به گزارش خبرنگار خبرگزاری شبستان از ایلام، محرم که میآید، دلها راهی کربلا میشوند؛ اما محرم امسال برای بسیاری از عاشقان اهلبیت(ع) رنگ دیگری دارد. انگار میان پرچمهای سیاه، روضههای سوزناک و نوای «یا حسین»، جای خالی مردی بیش از همیشه احساس میشود؛ مردی که سالها با چشمانی اشکبار پای روضه اباعبدالله(ع) نشست، با نام حسین(ع) زیست و سرانجام با آرزوی شهادت از این جهان رخت بربست. امسال حسینیه امام خمینی(ره) همان حسینیه همیشگی است، اما گویی قلب تپندهای از میان آن رفته و داغی بزرگ بر جان دوستدارانش نشسته است.
محرم آمده است... ماه بغضهای فروخورده، ماه اشکهای بیاختیار، ماهی که از راه میرسد تا دلهای خسته را دوباره به کاروان کربلا برساند. ماهی که در آن هر کوچه و خیابان بوی حسین(ع) میگیرد و هر پرچم سیاه، قصهای از غربت و مظلومیت را روایت میکند.
اما بعضی محرمها تنها یادآور مصیبت کربلا نیستند؛ بعضی محرمها داغهای تازهای را نیز بر دوش میکشند. داغهایی که هنوز زخمشان تازه است و با شنیدن هر روضهای دوباره سر باز میکنند.
محرم امسال از همان محرمهاست.
محرمِ دلتنگی...
محرمِ جای خالی...
محرمِ نگاههایی که ناخودآگاه به سمت جایگاه آشنایی میرود که دیگر صاحبش در میان ما نیست.
سالها بود که با آغاز ماه محرم، میلیونها چشم به حسینیه امام خمینی(ره) دوخته میشد؛ جایی که مردی از تبار سادات، آرام و بیادعا در میان عزاداران مینشست، روضه میشنید و اشک میریخت. نه اشک سیاست، نه اشک مسئولیت؛ اشک عاشقی.
اشکی که از عمق دل برمیخاست وقتی نام علیاکبر(ع) برده میشد.
اشکی که هنگام ذکر مصیبت حضرت زهرا(س) بر گونههایش جاری میشد.
اشکی که در روضه سقای تشنهلب کربلا بیاختیار فرو میریخت.
امسال اما روضه همان روضه است و نوحه همان نوحه؛ اما نگاهها هر از گاهی به جایی خیره میماند که سالها مأمن آن عاشق حسینی بود.
انگار دیوارهای حسینیه هم دلتنگاند.
انگار صندلیها هنوز چشمانتظارند.
انگار پرچمهای سیاه نیز غمی مضاعف را بر دوش میکشند.

حسینیه امام خمینی(ره) سالها شاهد اشکهای مردی بود که عشق به اهلبیت(ع) را نه در سخن، که در تمام زندگی خود معنا کرد. مردی که بارها گفت راز ماندگاری اسلام در محرم و صفر است و خود نیز تا آخرین روزهای عمر در خیمه عزای سیدالشهدا(ع) ماند.
امروز وقتی تصاویر سالهای گذشته مرور میشود، قابهای زیادی از ذهن عبور میکند؛ قابهایی که در آن، رهبر انقلاب با چهرهای اندوهگین به روضه گوش میسپارد. گویی تمام تعلقات دنیا را کنار گذاشته و تنها یک عزادار ساده در مجلس حسین(ع) است.
شاید همین تصاویر است که داغ فراق را سنگینتر میکند.
چرا که محرم امسال، نخستین محرمی است که عاشقانش باید نبودن او را باور کنند.
نبودن مردی که نامش با مقاومت گره خورده بود.
نبودن مردی که در سختترین روزها به مردم امید میداد.
نبودن مردی که دلش برای کربلا میتپید و هر سال با آغاز محرم رنگ دیگری میگرفت.
امشب که طنین «السلام علیک یا اباعبدالله» در هیئتها میپیچد، بسیاری از دلها یاد او را نیز زمزمه میکنند؛ مردی که تمام عمر خود را در مسیر دفاع از اسلام، انقلاب و آرمانهای عاشورا سپری کرد و سرانجام به قافله شهیدان پیوست.
شاید اکنون او نیز در جوار شهیدان کربلا، مهمان سفره کرامت حسین(ع) باشد؛ همان حسینی که عمرش را وقف او کرده بود.
محرم آمده است...
اما امسال روضهها رنگ دیگری دارند.
امسال میان اشکهای عزاداران، دلتنگی عجیبی موج میزند.
دلتنگی برای مردی که سالها با شنیدن نام حسین(ع) گریست و امروز نامش در کنار نام شهیدان زمزمه میشود.
و چه سخت است نخستین محرمِ بیسید...
نخستین محرم بدون آن نگاه آشنا...
بدون آن اشکهای بیریا...
بدون آن دلِ گرهخورده به بینالحرمین...
محرم امسال تنها روایت عطش کربلا نیست؛ روایت دلتنگی مردمی است که در میان پرچمهای عزا، جای خالی خادم سالهای روضه را احساس میکنند.
و چه زیباست که در این شبهای آسمانی، سلامی از جانب او، از جانب شهیدان اسلام و از جانب همه رفتگانمان نثار ارباب بیکفن کنیم:
السلام علی الحسین...
و علی علی بن الحسین...
و علی اولاد الحسین...
و علی اصحاب الحسین...
نظر شما