به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری شبستان، مسجد در فرهنگ اسلامی و ایرانی همواره فراتر از یک مکان صرفاً عبادی بوده و نقش محوری در شکلگیری هویت اجتماعی، فرهنگی و حتی مدیریتی محلات ایفا کرده است. در گذشته، مسجد قلب تپنده هر محله به شمار میرفت؛ جایی که علاوه بر اقامه نماز و برگزاری آیینهای دینی، محلی برای همفکری، حل اختلافات، رسیدگی به مشکلات مردم، فعالیتهای فرهنگی، تربیتی و اجتماعی و مشارکت شهروندان در امور محله بود. بسیاری از تصمیمات مهم محلی، برنامههای عامالمنفعه و فعالیتهای مردمی با محوریت مسجد شکل میگرفت و این نهاد دینی، کانون انسجام و همبستگی اجتماعی محسوب میشد.
با این حال، در سالهای اخیر، بسیاری از مساجد از بخشی از این کارکردهای اجتماعی فاصله گرفتهاند و فعالیت آنها عمدتاً به برگزاری نمازهای جماعت و مناسبتهای مذهبی محدود شده است. این در حالی است که ظرفیتهای گسترده مساجد برای نقشآفرینی در حوزههای فرهنگی، اجتماعی، آموزشی و حتی کاهش آسیبهای اجتماعی همچنان وجود دارد و میتواند با برنامهریزی مناسب دوباره احیا شود.
اهمیت جایگاه مسجد تنها به فرهنگ ایرانی محدود نمیشود، بلکه در آموزههای اسلامی نیز ریشهای عمیق دارد. در صدر اسلام و دوران پیامبر اکرم (ص)، مسجد مهمترین مرکز اداره امور جامعه اسلامی بود. بسیاری از تصمیمات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، رسیدگی به امور مردم، آموزش معارف دینی، ساماندهی فعالیتهای عمومی و حتی برنامهریزی برای مسائل مهم جامعه از بستر مسجد انجام میشد. از همین رو، مسجد در اندیشه اسلامی همواره نهادی تمدنساز و بسترساز مشارکت مردمی شناخته شده است.
در سالهای اخیر نیز موضوع احیای کارکردهای اجتماعی مساجد بیش از گذشته مورد توجه مسئولان قرار گرفته است. دولت چهاردهم نیز با تأکید بر تقویت سرمایه اجتماعی، مردمیسازی مدیریت محلات و افزایش نقش نهادهای مردمی، بر احیای جایگاه مسجد به عنوان محور فعالیتهای محله تأکید دارد. در این چارچوب، مساجد میتوانند علاوه بر ایفای نقش عبادی، به پایگاهی برای گفتوگوی اجتماعی، شناسایی و رفع مسائل محلات، حمایت از خانوادهها، فعالیتهای فرهنگی و تربیتی، تقویت مشارکت جوانان و گسترش همبستگی اجتماعی تبدیل شوند.
کارشناسان معتقدند بازگرداندن مسجد به جایگاه تاریخی و اجتماعی خود، نیازمند برنامهریزی مستمر، بهرهگیری از ظرفیت ائمه جماعات، هیئت امنای مساجد، گروههای مردمی و دستگاههای فرهنگی است. در صورت تحقق این رویکرد، مسجد بار دیگر میتواند به کانون اصلی حیات اجتماعی محلات و حلقه اتصال مردم، نهادهای اجتماعی و حاکمیتی تبدیل شود؛ جایگاهی که هم در سنت اسلامی و هم در تجربه تاریخی جامعه ایران، کارآمدی و اثربخشی آن بارها به اثبات رسیده است.
مسجد، دولت محلات شود
دولت چهاردهم، احیای نقش اجتماعی مسجد را یکی از ارکان تحقق الگوی «محلهمحوری» میداند؛ رویکردی که در آن، مسجد صرفاً محل برگزاری نماز و مناسک دینی نیست، بلکه به مرکزی برای مدیریت مسائل محله، تقویت مشارکت مردمی و ارائه خدمات اجتماعی تبدیل میشود. در همین راستا، مسعود پزشکیان بارها بر این موضوع تأکید کرده و گفته است: «مساجد باید دولت محلات شوند.» این تعبیر، بیانگر نگاه دولت به مسجد به عنوان نهادی مردمی برای شناسایی، پیگیری و حل مسائل محله با مشارکت مستقیم مردم است.»
احیای «محلهمحوری» نیز از دیگر برنامههای دولت چهاردهم به شمار میرود؛ برنامهای که بدون نقشآفرینی مساجد، عملاً دستیابی به آن دشوار خواهد بود. مسجد از گذشته کانون اصلی هر محله بوده و از ظرفیتهای گستردهای برای ایجاد همبستگی اجتماعی، ساماندهی فعالیتهای فرهنگی، شناسایی آسیبهای اجتماعی، رسیدگی به نیازمندان و مشارکت مردم در اداره امور محله برخوردار است. از همین رو، دولت معتقد است که با احیای این ظرفیتها میتوان بسیاری از مشکلات محلات را با اتکا به توان مردمی و شبکههای محلی برطرف کرد.
نمونهای از این ظرفیت در جریان جنگ اخیر آشکار شد؛ رئیسجمهور نیز با اشاره به همین تجربه، نقش کلیدی مساجد و شبکههای محلی را در سازماندهی مشارکت مردمی مورد تأکید قرار داد و جنگ اخیر را گواهی بر کارآمدی این الگو دانست. وی همچنین بر ضرورت نهادینهسازی چنین ظرفیتی برای افزایش تابآوری اجتماعی و مدیریت مؤثر بحرانها تأکید کرده است.
از سوی دیگر، پس از شهادت رهبر انقلاب، مساجد در بسیاری از نقاط کشور به محور تجمعات و مراسم شبانه مردمی تبدیل شدند؛ تجمعاتی که اکنون بیش از ۱۴۰ شب به همت مساجد و نیروهای مردمی ادامه یافته است. استمرار این برنامهها نشان میدهد که مسجد همچنان از ظرفیت بالایی برای ایجاد انسجام اجتماعی، جذب اقشار مختلف مردم و ساماندهی فعالیتهای محلهمحور برخوردار است و میتواند نقش مؤثری در تحقق ایده «دولت محله» ایفا کند.
کارکرد مساجد در نگاه دولت تنها به حوزههای فرهنگی و اجتماعی محدود نمیشود، بلکه این نهاد میتواند در حل برخی چالشهای اقتصادی و زیرساختی کشور نیز نقشآفرین باشد. در شرایطی که کشور با ناترازی انرژی، بهویژه در فصل گرما، مواجه است، استفاده از ظرفیت مساجد برای تولید انرژیهای تجدیدپذیر نیز در دستور کار قرار گرفته است. بر اساس برنامههای اعلامشده، تعدادی از مساجد در حال تجهیز به پنلهای خورشیدی هستند تا علاوه بر تأمین بخشی از برق مورد نیاز خود، در کاهش فشار بر شبکه برق کشور نیز سهیم باشند. مسعود پزشکیان نیز پیشتر بر این موضوع تأکید کرده و گفته بود که مساجد باید به مراکزی برای تولید انرژی پاک تبدیل شوند؛ رویکردی که در صورت اجرای گسترده، میتواند نمونهای از گسترش کارکردهای نوین مسجد در کنار نقش سنتی و اجتماعی آن باشد.
مساجد چگونه دولت محلات شوند؟
برای تحقق ایده تبدیل مساجد به «دولت محلات»، صرف طرح شعار و بیان اهداف کافی نیست، بلکه این رویکرد نیازمند برنامهریزی دقیق، سیاستگذاری منسجم و اقدامات عملی در سطح ملی و محلی است. اگر قرار است مسجد بار دیگر به کانون مدیریت اجتماعی محله تبدیل شود، باید زیرساختهای لازم برای ایفای این نقش نیز فراهم شود.
یکی از مهمترین اقدامات در این مسیر، افزایش توجه دولت و نهادهای مسئول به مساجد و اختصاص منابع مالی متناسب با مأموریتهای جدید آنهاست. طبیعی است که توسعه فعالیتهای فرهنگی، اجتماعی، آموزشی و خدماتی مساجد بدون تأمین اعتبارات کافی امکانپذیر نخواهد بود. از این رو، پیشبینی ردیفهای بودجهای مناسب و حمایت هدفمند از طرحهای مسجدمحور میتواند زمینهساز احیای نقش تاریخی این نهاد باشد.
در کنار تأمین منابع مالی، توانمندسازی نیروی انسانی مساجد نیز از اهمیت ویژهای برخوردار است. اعضای هیئت امنای مساجد، ائمه جماعات و فعالان فرهنگی باید آموزشهای تخصصی در حوزههایی مانند مدیریت محله، مشارکت اجتماعی، مدیریت بحران، حل اختلاف، کار با نوجوانان و جوانان، جذب مشارکتهای مردمی و استفاده از فناوریهای نوین را فرا بگیرند. بدون تربیت مدیران و کنشگران توانمند، انتظار ایفای نقشهای جدید از مساجد چندان واقعبینانه نخواهد بود.
همچنین تحقق ایده «دولت محلات» مستلزم ایجاد ارتباط مؤثر میان مساجد و سایر نهادهای محلی از جمله شهرداریها، شوراهای اسلامی شهر، بسیج، مدارس، مراکز بهداشت و سازمانهای مردمنهاد است. این همافزایی میتواند مسجد را به محور هماهنگی و حل مسائل محله تبدیل کند و از موازیکاری دستگاههای مختلف جلوگیری کند.
در مجموع، احیای جایگاه مسجد به عنوان قلب تپنده محلات، تنها با تأکیدهای رسانهای یا بیان شعار محقق نخواهد شد، بلکه نیازمند عزم جدی، سرمایهگذاری، اصلاح ساختارها، آموزش نیروهای انسانی و واگذاری اختیارات و مسئولیتهای مشخص به مساجد است. تنها در چنین شرایطی میتوان انتظار داشت که مساجد، همانند گذشته، به مراکزی اثرگذار در اداره امور محلات و افزایش سرمایه اجتماعی کشور تبدیل شوند.
نظر شما