به گزارش خبرگزاری شبستان، شبکه خبری العالم در مستند «الإمام الشهید»، با بهرهگیری از تصاویر آرشیوی، اسناد تاریخی و سخنرانیهای حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای، امام شهید امت، حیات پربار ایشان را از دوران کودکی تا مبارزات و مسئولیتها و حضور در مقاطع گوناگون تاریخ معاصر ایران به تصویر کشیده است.
تولد و دوران کودکی
حضرت آیتالله العظمی سید علی حسینی خامنهای در سال 1318 شمسی در شهر مقدس مشهد، در خانوادهای اصیل و شناختهشده از اهل علم دیده به جهان گشود.
پدر ایشان، آیتالله حاج سید جواد حسینی خامنهای، از مجتهدان و علمای برجسته و مورد احترام مشهد بود و مادرشان دختر حجتالاسلام سید هاشم نجفآبادی، از علمای سرشناس این شهر بهشمار میرفت.
مادر ایشان بانویی پاکدامن، شریف، آگاه به معارف دینی و آراسته به اخلاق الهی بود که در ماه محرم سال 1367 هجری شمسی، در ۷۶ سالگی و بر اثر سکته قلبی دار فانی را وداع گفت.
آیتالله العظمی سید علی حسینی خامنهای دوران کودکی خود را در سایه تربیت پدری سپری کرد که با دقت فراوان به آموزش و پرورش فرزندانش اهتمام داشت و در عین حال، مهربان و دلسوز آنان بود و از وجود مادری برخوردار شد که سرشار از مهر و محبت بود.
ایشان در حالی که هنوز پنج سال بیشتر نداشت، همراه برادر بزرگتر خود، سید محمد، برای فراگیری قرآن به مکتبخانه رفت و پس از مدتی هر دو در "دار التعلیم دینی" مشغول تحصیل شدند.
این مدارس پس از دوران اختناق رضاخان و با همت مؤمنان تأسیس شده بودند و بیش از هر چیز، بر تربیت دینی دانشآموزان تأکید داشتند.
پس از پایان دوره ابتدایی در این مدرسه، تحصیلات خود را در مدارس دولتی شبانه ادامه دادند و مدرک دوره متوسطه را دریافت کردند. سپس طی دو سال، دوره دبیرستان را نیز به پایان رسانده و موفق به اخذ دیپلم شدند.
در سال ۱۹۵۷ میلادی، به زیارت عتبات عالیات مشرف شدند و مدتی کوتاه در آنجا اقامت داشتند، اما با مخالفت پدر، به مشهد بازگشتند.
یک سال بعد، در سال 1336، با اجازه پدر رهسپار شهر قم شدند و تا سال 1342 در این شهر به تحصیل علوم دینی پرداختند؛ اما در همان سال، به دلیل نابینا شدن پدر، ناچار به مشهد بازگشتند.
فعالیتهای علمی و آغاز مبارزات انقلابی
آیتالله العظمی سید علی حسینی خامنهای در سال ۱۹۷۴ میلادی، پس از بیش از پانزده سال حضور مستمر در درس خارج فقه و اصول، از سوی استاد خود، آیتالله العظمی حائری، به درجه اجتهاد نائل آمدند.
ایشان از سال 1341 فعالیتهای علمی و تألیفی خود را آغاز کردند و آثار متعددی در حوزههای مختلف اسلامی به نگارش درآوردند.
در سالهای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، افزون بر فعالیتهای علمی در حوزه علمیه قم، ارتباط گستردهای با علما و طلاب شهر مشهد برقرار کردند و با همکاری دیگر علمای خراسان، برای ارتقای سطح علمی و فکری طلاب علوم دینی تلاش فراوانی انجام دادند؛ فعالیتهایی که تأثیر چشمگیری بر فضای فرهنگی و مذهبی آن دوران بر جای گذاشت.
