حجتالاسلام محمد لاکانی، مدیرکل مرکز خدمات حوزههای علمیه استان گیلان، در گفتوگویی تخصصی با خبرنگار شبستان، به تحلیل پدیده «مسجدهراسی» در کشورهای غربی پرداخت و با تبیین نقش تمدنی مسجد در تاریخ اسلام، بر ضرورت بازتعریف کارکرد مسجد در جهان امروز و مقابله هوشمندانه با پروژه اسلامهراسی تأکید کرد.
خبرنگار شبستان: در سالهای اخیر شاهد افزایش برخی محدودیتها و حساسیتها نسبت به مساجد و نمادهای اسلامی در شماری از کشورهای اروپایی و غربی هستیم. از نگاه شما، ریشه این رویکرد چیست؟
حجتالاسلام لاکانی: اگر بخواهیم پدیده مسجدهراسی را صرفاً در سطح یک اختلاف فرهنگی یا معماری تحلیل کنیم، بخش مهمی از واقعیت را ندیدهایم. مسئله، در بسیاری از موارد، به یک نگرانی عمیقتر از بازگشت هویت دینی و شکلگیری یک جامعه مسلمانِ برخوردار از هویت، انسجام و خودآگاهی فرهنگی بازمیگردد.
مسجد در منطق اسلام، صرفاً ساختمانی برای اقامه نماز نیست. مسجد، از آغاز شکلگیری تمدن اسلامی، کانون عبادت، آموزش، تربیت، همبستگی اجتماعی، خدمترسانی، گفتوگو و شکلگیری هویت جمعی بوده است. به همین دلیل، وقتی مسجد هدف نفرتپراکنی، تخریب، محدودسازی یا حذف از فضای عمومی قرار میگیرد، مسئله فقط تخریب یک بنا نیست؛ بلکه میتواند به معنای تلاش برای تضعیف یک نشانه هویتی و یک نهاد تمدنساز باشد.
قرآن کریم میفرماید: «إِنَّمَا یَعْمُرُ مَسَاجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْیَوْمِ الْآخِرِ»؛ یعنی آبادانی مساجد، در منطق قرآن، صرفاً ساختن دیوار و گنبد نیست؛ بلکه با ایمان، مسئولیت اجتماعی و حیات معنوی جامعه پیوند دارد.
خبرنگار شبستان: شما از مسجد به عنوان نهاد تمدنساز یاد کردید. این تعبیر دقیقاً به چه معناست؟
لاکانی: تمدن فقط با ساختمانهای بزرگ، فناوری و اقتصاد شکل نمیگیرد؛ تمدن پیش از آنکه در سنگ و آهن و فناوری ظهور کند، در انسان و فرهنگ ساخته میشود.
مسجد در تاریخ اسلام یکی از مهمترین مراکز انسانسازی بوده است. مسجد پیامبر اکرم(ص) در مدینه را اگر با نگاه تمدنی بررسی کنیم، میبینیم که مسجد در آنجا همزمان عبادتگاه، مدرسه، مرکز تربیت، محل اجتماع مؤمنان، کانون حل مسائل اجتماعی و نقطه آغاز شکلگیری یک جامعه نوین بود. بنابراین مسجد را باید یک نهاد زنده اجتماعی دانست، نه یک بنای منفعل تاریخی. از این منظر، حتی مسجدی که چند قرن قدمت دارد، صرفاً یک اثر معماری نیست؛ بلکه حامل حافظه تاریخی، تجربه زیسته نسلها و بخشی از میراث فرهنگی یک جامعه است.
خبرنگار: پس آیا میتوان گفت تخریب یا حذف مساجد تاریخی، نوعی پاک کردن حافظه تمدنی است؟
لاکانی: در مواردی که حذف یک بنا با هدف حذف هویت و حافظه یک جامعه صورت گیرد، قطعاً باید آن را فراتر از یک مسئله عمرانی یا معماری دید.
میراث فرهنگی فقط کاخها، قلعهها، کلیساها و موزهها نیستند. مساجد نیز بخشی از تاریخ و میراث تمدنی بشرند. مسجدی که صدها سال محل عبادت، علمآموزی، تعامل اجتماعی و شکلگیری خاطرات جمعی مردم بوده است، یک سند زنده تاریخی محسوب میشود.
البته یک نکته مهم را باید مورد تأکید قرار دهم: ما نباید هرگونه تغییر کاربری، تصمیم قانونی یا اختلاف مربوط به یک مسجد را فوراً به پروژه جهانی حذف اسلام تعبیر کنیم. تحلیل دقیق نیازمند بررسی موردبهمورد و مستند است. اما در عین حال، اسلامهراسی، نفرتپراکنی علیه مسلمانان و حمله به نمادهای دینی پدیدههایی هستند که نمیتوان آنها را انکار کرد یا از کنارشان به سادگی گذشت.
خبرنگار: به نظر شما چرا مسجد بیش از برخی نمادهای دیگر مورد توجه جریانهای اسلامستیز قرار میگیرد؟
لاکانی: چون مسجد نماد یک اسلام اجتماعی است. ممکن است یک انسان مسلمان، دین خود را صرفاً در حریم خصوصی خویش دنبال کند؛ اما مسجد، دین را از خلوت فردی به حیات اجتماعی پیوند میدهد.
مسجد نه دشمن جامعه است و نه تهدیدی برای فرهنگ؛ مسجد میتواند خانه اخلاق، معنویت، گفتوگو و خدمت باشد.
اگر کسی بخواهد مسجد را از میان جامعه حذف کند، در حقیقت فقط یک بنا را حذف نکرده است؛ ممکن است بخشی از حافظه تاریخی و هویت فرهنگی یک جامعه را هدف قرار داده باشد و از سوی دیگر، ما مسلمانان نیز باید ثابت کنیم که مسجدی که از آن سخن میگوییم، مسجدِ منزوی و بسته نیست؛ مسجدِ تمدنساز، اخلاقمحور، خانوادهپناه، جوانپذیر، مردمدار و خدمترسان است.
امروز بهترین پاسخ به مسجدهراسی، مسجدِ آباد، آگاه، عقلانی، اخلاقی و تمدنساز است.
مسجد را نباید فقط با گنبد و مناره شناخت؛ مسجد را باید با انسانهایی شناخت که در آن ساخته میشوند. اگر مسجد انسان بسازد، تمدن ساخته است؛ و اگر تمدن ساخته شود، هیچ پروژهای برای حذف یک بنا نمیتواند حقیقت یک فرهنگ را از میان ببرد.
مسجد انسانها را کنار یکدیگر مینشاند؛ فقیر و غنی، مدیر و کارمند، استاد و دانشجو، پیر و جوان را در یک صف قرار میدهد. این ویژگی، مسجد را به یک نهاد قدرتمند برای همبستگی اجتماعی و تولید سرمایه معنوی تبدیل میکند.
از سوی دیگر، مسجد حافظ هویت نسلهای مسلمان است. کودکی که در مسجد قرآن میآموزد، نوجوانی که در آن تربیت میشود و خانوادهای که مسجد را خانه معنویت خود میداند، در حقیقت با یک شبکه هویتی پیوند میخورد. بنابراین مسجد فقط یک آدرس جغرافیایی نیست؛ یک آدرس هویتی است.
خبرنگار: برخی معتقدند مقابله با ساخت یا توسعه مساجد در غرب، ناشی از نگرانیهای امنیتی است. این استدلال را چگونه ارزیابی میکنید؟
لاکانی: امنیت، دغدغهای مشروع برای هر حکومتی است؛ اما نباید امنیت بهانهای برای تبعیض دینی شود.
اگر در یک مسجد تخلفی رخ دهد، باید همانند هر نهاد دیگری مطابق قانون با آن برخورد شود. اما تعمیم رفتار یک فرد یا یک گروه به میلیونها مسلمان، نه منطقی است و نه عادلانه. ضمن اینکه تجربه تاریخی نشان میدهد، مسجد میتواند اتفاقاً یکی از ظرفیتهای مهم برای گفتوگوی بینفرهنگی، پیشگیری از افراطگرایی، تقویت اخلاق اجتماعی و ایجاد ارتباط میان مسلمانان و جامعه میزبان باشد.
مسجدِ فعال و شفاف، میتواند پل ارتباطی باشد؛ مسجدِ منزویشده، ممکن است به یک جزیره اجتماعی تبدیل شود. بنابراین سیاست درست، حذف مسجد نیست؛ تعامل مسئولانه با مسجد و جامعه مسلمانان است.
خبرنگار: آیا اسلامهراسی را میتوان صرفاً یک مسئله فرهنگی دانست؟
لاکانی: خیر. اسلامهراسی، اگر سازمانیافته و مستمر شود، میتواند ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و حتی حقوقی پیدا کند.
یکی از خطرناکترین مراحل اسلامهراسی، تبدیل مسلمان به دیگریِ جامعه است؛ یعنی القای این تصور که مسلمان، ذاتاً بیگانه، تهدید یا عنصری ناسازگار با جامعه است.
در این مرحله، مسجد نیز از یک مکان عبادی به یک نماد تهدید بازنمایی میشود. اینجا دیگر مسئله، صرفاً معماری مسجد یا صدای اذان نیست؛ مسئله ساختن یک تصویر ذهنی منفی از اسلام و مسلمان است. این همان نقطهای است که رسانهها، نخبگان دینی، دانشگاهیان و فعالان فرهنگی باید هوشیارانه وارد میدان شوند.
خبرنگار: در برابر چنین روندی، وظیفه مسلمانان چیست؟
لاکانی: به اعتقاد من، نخستین وظیفه ما بازتعریف مسجد در جهان امروز است.
اگر مسجد را فقط محل اقامه نماز بدانیم، ظرفیت عظیم آن را محدود کردهایم. مسجد قرآنی باید محل عبادت، معرفت، تربیت، خانواده، جوان، خدمت اجتماعی، مواسات، گفتوگو و حل مسئله باشد.
ما باید مسجد را آنچنان آباد کنیم که جامعه، آثار مسجد را در اخلاق، همبستگی، کمک به نیازمندان، تربیت جوانان و کاهش آسیبهای اجتماعی مشاهده کند. در این صورت، بهترین پاسخ به اسلامهراسی، فقط سخنرانی نیست؛ ارائه چهره واقعی اسلام در متن زندگی مردم است.
خبرنگار: وظیفه کشورهای اسلامی و نهادهای فرهنگی در این زمینه چیست؟
لاکانی: به نظر من سه اقدام ضروری است:
اول؛ مستندسازی میراث مساجد. مساجد تاریخی مسلمانان در اروپا و آمریکا باید به صورت علمی شناسایی، ثبت و معرفی شوند. این آثار بخشی از میراث فرهنگی جوامع بشری هستند و باید با معیارهای حرفهای میراث فرهنگی مورد صیانت قرار گیرند.
دوم؛ دیپلماسی فرهنگی مسجد. مساجد نباید تنها برای مسلمانان سخن بگویند. میتوانند درهای خود را به روی پژوهشگران، دانشگاهیان، همسایگان و پیروان ادیان دیگر باز کنند و با برگزاری نشستهای علمی و فرهنگی، تصویر واقعی اسلام را معرفی کنند.
سوم؛ تولید ادبیات تمدنی جدید درباره مسجد. ما باید از نگاه صرفاً دفاعی عبور کنیم. مسجد نباید فقط زمانی مطرح شود که مورد تعرض قرار گرفته است. باید درباره مسجد، کتاب، مقاله، مستند، فیلم، پژوهش دانشگاهی و برنامههای بینالمللی تولید کنیم و نشان دهیم که مسجد چگونه در طول تاریخ، تمدن ساخته است.
خبرنگار: به نظر شما مهمترین پیام مسجد برای جهان امروز چیست؟
لاکانی: پیام مسجد، پیش از آنکه پیام دیوار باشد، پیام انسان است.
مسجد به انسان میآموزد که در برابر خدا متواضع، در برابر مردم مسئول و در برابر ظلم حساس باشد. مسجد، انسان را از فردیت محض به مسئولیت اجتماعی میرساند. به همین دلیل، اگر بخواهیم فلسفه مسجد را در یک جمله خلاصه کنیم، میتوان گفت: مسجد، محل اتصال انسان با خدا و محل پیوند انسان با انسان است. و دقیقاً به همین دلیل است که مسجد در تاریخ اسلام توانسته است نقشی تمدنساز ایفا کند.
خبرنگار: اگر بخواهید در پایان، یک پیام کوتاه درباره مسجد و مقابله با اسلامهراسی داشته باشید، چه میگویید؟
لاکانی: من معتقدم زمان آن رسیده است که درباره مسجد، از ادبیات دفاع از یک ساختمان عبور کنیم و از حفاظت از یک میراث تمدنی سخن بگوییم.
نظر شما