۲۰ سال همقدم تا کربلا؛ روایت زوجی که عشق به امام حسین(ع) را نسل به نسل منتقل کردند

در روزهایی که میلیون‌ها زائر از سراسر جهان راهی کربلای معلی می‌شوند، برخی روایت‌ها فراتر از یک سفر معنوی، به داستانی از عشق، وفاداری و استقامت تبدیل می‌شوند. زوج سالخورده‌ای از بصره، با وجود بیماری، کهولت سن و صدها کیلومتر مسیر، دو دهه است که دوشادوش یکدیگر پیاده راهی کربلا می‌شوند؛ سفری که برای آنان تنها یک زیارت نیست، بلکه میراثی است که به فرزندان، نوه‌ها و اطرافیان خود نیز منتقل کرده‌اند.

خبرگزاری شبستان، گروه بین الملل:  در آستانه اربعین حسینی و همزمان با حرکت میلیون‌ها عاشق اباعبدالله الحسین(ع) به سوی کربلای معلی، روایت‌هایی از عشق و دلدادگی زائران بیش از هر زمان دیگری جلوه‌گر می‌شود؛ روایت‌هایی که نشان می‌دهد پیاده‌روی اربعین تنها پیمودن یک مسیر نیست، بلکه سفری از جنس ایمان، وفاداری و ایثار است.

یکی از این روایت‌های ماندگار، به زوجی سالخورده از استان بصره عراق تعلق دارد که بیش از ۲۰ سال است دست در دست یکدیگر مسیر طولانی بصره تا کربلا را با پای پیاده طی می‌کنند؛ سفری که با وجود بیماری، کهولت سن و سختی راه، هر سال با همان شوق و ارادت ادامه دارد.

خبرنگار خبرگزاری «نون» گزارش داد که این زوج از جنوبی‌ترین مناطق عراق، مسیری حدود ۵۳۰ کیلومتری را برای رسیدن به کربلای معلی می‌پیمایند. آنها در طول این سال‌ها، عشق به امام حسین(ع) و فرهنگ پیاده‌روی اربعین را به فرزندان، نوه‌ها و بستگان خود نیز آموخته‌اند.

شوهر می‌گوید: «او شریک زندگی من است و من می‌خواهم او در هر موقعیتی با من باشد. من ترجیح می‌دهم که او در راه امام حسین (ع) قدم بردارد و از آموزه‌های او پیروی کند.»

همسر او که از گفت‌وگو و حضور مقابل دوربین پرهیز می‌کند، با فروتنی می‌گوید: «او در طول زندگی مشترکمان معلم من است و مرا برای پیمودن این مسیر تربیت کرد».

عبدالرزاق جبار عبدالحسین، بازنشسته ۷۲ ساله شرکت بنادر عراق، در میانه مسیر و در منطقه «الجبیش» استان ذی‌قار، با وجود گرمای طاقت‌فرسای هوا، با لبخند از زائران استقبال می‌کند. او که به همراه همسرش از منطقه «الابله» در بصره حرکت کرده است، درباره این سفر می‌گوید: «از سال ۲۰۰۶ هر سال پیاده از بصره تا کربلا می‌روم. همسرم شریک زندگی و همسفر من است. هنگام راه رفتن به یکدیگر تکیه می‌دهیم و دوست دارم او نیز در مسیر امام حسین(ع) همراه من باشد.»

عبدالرزاق می‌گوید که اکنون جمعی از جوانان خانواده نیز در این پیاده‌روی شرکت می‌کنند، هرچند به دلیل سرعت بیشتر، کمتر فرصت همراهی با این زوج سالخورده را پیدا می‌کنند.

این زائر عراقی، عشق به امام حسین(ع) را میراثی خانوادگی می‌داند و می‌گوید از کودکی، پدر و پدربزرگش او را با نهضت عاشورا و مجالس حسینی آشنا کردند. بزرگ‌ترهای خانواده تنها محبت اهل‌بیت(ع) را به او نیاموختند، بلکه احترام به دیگران، ادب و اخلاق اسلامی را نیز در وجودش نهادینه کردند؛ ارزش‌هایی که امروز تلاش می‌کند به نسل‌های بعد منتقل کند.

۲۰ سال همقدم تا کربلا؛ روایت زوج سالخورده‌ای که عشق به امام حسین(ع) را نسل به نسل منتقل کردند

نذر، دعا و برکت اهل‌بیت(ع)

عبدالرزاق یکی از تأثیرگذارترین خاطرات خود را مربوط به سالی می‌داند که در منزل یکی از میزبان اقامت داشت. گروهی از جوانان، به دلیل سن و سفیدی موهایش او را به تمسخر گرفتند و فضای معنوی زیارت را با شوخی‌های نامناسب شکستند.

او می‌گوید آن شب با دلی شکسته خوابید و در رؤیا دید که همان جوانان همچنان او را مسخره می‌کنند. در همان حال، امام حسین(ع) بر اسب ظاهر شد، آنان را از این رفتار برحذر داشت و سپس رو به او فرمود: «به راهت ادامه بده و به آنها توجه نکن.»

عبدالرزاق این خواب را آرامشی الهی می‌داند که او را در ادامه مسیر استوارتر کرده است.

۲۰ سال همقدم تا کربلا؛ روایت زوج سالخورده‌ای که عشق به امام حسین(ع) را نسل به نسل منتقل کردند

پسران و دعاها

«پیرمرد» به یاد می‌آورد که چگونه خانواده‌اش با وجود محدودیت‌های امنیتی و ممنوعیت اعمال مذهبی، در ماه‌های محرم و صفر مراسم عزاداری برگزار می‌کردند و غذا می‌پختند. اینها درس‌هایی بودند که به او مقاومت و پشتکار در رسیدن به اهدافش را آموخت.

او اضافه می‌کند که پنج سال پس از ازدواج صاحب فرزند نشدند.خانواده همسرش شب دهم محرم آشپزی می‌کردند و او به آنها در خرید مواد اولیه کمک می‌کرد، در تهیه غذا مشارکت داشت و با شفاعت امام حسین (ع) ) از خداوند طلب فرزند کردند و پس از مدتی صاحب دو پسر و یک دختر شدند. وقتی بزرگ شدند، هر سال در ایام محرم و صفر با برپایی مراسم و اطعام عزاداران، این سنت را ادامه داده‌اند و فرزندانشان را نیز در این مسیر همراه ساخته‌اند.

 پس از سقوط رژیم صدام حسین، ما در ماه‌های مبارک رمضان، محرم و صفر در مسجد محل مراسم عزاداری، سخنرانی‌های مذهبی و آیین‌های حسینی برگزار می‌کنیم.

همسرم برای فرزندانمان پارچه مشکی می‌خرد و می‌دوزد که آنها در محرم و صفر بپوشند، همانطور که مادرم هنگام تولد من نذر کرده بود که هر سال در ماه‌های محرم و صفر لباس مشکی بپوشم. او این کار را تا زمان مرگش ادامه داد. بیست سال است که من و همسرم به این زیارت‌ها می‌رویم و بسیاری از اقوام، آشنایان و همسایگان تحت تأثیر ما قرار گرفته‌اند.

من به آنها آموخته‌ام که سفر به کربلای مقدس فقط با پای پیاده نیست، بلکه انسان باید با دل، عقل و بصیرت حرکت کند. با وجود اینکه من از آرتروز زانو و پوکی استخوان رنج می‌برم و همسرم نیز بیمار است، هر بار که نام امام حسین(ع) را می‌بریم، احساس قدرت می‌کنیم و خداوند توان ادامه راه را به ما عطا می‌کند.

عبدالرزاق در پایان،می گوید که وقتی موسم عزاداری حسینی به پایان می‌رسد. اندوه عمیق بر من مستولی می‌شود.

کد خبر 1896280

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha