ناگفته‌های خبرنگاران بیرجندی از آیین وداع رهبر شهید

مراسم وداع با رهبر شهید، تنها یک رویداد خبری برای خبرنگاران حاضر در میدان نبود؛ روایتی از اشک‌ها، همدلی‌ها و لحظه‌هایی بود که در قاب دوربین و میان سطرهای گزارش‌ها ماندگار شد. خبرنگارانی که از نزدیک شاهد حضور گسترده مردم در مشهد بودند، از داغی سخن می‌گویند که هنوز در دل‌ها زنده است و از پیوندی که در میان نسل‌ها، اقوام و ملت‌های مختلف در این آیین جلوه‌گر شد.

خبرگزاری شبستان-خراسان جنوبی؛ زینب روحانی مقدم-گاهی یک مراسم، فراتر از قاب یک رویداد و فراتر از واژه‌های یک گزارش خبری معنا پیدا می‌کند؛ به روایتی از احساسات جمعی یک ملت تبدیل می‌شود.

آیین وداع با رهبر شهید در مشهد، صحنه‌ای بود که در آن اشک و دلتنگی، ارادت و همبستگی در کنار یکدیگر معنا یافتند؛ حضوری گسترده که تنها با شمار جمعیت قابل توصیف نبود، بلکه در نگاه‌های خیس، قدم‌های خسته اما استوار و روایت‌های ناگفته مردمی که از راه‌های دور آمده بودند، خود را نشان داد.

خبرنگاران حاضر در این مراسم، در کنار ثبت لحظه‌های تاریخی، شاهد روایت‌هایی انسانی از دلدادگی، همراهی و باور مردم بودند؛ روایت‌هایی که نشان می‌دهد برخی لحظه‌ها را نمی‌توان تنها نوشت، بلکه باید آنها را از دل خاطرات کسانی شنید که در متن آن حضور داشته‌اند.

ناگفته‌های خبرنگاران بیرجندی از آیین وداع رهبر شهید

وداعی که هنوز در دل مردم زنده است

زهرا مهرور خبرنگار خبرگزاری ایرنا در گفت‌وگو با خبرنگار شبستان با اشاره به حال و هوای مراسم تشییع اظهار کرد: توصیف این فضا بسیار دشوار است و گاهی کلمات در برابر این حجم از احساسات و سنگینی داغ مردم کم می‌آورند. مردم از نقاط مختلف کشور خود را به مشهد رسانده بودند تا با کسی وداع کنند که برایشان فراتر از یک رهبر بود؛ او را مانند پدری می‌دانستند که در روزهای سخت، همراه و پشتیبانشان بوده است.

وی افزود: با وجود گذشت چند ماه از آن روز تلخ، وقتی به جمعیت نگاه می‌کردید، احساس می‌کردید زمان متوقف شده است؛ گویی داغ شهادت همچنان تازه و سوزناک باقی مانده و اشک از چشمان پیر و جوان، زن و مرد، بی‌اختیار جاری می‌شود.

این خبرنگار درباره یکی از تأثیرگذارترین صحنه‌هایی که در این مراسم شاهد آن بوده است، گفت: حضور خانواده‌های شهدای میناب بیش از هر چیز مرا تحت تأثیر قرار داد. اینکه خانواده‌هایی از فاصله‌ای دور، کیلومترها مسیر را طی کرده بودند تا در مراسم وداع با رهبر شهید حضور داشته باشند، صحنه‌ای بسیار تأمل‌برانگیز بود.

مهرور ادامه داد: این خانواده‌ها خود داغ از دست دادن فرزندانشان، حتی فرزندان خردسالشان را بر دل داشتند، اما با وجود تمام رنج‌ها و سختی‌ها، خود را به مراسم رسانده بودند. حضورشان نشان می‌داد که عشق و باورشان همچنان پابرجاست و می‌خواستند با حضور خود بگویند که در مسیر اعتقادی‌شان استوار مانده‌اند.

وی با اشاره به گفت‌وگوهای خود با مردم حاضر در مراسم تصریح کرد: یک باور مشترک در میان صحبت‌های مردم دیده می‌شد؛ اینکه می‌گفتند رهبرشان فدای مردم شد و در اوج خدمت به ملت ایران، در محل کار خود به شهادت رسید.

