به گزارش خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری شبستان، در آموزههای اسلامی، اقتصاد تنها یک مقوله مالی و معیشتی نیست، بلکه در بسیاری از موارد به عنوان یکی از مهمترین ابزارهای قدرت، نفوذ و سلطه مورد توجه قرار گرفته است. قرآن کریم در آیات مختلف، ضمن هشدار نسبت به سوءاستفاده از ثروت و امکانات مادی، راهکارهایی را نیز برای مقابله با قدرتهای ظالم و مستکبر ارائه میدهد.
یکی از این مفاهیم، «قاعده طمس» است که ریشه در آیات ۸۸ و ۸۹ سوره یونس دارد. این قاعده از دعای حضرت موسی(ع) علیه فرعون و اشراف او استخراج شده است؛ زمانی که آن حضرت پس از سالها دعوت، ارشاد و اتمام حجت، از خداوند درخواست میکند که اموال و داراییهای فرعونیان را بیاثر و نابود سازد.
در آیه ۸۸ سوره یونس آمده است: «وَقَالَ مُوسَیٰ رَبَّنَا إِنَّکَ آتَیْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلَأَهُ زِینَةً وَأَمْوَالًا فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا رَبَّنَا لِیُضِلُّوا عَنْ سَبِیلِکَ ۖ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلَی أَمْوَالِهِمْ وَاشْدُدْ عَلَی قُلُوبِهِمْ...»
حضرت موسی(ع) در این دعا، به نکتهای مهم اشاره میکند؛ اینکه ثروت و امکاناتی که در اختیار فرعون و اطرافیان او قرار گرفته، به ابزاری برای گمراه کردن مردم و مقابله با حق تبدیل شده است، از همین رو، آن حضرت از خداوند میخواهد این اموال را از کارایی بیندازد و اثرگذاری آن را از میان ببرد.
نکته قابل توجه آن است که خداوند متعال در آیه بعدی، این دعا را رد نمیکند، بلکه میفرماید: «قَالَ قَدْ أُجِیبَتْ دَعْوَتُکُمَا فَاسْتَقِیمَا وَلَا تَتَّبِعَانِّ سَبِیلَ الَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ» یعنی دعا و درخواست شما پذیرفته شد؛ بنابراین بر مسیر خود استوار باشید و از راه ناآگاهان پیروی نکنید.
همین تأیید الهی سبب شده است که شماری از فقها و اندیشمندان اسلامی از این آیات، اصلی راهبردی را استخراج کنند که بر اساس آن، مسلمانان در برابر دشمنانی که از ثروت، امکانات و قدرت اقتصادی خود برای ظلم، تجاوز و گمراهی انسانها استفاده میکنند، میتوانند در جهت بیاثر کردن این منابع و تضعیف توان اقتصادی آنان اقدام کنند.
در ادبیات فقهی، «طمس» به معنای محو کردن، از بین بردن اثر و بیثمر ساختن است. بر این اساس، هدف صرفاً نابودی فیزیکی اموال نیست، بلکه از میان بردن کارکرد و اثربخشی آنها در خدمت اهداف باطل است. به بیان دیگر، هر اقدامی که بتواند قدرت اقتصادی دشمن را کاهش دهد و امکان بهرهبرداری او از منابع مالی برای ادامه ظلم و دشمنی را محدود کند، میتواند در چارچوب این مفهوم مورد ارزیابی قرار گیرد.

در دنیای معاصر، ابزارهای اقتصادی به یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت کشورها تبدیل شدهاند. تحریمهای اقتصادی، محدودیتهای تجاری، کنترل مسیرهای انتقال انرژی و مدیریت گلوگاههای راهبردی، همگی بخشی از جنگ اقتصادی و نبرد قدرت در عرصه بینالمللی محسوب میشوند.
در این میان، تنگه هرمز به عنوان یکی از مهمترین شاهراههای انتقال انرژی جهان، جایگاهی ویژه دارد. بخش قابل توجهی از نفت و گاز جهان از این مسیر عبور میکند و هرگونه اختلال در این گذرگاه، میتواند پیامدهای گستردهای برای اقتصاد جهانی و منافع کشورهای وابسته به انرژی داشته باشد.
برخی تحلیلگران سیاسی و فقهی معتقدند در شرایطی که قدرتهای متخاصم از ابزارهای اقتصادی برای فشار، تحریم و آسیبرسانی به ملتها استفاده میکنند، بهرهگیری از ظرفیتهای راهبردی همچون تنگه هرمز برای محدود کردن منافع اقتصادی آنان، میتواند از منظر قاعده طمس قابل تحلیل باشد. از نگاه این دیدگاه، همانگونه که حضرت موسی(ع) از خداوند خواست اموال فرعون را بیاثر سازد تا نتواند از آن در مسیر گمراهی و ظلم بهره ببرد، در عصر حاضر نیز کاهش توان اقتصادی دشمن میتواند راهکاری برای جلوگیری از استمرار اقدامات خصمانه باشد.
البته صاحبنظران تأکید میکنند که بررسی مصادیق عملی این قاعده نیازمند ملاحظات فقهی، حقوقی، سیاسی و امنیتی دقیق است و تشخیص آن بر عهده مراجع تصمیمگیر و نهادهای مسئول خواهد بود. با این حال، آنچه از آیات قرآن به روشنی برداشت میشود، اهمیت نقش اقتصاد در تقابل حق و باطل و مشروعیت تلاش برای بیاثر کردن ابزارهای قدرت جریانهای ظلم و استکبار است.
بر این اساس، قاعده طمس را میتوان یکی از ظرفیتهای مهم فقهِ سیاسی اسلام در مواجهه با جنگهای اقتصادی و نبردهای پیچیده عصر جدید دانست؛ قاعدهای که ریشه در قرآن کریم دارد و بر ضرورت تضعیف ابزارهای مالی و اقتصادی دشمنانی تأکید میکند که از ثروت و امکانات خود برای مقابله با حق، عدالت و کرامت انسانی بهره میگیرند.
نظر شما