در سال 1341، امام خمینی(ره) ایشان را مأمور کردند تا سه پیام سرنوشتساز را به مشهد منتقل کنند؛ پیامهایی که همزمان با فرارسیدن ماه محرم و در آستانه قیام پانزدهم خرداد صادر شده بود.
نخستین پیام خطاب به علما، خطیبان و مسئولان هیئتهای مذهبی درباره افشای جنایتهای رژیم پهلوی و حادثه مدرسه فیضیه بود.
دو پیام دیگر نیز برای آیتالله العظمی میلانی و یکی از علمای مشهد ارسال شد و بر آغاز مبارزه علنی از هفتم محرم تأکید داشت.
در همان سالها، امام خمینی(ره) به همراه جمعی از علمای مبارز، از جمله آیتالله مشکینی، آیتالله قدوسی، آیتالله ربانی املشی، آیتالله مصباح یزدی و تعدادی دیگر، در قم نشستهایی برگزار کردند که در آن، موضوع تشکیل هستههای مخفی و سازمانیافته مبارزاتی مورد بررسی قرار گرفت.
هدف از تشکیل این هستهها، ایجاد ساختاری منسجم برای برنامهریزی فعالیتهای حوزه علمیه قم و ساماندهی مبارزات در مسیر نهضت امام خمینی بود.
پس از تدوین منشور و شرایط عضویت، این مجموعهها فعالیت خود را در نهایت خفا آغاز کردند.
تشدید فشارهای ساواک
مجموعه فعالیتهای علمی، آموزشی، فرهنگی و اجتماعی حضرت آیتالله العظمی خامنهای، به تدریج ایشان را به یکی از محورهای اصلی مبارزه در شهر مشهد تبدیل کرد؛ شخصیتی که مبارزان و نیروهای انقلابی از نقاط مختلف ایران با او در ارتباط بودند و خود نیز ارتباط گستردهای با دیگر مراکز مبارزاتی کشور داشت.
همین جایگاه موجب شد سازمان اطلاعات و امنیت رژیم پهلوی (ساواک) حساسیت ویژهای نسبت به فعالیتهای ایشان نشان دهد.
"ساواک" بارها جلسات تفسیر قرآن ایشان را تعطیل کرد، اما هر بار این جلسات در مکانی دیگر و با شیوهای متفاوت از سر گرفته میشد و مأموران امنیتی ناچار بودند دوباره مانع برگزاری آن شوند.
این فعالیتها، علاوه بر افزایش آگاهی عمومی، نقش مهمی در افشای ماهیت دستگاه حاکم داشت.
در بسیاری از مواقع، منزل ایشان در محاصره مأموران ساواک قرار میگرفت و تقریبا همواره تحت مراقبت بود.
رفتوآمد افراد به منزل کنترل میشد و مأموران اجازه دیدار آزادانه مردم با ایشان را نمیدادند.
فعالیتهای گسترده ایشان تحسین بسیاری از شخصیتهای برجسته انقلاب را نیز برانگیخت.
آیتالله مرتضی مطهری و آیتالله محمدجواد باهنر در سفر خود به مشهد، از این برنامهها ابراز خرسندی و تقدیر کردند.
مرحوم آیتالله سید محمود طالقانی نیز بارها تأکید میکرد: "آقای خامنهای، امید آینده است؛ هرگاه به مشهد رفتید، حتماً به دیدار ایشان بروید."
با ادامه این فعالیتها، ساواک کنترل خود را شدیدتر کرد؛ گاهی ایشان را برای بازجویی احضار میکرد، گاهی منزلش را در محاصره قرار میداد، گاه مردم را از مراجعه به خانه او منع و بارها کلاسهای درسش را با زور تعطیل می کرد.
سرانجام در سال 1351، آیتالله العظمی خامنهای بازداشت و به تهران منتقل شد.
ایشان حدود دو ماه را در بازداشتگاههای مخفی ساواک، بهویژه در کمیته مشترک ضد خرابکاری، سپری کرد؛ دورانی که با حبس در سلولهای انفرادی یا سلولهای دو و سه نفره و تحمل شکنجههای سخت همراه بود.
مسئولیتها پس از پیروزی انقلاب اسلامی
با بازگشت پیروزمندانه امام خمینی(ره) به میهن، کمیتههای مختلفی در مدارس رفاه و علوی تشکیل شد یا کمیتههای پیشین سازماندهی مجدد شدند.
یکی از این کمیتهها، مسئولیت استقبال از امام خمینی(ره) را بر عهده داشت و مرکز فعالیت آن در مدرسه رفاه مستقر بود.
در این مقطع، حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای مسئولیت امور اطلاعرسانی دفتر امام خمینی(ره) را بر عهده گرفت و با وجود دشواریها و محدودیتهای فراوان، این مسئولیت را با سعه صدر و مدیریت مؤثر به انجام رساند.
از جمله وظایف ایشان، تأمین نیاز مناطق مختلف کشور به مبلغان دینی، پشتیبانی تبلیغی و رسانهای از نهضت، برنامهریزی دیدارهای مردمی با امام خمینی(ره)، تنظیم و انتشار اخبار این دیدارها در رسانهها و همچنین مقابله با جنگ روانی و تبلیغاتی جریانهای وابسته به قدرتهای استکباری و گروههای معاند بود؛ بهویژه مقابله با گروههایی که میکوشیدند خود را بهعنوان صاحبان اصلی انقلاب معرفی کنند.
سوءقصد نافرجام
در سال 1359، منافقین هنگام ایراد سخنرانی حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای در مسجد ابوذر تهران، اقدام به ترور ایشان کردند.
در این سوءقصد، ایشان بهشدت مجروح و به بیمارستان منتقل شد، اما به لطف الهی از این حادثه جان سالم به در برد و پس از طی دوران درمان، بار دیگر فعالیتهای سیاسی و اجتماعی خود را از سر گرفت.
نماز جمعه تهران
خطبههای نماز جمعه حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای در تهران، بهدلیل برخورداری از مباحث عمیق اسلامی، تحلیلهای سیاسی، رهنمودهای اجتماعی و توصیههای اخلاقی، همواره از جایگاه ویژهای برخوردار بوده است.
در میان این خطبهها، یکی از ماندگارترین رخدادها به انفجار بمبی در میان نمازگزاران بازمیگردد؛ حادثهای که دهها شهید و زخمی بر جای گذاشت.
همزمان، هواپیماهای دشمن نیز تهران را تهدید به بمباران میکردند و صدای پدافند هوایی فضای نماز جمعه را فرا گرفته بود.
با وجود این شرایط،حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای با آرامش، تسلط و اطمینان، خطبههای نماز جمعه را ادامه داد و نماز را با طمأنینه اقامه کرد؛ رفتاری که تحسین دوست و دشمن را برانگیخت.
امامت جمعه تهران
پس از درگذشت آیتالله سید محمود طالقانی، امام خمینی(ره) با صدور حکمی، حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای را بهعنوان امام جمعه تهران منصوب کرد.
در بخشی از این حکم آمده بود: "با توجه به سوابق درخشان و شایستگیهای علمی و عملی جنابعالی، شما را به امامت جمعه تهران منصوب میکنم."
نمایندگی مجلس و مسئولیتهای انقلابی
در نخستین انتخابات مجلس شورای اسلامی، حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای از سوی ائتلاف نیروهای انقلابی، شامل جامعه روحانیت مبارز، حزب جمهوری اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و تعدادی دیگر از تشکلهای اسلامی، بهعنوان نامزد حوزه انتخابیه تهران معرفی شد.
ایشان با کسب اکثریت قاطع آرای مردم، به مجلس شورای اسلامی راه یافت.
همچنین در سال 1358، از سوی امام خمینی(ره) بهعنوان نماینده ایشان در شورای عالی دفاع منصوب شد.
