به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان؛ سمیه بشارتی - ایام حماسه باشکوه بدرقه همه ماتمایل داشتیم یک جوری اردات مان را با شرکت درمراسم عزاداری به آقای شهید ادا کنیم.
سه شنبه ۱۶ تیر شیفت بودم یک گزارش از حضور میلیونی مردم در آیین وداع نوشتم،در آن لحظه هم شبکه خبر در پخش آیین وداع بود، در حال و هوای زیارت و حضور گسترده مردم در مسیر جمکران به سمت مرقد حضرت معصومه (س) بسیار زیبا بود دلم می خواست در جمع آن سیل بی کران عشق الهی باشم.
در این فکر بودم که یک پیامک برام اومد مشهد نمیایی ؟ بعد از آن دوست رسانه ای من زهرا تماس گرفت و گفت با همکاری مسئولان رسانه ای استان زمینه اعزام فراهم شد با شنیدن سفر مشهد دگرگون شدم گفتم بله میام.
اعلام شد به ما که ۴ ساعت دیگه حرکت هست من خلاصه از خانواده اجازه گرفتم راهی مکان تعیین شده برای اعزام شدم.
درساعت مقرر در مکان اعزام که خانه مطبوعات گیلان بود حاضر شدم و خلاصه با رایزنی صورت گرفته وسیله نقلیه ما از ون به اتوبوس تعویض شد، ساعت حدود یک بامداد اتوبوس آماده حرکت بود از مسیر خانه مطبوعات تا چهار راه میکائیل به همراه همکاران پیاده اومدیم و در آن لحظه شاهد بارش باران از آسمان زیبای رشت بودیم و حسابی زیر این بارش الهی خیس شدیم، خلاصه با حضور همه همکاران ساعت حدود ۲ بامداد از رشت به سمت مشهد الرضا حرکت کردیم.
در این سفر معنوی تکلیف بر این بود که خبرنگاران علاوه بر شرکت در آیین بدرقه به نوعی در فضاهای دیداری و شنیداری این مراسم باشکوه را مخابره کنند.
سوگواری قائد شهید امت در جاده های ایران
قرار بر این شد راننده کاروان رسانه ای گیلان از جاده تهران به سمت مشهد الرضا برود، در این جاده ها عاشقان امام شهید امت با برپایی مواکب و خیمه های تصویری از همدلی و همیاری را به نمایش گذاشتند، پذیرایی چای، آب و اطعام نذری از اهم خدماتی بود که به زوار علی بن موسی الرضا و عزاداران قائد شهید امت ارائه دادند.
بعد از طی مسافتی عصر روز چهارشنبه به ورودی شهرستان سبزوار رسیدیم، راننده تو قف کوتاهی کرد از موکب بهشت علوی که در حال خدمات رسانی فرهنگی و همچنین پذیرایی از زوار بودند بازدید کردیم.
مسئول این موکب در جمع خبرنگاران گیلانی گفت : روزانه این موکب در حال خدمت رسانی به بیش از ۵هزار عزدار قائد شهید امت است.
وی با بیان اینکه خدمات رسانی این موکب از سه روز پیش آغاز شده و سه روز بعداز اتمام مراسم وداع نیز ادامه دارد، گفت : پذیرایی، اسکان مسافران، خدمات فرهنگی کودکان از اهم فعالیت های این موکب در این ایام است.

بعد از طی مسافتی کاروان رسانه ای گیلان در دانشکده خیام مشهد الرضا اسکان داده شدند.
بعد از اسکان و کمی استراحت ساعت حدود ۱۲شب بود که به همراه دوستان خبر برای عرض ارادت راهی زیارت شمس الشموس علی بن موسی رضا(ع) شدیم، در راه برگشت به دانشکده بعد از نماز صبح در مسیرها و خیابان ها منتهی به آیین شاهد حضور عاشقان ولایت که منتظر استقبال از آقای شهید ایران بودند شدیم.
ساعت آیین وداع در مشهدالرضا به دلیل استقبال باشکوه و گسترده در کشور عراق به ساعت ۱۴ به تعویق افتاد اما دوستداران امام شهید ساعت ها قبل شروع در خیابان ها و صحن های مشهد الرضا آمده ومنتظر بودند.
در گوشه و کنار خیابانهای منتهی به مراسم وداع عاشقان و دلدادگان امام شهید با دسته گل، و قاب های عکس قائد شهید امت که با گل های تزیین شده و همچنین با در دست داشتن پرچم های قرمز بودند.
ساعت تقریبا ۴ونیم صبح پنج شنبه بودشاهد تشکیل دسته جات عزاداری در خیابان های مشهد الرضا بودیم.
همه همکاران حدود ساعت ۱۰ راهی آیین قائد شهید امت شدند، اکثر خیابان ها بسته بود و بایستی مسافتی را پیاده طی می کردیم خودمون با اشتیاق دیدار قائد شهید امت در خیابان امام رضا(ع) رساندیم.

