حکایت ساعات پایانی وداع در مصلی

مهمانی، رو به پایان است اما چشم‌ها همچنان گریان و قلب‌ها بی‌قرارند، سیر نمی‌شوند و از وداع با رهبر شهیدشان دست نمی‌کِشند، می‌دانند این آخرین حضورشان در کنار آقای شهید ایران در مصلای تهران است و پس از آن دیگر هرگز آن نمازهای عید و شوق دیدار تکرار نمی‌شود، به قول شهریار «دیگر مگرش به خواب بینم».

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری شبستان، ساعات پایانی مراسم وداع رهبر شهید انقلاب در حال برگزاری‌ است و غروب آفتاب غم رفتن مهمان مصلی را سنگین‌تر کرده، مهمانی که با خانواده عازم سفری روحانی است.

اندوه سختی قلب زائران را می فشارد، انگار نفس مردم به شماره افتاده و مصداق این بیت است: «من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود» به ویژه آنکه می دانند رهبر شهید انقلاب برای همیشه پایتخت ایران را ترک می کنند و در مقصد اول به زیارت خواهر امام رئوف حضرت فاطمه معصومه(س) مشرف و با اذن کریمه اهل‌بیت(ع) راهی کربلا و نجف می شوند.

این بار رهبر شهید انقلاب حامل سلام ملت ایران محضر  ابوتراب و پس از آن سیدالشهدا و ساقی کربلاست. مهمانی، رو به پایان است اما چشم ها بی قرار دیدن و دلها بی تاب شنیدن صدای قائد شهید امت. اما این غم را چاره نیست  جز شکیبایی در هجران پدر امت …

رنگ این غروب، رنگی از غروب عاشورا و خداحافظی عقیله بنی هاشم(س) با برادر است، به ویژه آنکه حاج سعید حدادیان هم روضه «خداحافظ ای برادر زینب(س)» را برای این لحظات واپسین انتخاب کرده است، نوحه ای که دل‌ها را آتش می زند و صدای گریه ها را بلندتر می کند.

فریاد «یاحسین» و «هیهات من الذله» در فضا طنین انداز و مشت کوبنده ای می شود بر دهان دشمنان. در واپسین لحظات وداع، مجری اعلام می کند که مراسم وداع تا ساعت ۲۲ تمدید شده است تا شاید این خبر، اندکی از داغ فراق بکاهد.

امشب، خواب از چشم مردم ربوده شده، بیتاب صبح و شرکت در بدرقه آفتاب‌اند؛ خورشیدی که از تهران می رود تا در جوار حضرت شمس الشموس(س) برای همیشه سکنی بگیرد.

کد خبر 1892626

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha