به گزارش خبرنگار شبستان از ایلام، هنوز صدای اذان در محله طنینانداز نشده، اما در گوشهای از مسجد چند جوان دور هم نشستهاند؛ یکی از تعمیرات فنی میگوید، دیگری از علاقهاش به کارهای رایانهای و آن یکی از اینکه مدتهاست دنبال کار میگردد.
مسجد برای بسیاری، نقطه آغاز روز با نماز است؛ اما آیا میتواند نقطه آغاز دیگری هم باشد؛ آغاز یک مهارت، یک ایده اقتصادی و حتی یک شغل؟
پاسخ به این پرسش، ما را به یک مفهوم مهم میرساند: مسجد بهعنوان حلقه واسط میان جوان بیکار، آموزش مهارت و بازار کار.
بیکاری؛ وقتی مسئله فقط «نداشتن شغل» نیست
بیکاری جوان فقط خالی بودن یک جایگاه شغلی نیست؛ گاهی یعنی عقب افتادن یک ازدواج، به تعویق افتادن تشکیل خانواده، کاهش اعتمادبهنفس و حتی احساس بیفایدگی.
جوانی که توانایی دارد اما فرصت دیده شدن پیدا نمیکند، الزاماً «بیمهارت» نیست؛ گاهی فقط کسی را ندارد که استعدادش را کشف کند و مسیر درست را نشانش دهد؛ اینجاست که نقش مسجد میتواند متفاوت باشد.
مسجد، نزدیکترین نهاد اجتماعی به محله است؛ جایی که مردم یکدیگر را میشناسند، امام جماعت با خانوادهها ارتباط دارد، کانون فرهنگی هنری با نوجوانان و جوانان در تماس است و خیران نیز بخشی از ظرفیت اجتماعی آن را تشکیل میدهند.
اگر این ظرفیتها به شکل هدفمند کنار هم قرار بگیرند، مسجد میتواند نخستین ایستگاه یک مسیر تازه باشد.
امام جماعت؛ از شنیدن درد مردم تا پیدا کردن راهحل
حجتالاسلام اکبرنژاد مسجد حضرت زینب در این زمینه در گفتوگو با خبرنگار شبستان میگوید: مسجد در فرهنگ اسلامی تنها محل عبادت نیست و اگر جوانی بیکار باشد یا استعدادی داشته باشد که امکان شکوفایی آن را پیدا نکرده، مسجد نمیتواند نسبت به آن بیتفاوت باشد.
وی میافزاید: مسجد قرار نیست جای دستگاههای تخصصی اشتغال را بگیرد، اما میتواند حلقه اتصال میان جوان و این دستگاهها باشد؛ یعنی استعداد جوان را شناسایی کند، نیاز او را بشناسد و او را به مجموعهای که میتواند آموزش یا حمایت لازم را ارائه کند، معرفی کند.
این امام جماعت تأکید میکند: گاهی یک جوان فقط به یک معرفی درست نیاز دارد؛ کسی که به او بگوید کجا آموزش ببیند، چه مهارتی یاد بگیرد و چگونه آن مهارت را به درآمد تبدیل کند.

از «استعداد» تا «مهارت»؛ حلقهای که نباید گم شود
یکی از ضعفهای جدی در مسیر اشتغال این است که میان استعداد، آموزش و بازار کار فاصله وجود دارد.
جوان ممکن است علاقهمند به یک حرفه باشد، اما نداند از کجا باید شروع کند. ممکن است دورهای را بگذراند، اما بازار کار را نشناسد. حتی ممکن است مهارت داشته باشد، اما سرمایه اولیه یا ارتباط لازم برای شروع کار را نداشته باشد.
مسجد میتواند در هر سه مرحله نقشآفرین باشد:
استعدادیابی؛ مهارتآموزی؛ اتصال به بازار.
یعنی ابتدا جوانان محله شناسایی شوند؛ سپس براساس نیاز بازار، آموزش ببینند و در نهایت به کارفرما، کارآفرین، مراکز تخصصی یا ظرفیتهای حمایتی معرفی شوند.
