خبرگزاری شبستان-خراسان جنوبی؛ زینب روحانی مقدم- همزمان با فرارسیدن سالروز شهادت کریم اهلبیت، امام حسن مجتبی(ع)، بازخوانی سیره سیاسی و اجتماعی آن حضرت، فرصتی برای تبیین ابعاد کمتر شناختهشده زندگی سبط اکبر پیامبر(ص) است.
اگرچه امام حسن(ع) بیش از هر چیز با لقب «کریم اهلبیت» شناخته میشوند، اما تدبیر، بصیرت و آیندهنگری ایشان در مدیریت یکی از پیچیدهترین مقاطع تاریخ اسلام، الگویی ماندگار برای شناخت نبرد حق و باطل به شمار میرود.
کریم اهل بیت؛ مشهورترین صفت امام حسن(ع)
حجتالاسلام احمد خوشخو، امام جمعه آیسک، در گفتوگو با خبرنگار شبستان با اشاره به جایگاه والای امام حسن مجتبی(ع) در معارف اسلامی، اظهار کرد: پیامبر خدا(ص) حسن بن علی(ع) را بر زانوی خود نشاند و فرمود: «هذا مِنّی» و این بیان، گویای آن است که امام حسن مجتبی(ع) همانند نبی مکرم اسلام(ص)، جامع همه فضائل الهی است.
وی با اشاره به روایتی از ابنشاذان قمی از منابع اهل سنت افزود: پیامبر اکرم(ص) فرمودهاند: «لَوْ کَانَ الْفَضْلُ شَخْصاً لَکَانَ الْحَسَنَ(ع)»؛ اگر فضیلت به صورت انسانی مجسم میشد، آن انسان امام حسن(ع) بود پیامبر اکرم(ص) فرمودهاند: «لَوْ کَانَ الْفَضْلُ شَخْصاً لَکَانَ الْحَسَنَ(ع)»؛ اگر فضیلت به صورت انسانی مجسم میشد، آن انسان امام حسن(ع) بودو اگر بخواهیم فضیلت را به تصویر بکشیم، تصویر آن وجود مبارک امام حسن مجتبی(ع) است.
امام جمعه آیسک با بیان اینکه مشهورترین صفت امام حسن(ع)، «کریم اهلبیت» است، ادامه داد: در روایات آمده است که آن حضرت دو بار و بنا بر نقلی سه بار تمام اموال خود را میان نیازمندان تقسیم کردند که این موضوع در بحارالانوار، جلد ۴۳، نقل شده و جلوهای از کرامت و بخشندگی آن حضرت است.
وی با اشاره به شرایط دوران امامت امام حسن مجتبی(ع) تصریح کرد: پس از ماجرای حکمیت، معاویه با بهرهگیری از اختلافافکنی، زمینه نبردی نابرابر را برای امام حسن(ع) فراهم کرد؛ نبردی که تنها نظامی نبود، بلکه ابعاد شناختی، فرهنگی، اقتصادی و روانی گستردهای داشت و صلح راهبردی امام حسن(ع) نه نشانه شکست، بلکه بازتعریف میدان نبرد و حفظ اصل دین بود.
شرایط پیچیده پس از حکمیت و زمینهسازی معاویه برای تضعیف جبهه حق
حجتالاسلام خوشخو با اشاره به حوادث پس از حکمیت گفت: پس از ماجرای حکمیت و فتنههای پس از آن، بهویژه فتنه خوارج نهروان و غارات، معاویه توانست از اختلافها و دودستگیهای ایجاد شده در سپاه حق، بهرهبرداری کند و این موضوع زمینه مخالفتهای بعدی با امام حسن مجتبی(ع) را فراهم ساخت.
وی افزود: از مهمترین دشواریهای مبارزه میان جبهه حق علوی و مجتبوی با جبهه باطل اموی، نابرابری عرصه جنگ و برهم خوردن توازن قوا بود از مهمترین دشواریهای مبارزه میان جبهه حق علوی و مجتبوی با جبهه باطل اموی، نابرابری عرصه جنگ و برهم خوردن توازن قوا بود؛ موضوعی که در هفت عرصه خود را نشان داد.
هفت عامل نابرابری جبهه حق و باطل
امام جمعه آیسک نخستین عرصه نابرابر را جنگ ادراکی و رسانهای امویان دانست و اظهار کرد: سالها پیش از حکومت امیرالمؤمنین(ع)، سیاست منع نقل حدیث در جامعه اسلامی حاکم بود، اما معاویه از این محدودیت مستثنا شد و در شام کارخانه جعل حدیث را به راه انداخت.
وی ادامه داد: زمانی که امیرالمؤمنین(ع) وارد کوفه شدند، مردم این شهر تجربه رسانهای لازم را نداشتند و در برابر جریان گسترده جعل حدیث در شام، دچار ضعف و ناامیدی بودند.
حجتالاسلام خوشخو دومین عرصه نابرابر را محدودیت جبهه حق به چارچوبهای دینی عنوان کرد و گفت: معاویه برای رسیدن به اهداف خود از دروغ، تهمت، رشوه و دیگر ابزارهای نامشروع استفاده میکرد، اما امیرالمؤمنین(ع) هرگز حاضر نبود برای پیروزی از گناه بهره ببرد و همانگونه که در کتاب «الغارات» آمده است، فرمودند: «آیا مرا فرمان میدهید که پیروزی را با ظلم به دست آورم؟ به خدا سوگند هرگز چنین نخواهم کرد.»
وی افزود: رعایت تقوا در جبهه حق بر پایه باورهای توحیدی استوار بود و وعده الهی نیز این است که «عاقبت از آنِ پرهیزکاران است»، اما بسیاری از افراد، این تفاوت بنیادین میان مؤلفههای قدرت در جبهه حق و باطل را درک نمیکردند و تنها با محاسبات ظاهری به تحلیل شرایط میپرداختند.
امام جمعه آیسک سومین عرصه نابرابر را وجود پایگاه اجتماعی معاویه در کوفه دانست و گفت: در قلب حکومت امیرالمؤمنین(ع)، افرادی بودند که به نفع معاویه شعار میدادند، اما در شام هیچ جریان اثرگذاری که از اندیشه علوی حمایت کند، وجود نداشت. در قلب حکومت امیرالمؤمنین(ع)، افرادی بودند که به نفع معاویه شعار میدادند، اما در شام هیچ جریان اثرگذاری که از اندیشه علوی حمایت کند، وجود نداشت.
وی چهارمین عامل را ثروت انبوه معاویه برشمرد و افزود: معاویه سالها بدون نظارت بر شام حکومت کرده و خزانههای عظیمی فراهم آورده بود و با همین سرمایه، سران قبایل را تطمیع میکرد؛ در حالی که امیرالمؤمنین(ع) جامعهای را تحویل گرفته بود که بخش مهمی از اموال آن غارت شده و با مشکلات مالی جدی روبهرو بود.
حجتالاسلام خوشخو خاطرنشان کرد: همین مشکلات مالی، از عوامل مهم ریزش نیروها در جبهه حق و از زمینههای فروپاشی سپاه امام حسن(ع) بود.
همین مشکلات مالی، از عوامل مهم ریزش نیروها در جبهه حق و از زمینههای فروپاشی سپاه امام حسن(ع) بود.
وی پنجمین عرصه نابرابر را تحریفگریهای معاویه دانست و تصریح کرد: معاویه توانست خود را مدافع و امیرالمؤمنین(ع) را مهاجم معرفی کند و این خطای محاسباتی سبب شد انگیزه دفاع از سوی مردم شام افزایش یابد؛ زیرا آنان تصور میکردند از سرزمین و امنیت خود دفاع میکنند.
امام جمعه آیسک با بیان اینکه معاویه در شام رقیب جدی نداشت، گفت: در کوفه اما شخصیتهایی مانند ابوموسی اشعری، اشعث بن قیس و دیگران، بهعنوان رقبای سیاسی و اجتماعی حضور داشتند و همین مسئله زمینهساز خطاهای شناختی و محاسباتی در جامعه شد.
وی درباره هفتمین عرصه نابرابر نیز اظهار کرد: هنگام آغاز امامت امام حسن(ع)، سپاه آن حضرت از گروههای مختلفی تشکیل شده بود؛ شیعیان واقعی، خوارج، فرصتطلبان، غنیمتخواهان، افراد مردد و کسانی که تنها از سر تعصب قبیلهای در سپاه حضور داشتند.
حجتالاسلام خوشخو با استناد به کتاب «الارشاد» شیخ مفید افزود: این ترکیب ناهمگون، بزرگترین زمینه نفوذ دشمن بود و معاویه توانست هر گروه را با شیوهای خاص تحت تأثیر قرار دهد.
صلح امام حسن(ع)؛ راهبردی برای حفظ حقیقت و تقویت بصیرت سیاسی جامعه
وی گفت: مجموعه این هفت عامل که عمدتاً میراث انحرافهای پیشین بود، نشان میدهد سختیهای دوران امام حسن مجتبی(ع) تنها به میدان جنگ محدود نمیشد، بلکه مصداق کامل نبردی نابرابر در عرصههای شناختی، فرهنگی، اقتصادی و روانی بود. سختیهای دوران امام حسن مجتبی(ع) تنها به میدان جنگ محدود نمیشد، بلکه مصداق کامل نبردی نابرابر در عرصههای شناختی، فرهنگی، اقتصادی و روانی بود.
امام جمعه آیسک ادامه داد: در چنین شرایطی، بصیرت امام حسن(ع) در بازتعریف میدان نبرد، این حادثه را از یک شکست ظاهری به پیروزی راهبردی تبدیل کرد؛ زیرا آن حضرت با پذیرش صلح، از نابودی شیعیان جلوگیری کرد و معیار پیروزی را از غلبه ظاهری نظامی به حفظ حقیقت و بقای دین تغییر داد.
وی تأکید کرد: سختیهای امام حسن(ع) به ما میآموزد که حفظ اصل دین از پیروزیهای مقطعی مهمتر است و عاقبت از آنِ کسانی خواهد بود که در اوج نابرابری، بر مدار تقوا استوار بمانند و زمینه بقای حقیقت را برای نسلهای آینده فراهم کنند.
حجتالاسلام خوشخو با اشاره به استدلالهای امام حسن مجتبی(ع) درباره چرایی صلح با معاویه گفت: سخنان آن حضرت نشان میدهد که امام در پی تقویت تحلیل سیاسی جامعه بودند. ایشان تصریح کردند که مردم آن زمان توان درک کامل این تصمیم را نداشتند و فرمودند: «مَا تَدْرُونَ مَا عَمِلْتُ» و همچنین تأکید کردند: «به خدا سوگند آنچه انجام دادم برای شیعیانم بهتر از هر چیزی است که خورشید بر آن طلوع و غروب میکند.»
وی افزود: امام حسن(ع) سپس اقدام خود را به رفتار حضرت خضر(ع) تشبیه کردند و فرمودند همانگونه که حضرت موسی(ع) در آغاز حکمت سوراخ کردن کشتی، برپا داشتن دیوار و کشتن آن نوجوان را درک نمیکرد، اما آن اقدامات نزد خداوند عین حکمت بود، صلح امام حسن(ع) نیز تصمیمی حکیمانه برای حفظ اسلام و آینده تشیع به شمار میرفت.
نظر شما