به گزارش خبرگزاری شبستان از مشهد، جادههای منتهی به مشهد این روزها شاهد حضور هزاران زائر پیاده است، هزاران داستان که هر یک روایتی شنیدنی از ارادت و عشق است.
پای صحبت هرکدام که مینشینی قصهای برای گفتن دارند، از کرامات آقا و از خاطراتی که تاریخ باید برای آیندگان ثبت کند، از مادری که فرزندش را هزار کیلومتر بر پشتش بسته است تا مادری که در ماه هفتم بارداری قدم در راه عاشقی گذاشت...

۲۸ سال همقدم در جاده عشق
مریم و فاطمه مژدکانلو دو خواهر قوچانی سه روز است که از قوچان راه افتادهاند و قدمبهقدم خودشان را به مشهد رساندهاند. مریم پاهایش را نشانم میدهد؛ پر از تاولهایی که یادگار این مسیر طولانی است.
این دو خواهر میگویند ۲۸ سال پیش هر وقت دهه آخر صفر دلشان هوای مشهد میکند و با خودشان میگویند پاشیم برویم؛ تا شهادت امام رضا(ع) در جوار حرمش باشیم. دو نفری به دل جاده میزنند و این رسم ۲۸ ساله برایشان عادت میشود.
امسال مریم خانم نوههایش را هم همراهش آورده است تا این این سفر معنوی را در کنار مادربزرگشان تجربه کنند.

پیاده روی در ماه هفت بارداری
از فردوس راه افتادهاند؛ کاروانی ۲۸۰ نفره که از باغچه تا مشهد، دو روز را پیاده در مسیر بودهاند. بعضی از اعضای این کاروان ۱۰ سال است و بعضی دیگر ۱۵ سال که همین مسیر را پیاده میآیند.
زینب غفوری، همراه عمهاش فاطمه خانم، یکی از همین زائران است. از خاطرات سالهای گذشته میگوید؛ از روزهایی که هفتماهه باردار بود و باز هم مسیر را پیاده طی میکرد.
حالا دستش را روی شانه پسرش میگذارد و میگوید: رضا هفت ساله شده و هر سال در این مسیر همراه من است.
شهربانو جوانمرد هم امسال برای نخستین بار به این کاروان پیوسته است؛ با وجود پادرد فراوان. برادرزادههایش آنقدر تشویقش کردند تا بالاخره راهی این سفر شد. درد پا قدمهایش را سخت کرده، اما دلش قرص است و میگوید: از سال آینده، همیشه میآیم.

از مینودشت تا مشهد، با کودکی برپشت
کودکش را به گره چادر سپرده و قدمبهقدم همراه کاروان آمده است؛ از مینودشت در استان گلستان تا مشهد، قریب به ۵۰۰ کیلومتر برای رسیدن به آغوش امام رضا(ع).
عصمت قصهگو که به همراه خانوادهاش، در حالی که پسر کوچکش را به پشت بسته بود در حال حرکت به سمت حرم رضوی هستند، میگوید: چند سالی است روزهای آخر صفر خودمان را به حرم امام رضا(ع) میرسانیم تا روز شهادت، در جوار آقا باشیم و همراه با امام زمان(عج) عزادار و همنوا شویم.

این کاروان هم از مازندران راهی شده و زائرانش مسیر قوچان تا مشهد را پیاده طی کردهاند؛ قدمهایی خسته اما دلهایی امیدوار برای رسیدن به حرم امام رضا(ع).
تنها چند قدم مانده تا به حریم معشوق برسند، این قدم های آخر را همه با اشک بر میدارند. نگاهها تنها به سمت گنبدطلاست و زمزمه شان این کلام که:
آمده ام ای شاه پناهم بده ...
گزارش: علی رنگآمیز طوسی
نظر شما