پرچم‌های سرخ خون‌خواهی مسلمین را حول محور یک «زخم مشترک» متحد می‌کند

حجت‌الاسلام قمی در یادداشتی تبیینی پیرامون معناپردازی تمدنی و ترویج فرهنگ خون‌خواهی نوشت: پرچم‌های خون‌خواهی نماد تعهد ابدی مسلمین و یادآور زخم مشترک هستند که انسانیت را به چالش می‌کشند.

به گزارش خبرگزاری شبستان، حجت‌الاسلام محمد قمی رئیس سازمان تبلیغات اسلامی در یادداشتی تبیینی پیرامون معناپردازی تمدنی و ترویج فرهنگ خون‌خواهی نوشت: سالیان سال است که در فرهنگ ایرانی و اسلامیِ ما، برای وداع و خاکسپاریِ عزیزانِ از دست‌رفته، داغ‌داران لباس مشکی به‌تن می‌کنند. اما وداع میلیونی با مرشد و پیشوای امت، عادت را کنار زد و دریایِ سرخِ پرچم‌ها در آن پهنه‌ی انسانی، با یک معناپردازیِ عمیق، به یک «بیانیه‌ی تمدنی» تبدیل شد. نمادی که به تعبیری، زمان را متوقف می‌کند تا صریح‌ترین پیام را به تاریخ مخابره و به دشمنانِ خون‌ریز تفهیم کند؛ حرارتِ خون ولیِّ خدا، اجازه نمی‌دهد جامعه‌ی اسلامی دچار «آفتِ فراموشی» یا «عادی‌سازی» شود.

این پرچم‌های خون‌خواهی به انسان و انسانیت نهیب می‌زند: خاکی که پیکر شهید را در بر می‌گیرد سرد نخواهد بود و این پرچم‌ها تعهدی ابدی است که مسلمین را حول محور یک «زخم مشترک» متحد و متذکر می‌کند. فرهنگ خون‌خواهی، قواعد جدیدی در می‌اندازد که در آن معادلاتِ مصلحت‌آمیزِ دنیای سیاست جای ندارد و وقتی‌که پای خون ولیّ خدا در میان باشد، عاطفه‌های مشترک و حرارت قلوب یک اراده‌ی واحد می‌سازد:

جدا ز هر جریانی است بحثِ قاتل تو

مرا چه‌کار به امضای نحس قاتل تو

عیان است که جان‌های پاک، شجاع و غیرت‌مندی، عهد خون کرده و برخاسته‌اند تا بخشی از حساب ما با قاتلین ولیِّ خدا و مرشد مسلمین را تسویه کنند. خط خون‌خواهی، در این فرهنگ از یک اشتراک عمیق، میانِ هویت ملّی ایران و فلسفه‌ی تاریخی تشیع بر محور «انتقام خون صالحان» برآمده است.

شعله‌های خون‌خواهی برای هر مرگ یا هر حاکمی زبانه نمی‌کشد؛ این حماسه‌ی بلند، وقفِ صالحانی می‌شود که پاکی، اقتدار و ایمانِ خود را به تاریخ، مردم و حق‌تعالی ثابت کرده‌اند و همانطور که رهبر معظم انقلاب آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای(حفظه‌الله) فرمودند؛ در زمره‌ی حسینیان کسانی هستند که وقتی در راه حسین و برای مکتب و مرام حسین(ع) خون‌شان مظلومانه بر زمین می‌ریزد، امت اسلام به حرکت در می‌آید و آن زمان به عاشورا و آن مکان به کربلا تبدیل می‌شود.

پاسخ به ضایعه‌ی جان‌سوز شهادت زعیم امت، البته یک تفکیک فقهی و راهبردی را می‌طلبد: اول قصاص (یعنی پاسخ فوری، عینی و موازنه‌ساز) که ناظر به اشخاص، آمران و عاملان مستقیم این جنایت (مشخصاً آن سگ زرد و ملعون ازل و ابد و آن نوچه‌ی جانی و منحوس صهیونیستی‌اش) است. دوم انتقام (یعنی کلان‌طرحِ تاریخیِ برچیدن باطل) که فرآیندی عمیق‌تر، دردناک‌تر و بلندمدت‌تر است. پس این خون‌خواهی مستقیماً به وظیفه‌ی ایمانی جامعه و توجه به ساحت امام زمان(عج) گره خورده است.

از این منظر، این کارزار با مجازات چند ملعونِ لقمه‌حرام تمام نمی‌شود، بلکه فرجام آن، برچیدن کامل نظام‌های فرعونیت تمدن غرب است. برای آنکه غلیان رستاخیزگونه‌ی امت به انفعال یا شعارزدگی منجر نشود، باید افق‌های اقدام عملی آن برای عموم مردم و آزادگان و مسلمین کاملاً ملموس، تمدنی و در عین حال متعین باشد. خراب کردن نظمِ شومِ استعماری بر سر ناظمان آن ضروری است.

از طرفی این شهادت، انسداد معرفتی جهان مدرن را می‌شکند. در این جهانِ بی‌حقیقت، شهید خامنه‌ای عزیز با شهادتِ بی‌مثال و نمادینش ورق را برگرداند. او با مشت گره‌کرده‌اش، با زبان روزه، در سنگری که بارها تهدید شده بود، در کنار فرزندانش، قواعد معرفتی و مادیِ تمدن غرب را باطل و عیان کرد که عالم، بازیچه‌ی طراحی‌های مادی بشر نیست؛ بلکه حقایقی مطلق و سنت‌هایی الهی در کار جهان هست که امور را فراتر از اراده‌های انسانی پیش می‌برد.

کد خبر 1893802

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha