به گزارش خبرگزاری شبستان از استان قم، حجت الاسلام والمسلمین دکتر نهاوندی رئیس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس در یادداشتی به مناسبت روز خبرنگار پیشنهاد کرد:میان رسانه ملی، حوزههای علمیه، دانشگاهها، اندیشکدهها و مراکز راهبردی سازوکاری پایدار برای تولید و ترجمه تحلیلهای نخبگانی ایجاد شود؛ بهگونهای که رسانه بتواند دانش تخصصی را به فهم عمومی و فهم عمومی امت مبعوث را به مشارکت و کنش مسئولانه اجتماعی تبدیل کند.
وی در این یادداشت خاطرنشان کرد: بیشک، عبور موفق از شرایط کنونی، نیازمند ارتقای سطح حکمرانی از مدیریت افکار عمومی به هدایت و اقناع افکار عمومی، از واکنش به روایتسازی، از خبررسانی صرف به خبر، تحلیل و تبیین، از مطالبهگری یکسویه به مسئولیتپذیری متقابل و از پراکندگی تحلیلی به تولید منظومه فکری منسجم است.
دکتر نهاوندی همچنین در این یاداشت، بازتعریف و تبیین نقش و تکالیف ایجابی امت مبعوث متناسب با شرایط جدید، تدوین منشور تکالیف امت در شرایط جدید با مشارکت نخبگان حوزوی، دانشگاهی و حاکمیتی، ایجاد شبکه ای منسجم میان نخبگان، مراکز تولید فکر و رسانه ملی شبکهای منسجم برای تولید و ترویج تحلیلهای راهبردی، تغییر رسالت خبر و خبرنگاری از انتقال صرف رویداد به حقیقتیابی، مسئلهشناسی، تبیین و پیوند میان نخبگان و افکار عمومی، تبدیل رسانه ملی به قرارگاه حرفهای خبر، تحلیل، تبیین، گفتوگوی نخبگانی و روایتسازی ملی و طراحی سازوکاری برای انتقال مسائل و مطالبات واقعی جامعه به نخبگان و مسئولان و انتقال تحلیل و راهبرد نخبگان به مردم را نیز مورد تاکید قرار داد.
متن کامل یادداشت به شرح زیر است.
در شرایطی که کشور با تحولات پیچیده سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و نیز ابعاد مختلف جنگ ترکیبی و شناختی مواجه است، به نظر میرسد یکی از ضرورتهای راهبردی حکمرانی، بازتعریف نسبت میان حاکمیت، امت، نخبگان و رسانه و تبیین مسئولیت متقابل این چهار رکن در شرایط جدید است.
امیرالمؤمنین(ع) میفرماید:
«أَلَا وَإِنَّ لِکُلِّ مَأْمُومٍ إِمَامًا یَقْتَدِی بِهِ وَیَسْتَضِیءُ بِنُورِ عِلْمِهِ»(نهجالبلاغه، خطبه ۱۷۵)
این بیان نورانی، رابطه امت و امام را صرفاً رابطهای سیاسی و مبتنی بر اطاعت نمیداند، بلکه امام را منبع هدایت، معرفت و جهتیابی فکری جامعه معرفی میکند. از این منظر، یکی از الزامات حکمرانی در شرایط پیچیده کنونی، فراهمکردن سازوکارهایی است که جامعه بتواند تحولات، تهدیدها، فرصتها و وظایف خود را در پرتو یک منظومه فکری منسجم بر اساس منویات ولی و رهبر جامعه فهم کند.
بیتردید، حق نظارت، مطالبهگری، نقد و نصح ائمه مسلمین از ظرفیتهای مهم جامعه اسلامی است؛ اما در کنار این حقوق، باید تکالیف و مسئولیتهای ایجابی امت مبعوث نیز متناسب با شرایط روز تبیین شود. امت صرفاً مخاطب مطالبه و نقد نیست؛ بلکه باید در دفاع از مصالح عمومی، حفظ انسجام اجتماعی، مقابله با جنگ شناختی، جهاد تبیین، حمایت از پیشرفت کشور و تحقق اهداف نظام اسلامی، بهعنوان عنصری فعال و مسئول ایفای نقش کند.