خبرنگار ایرنا درباره دشواری پوشش خبری چنین مراسم گسترده‌ای نیز بیان کرد: روایت مراسمی با ابعاد میلیونی، همواره با چالش ناتوانی در ثبت کامل همه لحظه‌ها همراه است. هر قدر هم خبرنگار تلاش کند و به میان مردم برود، باز هم تنها می‌تواند بخشی کوچک از دریای عظیم احساسات یک ملت را روایت کند.

وی خاطرنشان کرد: در چنین صحنه‌هایی، هزاران نگاه، واکنش و روایت وجود دارد که از قاب دوربین و قلم خبرنگار دور می‌ماند؛ چرا که نمی‌توان تمام احساس یک ملت را در چند صفحه یا چند دقیقه خلاصه کرد. هر گزارش، حتی اگر عمیق و دقیق باشد، تنها تصویری از حقیقتی بزرگ‌تر است که در دل مردم جریان دارد.

مهرور با اشاره به پیام اصلی این حضور میلیونی گفت: مهم‌ترین پیام این مراسم، هم‌زمانی دو احساس بزرگ در میان مردم بود؛ ارادت به رهبری که از جنس مردم بود و عهدی که با خون او برای ایستادگی در برابر دشمن بسته شد. مردم با حضور خود نشان دادند که خواسته اصلی‌شان، ایستادگی و مقاومت و عدم سازش در برابر دشمن است.

ناگفته‌های خبرنگاران بیرجندی از آیین وداع رهبر شهید

از اشک‌های فراق تا شکوه همدلی ملت‌ها

حکیمه بهمن‌زاده، خبرنگار خبرگزاری مهر، در گفت‌وگو با خبرنگار شبستان از حال و هوای مراسم تشییع رهبر شهید روایت کرد؛ روایتی آمیخته با اندوه وداع، حس افتخار و جلوه‌هایی از همبستگی مردم ایران و ملت‌های دیگر.

وی با اشاره به فضای حاکم بر مراسم تشییع اظهار کرد: فضای عمومی تشییع رهبر شهید دو وجه پررنگ داشت؛ نخست، حس عمیق غم و اندوه ناشی از وداع با رهبری که مردم او را از دست داده بودند. در میان جمعیت، انسان‌های بسیاری را دیدم که چشمانشان از اشک خیس بود و اندوهشان را نمی‌توانستند پنهان کنند.

بهمن‌زاده ادامه داد: در کنار این غم بزرگ، حس افتخار نیز در میان مردم موج می‌زد؛ افتخار به رهبری که تا آخرین لحظه زندگی بر آرمان‌های خود ایستاد و همچون مکتب عاشورا، در مسیر دفاع از وطن و ارزش‌هایش از هیچ فداکاری دریغ نکرد. مردم به رهبری افتخار می‌کردند که تسلیم نشد و جان خود را در این راه تقدیم کرد.

این خبرنگار با اشاره به حضور مردم از کشورهای مختلف در مراسم تشییع گفت: یکی از صحنه‌هایی که بیش از همه توجه من را جلب کرد، حضور افرادی از کشورهای مختلف مانند لبنان، پاکستان و عراق بود. این حضور برایم اهمیت زیادی داشت؛ چراکه نشان‌دهنده گستره نگاه و تأثیر انقلاب اسلامی در میان ملت‌های دیگر بود.

وی افزود: خودم شاهد عزاداری لبنانی‌ها در ورودی صحن غدیر حرم مطهر رضوی بودم. حتی با بانویی لبنانی گفت‌وگو کردم؛ لحظه‌ای که هر دو از دلتنگی و اندوه گریستیم، برایم بسیار تأثیرگذار بود. او تصاویری از مزار شهید سیدحسن نصرالله را به من نشان داد که این ارتباط عاطفی میان ملت‌ها برایم جالب و قابل تأمل بود.

بهمن‌زاده در ادامه به خلوص احساسات مردم در این مراسم اشاره کرد و گفت: احساسات مردم کاملاً از عمق جان برمی‌آمد. اشک‌هایی که در فراق رهبر عزیزشان ریخته می‌شد، شبیه اشک‌های فرزندی بود که پدر خود را از دست داده است.

وی یکی از جلوه‌های زیبای این همدلی را چنین روایت کرد: در خیابان امام رضای مشهد، صاحب هتلی در ساعات برگزاری مراسم تشییع، درهای هتل را به روی عزاداران باز کرده بود تا اگر کسی بر اثر گرما دچار مشکل شد، بتواند ساعتی استراحت کند. او همچنین با آب خنک از مردم پذیرایی می‌کرد؛ صحنه‌ای که نشان از روحیه مهمان‌نوازی و همراهی مردم داشت.

این خبرنگار درباره دشواری‌های پوشش خبری چنین رویدادی نیز گفت: یکی از چالش‌های من این بود که خودم درگیر احساسات و غمی عمیق بودم. برایم سخت و غیرقابل باور بود که در حال پوشش خبری تشییع رهبر شهید هستم. باید تلاش می‌کردم بر اندوه شخصی خود غلبه کنم تا بتوانم وظیفه خبرنگاری‌ام را انجام دهم؛ از جمله حضور در مسجد کرامت، محل سخنرانی‌های رهبر شهید پیش از انقلاب، و گفت‌وگو با فعالان قدیمی این مسجد درباره خاطراتشان از ایشان.

بهمن‌زاده خاطرنشان کرد: در روز تشییع، سخن تاریخی امام خمینی(ره) درباره ملت ایران در ذهنم تداعی شد؛ آنجا که فرمودند ملت ایران از ملت حجاز در عصر رسول‌الله(ص) و مردم کوفه در عهد امیرالمؤمنین(ع) و امام حسین(ع) بهتر و برترند. حضور مردم در این مراسم، جلوه‌ای از همین وفاداری و پیوند عمیق میان مردم و آرمان‌هایشان بود.

ناگفته‌های خبرنگاران بیرجندی از آیین وداع رهبر شهید

همدلی مردم از هر قوم و منطقه؛ روایتی فراتر از یک حضور

سمیه محمدی، خبرنگار خبرگزاری شبستان که در این مراسم حضور داشت، در روایت خود از حال‌وهوای آن روز می‌گوید: فضای خیابان امام رضا(ع) واقعاً وصف‌نشدنی بود؛ انگار مردم از زمین می‌جوشیدند و جمعیت لحظه‌به‌لحظه بیشتر می‌شد. ازدحام به حدی بود که گاهی امکان برداشتن یک قدم هم وجود نداشت.

او از صحنه‌ای متفاوت در میان گرمای شدید آن روز یاد می‌کند؛ نسیمی خنک که هر از چندگاهی در میان جمعیت می‌وزید و گویی خستگی را از چهره مردم می‌زدود. لحظه‌ای کوتاه اما دلنشین که آرامشی خاص را در میان آن همه شلوغی و شور ایجاد کرده بود.

پیش از اذان ظهر، جمعیت برای اقامه نماز جماعت وارد حرم شد و پس از پایان نماز، دوباره موج حضور مردم به سمت خیابان امام رضا(ع) بازگشت؛ حضوری گسترده که جلوه‌ای کم‌نظیر از همراهی و همدلی مردم را به نمایش گذاشت.

محمدی، یکی از ماندگارترین صحنه‌های این مراسم را حضور گسترده و متنوع مردم می‌داند؛ مردمی که با وجود گرما، ازدحام و دشواری مسیر، خود را به مراسم رسانده بودند.

وی می‌گوید: برای من بسیار تأثیرگذار بود که افراد با سنین و شرایط مختلف، حتی مادرانی که کودک در آغوش داشتند، سالمندان، افراد دارای محدودیت حرکتی و خانواده‌ها، همه در کنار هم حضور داشتند.

به گفته این خبرنگار، تغییر مسیر مراسم به دلیل حجم بالای جمعیت نیز از اتفاقات قابل توجه آن روز بود؛ چراکه ازدحام به اندازه‌ای افزایش یافته بود که ادامه مسیر قبلی می‌توانست مشکلاتی برای امنیت و رفت‌وآمد مردم ایجاد کند.

در کنار حضور پرشور مردم، موکب‌های خدمت‌رسان نیز جلوه‌ای ویژه به مراسم بخشیده بودند. موکب‌هایی که از استان‌های مختلف کشور آمده بودند و خادمان آنها با تمام توان مشغول خدمت‌رسانی به شرکت‌کنندگان بودند.

محمدی با اشاره به گفت‌وگو با تعدادی از خادمان این موکب‌ها بیان می‌کند: این بخش از مراسم برای من بسیار ارزشمند بود؛ چراکه روحیه خدمت و عشق به مردم را به‌خوبی می‌شد در رفتار خادمان مشاهده کرد.

به گفته خبرنگار شبستان، احساس غالب میان حاضران در مراسم، ترکیبی از ارادت، اندوه و مطالبه خونخواهی رهبر شهید بود. پرچم‌های قرمز در میان جمعیت به چشم می‌خورد و حضور مردم نشان می‌داد که این مراسم تنها یک حضور رسمی نیست، بلکه برخاسته از باور و احساس عمیق آنان است.

وی حضور خانواده‌های شهدای مدرسه میناب، مردم استان‌ها و مناطق مختلف کشور، همچنین حضور برادران و خواهران اهل سنت و مهمانانی از لبنان را از جلوه‌های خاص این مراسم عنوان می‌کند.

محمدی می‌گوید: برای من بسیار قابل توجه بود که افراد با پیشینه‌ها، قومیت‌ها و مذاهب مختلف در کنار هم حضور داشتند. از مردم مناطق غربی کشور گرفته تا خانواده‌ها، کودکان، سالمندان و افراد دارای محدودیت حرکتی؛ همه در کنار هم تصویری از همدلی و همراهی را رقم زده بودند.

او همچنین از تجربه شخصی خود در این مراسم می‌گوید؛ حضور با فرزند یک‌ساله‌اش که برای بسیاری از افراد جالب توجه بود. خیلی‌ها از من می‌پرسیدند چرا با بچه آمده‌ام، اما حضور فرزندم مانعی برای انجام وظیفه خبرنگاری‌ام نبود. توانستم در کنار مراقبت از او، گزارش، خبر و عکس تهیه کنم و روایتگر لحظات این مراسم باشم.

پوشش خبری چنین مراسمی برای یک خبرنگار، با دشواری‌های زیادی همراه است؛ گرمای هوا، حجم گسترده جمعیت، محدودیت در جابه‌جایی و دشواری دسترسی به نقاط مختلف، بخشی از چالش‌های این کار بود.

محمدی درباره این تجربه می‌گوید: گاهی به دلیل ازدحام جمعیت حتی امکان برداشتن یک قدم وجود نداشت، اما تلاش کردم هیچ لحظه‌ای را از دست ندهم و آنچه را می‌بینم به بهترین شکل به مخاطبان منتقل کنم.

او تهیه خبر، گزارش، عکس و گفت‌وگو با خادمان موکب‌ها را بخشی از تلاش خود برای روایت این مراسم عنوان می‌کند؛ روایتی که در کنار مسئولیت حرفه‌ای، با تجربه‌ای شخصی و متفاوت همراه بود.

خبرنگار شبستان مهم‌ترین پیام این مراسم را در یک جمله خلاصه می‌کند: وقتی باور و ارادت در دل مردم زنده باشد، گرما، ازدحام و خستگی نمی‌تواند مانع حضور آنها شود؛ همین حضور، خود گویای عمق احساس، همدلی و همراهی مردم است.

ناگفته‌های خبرنگاران بیرجندی از آیین وداع رهبر شهید

روایت یک خبرنگار از بدرقه باشکوه؛ اشک، وحدت و اراده در آیین تشییع

جواد شریفی‌نیا، خبرنگار خبرگزاری دانشجو، در روایت خود از مراسم تشییع در گفتگو با خبرنگار شبستان، از فضایی سخن می‌گوید که اندوه، همبستگی و عزم مردم در آن به شکلی کم‌نظیر در هم آمیخته بود.

وی با توصیف حال‌وهوای مراسم اظهار کرد: فضای حاکم بر آیین تشییع، آمیزه‌ای از اندوهی عمیق، خشم و اراده‌ای راسخ برای پاسداشت خون رهبر شهید انقلاب بود. از نخستین ساعات آغاز مراسم، موج گسترده جمعیت در مشهد صحنه‌هایی ماندگار و کم‌نظیر را رقم زد؛ بغض فروخورده مردم در کنار شعارهای پرشور، فضایی سرشار از احساس و وحدت ایجاد کرده بود.

شریفی‌نیا با اشاره به گرمای شدید هوا افزود: شرایط جوی بر سنگینی لحظات می‌افزود، به همین دلیل ستاد برگزاری برای پیشگیری از گرمازدگی زائران، ماشین‌های آب‌پاش را در نقاط پرتراکم مستقر کرده بود. با این وجود، گرمای هوا نه‌تنها از حضور و شور مردم نکاست، بلکه عزم آنان را برای بدرقه پیکر مطهر استوارتر کرد.

این خبرنگار درباره ماندگارترین صحنه‌ای که در جریان پوشش مراسم مشاهده کرده است، گفت: حضور باشکوه مردم از اقوام، مذاهب و گروه‌های مختلف، از شیعه و سنی گرفته تا کرد، لر و بلوچ و همچنین پیر و جوان، جلوه‌ای از وحدت ملی را به نمایش گذاشت. همه آمده بودند تا در آخرین لحظات با رهبر خود وداع کنند. در میان این جمعیت، حال و هوای جوانان بیش از هر چیز توجه را جلب می‌کرد؛ اشک‌هایی که بی‌اختیار بر چهره آنان جاری بود، تصویری متفاوت و تأثیرگذار از این مراسم به ثبت رساند.

وی ادامه داد: آنچه بیش از همه برایم جلوه داشت، همدلی و اجماع کم‌نظیر میان اقشار مختلف جامعه بود؛ از پیرمردان سپیدموی تا نوجوانان و جوانانی که با چشمانی اشک‌بار ارادت خود را ابراز می‌کردند. این همبستگی، فراتر از هرگونه مرزبندی سیاسی و جناحی، پیام روشنی از وحدت و انسجام ملی داشت.

شریفی‌نیا در ارزیابی احساسات مردم حاضر در مراسم نیز بیان کرد: اندوه مردم صادقانه و در عین حال غرورآفرین بود. غمی که در چهره‌ها دیده می‌شد، تنها از جنس دلبستگی نبود، بلکه از غیرت، تعهد و وفاداری به آرمان‌ها و راه آن بزرگوار سرچشمه می‌گرفت؛ احساسی که در شعارها و حضور گسترده مردم به‌خوبی نمایان بود.

وی درباره دشواری‌های پوشش خبری چنین مراسمی نیز گفت: مهم‌ترین چالش، مدیریت همزمان ازدحام جمعیت و انتقال لحظه‌ای اخبار بود. حرکت در میان انبوه جمعیت، حفظ تجهیزات و ارسال سریع و دقیق اطلاعات، تمرکز و هماهنگی بالایی می‌طلبید. از سوی دیگر، محدودیت‌های ارتباطی و اینترنت نیز کار را دشوارتر می‌کرد. برای مدیریت این شرایط، با تقسیم محدوده‌های پوشش میان خبرنگاران، هر بخش به‌صورت مرحله‌ای و هماهنگ پوشش داده شد تا روند اطلاع‌رسانی با دقت و سرعت بیشتری انجام شود.

این خبرنگار ، مهم‌ترین پیام این مراسم را استحکام پیوند مردم با آرمان‌های خود دانست و تأکید کرد: حضور تاریخی مردم در این آیین نشان داد که این پیوند همچنان استوار است و این حضور، پاسخی قاطع به دشمنان این مسیر به شمار می‌رود.

ناگفته‌های خبرنگاران بیرجندی از آیین وداع رهبر شهید

تشییع رهبر شهید، فراتر از یک مراسم، نمایش پیوند مردم با باورهایشان بود

رقیه محمدی، خبرنگار خبرگزاری ایرنا، در گفت‌وگو با خبرنگار شبستان با روایت مشاهدات خود از مراسم تشییع، این آیین را جلوه‌ای از همبستگی، پیوند نسل‌ها و ماندگاری باورهای مردم توصیف کرد.

محمدی با اشاره به فضای عمومی مراسم اظهار کرد: فضای شهر آکنده از اندوه و همبستگی بود و جمعیت انبوهی از نقاط مختلف کشور و حتی برخی کشورهای دیگر برای حضور در این مراسم خود را به حرم مطهر رضوی رسانده بودند. این حضور گسترده، فضایی متراکم، پرشور و در عین حال با نظمی خودجوش ایجاد کرده بود؛ هرچند معتقدم این مراسم می‌توانست با کیفیت بهتری برگزار شود.

وی افزود: صدای مرثیه‌خوانی، مداحی و نوحه‌سرایی در خیابان‌های اطراف حرم به گوش می‌رسید، اما در کنار آن سکوتی سنگین و تأمل‌برانگیز بر فضا حاکم بود. برخی از حاضران با خلوص نیت اشک می‌ریختند و برخی دیگر در سکوت، غرق در اندیشه بودند.

این خبرنگار درباره تأثیرگذارترین صحنه مراسم گفت: حضور نسل‌های مختلف در کنار یکدیگر بیش از هر چیز توجه مرا جلب کرد. کودکانی که با قاب عکس‌های کودکان مدرسه شجره طیبه آمده بودند و دخترانی که با چادرنمازهای سفید و رنگی، یادآور مراسم نماز دختران در سن تکلیف بودند، جلوه‌ای خاص به مراسم بخشیده بودند.

وی ادامه داد: در کنار آنان، زنان و مردان سالمندی که هم‌نسلان رهبر شهید بودند و با وجود دشواری‌های فراوان خود را به مراسم رسانده بودند، در کنار جوانان دهه هشتادی و نودی با چشمانی اشک‌بار، سربندهای مشکی و چفیه، تصویری از همدلی و همبستگی میان نسل‌ها را به نمایش گذاشتند؛ صحنه‌ای که نشان می‌داد تفاوت‌های سنی در برابر یک هدف مشترک رنگ باخته است.

محمدی درباره احساسات مردم نیز اظهار کرد: واکنش‌ها اگرچه متنوع بود، اما همگی در یک جهت قرار داشت. آنچه بیش از همه در چهره مردم دیده می‌شد، بهت و ناباوری نسبت به این رخداد تاریخی و در عین حال احساس عمیق خونخواهی نسبت به رهبر شهیدشان بود. بسیاری هنوز باور نداشتند که چنین لحظه‌ای را تجربه می‌کنند.

وی افزود: حضور افرادی که بدون هیچ وابستگی ظاهری و تنها برای ادای احترام و انجام یک وظیفه قلبی در مراسم شرکت کرده بودند، برایم قابل توجه بود. همین خلوص و صداقت در احساسات، فضای مراسم را برای همه حاضران، حتی کسانی که ممکن بود دیدگاه‌های متفاوتی داشته باشند، تأثیرگذار کرده بود.

خبرنگار ایرنا در ادامه با اشاره به دشواری‌های پوشش خبری این مراسم گفت: مهم‌ترین چالش برای یک خبرنگار در چنین موقعیتی، حفظ تعادل میان احساسات شخصی و مسئولیت حرفه‌ای است. حضور در میان جمعیتی که سرشار از احساسات بود، ثبت دقیق روایت‌ها را دشوار می‌کرد. همچنین عبور از میان انبوه عزاداران، انجام مصاحبه، عکاسی، مدیریت حجم اطلاعات، دسترسی به اینترنت و ارتباط با تحریریه از دیگر چالش‌های فنی این مأموریت بود.

وی تصریح کرد: تلاش کردم با حفظ نگاه ناظرانه و ثبت یادداشت‌های لحظه‌ای، از غلبه احساسات بر روایت خبری جلوگیری کنم و تصویری دقیق از آنچه در مراسم جریان داشت، ارائه دهم.

محمدی در پایان، مهم‌ترین پیام این مراسم را چنین جمع‌بندی کرد: این آیین، فراتر از هر تحلیل سیاسی، تصویری از ماندگاری پیوند عاطفی مردم با باورهایشان بود و نشان داد که در بزنگاه‌های تاریخی، حس تعلق و همبستگی جمعی می‌تواند فراتر از تفاوت سلیقه‌ها و دیدگاه‌ها عمل کند.

کد خبر 1897976

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha