که بتواند از سطح ادبیات رسمی عبور کند و به زبان قابل فهم مردم تبدیل شود.

از مردمِ تمدن‌ساز تا زنِ الگو و روایتِ پیروز؛ سه ضلع جهاد تبیین در آذربایجان‌غربی

از روایت وحدت تا روایت آذربایجان‌غربی

سعیدی‌فرد برای تبیین این موضوع، به ظرفیت‌های بومی آذربایجان‌غربی اشاره کرد و از ضرورت تولید «خرده‌روایت‌های بومی» برای رسیدن به یک «کلان‌روایت ملی» سخن گفت.

روایت‌هایی که از دل همین جغرافیا، شخصیت‌ها و تجربه‌های واقعی مردم بیرون می‌آیند.

او در این زمینه، داستانی از شهید مهدی باکری را مثال زد؛ روایتی درباره حضور او در خانه ایتام ارومیه و توجه ویژه‌اش به یک کودک اهل سنت که دلتنگ پدرش بود.

این روایت، از نگاه او، می‌تواند بسیار بیشتر از ده‌ها سخنرانی رسمی درباره وحدت اقوام و مذاهب اثرگذار باشد؛ زیرا وحدت را نه در قالب شعار، بلکه در قالب یک رفتار انسانی و واقعی روایت می‌کند.

یکی از مهم‌ترین محورهای سخنان سعیدی‌فرد، «توجه به مخاطب» بود.

او تأکید کرد که حتی اگر بهترین و درست‌ترین محتوا تولید شود، اما نتواند به مخاطب برسد، عملاً اثرگذاری آن محدود خواهد بود.

از فیلم کوتاه و اثر هنری گرفته تا سریال، مستند و محتوای فضای مجازی، ابزارهای مختلفی برای انتقال پیام وجود دارد و باید متناسب با هر مخاطب از ابزار مناسب استفاده کرد.

اشاره به تأثیر سریال‌هایی مانند «حضرت یوسف» و «مختارنامه» بر تغییر تلقی عمومی جامعه از شخصیت‌های تاریخی نیز در همین چارچوب مطرح شد؛ نمونه‌ای از اینکه چگونه یک روایت هنری می‌تواند تصویری ماندگار در ذهن جامعه ایجاد کند.

تربیت راوی؛ حلقه مفقوده

سعیدی‌فرد در ادامه، خلق جریان انسانی روایت را یکی از نیازهای جدی آذربایجان‌غربی دانست؛ جریانی که بتواند روایت پیشرفت، امنیت، آرامش، وحدت اقوام و ظرفیت‌های استان را به شکلی هنرمندانه به جامعه منتقل کند.

از این منظر، مسئله تنها تولید محتوا نیست؛ بلکه باید انسان‌هایی تربیت شوند که بتوانند راویان توانمند این محتوا باشند.

او از ضرورت شکل‌گیری یک «منظومه رشد و تربیت» سخن گفت؛ منظومه‌ای که در آن تربیت، رشد و جریان‌سازی همزمان مورد توجه قرار گیرد.

در پایان، آنچه از مجموع مباحث این کارگروه به دست می‌آید، یک منظومه سه‌ضلعی است:

مردم، بازیگران اصلی تمدن‌اند؛ زن، یکی از مهم‌ترین سازندگان این تمدن است؛ و روایت، ابزاری برای انتقال حقیقت و شکل‌دادن به ذهن جامعه.

اگر مردم از تصمیم‌سازی و متن جامعه کنار گذاشته شوند، تمدن‌سازی به یک پروژه نخبگانی تبدیل خواهد شد؛ اگر زن در جایگاه واقعی خود دیده نشود، نیمی از ظرفیت جامعه از این مسیر خارج می‌شود؛ و اگر روایت این حرکت به دست دیگران سپرده شود، حتی واقعیت‌های بزرگ نیز ممکن است در ذهن جامعه به شکلی دیگر دیده شوند.

از همین رو، پیام نهایی این نشست را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد: تمدن‌سازی از مردم آغاز می‌شود، با انسان‌های توانمند و زنانی میدان‌دار پیش می‌رود و با روایت درست، در ذهن و زندگی جامعه ماندگار می‌شود.

کد خبر 1901149

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha