خبرگزاری شبستان_آران و بیدگل؛ روح اله باقری/ وقتی خورشیدِ سوزانِ مردادماه، گرمایِ خود را بر سرِ آران و بیدگل میکوبد، درست در همان ساعتی که زمین و زمان تبدار است، در خیابانِ منتهی به حرمِ حضرت محمدهلال بن علی(ع)، نقطهای وجود دارد که خنکایِ نامِ حسین(ع) در آن میپیچد. بوستان میدان بزرگ (زندهیاد آقامحمد لواف) آران و بیدگل، بوستانِ خاطرهها، سالیانِ سال است که به وقتِ ماه صفر، تغییرِ چهره میدهد؛ اینجا خبری از تشریفاتِ اداری و مراسمهای پُر زرقوبرق نیست؛ اینجا «روضه» به همان صفا و سادگیِ قدیمیاش جاری است.
سنتهایِ پایداری که در غبارِ زمان گم نشدند
ساعت هنوز به ۵ بعدازظهر نرسیده است که بساطِ عشق پهن میشود. گرمایِ طاقتفرسایِ ۴۷ درجهی کویر، حریفِ دلهایِ مشتاقی که برایِ روضه به پارک لواف آمدهاند، نمیشود. این بوستان قدیمی، مکانی است که نسلهاست شاهدِ خالصانهترین روضههای بیآلایش است؛ روضههایی که از دل برمیآیند و بر جان مینشینند.
در زیرِ سایهسارِ درختانِ کهنسالِ این بوستان، گویی زمان متوقف میشود. این درختانِ ریشهدار که سالهاست شاهدِ زمزمههایِ عاشقانه و اشکهایِ زلالِ بر ساحتِ اهلبیت(ع) هستند، اکنون نیز پناهگاهِ دلی هستند که از هیاهویِ جهانِ مدرن گریخته است. تماشایِ پیوندِ این قامتهایِ استوارِ طبیعت با اخلاصِ مردم، تصویری از «سنتهایِ ریشهدار» را ترسیم میکند که هیچ طوفانی قادر به شکستنِ آن نیست.
اینجا، صدایِ قرآن، مقدمهٔ هر دلی است که میخواهد در آستانِ اهلبیت(ع) زانو بزند. نوایِ ملکوتیِ «مسلم احسنزاده» با تلاوتِ آیاتِ نور، فضا را آماده میکند و سپس، نوبت به مرثیهخوانی میرسد. مداح اهل بیت «حسن آقاسیدیان» و خطیب توانا «حجت الاسلام استاد متینپور»، با صدایی که حکایت از سالها ارادت دارد، گرمابخشِ این محفلِ صمیمی هستند.

یادی از مسافرانِ آسمانیِ این روضه
«بزرگترهایِ مجلس، وقتی چشمانشان را میبندند، چهرههایِ آشنایی را در این فضا میبینند که حالا جایشان خالی است؛ یادِ مرحوم «حسن کوزهگر» که روضههایش زیرِ بازارچه شهره بود و مرحوم «شیخ صادق شیپوری» که جانش را با کلماتِ روضه پیوند زده بود.
چقدر جایِ مرحوم «نعمتالله طاهری» خالی است؛ همان مردِ مؤمنی که با بلندگویِ دستیاش، چاووشیخوانی میکرد و شاگردانِ زیادی را با نوایِ «یا حسین» پرورش داد. در کنار این عزیزان، یادِ خادمانِ مخلص و بیریایِ این محفل، مرحوم «پولادسنج»، مرحوم «ناصر مقنی» و مرحوم «باخدا» زنده می شود که عمر خود را وقفِ خدمتگزاری به این آستان کردند. روحشان شاد که این چراغِ بیریا را با اخلاصِ خویش برایِ آیندگان روشن نگاه داشتند.
اینجا همهچیز، مردمی است
بوستان لواف، نمادِ یک «مراسمِ تماممردمی» است. از بلندگویی که شاید گاهی با سادهترین ابزارها صدایِ ذاکر را به گوشِ عابران میرساند، تا همتِ کسانی که بیادعا بساطِ این روضه را پهن میکنند؛ همهچیز نشان از یک باورِ قلبی دارد. چه آن روزهایی که روضهها بدونِ بلندگو بود و چه حالا که با سادگیِ تمام برگزار میشود، اصلِ ماجرا همان است: «روضه».
اینجا خبری از تشریفاتِ معمول نیست؛ «پذیراییِ ساده» است که گرمایِ محبت را در دلها دوچندان میکند. استکانی چایِ روضه و نذری ساده که با دستانِ مردمیِ عاشق آماده شده، نمادی از اخلاص در بندگی است. در این روضهها، زرقوبرقِ ظاهری جای خود را به صفا و صمیمیتِ اهالیِ کویر داده است.

روضه های بیریا، کلاسِ درسِ استقامت
روضههای اینچنینی، تنها یک آیین مذهبی نیست؛ یک «میراثِ زنده» است. روایتی است از مردمانی که در دلِ کویر، نه با تکیه بر امکاناتِ آنچنانی، بلکه با تکیه بر ایمانِ راسخشان، پرچمِ ذکرِ اهلبیت (ع) را برافراشته نگه داشتهاند. این روضهها، ریگشکنِ حصارهایِ دنیاطلبی است؛ همانطور که مردمانِ آران و بیدگل، با استقامتِ خود در برابرِ سختیهای طبیعت و زمانه، ثابت کردهاند که حقیقتِ دین، در همان سادگیِ صادقانهاش نهفته است.
اینجا، خبری از تکلف و تشریفاتِ دستوپاگیر نیست؛ اینجا، محفلِ کسانی است که آمدهاند تا خستگیِ گرمایِ کویر را در سایهسارِ روضههایِ اهلبیت(ع) به در کنند. این بوستان، هر روزِ ماه صفر، روایتگرِ عشقی است که نه با بخشنامهها ترویج شده و نه با هزینههایِ آنچنانی؛ بلکه به برکتِ اخلاصِ خادمانِ گمنامش، همچنان به عنوانِ قلبِ تپندهٔ معنویِ خیابانِ حرم، میتپد.
ایامِ صفر در بوستان لواف، فرصتی است برای تماشایِ پیوندِ دوبارهٔ سنت و اخلاص؛ جایی که میتوانید خلوصِ ارادتِ مردمِ آران و بیدگل را در گرمترین ساعاتِ کویر، به عینه به تماشا بنشینید.







نظر شما