حجت الاسلام «سعید امیدیان» محقق و پژوهشگر مهدویت درگفت وگو با خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری شبستان دررابطه با نقش مسجد درترویج فرهنگ انتظار و نوع ارتباط مردم با امام منجی عجل الله تعالی فرجه الشریف گفت: پرسش شما، یکی از راهبردیترین و عمیقترین مسائل در حوزه «جامعهشناسی دین» و «الهیات مهدوی» است. برای پاسخ به این سوال، باید از نگاه تقلیلگرایانه که مسجد را صرفاً یک «نمازخانه» و انتظار را صرفاً یک «حالت روانی و انفعالی» میداند، فاصله بگیریم.
وی اظهار داشت: اگر با ادبیات تلفیقیِ حوزه (مبتنی بر فقه و کلام) و دانشگاه (مبتنی بر جامعهشناسی و مدیریت استراتژیک) به موضوع نگاه کنیم، نقش مساجد در عصرغیبت برای مهندسیِ رابطه مردم و امام عصرعجل الله تعالی فرجه درچهارساحت بنیادین تعریف میشود. که نخستین ساحت، ساحت معرفتشناختی و گذار از«احساسات صِرف» به «عقلانیت مهدوی» است.
یک رهبر زنده و حاضر در معادلات جهانی نه صرفاً یک مفهوم انتزاعی در آسمانها
عضو شورای حوزه علمیه استان لرستان تصریح کرد: امروز یکی از آسیبهای جدی در ارتباط با امام زمان علیه السلام، غلبهی نگاه صرفاً عاطفی و گاهی خرافی بر نگاه معرفتی است. مسجد در تراز اسلامی، باید «آکادمی امامشناسی» باشد. مساجد نباید تنها به خواندن دعای ندبه و روضههای احساسی بسنده کنند (هرچند اینها لازم و مایه لطافت روح است). یک روحانی و شبکه فرهنگی مسجد باید «فلسفه غیبت»، «نظریه ولایت»، «دشمنشناسی» و «سنن الهی در تاریخ» را تبیین کند. مردمی که در مسجد تربیت میشوند باید بدانند که امام عصر (عج)، یک رهبر زنده، ناظر و حاضر در معادلات جهانی است، نه صرفاً یک مفهوم انتزاعی در آسمانها. مسجد باید معرفت مردم را از سطح «امامِ غایب» به سطح «امامِ حاضرِ پنهان» ارتقا دهد.
کارشناس مرکز تخصصی مهدویت ساحت جامعهشناختی را ساحت دوم در این مسیر برشمرد و گفت: مسجد می تواند به عنوان «ماکتِ جامعه مهدوی» باشد. در جامعهشناسی، ما از مفهومی به نام «جامعهپذیری» حرف میزنیم. ویژگی بارز حکومت امام عصر علیه السلام، «قسط»، «عدل»، «مواسات» (همدلی و همیاری) و «عقلانیت» است. مردم نمیتوانند منتظر چنان جامعهای باشند، در حالی که در محیط کوچک خود هیچ تمرینی برای آن نکردهاند. حالا مسجد در این رابطه چه نقشی دارد؟ مسجد باید یک ماکتِ کوچک از جامعه مهدوی باشد.

مسجد و تبدیل «سرمایه اجتماعی» به «سرمایه الهی»
امیدیان خاطرنشان کرد: ارتباطات درون مسجد باید بر اساس اخوّت (برادری) و عدالت شکل بگیرد. مسجدی که در آن فقیر و غنی در یک صف میایستند، مسجدی که صندوق قرضالحسنهاش گره از کار همسایگان باز میکند و مسجدی که جوانان در آن احساس کرامت میکنند در واقع دارد مردم را برای زیستن در دولت کریمه مهدوی تمرین میدهد و این یعنی تبدیل «سرمایه اجتماعی» به «سرمایه الهی».
وی با بیان این که ساحت سوم در این مسیر کنشگری و تمهید است، مفهوم و مقصود از نوع کنشگری مسجد در این عرصه را نهادینهسازی «انتظارِ معترض و پویا» دانست و گفت: در نگاه آکادمیک و حوزویِ اصیل (نظیر اندیشههای شهید مطهری) انتظار دو نوع است: انتظار ویرانگر (نشستن تا جهان پراز ظلم شود) و انتظار سازنده (تلاش برای آمادهسازی).
پژوهشگر مهدوی درباره نقش مسجد در این ساحت گفت: مسجد باید پایگاه «تمهید» (زمینهسازی) باشد. مسجدی که نسبت به ظلم، فساد، فقر محله و انحرافات جامعه بیتفاوت است، اصلاً در مدار انتظار حرکت نمیکند. ارتباط واقعی با امام زمان، یعنی همسویی با اهداف ایشان. مسجد باید قرارگاهِ خدمترسانی، مطالبهگریِ عقلانیِ عدالت و مبارزه با فساد باشد. وقتی جوانی میبیند که از پایگاه مسجد، گروهی برای جهاد سازندگی، کمک به محرومان یا روشنگری فرهنگی اعزام میشوند، عملاً پیوند خود را با امامی که «مُصلِحِ کُل» است، در یک کنشِ عینی لمس میکند.
مسجدی که دافعه داشته باشد، جوان را از امام زمان(عج) دور میکند
حجت الاسلام امیدیان گفت: ساحت روانشناختی و وجودی مسجد، ساحت دیگری است که باید در آن وارد شد. یعنی پناهگاه بودن در برابر از خود بیگانگی. انسانِ مدرنِ امروز، در هیاهوی رسانهها، فضای مجازی و سبک زندگی مادی، دچار نوعی تنهایی، اضطراب و ازخودبیگانگی شده است. در روایات ما، از امام به عنوان «الوالِدُ الشَّفیق» (پدر مهربان) و «الْأَخُ الشَّقِیقُ» (برادر دلسوز) یادشده است. مسجد باید تجلیگاهِ آغوشِ بازِ امام زمان برای انسانِ خسته امروز باشد. معماری مسجد، اخلاق خادم و امام جماعت، و فضای شبستان باید به گونهای باشد که وقتی جوانِ پُر از دغدغه و شبهه پا در آن میگذارد، احساس کند به خانه پدر مهربانش پناه آورده است.
وی تصریح کرد: مسجدی که دافعه داشته باشد، جوان را از امام زمان دور میکند. مسجد باید کلینیکِ شفابخشِ روحِ خسته مردم باشد و به آنها یادآوری کند که در این جهانِ پرآشوب، یک چشمِ بینا و مهربان (عینالله الناظره) مراقب آنهاست. مسجدِ ترازِ انتظار، مسجدی است که از یک سو ریشه در آسمان دارد (تهجد، دعا، ارتباط قلبی با حضرت) و از سوی دیگر شاخ و برگش در زمین است (حل مشکلات مردم، آگاهیبخشی سیاسی-اجتماعی، و تربیت کادر برای ظهور). اگر مساجد ما اینگونه عمل کنند، مفهوم «یا بن الحسن» از یک ذکرِ روی لب، به یک «سبک زندگی» و یک «موتور محرک تمدنساز» تبدیل می شود.
نظر شما