«احمد بابایی»، شاعر آیینی در گفتوگو با خبرنگار فرهنگ و اجتماع خبرگزاری شبستان با اشاره به ضرورت تحلیل اندیشههای رهبر شهید در حوزه شعر و ادبیات، اظهار کرد: تفکرات ایشان را میتوان از دو منظر مورد بررسی قرار داد. نخست آنکه مجموعهای از عبارات و اشارات ایشان را در کنار یکدیگر قرار دهیم و از هر یک معنایی استخراج کنیم؛ اما شیوه صحیحتر آن است که به منظومه فکری ایشان دست یابیم و جایگاه هر مفهوم را در نسبت با سایر مفاهیم بشناسیم. آنچه طی ماههای گذشته بیش از پیش برای همگان آشکار شد و پیش از آن نیز بسیاری با عمق وجود خود آن را درک کرده بودند، باور عمیق و قلبی رهبر شهید به دو مفهوم بنیادین بود؛ نخست اسلام با همه ابعاد حکیمانه آن و دوم ایران. منظور از ایران در نگاه ایشان تنها یک جغرافیا نبود، بلکه مجموعهای از تاریخ، هویت، فرهنگ و واقعیتهای جامعه امروز ایران را دربرمیگرفت.
رهبر شهید برای ایران، پدری حامی، غیور و صبور بودند. به باور من، در میان حاکمان ایران کمتر شخصیتی را میتوان یافت که تا این اندازه نسبت به حقیقت ایران، تاریخ، فرهنگ و هویت آن شناخت، دلسوزی و غیرت داشته باشد. بیتردید تاریخ درباره این شخصیت بزرگ قضاوت خواهد کرد و آیندگان بیش از امروز عظمت جایگاه ایشان را درک خواهند کرد. وی ادامه داد: رهبر شهید برای ایران، پدری حامی، غیور و صبور بودند. به باور من، در میان حاکمان ایران کمتر شخصیتی را میتوان یافت که تا این اندازه نسبت به حقیقت ایران، تاریخ، فرهنگ و هویت آن شناخت، دلسوزی و غیرت داشته باشد. بیتردید تاریخ درباره این شخصیت بزرگ قضاوت خواهد کرد و آیندگان بیش از امروز عظمت جایگاه ایشان را درک خواهند کرد.
بابایی با بیان اینکه یکی از مهمترین مؤلفههای هویت ایرانی در منظومه فکری رهبر شهید، ادبیات، زبان و شعر بود، گفت: جایگاه شعر را میتوان به روشنی در منظومه فکری ایشان مشاهده کرد. رهبر شهید از نوجوانی و جوانی با مفاهیم ادبی مأنوس بودند و شناخت ایشان از ادبیات، شناختی سطحی یا تفننی نبود، بلکه بر پایه مطالعه، تخصص و تسلط عمیق شکل گرفته بود. ایشان به خوبی میدانستند که یکی از مهمترین ارکان فرهنگ، تمدن و هویت ایرانی، پاسداری از زبان فارسی، ادبیات و همه مفاهیم وابسته به آن است. از همین رو، هم خود به رعایت دقیق زبان و ادبیات فارسی پایبند بودند و هم با حساسیتی مثالزدنی، نسبت به صیانت از این میراث ارزشمند فرهنگی اهتمام داشتند.
این شاعر آیینی کشورمان خاطرنشان کرد: رهبر شهید به خوبی از ظرفیتهای آفندی و پدافندی ادبیات آگاه بودند و معتقد بودند شعر در هر دو عرصه نقشآفرین است؛ زیرا از یک سو موجب گسترش و تعمیق ادبیات در متن زندگی مردم میشود و از سوی دیگر، از هویت ایرانی در برابر کجیها و آسیبها پاسداری میکند. اما متأسفانه در میان مدیران و حاکمان کشور کمتر شاهد چنین نگاه عمیقی به ادبیات بودهایم. یکی از خلأهای جدی در عرصه حکمرانی، بیتوجهی به جایگاه ادبیات است؛ در حالی که ادبیات، یکی از مهمترین پایههای شکلگیری تمدن آینده ایران به شمار میرود، همانگونه که در گذشته نیز چنین نقشی را ایفا کرده است.
وی با اشاره به نگاه رهبر شهید به بزرگان ادب فارسی اظهار کرد: ایشان بارها به آثار صائب تبریزی اشاره میکردند و معتقد بودند که این شاعر بزرگ، چهار قرن پیش برای بیان مفاهیم بلند، بهترین ظرفیت زبان و قواعد ادبی را به خدمت گرفت؛ به گونهای که امروز نیز آثار او همچنان طراوت و اثرگذاری خود را حفظ کرده و نشان میدهد ادبیات میتواند عمیقترین مفاهیم را در زیباترین قالبها بیان کند. علاقه رهبر شهید به حافظ نیز تنها به ابعاد عرفانی اشعار او محدود نمیشد، بلکه ایشان حافظ را یکی از معماران بزرگ تمدن زبانی ایران میدانستند. همین نگاه درباره سعدی، فردوسی، نظامی و مولوی نیز وجود داشت. رهبر شهید همواره تأکید داشتند که این بزرگان، بر شانههای ادبیات، بار سنگین هویت و تمدن ایران را بر دوش کشیدهاند.
بابایی با تأکید بر اینکه شعر ستون اصلی خانواده ادبیات است، گفت: شاید هیچ عرصهای به اندازه شعر نتواند ظرافتهای تمدنی و هویتی ایران را در خود جای دهد. رهبر شهید با درک عمیق این حقیقت، در دوران زعامت خود مسیر صحیحی را برای رشد ادبیات و شعر ترسیم کردند؛ مسیری که امروز ثمرات آن را در فضای فرهنگی کشور مشاهده میکنیم. پیش از ورود به این بحث، باید به یک نکته مقدماتی اشاره کنم. تقسیمبندیهایی که گاهی در حوزه ادبیات و شعر مطرح میشود، عمدتاً تقسیمبندیهایی صوری است و متأسفانه در برخی موارد، حاصل اختلافات سطحی و غیرعمیق میان افراد بوده است. با این حال، شعر متعهد فارغ از هرگونه دستهبندی، یک حقیقت انکارناپذیر است.
نگاه رهبر شهید به شعر و ادبیات هرگز نگاهی تفننی نبود. هنگامی که ایشان از شعر با عنوان «ثروت ملی» یاد میکنند، نشان میدهند که شعر را سرمایهای بنیادین برای فرهنگ و هویت کشور میدانند. شعر، هنرِ هنرهاست و وقتی چنین جایگاهی برای آن قائل باشیم، طبیعی است که انتظار و مطالبه ما از شعر نیز متفاوت خواهد بود. وی افزود: همانگونه که پیشتر اشاره کردم، نگاه رهبر شهید به شعر و ادبیات هرگز نگاهی تفننی نبود. هنگامی که ایشان از شعر با عنوان «ثروت ملی» یاد میکنند، نشان میدهند که شعر را سرمایهای بنیادین برای فرهنگ و هویت کشور میدانند. شعر، هنرِ هنرهاست و وقتی چنین جایگاهی برای آن قائل باشیم، طبیعی است که انتظار و مطالبه ما از شعر نیز متفاوت خواهد بود.
این شاعر آیینی کشور با بیان اینکه حق رهبر شهید بر شعر و به ویژه شعر متعهد بسیار بزرگ است، گفت: ما هنوز در روزهای معاصرت با این فقدان بزرگ قرار داریم و شاید هنوز بهدرستی درک نکردهایم که چه شخصیت تأثیرگذاری را از دست دادهایم. گذر زمان ابعاد این خسارت را روشنتر خواهد کرد. تمام تلاش رهبر شهید این بود که شعر را از وضعیت انفعالی و تفننی خارج کنند. ایشان باور داشتند شعر موجودی صرفاً برای سرگرمی یا زینت محافل نیست، بلکه حقیقتی هویتساز و تمدنآفرین است که میتواند در ساخت آینده یک ملت نقشآفرینی کند.
وی ادامه داد: رهبر شهید دو حقیقت بزرگ را به یکدیگر پیوند زدند؛ نخست اهمیت ایران، تمدن و هویت ایرانی و دوم این باور که تمدن، محصول سبک زندگی مردم است. اگر مردم به ارزشهای فرهنگی و تمدنی خود پایبند نباشند، نمیتوان به شکلگیری تمدنی متعالی امیدوار بود. رهبر شهید شناختی عمیق از تاریخ، تمدنها، شیوههای حکمرانی، نقاط قوت و ضعف نظامهای سیاسی جهان و همچنین سنتهای الهی داشتند. مجموعه این شناختها در شخصیت ایشان به منظومهای منسجم تبدیل شده بود و بر همین اساس برای شعر، رسالتی بسیار فراتر از یک اثر هنری قائل بودند.
بابایی افزود: ایشان هرگز شاعران را به اجبار به مسیری خاص هدایت نکردند، بلکه با تشویق، حمایت، گفتوگو و تبیین مستمر، همواره مسیر درست را پیش روی شاعران و استادان ادبیات قرار میدادند. رهبر شهید با ریلگذاری فرهنگی، جایگاه نگاه متعهدانه به مفاهیم هویتساز را بهدرستی ترسیم کردند و همین نگاه، زمینهساز رشد شعر متعهد شد.
وی با اشاره به روند شکلگیری جریان شعر متعهد پس از انقلاب اسلامی گفت: شعر متعهد در این مسیر بهتدریج رشد کرد. پس از سالها که شعر تا حد زیادی به حاشیه رانده شده و در گوشه کتابخانهها محصور مانده بود، رهبر شهید آن را دوباره به متن جامعه بازگرداندند. ایشان همانند پدری دلسوز، دست شعر متعهد را گرفتند و قدمبهقدم آن را به حرکت درآوردند. گاهی فرصت تجربه و استقلال به آن دادند و هرگاه لغزشی رخ میداد، دوباره با حمایت و هدایت، مسیر را اصلاح میکردند.
این پژوهشگر حوزه ادبیات افزود: امروز پس از دههها، نتیجه آن نگاه را بهوضوح مشاهده میکنیم. صدها و حتی هزاران شاعر و نویسنده در کشور به نقش اجتماعی شعر و ادبیات باور دارند و آثار خود را در خدمت فرهنگ، هویت و سبک زندگی جامعه قرار دادهاند. آنچه رهبر شهید در حوزه شعر انجام دادند، کاری ماندگار و تاریخساز بود؛ اقدامی که شاید عظمت واقعی آن سالها بعد و با فاصله گرفتن از فضای امروز، بهتر شناخته شود.
رهبر شهید همچون پدری مهربان و حتی با لطافتی مادرانه، همه توان و ظرفیت خود را برای رشد شعر متعهد به کار گرفتند تا این جریان فرهنگی جایگاه واقعی خود را پیدا کند و شاعران دریابند که شعر تنها برای زینت محافل یا سرگرمی نیست، بلکه حقیقتی بزرگ و مسئولیتی اجتماعی بر دوش دارد. از نگاه رهبر شهید، شعر باید نسبت به رخدادهای جامعه واکنش داشته باشد، مردم را آگاه کند، امید بیافریند و در تحولات اجتماعی نقشآفرین باشد.
بابایی ادامه داد: ایشان همچون پدری مهربان و حتی با لطافتی مادرانه، همه توان و ظرفیت خود را برای رشد شعر متعهد به کار گرفتند تا این جریان فرهنگی جایگاه واقعی خود را پیدا کند و شاعران دریابند که شعر تنها برای زینت محافل یا سرگرمی نیست، بلکه حقیقتی بزرگ و مسئولیتی اجتماعی بر دوش دارد. از نگاه رهبر شهید، شعر باید نسبت به رخدادهای جامعه واکنش داشته باشد، مردم را آگاه کند، امید بیافریند و در تحولات اجتماعی نقشآفرین باشد. خوشبختانه امروز این نگاه در میان شاعران کشور به یک باور جدی تبدیل شده است و کمتر شاعر برجستهای را میتوان یافت که برای رسالت اجتماعی شعر ارزشی قائل نباشد.
وی با بیان اینکه رهبر شهید دو آموزه اساسی را در حوزه شعر و ادبیات به جامعه فرهنگی کشور آموختند، اظهار کرد: نخستین آموزه این بود که شعر را «ثروت ملی» میدانستند؛ تعبیری که انتخاب آن کاملاً آگاهانه بود. ایشان بهعنوان ادیبی برجسته، به ظرفیتها و بار معنایی واژگان اشراف کامل داشتند و میدانستند هر واژه چه مفهومی را منتقل میکند. از همین رو، استفاده از تعبیر «ثروت ملی» برای شعر، نشاندهنده جایگاه راهبردی این هنر در منظومه فکری ایشان بود.
