به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری شبستان، هفدهم مرداد تنها یک مناسبت در تقویم نیست؛ یادآور رسالت کسانی است که آگاهانه و مسئولانه، راه روایت حقیقت را برگزیدهاند. خبرنگارانی که در سختترین شرایط، از جنگ و بحران گرفته تا بیماری و بلایای طبیعی، در خط مقدم اطلاعرسانی ایستادهاند تا فرهنگ، هنر، میراث فرهنگی و حافظه تاریخی ایران از گزند فراموشی و تحریف در امان بماند.
با این حال، روایت زندگی خود خبرنگاران، قصهای کمتر شنیدهشده است؛ قصهای که از حقوق اندک، نبود امنیت شغلی، بیمههای ناقص، تعدیل نیرو و فرسودگی حرفهای حکایت دارد.
خانم «ف. ر»، خبرنگار باسابقه حوزه اجتماعی که سالها در یکی از رسانههای بزرگ کشور فعالیت کرده و اکنون بیکار است، در گفتوگو با شبستان میگوید: همیشه پیگیر مشکلات دیگران بودهایم، اما کمتر کسی از مشکلات خبرنگاران سخن گفته است. چرا بعد از ۱۸ سال فعالیت رسانهای، هنوز باید برای اثبات حقوق قانونی و سابقه بیمه خود تلاش کنیم؟ مگر خبرنگاری از سال ۱۳۸۶ در زمره مشاغل سخت و زیانآور قرار نگرفته است؟
او با اشاره به تعدیل گسترده نیروهای رسانهای در دوران جنگ و بحرانهای اقتصادی، ادامه میدهد: بسیاری از خبرنگاران بدون هیچ حمایتی خانهنشین شدند. ما همیشه در همه صحنهها حاضر بودیم، اما وقتی نوبت به دفاع از حقوق خودمان رسید، کسی صدایمان را نشنید.
به گفته او، جنگ ۴۰ روزه اخیر نمونهای روشن از تعهد خبرنگاران بود؛ روزهایی که با وجود محدودیتهای اینترنتی، بسیاری از اهالی رسانه شب و روز نمیشناختند و با حضور در مناطق آسیبدیده یا پای سیستمهای خبری، تلاش میکردند نخستین روایتهای مستند را ثبت کنند.
«محمد س»، خبرنگار باسابقه، نیز معتقد است درک سختیهای این حرفه تنها برای کسانی ممکن است که تجربه حضور در تحریریه و میدان خبر را داشته باشند.
او به شبستان میگوید: خبرنگاری حرفهای دشوار، پراسترس و کمدرآمد است؛ شغلی که در کنار همه سختیهایش، شیرینیهای خاص خود را هم دارد. اما تا زمانی که کسی این مسیر را تجربه نکند، نمیتواند فشارها، مسئولیتها و مخاطرات آن را بهدرستی درک کند.
در این میان، خبرنگاران حوزه میراث فرهنگی با چالشهای مضاعفی روبهرو هستند؛ چالشهایی که در شرایط جنگی ابعاد تازهای پیدا میکند.
«مریم اطیابی»، خبرنگار تخصصی حوزه میراث فرهنگی با بیش از دو دهه سابقه، در گفتوگو با شبستان میگوید: کار خبرنگار میراث فرهنگی در روزهای جنگ، تنها تهیه چند عکس و گزارش از یک بنای آسیبدیده نیست. گاهی باید در شرایط ناامن، همزمان با شنیدن صدای انفجار، برای ثبت وضعیت موزهها، بناهای تاریخی یا محوطههای باستانی به محل حادثه رفت.
او میافزاید: در چنین شرایطی، علاوه بر خطرات جانی، محدودیتهای امنیتی، دشواری دسترسی به اطلاعات و حفظ امنیت منابع خبری نیز بر مسئولیت خبرنگار افزوده میشود. از سوی دیگر، هر قطعه آجر، شیشه یا سنگ در یک بنای تاریخی میتواند بخشی از یک داده فرهنگی باشد و همین موضوع، حساسیت تهیه گزارش از این آثار را دوچندان میکند.
اطیابی اختلال اینترنت در روزهای بحران را یکی دیگر از موانع جدی روایتگری میداند و تأکید میکند: وقتی ارتباط با کارشناسان، دریافت تصاویر، راستیآزمایی اطلاعات و ارسال گزارش به تحریریه مختل میشود، ممکن است بخشی از حافظه تاریخی کشور هرگز ثبت و مستند نشود.
به اعتقاد این خبرنگار، مسئولیت رسانهها پس از پایان بحران نیز پایان نمییابد. پیگیری مطالبات بینالمللی از نهادهایی همچون یونسکو، مطالبه تخصیص بودجه برای مرمت اضطراری آثار آسیبدیده، تأکید بر پرهیز از مرمتهای شتابزده، جلوگیری از بازگشایی زودهنگام موزهها تا تأمین امنیت کامل، معرفی ظرفیتهای میراث فرهنگی، گردشگری، صنایعدستی و تقویت هویت و وحدت ملی، از مهمترین مأموریتهایی است که خبرنگاران این حوزه در دوران آتشبس و صلح دنبال میکنند.
آنچه از روایت این خبرنگاران برمیآید، تصویری روشن از حرفهای است که بیش از هر زمان دیگری به حمایت نیاز دارد؛ حرفهای که اگرچه همواره صدای مردم بوده، اما خود هنوز در انتظار شنیده شدن است. هفدهم مرداد، تنها روز تجلیل از خبرنگاران نیست؛ فرصتی است برای بازخوانی مطالبات نسلی که بیوقفه حقیقت را روایت کردهاند و انتظار دارند عدالت، امنیت شغلی و کرامت حرفهای نیز سهم آنان از این روایت باشد.
نظر شما