به گزارش خبرنگار گروه دین و اندیشه خبرگزاری شبستان؛ ساعت ۳ و نیم شب است. کوچه خلوت و تقریبا خالی از جمعیت. انتهای کوچه کنار خیابان موکب برپا کرده اند. دیشب خبری از این موکب نبود در عرض همین چند ساعت برپا شده و از رفت و آمد و تکاپوی خادمانش مشخص است که تلاش می کنند تا بتوانند برای صبح و شروع مراسم وداع، آمادهاش کنند.
به تقاطع سهرودی و بهشتی که می رسیم داربستهای ایست و بازرسی است. نیروهای امنیتی با تعداد زیاد در حال پست دادن هستند. خیابان بهشتی اما این وقت شب، خلوت نیست. مردم گروه گروه می روند و می آیند، جوانان، نیروهای امنیتی که دیشب سر پست بوده اند و حالا می روند تا جایشان را به همرزمان تازهنفس بدهند. جمع های خانوادگی که معلوم است بعد از نماز صبح راه افتاده اند تا جزء نخستین گروه هایی باشند که بعد از چهار ماه دوباره رهبرشان را می بینند.
موکبها هر دو طرف کنار خیابان را پر کرده اند. عده ای خلاف جهت ما از سمت مصلی باز میگردند. یک گروه موتورسوار با لباسهای یکدست مشکی عرض خیابان را پر می کنند و می گذرند.
آرام آرام به مصلای تهران که نزدیک می شویم جمعیت بیشتر و بیشتر می شود. گروه زیادی به سمت خیابان قنبرزاده میروند. اخبار جسته و گریخته می رسد که در حال حاضر فقط درب های ۶ و ۸ برای ورود باز شده است. طبق اعلام ستاد برگزاری مراسم، کلیه دربهای ورودی مصلا ساعت ۶ بازخواهد شد.
خبرنگاران و عکاسان و اهالی رسانه باید از دربهای ۲۳ و۲۴ وارد شوند. هنوز ۵ صبح نشده اما جمعیت زیادی از عکاسان و خبرنگاران رسانه های داخلی و خارجی جلوی درب ورودی تجمع کرده و منتظر بازشدن درها هستند و میخواهند شکوه آخرین تصویر از آقای شهید ایران را بر کتاب تاریخ ثبت کنند ...
یک گروه که لباسهای گِل اندودشان نشان می دهد از مردان دلیر استان لرستان هستند و به سبک دستههای عزاداری در لرستان، لباس هایشان را گل مال کرده اند، از سمت پایین خیابان به سمت بالا می آیند و عزاداری می کنند. پشت سرشان گروهی دیگر با لباسهای محلی در قالب دسته سینه زنی وارد خیابان می شوند. لرهای غیور دودمه گرفته میخوانند: «ای اهل حرم میر و علمدار نیامد/ سقای حسین(ع) سید و سالار نیامد» و اینچنین هنوز وارد مصلی نشده با روضه سقا اشکها را روان کردند...
یکی ساعتی مانده درها باز شود این بار هم منتظریم اما دیگر خبری از شوق دیدارهای نماز عید نیست ... قریب به یک ساعت منتظر می مانیم تا درها باز شود. وارد که می شویم حجم جمعیت حاضر در صحنهای مصلی در این وقت صبح، به چشم می آید. معلوم است که این موج جمعیت از ساعت ها قبل وارد صحن شده اند. ساعت از ۶ گذشته و موج جمعیت همچنان از چهارسوی مصلا وارد می شوند و چون سیلی روان از پلهها به سمت صحن سرازیر می شوند.

ساعت به ۷ صبح که میرسد قاری شروع به قرائت قرآن می کند «وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ ۚ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَیٰ أَعْقَابِکُمْ...» بوی اسفند و گلاب همزمان در فضا پیجیده است. زائرانی که از ساعتها قبل خود را به مصلی امام خمینی رسانده اند از غم سنگین و داغ بر دل سر در گریبان اند ... آفتاب کامل بالا آمده و هرم گرما از هر سو به سمت جمعیت روان اما مردمی که بمب و موشک از میدان به درشان نکرد از هرم گرما هم باک ندارند.

ناگهان خادمان مراسم، تک تک می آیند و تذکر می دهند که از روی زمین بلند شوید. کودکانی را که خوابیده اند بیدار کنید. هراسان و مضطرب به نظر می رسند. گویا خبری است. ولوله ای آرام می پیچد.
لحظات طاقت فرسایی در پیش است. مردم از ساعتها قبل (برخی از دیشب و برخی از نیمه شب اینجا منتظرند) منتظر دیدار با رهبرشان. دقیق تر بگویم منتظر آخرین دیدار با رهبرشان. و تا دقایقی دیگر (شاید آن لحظه که قاری جمله صدق الله العلی العظیم را بگوید) هنگام دیدار فرامی رسد. لحظه دیدار مردم با امامشان؛
اما این بار رهبرشان مانند همیشه راست قامت و پرابهت وباشکوه مثال زدنی نمی آید مثل مادرش قدخمیده به دیدار آخر آمده و همچون حسین(ع) با شهیدانی از خانوادهاش. در چهارچوبی مزین به پرچم سه رنگ جمهوری اسلامی ایران می آید. قاری می خواند: «یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ _ ارْجِعی إِلی رَبِّکِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً» با تمام شدن قرآن مردم، به یاد روزهای دیدار در حسینیه امام خمینی، خودجوش شعار می دهند «ای پسر فاطمه منتظر تو هستیم»
شعار کم کم فراگیر می شود و مصلی یکصدا فریاد می زنند «ای پسر فاطمه منتظر تو هستیم » و ناگهان ... رستاخیز به پا می شود. بغض جمعیت ناگهان و یکجا می ترکد، فریادها بلند می شود، صدایی آشنا، صدای «آیتالله سیدعلی خامنهای» در همه جا طنین انداز می شود «بسم الله الرحمن الرحیم»
و همزمان پرده کنار می رود .... اینک این رهبر مجاهد شهید است، این قائد شهید امت است که قامت سرو مانندش در پرچم سه رنگ ایران پیچیده شده ....صدای سید علی خامنه ای می پیچد : «السلام علیک یا اباعبدالله، السلام علیک یابن رسول الله ...»
صدای گریه مصلی را پر می کند ...

نظر شما