به نظر میرسد در فضای عمومی و رسانهای، سهم قابل توجهی از ادبیات موجود به نقد دولت، مطالبه از مسئولان و مخالفت یا موافقت با برخی سیاستها اختصاص یافته است؛ حال آنکه جامعه، در کنار حق مطالبهگری، به هدایت ایجابی، تحلیل معتبر و ترسیم نقشه راه کنش اجتماعی نیاز دارد. مردم و نخبگان باید بدانند در شرایط جدید چه مسئلهای پیش روی کشور است، دشمن چه روایتی میسازد، راهبرد ملی چیست و هر فرد و گروه اجتماعی چه وظیفهای بر عهده دارد.
یکی از خلأهای جدی امروز، فقدان منظومهای منسجم برای تبدیل تحلیل نخبگانی به فهم عمومی و تبدیل فهم عمومی به کنش اجتماعی است. اگرچه در کشور ظرفیت عظیمی از نخبگان حوزوی، دانشگاهی، علمی و راهبردی وجود دارد، اما میان تولید فکر در سطوح نخبگانی و دریافت آن در بدنه جامعه، فاصلهای جدی مشاهده میشود. پرکردن این فاصله، یکی از مهمترین وظایف نهاد رسانه است.
تحول رسانه ملی و بازتعریف رسالت خبر و خبرنگاری
در این میان، تغییر و تحول در رسانه ملی ضرورتی جدی و راهبردی است. رسانه ملی نباید صرفاً منعکسکننده اخبار یا تریبون مواضع رسمی گروه یا جریان خاصی باشد؛ بلکه باید به یکی از ارکان تبیین، تحلیل، گفتوگوی نخبگانی، روایتسازی و ایجاد فهم مشترک ملی تبدیل شود.
رسالت خبر و خبرنگاری نیز نباید به «انتقال آنچه رخ داده است» تقلیل یابد. خبر، نقطه آغاز فهم عمومی از واقعیت است و خبرنگار، در بسیاری از موارد، واسطه میان واقعیت، نخبگان و افکار عمومی است. خبرنگار حرفهای باید بتواند واقعیت را دقیق کشف و روایت کند، پرسشهای واقعی جامعه را به نخبگان و مسئولان منتقل سازد و در مقابل، تحلیل و دانش نخبگان را با حفظ امانت، دقت و استقلال حرفهای، به زبان
قابل فهم برای مردم عرضه کند.
از این منظر، رسانه باید یک پل دوسویه میان جامعه و نخبگان باشد و صدای مردم را به مسئولان برساند؛ همچنین صدای تحلیل و راهبرد نخبگان را برای مردم قابل فهم کند. اگر دانش نخبگانی در حلقههای تخصصی محصور بماند، به سرمایه اجتماعی تبدیل نمیشود؛ و اگر تجربه و مسئله واقعی جامعه به نظام تصمیمسازی منتقل نشود، سیاستگذاری از واقعیت فاصله خواهد گرفت.
بنابراین، در شرایط جنگ شناختی، رسانه صرفاً نباید در برابر روایت دشمن واکنش نشان دهد؛ بلکه باید خود، مسئله را بهدرستی تعریف، واقعیت را تبیین، روایت معتبر تولید و افق پیشرو را برای جامعه روشن کند. جامعه امروز بیش از انباشت خبر، به تحلیل معتبر، تبیین صادقانه، روایت منسجم و افق روشن نیازمند است.
بر این اساس، پیشنهاد میشود رسانه ملی از دو رویکرد فاصله گیرد: تقلیل رسانه به تریبون رسمی و تقلیل آن به واکنش مستمر در برابر رسانههای رقیب. رسانه مؤثر باید قدرت تولید سؤال، مسئله، خبر، تحلیل و روایت داشته باشد و پیش از آنکه دیگران ذهن جامعه را درگیر مسائل خود کنند، مسائل اساسی کشور را با زبان حرفهای و اقناعی برای مردم تبیین نماید.
همچنین پیشنهاد میشود میان رسانه ملی، حوزههای علمیه، دانشگاهها، اندیشکدهها و مراکز راهبردی سازوکاری پایدار برای تولید و ترجمه تحلیلهای نخبگانی ایجاد شود؛ بهگونهای که رسانه بتواند دانش تخصصی را به فهم عمومی و فهم عمومی امت مبعوث را به مشارکت و کنش مسئولانه اجتماعی تبدیل کند. در این صورت، خبرنگار نه صرفاً ناقل خبر، بلکه امین حقیقت، پرسشگر واقعیت و واسط ارتباطی میان نخبگان و مردم خواهد بود.
از مطالبهگری صرف تا مسئولیتپذیری متقابل
در همین چارچوب، «نصح ائمه مسلمین» نیز شایسته است در منظومه فقه اجتماعی، صرفاً به معنای توصیه یا نقد فردی مسئولان تلقی نشود؛ بلکه میتواند بهعنوان یکی از مظاهر حضور مسئولانه امت در کنار امام و نظام حکمرانی مورد توجه قرار گیرد؛ حضوری که علاوه بر مطالبهگری، مستلزم ارائه راهحل، تولید فکر، انتقال واقعیتهای اجتماعی، کمک به تصمیمسازی و مشارکت در تحقق مصالح عمومی است.
از سوی دیگر، همانگونه که مردم حق دارند عملکرد مسئولان را نقد و مطالبه کنند، باید برای آنان نیز روشن شود که در قبال امنیت ملی، انسجام اجتماعی، مقابله با جنگ شناختی، اصلاح الگوی مصرف، کاهش هزینههای عمومی، حمایت از تولید، پیشرفت علمی و دفاع از منافع و حقیقت عمومی چه مسئولیتهایی بر عهده دارند.
از این رو، پیشنهاد میشود «منشور تکالیف امت در شرایط جدید» با مشارکت نهادهای حوزوی، دانشگاهی، فکری، رسانهای و حاکمیتی تدوین و با زبانی روشن و قابل فهم برای جامعه تبیین شود؛ منشوری که ابعاد سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، رسانهای، اقتصادی، علمی و دفاعی مسئولیت مردم را دربرگیرد.
بیشک عبور موفق از شرایط کنونی، نیازمند ارتقای سطح حکمرانی از مدیریت افکار عمومی به هدایت و اقناع افکار عمومی، از واکنش به روایتسازی، از خبررسانی صرف به خبر، تحلیل و تبیین، از مطالبهگری یکسویه به مسئولیتپذیری متقابل و از پراکندگی تحلیلی به تولید منظومه فکری منسجم است.
امروز باید جامعه بداند مسئله چیست، راه حل آن کدام است، دشمن چه روایتی میسازد، راهبرد کشور چیست، نخبگان چه تحلیلی دارند و هر فرد و گروه اجتماعی چه وظیفهای بر عهده دارد. اگر این منظومه بهدرستی تبیین شود، ظرفیت عظیم مردم و نخبگان از یک نیروی عمدتاً واکنشی به سرمایهای فعال برای حکمرانی، پیشرفت، انسجام و اقتدار ملی تبدیل خواهد شد.
بر این اساس، پیشنهاد میشود:
1. نقش و تکالیف ایجابی امت مبعوث متناسب با شرایط جدید بازتعریف و تبیین شود؛
2. منشور تکالیف امت در شرایط جدید با مشارکت نخبگان حوزوی، دانشگاهی و حاکمیتی تدوین گردد؛
3. میان نخبگان، مراکز تولید فکر و رسانه ملی شبکهای منسجم برای تولید و ترویج تحلیلهای راهبردی ایجاد شود؛
4. رسالت خبر و خبرنگاری از انتقال صرف رویداد به حقیقتیابی، مسئلهشناسی، تبیین و پیوند میان نخبگان و افکار عمومی ارتقا یابد؛
5. رسانه ملی به قرارگاه حرفهای خبر، تحلیل، تبیین، گفتوگوی نخبگانی و روایتسازی ملی تبدیل شود؛
6. سازوکاری برای انتقال مسائل و مطالبات واقعی جامعه به نخبگان و مسئولان و انتقال تحلیل و راهبرد نخبگان به مردم طراحی شود.
امید است با تدبیر و اهتمام مسئولان عالی نظام، زمینه چنین تحول بنیادینی فراهم آید تا امت، نخبه، رسانه و حاکمیت در یک منظومه هماهنگ، نه صرفاً برای واکنش به تحولات، بلکه برای فهم، تبیین، هدایت و ساختن آینده کشور در کنار یکدیگر قرار گیرند.
نظر شما