به گزارش خبرگزاری شبستان، روزنامه «گاردین» در یک یادداشت تحلیلی نوشت که «بنیامین نتانیاهو»، نخست وزیر رژیم صهیونیستی به عنوان بزرگترین بازنده توافق اولیه برای توقف جنگ با ایران به عنوان مردی که خاورمیانه را از دم تیغ گذراند، به یاد خواهد ماند.
چه درمورد مشکل حماس در غزه و چه زمینههای دیگری مانند تصرف غیرقانونی زمینهای کرانه باختری، ناوگانهای کمکرسانی مبارزان صلح، مسئله حزبالله در لبنان، شبهنظامیان در سوریه، عراق و یمن یا درباه موضوع تهران، راه حل نتانیاهو همیشه یکی بوده است: خشونت افراطی و بیقانونی که همواره اوضاع را بدتر کرده است.
در این گزارش آمده است: جنگ غیرقانونی و بیدلیل علیه ایران، تجلی نهایی دکترین نتانیاهو بود؛ اعمال نامتناسب نیروی بیرحم. همانطور که پیشبینی میشد، این دکترین نیز شکست خورده است.
دونالد ترامپ استدلال میکند که تفاهمنامه آتشبس با ایران با تسلیم تهران امضا شده، اما برای همه واضح و مبرهن است که ترامپ چه تحقیری را در این مسئله متحمل شده است.
با این وجود حتی اگر رئیس جمهوری آمریکا از این تحقیر جان سالم به در ببرد، عواقب احتمالی این رسوایی برای نتانیاهو، پایان جدی برای دوران قدرتش به شمار میآید.
گاردین میافزاید: آگهی ترحیم سیاسی نتانیاهو مانند یک کیفرخواست جنایی است. نتانیاهو دههها در برابر راه حل دو کشور با فلسطینیها مقاومت کرد. او نتوانست از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ جلوگیری کند، سپس انتقام نسلکشی را در غزه گرفت. او با دادن نقشهای کلیدی دولتی به سیاستمداران راست افراطی به قدرت چسبید، که مایه شرم و ننگ پایدار کشورش شد. او توافق هستهای ۲۰۱۵ با ایران را که مورد تایید بینالمللی بود، تضعیف کرد و ردکردن بعدی آن توسط ترامپ مستقیما به درگیری فاجعهبار و خودبرانداز امسال منجر شد.
با این حال، دلیل اصلی که نتانیاهو اکنون، حتی با نزدیک شدن به انتخابات پاییزی، به سمت فراموشی سیاسی میرود، هیچ یک از موارد فوق نیست، بلکه به این دلیل است که او رابطه ویژه حیاتی آمریکا و اسرائیل را مسموم و شاید به طرز مهلکی تضعیف کرده است.
او و ترامپ به ندرت با هم صحبت میکنند. کاخ سفید و عموم مردم آمریکا که از جنگ اسرائیل علیه غزه شوکه شدهاند، او را به خاطر کشاندن واشنگتن به یک جنگ غیرقابل برد بر اساس پیشبینیهای سادهلوحانه پیروزی آسان و فروپاشی رژیم سرزنش میکنند و اکنون که صلح در دسترس است، آنها میترسند که نتانیاهو با ادامه جنگ در لبنان، آن را خراب کند.
در دهههای پس از استقلال اسرائیل در سال ۱۹۴۸، رژیم صهیونیستی و واشنگتن اغلب بر سر مسائلی مانند کانال سوئز در سال ۱۹۵۶، جنگهای اعراب و اسرائیل، برنامههای صلح، مرزها و شهرکسازیها با هم درگیر بودند، اما هنگامی که جنگ سرد پایان یافت و تهدید شوروی از بین رفت، منافع استراتژیک و امنیتی آنها به طور فزایندهای همگرا شد. کمکهای نظامی آمریکا به اسرائیل، همانطور که قدرت لابیگری حامیان آن در واشنگتن افزایش یافت، بیشتر شد و آمریکا به مدافع اصلی و متحد ضروری اسرائیل تبدیل شد.
این اجماع در سال ۲۰۱۵ شروع به فروپاشی کرد، زمانی که نتانیاهو و سازمانهای طرفدار اسرائیل در آمریکا کمپین بزرگی را برای از بین بردن تلاش باراک اوباما برای ایجاد روابط حسنه با ایران آغاز کردند.
«جاشوا لیفر»، ستوننویس هاآرتص، نوشت: حمله برقآسای مجموعه طرفداران اسرائیل نتوانست مانع توافق هستهای شود.
اما دوره اول ریاست جمهوری ترامپ، قطبیت سیاسی را عمیقتر کرد. او سازمان آزادیبخش فلسطین را تحت الشعاع قرار داد، سفارت آمریکا را به اورشلیم منتقل کرد و حاکمیت اسرائیل بر بلندیهای جولان را به رسمیت شناخت.
اکنون آن اجماع قدیمی بیش از پیش از هم پاشیده است. نظرسنجیهای اخیر نشاندهندهی یک تغییر جهت شگفتانگیز است. برای اولین بار، آمریکاییهای بیشتری با فلسطینیها همدردی میکنند تا با اسرائیلیها.
گزارشهای مربوط به حملات شخصی ترامپ به نتانیاهو که او را دیوانه خطاب کرد، نشاندهندهی فروپاشی گستردهتر اعتماد متقابل است و امواج شوک ناشی از آن ممکن است پیامدهای ژئوپلیتیکی دائمی داشته باشد.
نتانیاهو که به چیزی دست یافته که هیچ یک از پیشینیان او به آن دست نیافتهاند؛ یعنی کشاندن آمریکا به یک جنگ تمامعیار؛ اکنون در مرکز یک تحول بیسابقهی دیگر قرار دارد: یک شکاف استراتژیک عمیق بین آمریکا و اسرائیل.
توافق ترامپ با ایران، بسیاری از اسرائیلیها را بهتزده کرده است؛ نه تنها راستگرایان را.
این جنگ بر اساس وعدههای نتانیاهو برای از بین بردن نهایی تهدید هستهای و موشکهای بالستیک ایران، تضعیف نیروهای نیابتی منطقهای تهران، عمدتا حزبالله و تغییر رژیم در ایران از حمایت عمومی قوی برخوردار بود، اما اکنون هیچ یک از این اهداف محقق نشده و حتی تهران قویتر هم شده است.
ترامپ هفته گذشته پس از اجلاس گروه هفت، خطوط قرمز نتانیاهو را زیر پا گذاشت. او گفت که ایران باید اجازه غنیسازی اورانیوم داشته باشد، حق داشتن موشکهای بالستیک را داشته باشد و باید میلیاردها دلار داراییهای مسدود شده خود را به عنوان بخشی از لغو گستردهتر تحریمها پس بگیرد.
آمریکا همچنین از درخواست ایران برای آتشبس فوری و دائمی در لبنان حمایت کرد؛ موضعی که با عصبانیت توسط «جی. دی. ونس»، معاون رئیس جمهوری آمریکا که به نتانیاهو دستور داد جنگ را متوقف و از خط قرمزها پیروی کند، مورد تاکید قرار گرفت.
ونس با لحنی تند هشدا داد که آمریکا «تنها متحد قدرتمندی» است که اسرائیل برای خود باقی گذاشته است.
به هر حال با هر معیار متعارفی، این رویارویی آشکار برای اسرائیل فاجعهبار است و نتانیاهو در تنگنا قرار گرفته است.
اگر او سعی کند با به چالش کشیدن ترامپ، آزادی عمل مستقل خود را نشان دهد، میتواند ایران را به از سرگیری جنگ تحریک کند و توافق صلح را از بین ببرد. پس از آنکه تهران روز جمعه به دلیل حملات اسرائیل به حزبالله از مذاکرات بعدی در سوئیس خارج شد، مقامات آمریکایی ادعا کردند که دو طرف برای برقراری مجدد آتشبس قبلی توافق کردهاند.
با این حال، اگر نتانیاهو مطیعانه تسلیم دستورات ترامپ شود؛ به ویژه در مورد خروج کامل نیروهای لبنان؛ هرگونه اعتبار باقی مانده او نزد رایدهندگان و متحدان راست افراطیاش ممکن است از بین برود.
نظر شما