به گزارش خبرگزاری شبستان از فارس، صبح شنبه، شبستان امام خمینی(ره) حرم مطهر حضرت شاهچراغ(ع) حال و هوایی متفاوت داشت. از ساعتها پیش، زنان از گوشهوکنار شیراز و شهرهای اطراف، آرامآرام خود را به حرم رسانده بودند؛ برخی با فرزندان خردسال، برخی با عکس شهدا و برخی تنها با اشکهایی که بیصدا بر گونههایشان مینشست.
سراسر صحن حرم فضایی بود که اندوه، ایمان، خاطره و احساس مسئولیت در هم تنیده شده بود و هر چهره، روایتی از دلبستگی و وفاداری را با خود حمل میکرد.
در روزهایی که کشور در حال بدرقه رهبر شهید انقلاب اسلامی است، حرم مطهر حضرت شاهچراغ(ع) نیز به یکی از مهمترین کانونهای همدلی و حضور مردمی تبدیل شده است؛ حضوری که در سکوت، اشک، دعا و عهد دوباره معنا پیدا میکند.
اجتماع بانوان سوگوار شیراز نیز تصویری از همین پیوند عاطفی و اعتقادی بود؛ زنانی که آمده بودند تا در کنار سوگواری، از مسئولیتی سخن بگویند که پس از هر فقدان تاریخی بر دوش یک ملت قرار میگیرد.
روایتی از اشکهایی که به امید گره خورده بود
فضای شبستان حرم، آمیخته با زمزمه دعا، تلاوت قرآن و نوای مرثیه بود. نگاهها به ضریح دوخته شده بود و صدای گریه گاه در میان جمعیت اوج میگرفت و دوباره در سکوتی معنوی فرو مینشست.
در میان جمعیت، نوعی آرامش و اطمینان نیز در چهرهها موج میزد؛ گویی بسیاری از حاضران آمده بودند تا علاوه بر وداع، بار دیگر با آرمانهایی که سالها برای آن هزینه داده شده، تجدید عهد کنند.
این اجتماع، ترکیبی از نسلهای مختلف بود؛ از مادران شهدا و بانوان سالمند گرفته تا دختران دانشجو، نوجوانان و فعالان فرهنگی که هر کدام با روایت و نگاه خود، معنای متفاوتی از این حضور را بازگو میکردند.
در میان جمعیت، چهرههایی دیده میشد که سالها پیش نیز طعم فقدان را چشیده بودند.
مادر یکی از شهدای جنگ رمضان، با صدایی آرام اما استوار میگوید این نخستین بار نیست که برای وداع آمده است.
او از سالهایی سخن میگوید که فرزندش را بدرقه کرده و امروز نیز خود را موظف میداند در کنار مردم حضور داشته باشد.
زنان؛ حلقهای اثرگذار در میدان بیداری
در بخش دیگری از مراسم، سخنران برنامه نیز بر همین نقش تأکید کرد.
زهره معارف، عضو هیئت علمی دانشکده علوم قرآنی شیراز، با اشاره به جایگاه زنان در تحولات اجتماعی و فرهنگی، این حضور را صرفاً یک اجتماع احساسی ندانست.
او معتقد بود جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به نقشآفرینی بانوان در عرصههای علم، اقتصاد، فرهنگ و تربیت نیاز دارد و همین حضور آگاهانه میتواند بسیاری از توطئههای دشمنان را بیاثر کند.
وی با تأکید بر اینکه مسیر پیشرفت کشور تنها از میدان تقابل نظامی عبور نمیکند، نقش زنان در مدیریت خانواده، تربیت نسل آینده و تقویت بنیانهای فرهنگی جامعه را از مهمترین عرصههای جهاد امروز برشمرد و تأکید کرد که بیداری اجتماعی، از خانهها آغاز میشود.
روایتی که شبستان را در سکوت فرو برد
شاید تأثیرگذارترین بخش مراسم، روایت مادری بود که سالهاست با داغ زندگی میکند.
خجسته اسدی، مادر شهید زهرا اسدینژاد و همسر جانباز مرحوم ابراهیم اسدینژاد، پشت تریبون قرار گرفت تا از روزی سخن بگوید که زندگیاش برای همیشه تغییر کرد.
او با بغض، لحظات حمله دشمن به لامرد را روایت کرد؛ روزی که دخترش در اثر اصابت موشک به شهادت رسید و همزمان، همسر جانبازش نیز چشم از جهان فروبست.
روایت او از جستوجوی دختر در میان دود و آتش، نگرانی زهرا برای فرزندانش در واپسین لحظات زندگی و سپس تحمل دو داغ بزرگ در فاصلهای کوتاه، بسیاری از حاضران را به گریه انداخت.
اسدی اما سخنانش را با امید به پایان برد.او گفت امروز تمام دغدغهاش تربیت نوههایی است که یادگار دختر شهیدش هستند؛ نسلی که باید ادامهدهنده همان راه باشد.
سوگواری که به مسئولیت اجتماعی پیوند خورد
آنچه اجتماع بانوان شیراز را از یک مراسم معمولی متمایز میکرد، پیوند میان سوگواری، آگاهی و مسئولیت بود.
در میان سخنرانیها، روایتها و گفتوگوها، بارها بر این نکته تأکید شد که وداع با یک رهبر شهید، پایان یک مسیر نیست؛ آغاز مسئولیتی تازه برای جامعه است؛ مسئولیتی که باید در رفتار اجتماعی، تلاش علمی، فعالیت فرهنگی و حفظ انسجام ملی خود را نشان دهد.
شاید به همین دلیل بود که در پایان مراسم، بسیاری از بانوان، شبستان را با احساسی از تعهد و امید از حرم ترک کردند؛ احساسی که نشان میداد در نگاه آنان، بزرگداشت یک شخصیت تاریخی، بیش از آنکه در قالب یک آیین خلاصه شود، به معنای ادامه دادن راه و پاسداری از آرمانهایی است که برای آن هزینههای بزرگی پرداخت شده است.
نظر شما