به گزارش خبرگزاری شبستان، نشست تخصصی «مشروطه و اندیشه توسعه در ایران» یکشنبه، هجدهم مرداد، در مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی برگزار شد. در این مراسم کاظم موسویبجنوردی رئیس مرکز دائرهالمعارف بزرگ اسلامی، منصوره اتحادیه تاریخنگار و پژوهشگر، مصطفی محققداماد فیلسوف و حقوقدان عضو پیوسته و رئیس گروه مطالعات اسلامی فرهنگستان علوم ایران، احمد مسجدجامعی قائممقام رییس مرکز دایرهالمعارف بزرگ اسلامی، علی بهرامیان عضو شورای عالی علمی دائرةالمعارف، نصرالله صالحی پژوهشگر، سیمین فصیحی مدیرمسئول در دوفصلنامه تاریخ نگری و تاریخ نگاری، داریوش رحمانیان پژوهشگر تاریخ و استادیار گروه تاریخ دانشگاه تهران، اسماعیل حسنزاده، حسن حضرتی، علیرضا ملایی توانی، عباس قدیمی قیداری، جواد مرشدلو و گودرز رشتیانی به دبیری اسماعیل شمس حضور داشتند.
کاظم موسویبجنوردی رئیس مرکز دائرهالمعارف بزرگ اسلامی در ابتدای این مراسم متن زیر را خواند:
جنبش مشروطه در ١٢٠ سال پیش با آرزوی عدالت جان گرفت و سپس گسترش مفهومی و شکلی یافت و تبدیل به خواستی ملی برای ورود به جهانی نو شد؛ جهانی که نه فقط پارلمان، قانون و حقوق و آزادیهای اساسی طلب میکند که اساسا نگاهی نو و دگرگونشده به خودِ انسان و مفاهیم مُقَوِم جامعه دارد. در حقیقت مشروطه بسان پلی بود که ایران را از دنیای سنتی و کهن به عصری مدرن رهنمون کرد.
بهراستی زمینهساز و سبب بنیادین مشروطه ایران را باید در مواجهه تکاندهنده نخبگان ایرانی با ترقی ملل اروپایی و بعدتر در میان آسیاییها، در ژاپن جستوجو کرد. اساس جنبش مشروطیت را میتوان پاسخی به عقبماندگی ایران و آغاز کوششها به جانب ترقی جامعه دانست و این تکاپو تا امروز همچنان ادامه یافته است.
حال، اگر قصد صورتبندی کلی از اهداف مشروطیت در میان باشد، میتوان آن را به سه مرحله تقسیم کرد:
نخست: مطالبه عدالتخانه که نقطه آغاز جنبش مشروطیت بود.
دوم: مرحله تکامل آن، که به تشکیل پارلمان، قوانین مدرن و طلب حقوق و آزادیهای اساسی رسید.
و سوم: مرحله نهایی و هدف غایی که همانا آرزوی ترقی و توسعه ایران بود.
کوشش برای تشکیل پارلمان، قانون اساسی، دولت-ملت مدرن، دولت مرکزی قدرتمند، مقابله با هرجومرج و بینظمی و غیره، همه و همه راهحلهایی برای رفع عقبماندگی و نیل به جامعهای مترقی بوده است که البته با چالشهای گوناگونی روبهرو شد.
در رسالهها، کتابها و نطقهای اندیشمندان عصر مشروطه پیوسته در باب لزوم رفع عقبماندگی و نیل به جامعهای پیشرفته سخن به میان آمده است. از جمله ناظمالاسلام کرمانی در جلسه مشروطهخواهان گفته است: «چرا به وضعیت جهان نگاه نمیکنید؟ اینجا مثال ژاپن است، ملتی آسیایی که خود را ارتقا داده و عملکردهای برجستهای نشان میدهد.»