ریاست جمهوری
پس از شهادت شهیدان محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر، حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای با حمایت علما و نیروهای انقلابی نامزد انتخابات ریاست جمهوری شد.
ایشان در سال 1359، با کسب اکثریت قاطع آرا، بهعنوان سومین رئیسجمهور اسلامی ایران انتخاب شد.
دوران ریاستجمهوری ایشان همزمان با یکی از دشوارترین مقاطع تاریخ جمهوری اسلامی بود؛ دورانی که کشور با پیامدهای ترورهای گسترده، شهادت دهها تن از مسئولان عالیرتبه، آثار بحرانهای سیاسی سالهای نخست انقلاب، ادامه جنگ تحمیلی، اشغال بخشهایی از خاک ایران و فشارهای اقتصادی و بینالمللی روبهرو بود.
با وجود این شرایط، اداره کشور در مسیر تثبیت نهادهای جمهوری اسلامی ادامه یافت.
رهبری جمهوری اسلامی
پس از رحلت امام خمینی(ره) در روز شنبه، ۱۳ خرداد ۱۳۶۸، مجلس خبرگان رهبری صبح روز بعد با حضور تمامی اعضا تشکیل جلسه داد.
کمتر از بیست ساعت پس از آغاز این نشست، اعضای مجلس خبرگان با اکثریت آرا، حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای را بهعنوان ولیامر مسلمین و رهبر انقلاب اسلامی برگزیدند.
آغاز دورهای تازه
با آغاز مسئولیت رهبری، آیتالله العظمی سید علی خامنهای تلاش کرد آرمانها و اهداف امام خمینی(ره) را در مسیر اداره کشور دنبال کند؛ آرمانهایی که به دلیل شرایط دشوار سالهای نخست انقلاب، جنگ تحمیلی و فشارهای بینالمللی، تحقق کامل بسیاری از آنها به آینده موکول شده بود.
در این دوره، جمهوری اسلامی ایران وارد مرحلهای تازه از بازسازی، توسعه و تثبیت ساختارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی شد.
بازسازی کشور
پایان جنگ تحمیلی، آغازگر مرحلهای جدید برای ایران بود؛ مرحلهای که بازسازی زیرساختهای آسیبدیده، احیای اقتصاد و ساماندهی امور اجرایی کشور را ضروری میساخت.
این شرایط، برنامهریزی دقیق، مدیریت منسجم، بهرهگیری از نیروهای متخصص و تأمین منابع مالی گسترده را میطلبید.
در چنین فضایی، رهبری جمهوری اسلامی ایران هدایت کشور را در مسیر بازسازی و عبور از پیامدهای جنگ بر عهده گرفت.
استقلال و جایگاه منطقهای
در ادامه این مسیر، جمهوری اسلامی ایران توانست جایگاه خود را بهعنوان کشوری مستقل و تأثیرگذار در سطح منطقه و جهان تثبیت کند.
در این دوره بر استمرار سیاست استقلال، مقابله با فشارهای خارجی و حفظ انسجام داخلی بهعنوان محورهای اصلی این دوره تأکید شد.
نهضت علمی
یکی از محورهای مهم این مستند، توجه به پیشرفت علمی کشور در این دوران است.
در این دوره به حمایت از تولید علم، گسترش فعالیتهای پژوهشی، تقویت دانشگاهها، توجه ویژه به جوانان و نخبگان و تأکید و بر خودباوری و اتکا به توان داخلی پرداخته شد.
همچنین تأکید بر عدالت، پاسخگویی به نیازهای واقعی جامعه، حمایت از اقشار محروم و ترسیم اولویتهای سالانه کشور در قالب شعارهای سال از شاخصه های این دوران است و این اقدامات بخشی از سیاستهای کلان مدیریت کشور را تشکیل می داد.
و این روایتی ادامه دار و ماندگار در تاریخ ایران زمین است.
نظر شما