مسجد باید جوان را «ببیند»
حجت الاسلام حسینی احمد فداله امام جمعه شهرستان آبدانان در این باره معتقد است: یکی از مهمترین کارهایی که مسجد میتواند انجام دهد، شناخت جوانان محله است.
وی میگوید: ما باید بدانیم در یک محله چه تعداد جوان جویای کار داریم، چه مهارتهایی دارند، چه مهارتهایی مورد نیاز بازار است و چه کسانی حاضرند برای آموزش یا ایجاد اشتغال آنها کمک کنند.
به گفته وی، کانون فرهنگی هنری میتواند در این زمینه نقش واسط داشته باشد؛ از برگزاری دورههای مهارتی گرفته تا معرفی جوانان به مراکز تخصصی.
وی تأکید میکند: هدف نباید صرفاً برگزاری کلاس و صدور گواهینامه باشد؛ مهم این است که جوان بعد از آموزش بتواند وارد بازار کار شود.
روایت یک جوان
یکی از جوانان حاضر در فعالیتهای مسجد درباره تجربه خود میگوید: مدتها دنبال کار بودم، اما نمیدانستم چه مهارتی یاد بگیرم. هر جا میرفتم، سابقه کار میخواستند و برای داشتن سابقه هم باید قبلاً کار کرده باشی.
او ادامه میدهد: در مسجد با افرادی آشنا شدم که کمک کردند مسیر آموزش را پیدا کنم. شاید مسجد مستقیماً برای من شغل ایجاد نکرد، اما باعث شد آدمهایی را پیدا کنم که مسیر رسیدن به شغل را نشانم دادند.
این جمله شاید ساده به نظر برسد، اما پشت آن یک واقعیت مهم اجتماعی نهفته است؛ گاهی جوان بیکار بیش از پول، به شبکه ارتباطی، راهنمایی و اعتماد نیاز دارد.

مسجد میتواند «واسط» باشد، نه متولی اشتغال
قاسم محمدی کارشناس حوزه اشتغال نیز با تأکید بر ظرفیت اجتماعی مساجد میگوید: مسجد میتواند در فرآیند اشتغال نقش واسطه و تسهیلگر داشته باشد، اما نباید مأموریتهای تخصصی دستگاههای اشتغال را بر عهده بگیرد.
وی توضیح میدهد: بهترین مدل این است که مسجد استعدادها و نیازهای محله را شناسایی کند و سپس آنها را به دستگاههای تخصصی، مراکز آموزش مهارتی، کارآفرینان و بازار کار متصل کند.
این کارشناس معتقد است: اگر این ارتباط شکل بگیرد، مسجد میتواند به یک «مرکز شناسایی و هدایت ظرفیت انسانی محله» تبدیل شود.
نسخهای که میتواند از دل مسجد بیرون بیاید
تصور کنید در هر مسجد، یک هسته کوچک «مهارت و اشتغال» شکل بگیرد؛ نه با تشریفات اداری، بلکه با چند نیروی آموزشدیده و دغدغهمند.
اول، جوانان محله شناسایی شوند. دوم، مهارت و علاقه آنها ثبت شود. سوم، نیاز بازار کار منطقه بررسی شود.
چهارم، جوان به دوره آموزشی مناسب معرفی شود. پنجم، پس از کسب مهارت، به کارفرما، کارآفرین یا مسیر خوداشتغالی متصل شود و در نهایت، مسجد همچنان ارتباط خود را با جوان حفظ کند تا مشخص شود آموزش واقعاً به اشتغال منجر شده یا نه.
این مدل، مسجد را از یک «محل برگزاری دوره» به یک شبکه اجتماعی توانمندسازی تبدیل میکند.
مسجد کارآفرین؛ رؤیا یا امکان؟
مسجد کارآفرین به این معنا نیست که در شبستان، کسبوکار راه بیفتد و مسجد جای بازار را بگیرد.
مسجد کارآفرین یعنی مسجد بتواند آدمها را به هم وصل کند؛ جوان مستعد را به مربی، مربی را به کارآفرین، کارآفرین را به بازار و خیر را به ایدهای که میتواند یک شغل ایجاد کند.
در این مدل، حتی خیر مسجد نیز میتواند از «کمک معیشتی» به سمت «کمک توانمندساز» حرکت کند.
شاید به جای آنکه فقط هزینه چند ماه زندگی یک جوان پرداخت شود، بخشی از همان کمک برای خرید ابزار کار، آموزش یک مهارت یا راهاندازی یک کسبوکار کوچک اختصاص یابد.
کمکی که اگر درست هدایت شود، ممکن است یکبار پرداخت شود اما سالها نتیجه بدهد.
موانع
البته این مسیر ساده نیست.
یکی از مهمترین موانع، نبود ارتباط منسجم میان مسجد و دستگاههای تخصصی است. اگر مسجد جوان را شناسایی کند اما مسیر مشخصی برای معرفی او به مراکز آموزشی، تسهیلاتی و بازار کار وجود نداشته باشد، فرآیند در همان نقطه متوقف میشود.
مانع دیگر، کمبود نیروی متخصص در برخی مساجد است.
امام جماعت و فعال فرهنگی الزاماً کارشناس اشتغال نیست. بنابراین باید شبکهای از متخصصان در کنار مساجد قرار بگیرد تا مسجد بتواند از ظرفیت آنها استفاده کند.
از سوی دیگر، آموزشهای مهارتی باید متناسب با نیاز واقعی بازار باشد؛ چراکه برگزاری کلاسهای متعدد بدون توجه به بازار کار، فقط آمار دورههای آموزشی را افزایش میدهد، نه تعداد شاغلان را.
مسجد؛ جایی برای روشن کردن چراغ امید
مسجد در محله، فقط یک ساختمان نیست؛ مجموعهای از آدمها، اعتمادها و ارتباطات است.
امام جماعت، کانون فرهنگی، هیئت، بسیج، خیران، خانوادهها و خود جوانان، اگر کنار هم قرار گیرند، میتوانند شبکهای بسازند که یک جوان را از سردرگمی به سمت توانمندی هدایت کند.
شاید مسجد نتواند برای همه جوانان شغل ایجاد کند؛ اما میتواند کاری کند که جوان بیکار، تنها نماند.
میتواند اولین جایی باشد که استعدادش را میبیند، اولین کسی باشد که حرفش را میشنود و نخستین دری باشد که برای پیدا کردن مسیر درست به رویش باز میشود.
از محراب تا بازار کار
مسجد اگر قرار است در جامعه امروز نقشآفرین باشد، باید زبان نیازهای امروز مردم را نیز بشناسد.
امروز یکی از مهمترین نیازهای جوان، اشتغال و توانمندی اقتصادی است.
از این رو، پیوند مسجد با مهارت و اشتغال، نه به معنای تغییر ماهیت مسجد، بلکه به معنای بازخوانی کارکرد اجتماعی آن است.
مسجد میتواند همان جایی باشد که جوان در آن فقط نماز نمیخواند؛ بلکه استعدادش دیده میشود، مهارتی میآموزد، اعتمادبهنفس پیدا میکند و برای ساختن آیندهاش قدم برمیدارد.
و شاید زیباترین تصویر از «مسجد تراز» همین باشد؛
محرابی که فقط چراغ عبادت را روشن نمیکند؛ چراغ امید را هم در دل یک جوان روشن میکند.
جوانی که دیروز پشت درهای بسته دنبال کار میگشت، امروز اگر به کمک مسجد مهارتی آموخته و توانسته روی پای خودش بایستد، دیگر فقط یک شغل پیدا نکرده است؛ او بخشی از آینده محلهاش را ساخته است.
این همان نقطهای است که مسجد میتواند از «محل اجتماع مردم» به حلقه اتصال مردم، مهارت و فرصت تبدیل شود.
نظر شما