در جای دیگر مخبرالسلطنه هدایت گفتوگوی میرزاعلیاصغرخان اتابک اعظم را با ایتو هیروبومی (از معماران اصلاحات مِیجی) را نقل میکند که «ایتو» نقش اعزام دانشجویان به اروپا و آمریکا و سپس تاسیس مدارس را در پیشرفت ژاپن برجسته میداند.
مطالبی اینچنین در اشاره به ترقی سایر ملل نزد مشروطهخواهان بسیار است و نشان از نقطه کانونی توجه اندیشمندان مشروطه به مقوله پیشرفت دارد. بهویژه اصلاحات مِیجی و شتاب حیرتانگیز ترقیخواهانه در ژاپن، تاثیری شگرف بر روشنفکران عصر مشروطه ایران داشت و جالب آنکه همچنان تا امروز نیز ژاپن الگویی برای توسعه ایران فرض میشود.
در واقع از زمان عباسمیرزا و سپس امیرکبیر و میرزاحسینخان سپهسالار و دیگران تا انقلاب مشروطه و بعد از آن پیوسته اندیشه ترقیخواهی و رفع عقبماندگی نزد رجال پیشرو اولویتی روزافزون مییافت تا عاقبت روشنفکرانی چون فروغی و تقیزاده با مشاهده هرجومرج اجتماعی، ضعف دولتها و عدم توفیق اولیه دراهداف مشروطه، به این جمعبندی رسیدند که برای تحقق جامعهای مدرن و مترقی باید نخست دولتی متمرکز و قدرتمند شکل گیرد و بدینسان عصری جدیددر ایران آغاز شد که استبداد را در جامهای نوین عرضه میکرد.
از آن زمان تا امروز پس از یکصدوبیست سال، پرسشی همچنان بیپاسخ مانده است؛ جامعه ایران چگونه میتواند به توسعهای پایدار و بادوام برسد؟
چگونه باید اجماع نخبگان بر مسیری مشخص از توسعه قرار گیرد و آرزوی توسعه چه وقت، چگونه و با چه سازوکاری به ثمر خواهد رسید. همه میدانیم در جهان امروز رفاه شهروندان در گرو توسعه پایدار است. اما هنوز به اتفاق نظری ملی برای حرکت پرشتاب به جانب توسعه نرسیدهایم. بیگمان نشانههای چنین عزمی هویدا شده است.
ضروری است تبیین شود دولت_ملت (و ملت_شهروند) ماهیتا امری مدرن و برشالوده یک «پیمان جمعی و اخلاقی» میان انسانهای برابر، میتواند پدیدار شود. لازم است به خود یادآور شویم، در دوران جدید، ملت بودن انتخابی آگاهانه است. مآلا(سرانجام) مشروعیتِ آن از بنیاد میباید بر اخلاق و اصول حقوق بشر استوار باشد.
آنچه ملتی را به غایت همبسته و پایدار میکند، عدالت بهمثابه انصاف، نفی تبعیض در اشکال مختلف، احترام به حقوق و آزادیهای اساسی، دموکراسی، همزیستی، مدارا، بردباری فرهنگی و هویتی و به رسمیت شناختن شیوه زیست دیگری است. هیچ چیز مقدم بر نیکبختی تکتک انسانها نیست و پاسداشت این «ما بهعنوان یک ملت» جز به نام و در چارچوب اخلاق میسر نیست. بدین صورت میتوانیم در راه توسعه پایدار و رفاه همه ساکنان ایران، همپیمان شویم.
باور دارم بزرگترین عامل همبستگی ملیِ ایرانِ جدید، میتواند اتحاد حول محور توسعه کشور و در پی آن ایجاد رفاه و فرصتهای برابر برای همه شهروندان باشد.
بسیار امیدوارم چنین شود و نشست تخصصی امروز؛ «مشروطه و اندیشه توسعه در ایران» فرصت ارزشمندی است برای بازخوانی تجربه گذشته و هماندیشی برای چشمانداز آینده.
نظر شما