وداعی که در قاب اشک و حماسه روایت شد؛ تهران از نخستین ساعات بامداد میزبان خیل عاشقان رهبر شهید

در میان سیل جمعیتی که از نخستین ساعات بامداد، آرام و بی‌صدا خود را به محل وداع رسانده بودند، یک چیز بیش از هر چیز دیگری به چشم می‌آمد؛ اشک‌هایی که بی‌اختیار بر گونه‌ها جاری بود، نگاه‌هایی که گویی هنوز باورِ این فقدان برایشان دشوار بود و دستانی که با دعا و صلوات، آخرین بدرقه را زمزمه می‌کردند. امروز خیابان‌ها تنها مسیر عبور مردم نبود؛ هر قدم، روایت دلدادگی مردمی بود که آمده بودند تا با رهبر شهید خود وداع کنند و سهمی از این بدرقه تاریخی داشته باشند.

به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری شبستان؛ هنوز آفتاب به ‌طور کامل طلوع نکرده بود که مسیرهای منتهی به مصلای امام خمینی(ره) مملو از جمعیتی شد که از شهرها و استان‌های مختلف خود را برای وداع با رهبر شهید انقلاب اسلامی رسانده بودند. پیر و جوان، زن و مرد، خانواده‌هایی که کودکانشان را نیز همراه آورده بودند، همه در یک نقطه مشترک بودند؛ بدرقه مردی که سال‌ها او را تکیه‌گاه عزت و استقلال ایران می‌دانستند.

در میان سیل جمعیتی که از نخستین ساعات بامداد، آرام و بی‌صدا خود را به محل وداع رسانده بودند، یک چیز بیش از هر چیز دیگری به چشم می‌آمد؛ اشک‌هایی که بی‌اختیار بر گونه‌ها جاری بود، نگاه‌هایی که گویی هنوز باورِ این فقدان برایشان دشوار بود و دستانی که با دعا و صلوات، آخرین بدرقه را زمزمه می‌کردند. امروز خیابان‌ها تنها مسیر عبور مردم نبود؛ هر قدم، روایت دلدادگی مردمی بود که آمده بودند تا با رهبر شهید خود وداع کنند و سهمی از این بدرقه تاریخی داشته باشند.

وداعی که در قاب اشک و حماسه روایت شد؛ تهران از نخستین ساعات بامداد میزبان خیل عاشقان رهبر شهید

در میان انبوه جمعیت، هر چهره داستانی داشت؛ مادری که عکس فرزند شهیدش را در دست گرفته بود، جوانی که از شهری دور خود را رسانده بود و سالمندی که با وجود دشواری راه، ایستادن در این مراسم را وظیفه خود می‌دانست. اینجا واژه‌ها گاهی از بیان احساسات مردم ناتوان می‌شدند و اشک‌ها، سکوت‌ها و زمزمه‌های زیر لب، گویاترین روایت از اندوه و دلبستگی مردمی بود که برای آخرین بار آمده بودند تا با رهبر شهیدشان عهدی دوباره ببندند.

پرچم‌های سیاه، نوای قرآن، مرثیه‌سرایی و زمزمه صلوات، فضای مصلی را آکنده از اندوه کرده بود. بسیاری از حاضران با چشمانی اشکبار، بی‌آنکه یکدیگر را بشناسند، در کنار هم ایستاده بودند و لحظه‌های وداع را با سکوتی آمیخته به بغض دنبال می‌کردند. در گوشه‌ای، مادری دست فرزند خردسالش را گرفته و از خاطرات دیدارهای رهبر شهید برای او می‌گفت و کمی آن‌سوتر، جانبازی با ویلچر خود را به صفوف نخست رسانده بود تا آخرین ادای احترامش را به جا آورد.

در میان سیل جمعیتی که از نخستین ساعات صبح برای وداع با رهبر شهید در محل مراسم حضور یافته بودند، چهره‌های مختلف از نسل‌ها و شهرهای گوناگون به چشم می‌خورد؛ از نوجوانانی که با اجرای سرود و نمایش، ارادت خود را ابراز می‌کردند تا سالمندانی که سال‌ها خاطرات خود را با نام و یاد رهبر شهید گره زده‌اند.

وداعی که در قاب اشک و حماسه روایت شد؛ تهران از نخستین ساعات بامداد میزبان خیل عاشقان رهبر شهید

«آرش» نوجوان ۱۳ ساله‌ای از تهران که همراه گروه سرود و تئاتر خود در این مراسم حضور داشت، در گفت‌وگو با خبرنگار شبستان اظهار کرد: ما با گروه تئاتر و سرود به اینجا آمدیم و برای رهبر شهیدمان و فرزند ایشان، سید مجتبی، سرود اجرا کردیم و نمایش کوتاهی روی صحنه بردیم تا نشان دهیم که همیشه در کنار آرمان‌های ایشان هستیم

وی با بیان اینکه علاقه‌اش به رهبر شهید وصف‌ناشدنی است، افزود: «یک حس خیلی خاص نسبت به آقا دارم؛ واقعاً نمی‌دانم چطور باید آن را توصیف کنم. مهم‌ترین درسی که از رهبر شهیدمان گرفتم این است که همیشه باید در برابر ظلم ایستاد، از مستکبران، شهادت و مرگ هراسی نداشت و تا آخرین لحظه برای دفاع از حق و حقیقت استقامت کرد.»