قرار براین بود از این خیابان که از یک طرف به ترمینال و سوی دیگر به حرم مطهر رضوی منتهی می شد آیین وداع برگزار شود.
خیابان ها مملو از جمعیت شده بود، از همه جای ایران با گویش های مختلف و همچنین برخی از عزاداران از آن سوی مرزها نیز خود را به آیین رساندند.
غسل شهادت
در این بین مادران و پدرانی مشاهده می شد که توان راه رفتن نداشتند و یا کودکانی که در آغوش مادرشان بودند آمده بودند تا به نوعی اینگونه ارادتشان را به قائد شهید امت به نمایش بگذارند.
در این بین کودک خردسالی که با چادر گل گلی برسر و عکس رهبر شهید بر دست با پدرش در این مراسم شرکت کرده بود توجه ام را جلب کرد.
وقتی باهاش با زبان کودکانه صحبت کردم گفتم دلیل آمدنت در مراسم چی بود نا خودآگاه چشمانش از اشک جاری شد و با آن رفتار کودکانه اش گفت : بخاطر امام شهیدم آمدم دشمنان اومدن به ما حمله ور شدند و پدر عزیزمان را از ما گرفتند.

خلاصه در لابه لای جمعیت سوژه های گزارشی بسیاری بود دوست داشتم در گوشه ای باشم و من هم به عزاداری بپردازم اما نمی شد و رسالت ما در این مراسم بین این عزادارن، مخابره اشک ها و دل تنگی های بی نهایت و انعکاس این عشق الهی به جهانیان بود نمی توانستم یک جا باشم باید حرکت می کردم تا تصاویر مناسبی برای رسانه تهیه کنم.
در دیگر سوی مادری دیدم که روی ویلچر نشسته هنگام عکس از این کادر انگار متوجه شد خبرنگار هستم خودش کلام آغاز کرد و با زبان شیرین مشهدی گفت : دختر گلم موفق باشی به دنیا نشون بدید که ما اینگونه رهبرمان را دوست داریم.
وی در ادامه افزود : ملت ایران با اتحاد و غیرت وطن دوستی شأن هرگز اجازه نفوذ دشمنان را نخواهند داد همه ما آمده شهادتیم.
در بین هم همه ها اکثر افراد می گفتن می دونی جنگ شده و جنوب ایران، گلستان و بوشهر و ...مورد هدف قرار گرفته و آن یکی در جوابش گفت بله هنگام اومدن در مراسم وداع غسل شهادت کردم.
من با شنیدن این حرفا دلم یک آشوبی شد از یک طرف نکند که این مراسم به هرنحوی لغو شود و از طرف دیگر به یاد خانواده ام افتادم که الان ممکن است مادرم با شنیدن اخبار اضطراب یا استرس دور بودن من داشته باشد در میان این فکرها بودم که گوشیم زنگ خورد زن داداشم بود التماس دعا داشت و هم نیز درست حدس زدم، نگرانی خانواده را عنوان کرد من دیدم اینقدر نگران هستند گفتم اصلا نترسید امنیت کامل هست اگر یک درصد اتفاقی افتاد خلاصه حلال کنید... د. قطع کردم و مشغول کار و ضبط صحنه های حضور شدم.

خیابان ها مملو از جمعیت بود در این ایام قلم ها و دوربین ها توانایی نوشتن و انعکاس این همه عشق و وفاداری را نداشت.
از هر سو بنگری گام های استوار نشان از غیرت و اقتدار ایرانی است...
آقای شهید ایران خوش اومدی به خونه ات
در گوشه و کنار علاوه بر عموم مردم نیروهای امنیتی ونظامی قابل مشاهده بود که با لباس زیبای خدمت در جای جای این مراسم حضور داشتن و همچنین بر فراز آسمان بالگردها و دیگر سوی صدای جنگده های نیروهای مسلح که امنیت این مراسم را برعهده داشتن یک حس غرور وصف ناپذیری به همگان دست داد.
همه منتظر بودن گروهی به سمت حرم میرفتند و گروهی که شنیده بودند کاروان آقا از سمت ترمینال حرکت می کنند به آن سمت در حرکت بودند با شنیدن آغاز آیین وداع خروش جمعیت به سمت ترمینال با صدای گریه و بر سر سینه زدن و با نوای مداحی آقاجان خوش اومدی به خونه ات، با این نوا فضای آیین وداع دگرگون شد حالا با این مداحی و بعد از ساعت ها انتظار شاهد ورود کاروان آقای شهید ایران شدیم ..

ما خبرنگاران با دیدن این صحنه نمی دونستیم باید عکس بگیریم یا محو تماشا بشویم ، این اولین و آخرین دیدار م با رهبر شهید بود و با افتخار ایشان را با خانواده زیارت می کردم ...
همه خیابانها مملو از جمعیت بود کاروان به سمت حرم رضوی هدایت شد و بعد از انجام فریضه نماز بعد از چند ساعت و هماهنگی های انجام شده آقای شهید ایران برای همیشه در بارگاه ملکوتی رضوی آرام گرفت.
و در پایان سفر معنوی کاروان رسانه گیلان به بازدید از قتل گاه حضرت علی بن موسی الرضا(ع) مزین شد.
نظر شما