وی افزود: رهبر شهید در دیدارهای خود با شاعران آیینی نیز بارها تأکید کردند که آینده ادبیات ایران در گرو شعر آیینی است. برای فهم این سخن باید بار دیگر به منظومه فکری ایشان بازگردیم؛ منظومهای که همه مفاهیم در آن به عشق الهی، جبهه حق و حرکت در مسیر خداوند پیوند میخورد. رهبر شهید باور داشتند هر فرد یا جریانی که خود را در مسیر الهی قرار دهد، بقای او تضمین خواهد شد. این نگاه تنها به حوزه ادبیات محدود نبود؛ بلکه در اقتصاد، سیاست، فرهنگ، مسائل اجتماعی و حتی حوزه نظامی نیز همین منطق را دنبال میکردند و معتقد بودند هرجا حرکتها رنگ الهی بگیرد، برکت، پیشرفت و ماندگاری نیز حاصل خواهد شد.
این شاعر تصریح کرد: دستاوردهای بزرگ کشور در عرصههای مختلف نیز ریشه در همین نگاه داشت؛ نگاهی که از آموزههای امام خمینی(ره) آغاز شد و در دوران زعامت رهبر شهید استمرار یافت. یکی از مهمترین خدمات رهبر شهید به ادبیات این بود که شعر را از جایگاه یک هنر صرفاً تفننی، زینتبخش محافل یا وسیله سرگرمی خارج کردند و برای آن نقشی اجتماعی، فرهنگی و تمدنی تعریف کردند. ایشان به شاعران آموختند که اگر استعداد، اندیشه و هنر خود را در مسیر ارزشهای الهی به کار گیرند، نهتنها آثارشان ماندگار خواهد شد، بلکه به سرمایهای برای آینده این سرزمین تبدیل میشود.
رهبر شهید بهخوبی میدانستند که بزرگترین قلههای شعر و ادب فارسی، شاعرانی بودهاند که آثار خود را در خدمت مفاهیم بلند انسانی و الهی قرار دادهاند و همین مسئله راز ماندگاری آنان در طول قرنها بوده است. خلاصه کلام آن است که شعر، ادبیات و به تبع آن شاعران و ادیبان، زمانی به بقا و ماندگاری دست پیدا میکنند که خود را در مسیر ارزشهای الهی و مسئولیتهای اجتماعی هزینه کنند. وی با اشاره به تاریخ ادبیات ایران گفت: رهبر شهید بهخوبی میدانستند که بزرگترین قلههای شعر و ادب فارسی، شاعرانی بودهاند که آثار خود را در خدمت مفاهیم بلند انسانی و الهی قرار دادهاند و همین مسئله راز ماندگاری آنان در طول قرنها بوده است. خلاصه کلام آن است که شعر، ادبیات و به تبع آن شاعران و ادیبان، زمانی به بقا و ماندگاری دست پیدا میکنند که خود را در مسیر ارزشهای الهی و مسئولیتهای اجتماعی هزینه کنند. چنین تلاشی هرگز از بین نمیرود، بلکه به سرمایهای ماندگار برای جامعه و نسلهای آینده تبدیل میشود.
بابایی ادامه داد: شاعرانی که به رسالت اجتماعی خود آگاه شدند، عظمت و قدرت شعر را نیز درک کردند؛ اینکه شعر چگونه میتواند جریانسازی فرهنگی و اجتماعی ایجاد کند و در آینده یک ملت نقشآفرین باشد. این حقیقت، شعاری نیست، بلکه تجربهای است که در تاریخ هزار ساله ادبیات فارسی بارها به اثبات رسیده است. رهبر شهید از صمیم قلب به این حقیقت ایمان داشتند و بدون تحمیل و اجبار، با صبر، هدایت و گفتوگو این باور را در جان شاعران و ادیبان نهادینه کردند. ایشان معتقد بودند همانگونه که انسانی با تقدیم جان خود در راه خدا به حیات جاودانه میرسد، ادبیات نیز زمانی جاودانه خواهد شد که در خدمت ارزشهای الهی، حقیقت و هدایت جامعه قرار گیرد.
این شاعر آیینی در پایان تأکید کرد: رهبر شهید این حقیقت را نهتنها در عرصه نظری، بلکه در میدان عمل نیز به جامعه ادبی کشور آموختند و با صبر، حمایت و نگاهی پدرانه، زمینه رشد نسلی از شاعران متعهد را فراهم کردند. امروز نیز هرچه در حوزه شعر متعهد، شعر آیینی و ادبیات هویتساز در کشور مشاهده میکنیم، بخش مهمی از آن حاصل همان نگاه راهبردی، آیندهنگر و تمدنساز ایشان است.
نظر شما