وداعی که در قاب اشک و حماسه روایت شد؛ تهران از نخستین ساعات بامداد میزبان خیل عاشقان رهبر شهید

در گوشه‌ای دیگر از مراسم، بانوی سالمندی که با چشمانی اشک‌بار در میان جمعیت ایستاده بود، به خبرنگار شبستان گفت: «برای وداع با رهبرم آمده‌ام. چهار ماه است که هر لحظه منتظر بودیم دوباره صدایشان را بشنویم. ایمان، صبر، استقامت و پایداری بزرگ‌ترین درس‌هایی بود که از رهبری آموختم. این حضور گسترده مردم، دشمن را ناامید و وادار به عقب‌نشینی می‌کند و ما باید همچنان با استقامت مسیر خود را ادامه دهیم».

همچنین بانوی دیگری که در این مراسم حضور داشت، با تأکید بر جایگاه رهبر شهید در میان مردم، اظهار کرد: «رهبر شهیدمان پدر این مملکت بود و سال‌ها برای مردم و کشور زحمت کشید. امروز وظیفه خود می‌دانیم که با حضور در مراسم تشییع، قدردان بخشی از خدمات و مجاهدت‌های ایشان باشیم و با حضورمان نشان دهیم که یاد و راه ایشان در دل مردم زنده خواهد ماند.

«حاج رضا» هم از استان مرکزی برای حضور در این مراسم آمده است، به خبرنگار شبستان می‌گوید: «تمام شب را در مسیر بودیم. احساس کردیم اگر امروز در این وداع حضور نداشته باشیم، تا آخر عمر حسرتش بر دل‌مان می‌ماند.»

وداعی که در قاب اشک و حماسه روایت شد؛ تهران از نخستین ساعات بامداد میزبان خیل عاشقان رهبر شهید

حضور چشمگیر نیروهای خدماتی، امدادی، انتظامی و گروه‌های مردمی نیز از دیگر جلوه‌های این مراسم بود. صدها نیروی داوطلب با توزیع آب، راهنمایی جمعیت و ارائه خدمات امدادی تلاش می‌کردند تا مراسم با نظم و آرامش برگزار شود. دستگاه‌های مختلف نیز از روزهای قبل تمهیدات گسترده‌ای برای برگزاری این آیین پیش‌بینی کرده بودند.

در میان انبوه جمعیت، حضور خانواده‌ها، نوجوانان و حتی کودکان جلوه‌ای خاص به مراسم بخشیده بود. بسیاری با چشمانی اشکبار، در سکوت به عبور پیکر شهدا چشم دوخته بودند و برخی دیگر با زمزمه دعا و صلوات، احساسات خود را ابراز می‌کردند. لحظه‌ای که پیکر رهبر شهید در میان خیل عزاداران تشییع شد، بغض بسیاری شکست و صدای صلوات و شعارهای حماسی در سراسر مسیر طنین‌انداز شد.

حضور پرشمار نسل جوان در کنار پیشکسوتان انقلاب، خانواده‌های شهدا و اقشار مختلف مردم، پیام روشنی داشت؛ اینکه پیوند ملت با آرمان‌های انقلاب اسلامی، فراتر از گذر زمان و حوادث روزگار است. بسیاری از حاضران، این مراسم را نه صرفاً آیین بدرقه یک شخصیت، بلکه تجدید عهد با مسیر استقلال، عزت و مقاومت توصیف می‌کردند.

وداعی که در قاب اشک و حماسه روایت شد؛ تهران از نخستین ساعات بامداد میزبان خیل عاشقان رهبر شهید

امروز تهران تنها میزبان یک آیین تشییع نبود؛ صحنه حضور مردمی بود که فارغ از سن، قومیت و سلیقه، در کنار یکدیگر ایستادند تا با حضور خود، وحدت، همبستگی و وفاداری به آرمان‌های انقلاب اسلامی را به نمایش بگذارند. خیابان‌های پایتخت در این روز تاریخی، روایتگر اشک، حماسه و عهدی دوباره با راه شهیدانی بود که امنیت، عزت و استقلال این سرزمین را سرمایه عمر خویش قرار دادند.

با ادامه حضور مردم، صفوف عزاداران لحظه به لحظه فشرده‌تر می‌شد و تهران امروز، صحنه یکی از بزرگ‌ترین اجتماعات مردمی سال‌های اخیر را به خود دید؛ حضوری که در قاب اشک، دعا و شعارهای حماسی، روایتگر پیوند عمیق مردم با رهبر شهید انقلاب اسلامی بود.

کد خبر 1892473

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha