خبرگزاری شبستان_چهارمحالوبختیاری: اینجا مرکز استان چهارمحال و بختیاری است؛ جایی که غیرت بختیاری با ایمان مسجدی پیوند خورده تا در بحبوحه «جنگ رمضان» و نبرد رسانهای دشمن، پاسخی عینی و میدانی از دل یک کانون فرهنگی به گوش جهانیان برسد. کانون فرهنگی هنری «عمار»، این روزها نامی است که لرزه بر تن انفعال انداخته و با حضور پرشور نوجوانان، تصویری تازه از «جهاد تبیین» را ترسیم کرده است.

سنگری به وسعت یک شهر؛ پرچمهایی که رسانه شدند
گزارش میدانی خبرنگار خبرگزاری شبستان از شهرکرد حکایت از یک تحول بصری در ناوگان حملونقل شهری و خودروهای عبوری محله میرآباد دارد. بچههای کانون فرهنگی هنری عمار، با درک درست از ابزار «نماد»، خیابان را به یک نگارخانه زنده تبدیل کردهاند. نصب پرچم مقدس جمهوری اسلامی بر روی آینهها و آنتنهای تاکسیها و خودروهای شخصی، نه یک اقدام تزئینی، که یک اعلام موضع صریح است.
یکی از رانندگان تاکسی که با لبخند منتظر نصب پرچم بر خودرویش است، به خبرنگار شبستان در شهرکرد میگوید: وقتی میبینم این بچههای کمسنوسال با این شوق و ذوق برای عزت ایران تلاش میکنند، حس میکنم وظیفه من هم این است که با افتخار این پرچم را در تمام شهر بچرخانم.
اما اوج این حرکت فرهنگی هنری، اجرای «طرح شابلون» است. دستان رنگی نوجوانانی که با دقت تمام، تصویر «رهبر شهید» را بر شیشه خودروها نقش میزنند، گویای پیوندی است که زمان و جغرافیا نمیشناسد. این ماشینهای عبوری حالا دیگر تنها وسیله نقلیه نیستند؛ آنها رسانههای سیاری هستند که پیام ایستادگی را از محله میرآباد به قلب شهر پمپاژ میکنند.

مشق مواسات؛ سفرههایی که بوی کرامت گرفت
فعالیتهای کانون فرهنگی هنری عمار تنها در ساحت نمادها باقی نمانده است. بخش دوم حماسه این جوانان، در خلوت و با رعایت تمام شئونات انسانی رقم میخورد. در حالی که سایه فشارهای اقتصادی سعی در کمرنگ کردن شادیهای معنوی دارد، بچههای مسجد با شناسایی دقیق خانوادههای «عزتمند»، آستین همت را برای تهیه بستههای معیشتی بالا زدهاند.
بستههای معیشتی که توسط بچههای کانون فرهنگی هنری عمار تهیه شده است؛ از برنج و روغن تا اقلامی که سفره خانوادههای عزتمند را رنگین میکند. این اقدام، استمرار همان راهی است که از صدر اسلام تاکنون، مسجد را به عنوان «ملجأ و پناهگاه مستضعفین» معرفی کرده است.

واکاوی یک حرکت خودجوش در گفتگو با علی احمدی مقدم
برای درک بهتر ابعاد این فعالیتها، با علی احمدی مقدم، مدیرمسئول کانون فرهنگی هنری عمار مسجد حضرت فاطمهالزهرا (س) محله میرآباد شهرکرد که خود از چهرههای فعال و دغدغهمند فرهنگی استان است، به گفتگو نشستیم.
شبستان: آقای احمدی مقدم، ایده «ماشیننویسی» و «نصب پرچم» در این مقطع زمانی از کجا نشأت گرفت؟
احمدی مقدم: بسمالله الرحمن الرحیم. ما در مقطعی هستیم که رهبر معظم انقلاب از آن به عنوان «پیچ تاریخی» یاد میکنند. امروز جنگ، جنگ روایتهاست. دشمن میخواهد نمادهای ملی و مذهبی ما را به حاشیه براند. ما دیدیم که خودروهای عبوری و تاکسیها، بیشترین تماس را با بدنه جامعه دارند. تصمیم گرفتیم با نصب پرچم و طرح شابلون شهدا، «بصیرت محیطی» ایجاد کنیم. این کار، نوعی یادآوری است؛ یادآوری اینکه ما وارثان خون شهدایی هستیم که برای این پرچم جان دادند.
شبستان: حضور نوجوانان (دهه هشتادیها و نودیها) در این طرح بسیار چشمگیر است. چگونه توانستید این نسل را اینگونه پای کار بیاورید؟
احمدی مقدم: نگاه ما در کانون فرهنگی هنری عمار، نگاه «پادگانی» نیست؛ نگاه «تربیتی و رفاقتی» است. نوجوان امروز تشنه هویت و دیده شدن مثبت است. وقتی مسئولیت شابلونزنی یا مدیریت توزیع اقلام را به آنها میسپاریم، در واقع داریم به آنها میگوییم که شما فرماندهان این میدان هستید. این «شور حسینی» که در چشمان این بچهها میبینید، نتیجه اعتماد مسجد به آنهاست. آنها در سنگر مسجد یاد میگیرند که نسبت به درد همسایه و سرنوشت کشورشان بیتفاوت نباشند.

شبستان: در مورد توزیع بستههای معیشتی، رویکرد شما برای حفظ عزت نفس خانوادهها چیست؟
احمدی مقدم: ما معتقدیم این بستهها «صدقه» نیست، بلکه «حق» این عزیزان در اموال ماست. توزیع اقلام در ساعات پایانی شب و با نهایت احترام انجام میشود. هدف ما این است که هیچ پدری شرمنده خانوادهاش نباشد. تمام اعتبارات این طرح نیز از نذورات خرد و کلان خود اهل محله و خیرین مسجدی تأمین شده است که نشاندهنده قدرت شبکه مردمی مسجد است.
شبستان: پیام کانون فرهنگی هنری عمار برای سایر مراکز فرهنگی چیست؟
احمدی مقدم: پیام ما ساده است: «به میدان بیایید». منتظر بخشنامه و بودجه نمانید. مسجد ظرفیت بینظیری دارد. اگر کار برای خدا باشد، بنبستی وجود ندارد. ما در محله میرآباد ثابت کردیم که با چند اسپری رنگ، تعدادی پرچم و دلهایی لبریز از ایمان، میتوان جریانسازی کرد.
ایستگاه آخر: وقتی محله، تراز انقلاب میشود
محله میرآباد شهرکرد نشان داد که «هسته مقاومت فرهنگی» نه در تئوریهای پیچیده، بلکه در دستان لرزان از ذوق نوجوانی است که پرچم ایران را روی آینه یک تاکسی محکم میکند. کانون فرهنگی هنری عمار و مسجد حضرت فاطمهالزهرا (س) امروز الگوی موفقی از «زیست مومنانه» را به نمایش گذاشتهاند؛ جایی که سیاست، دیانت و خدمت در نقطهای به نام «مسجد» به هم میرسند.

اینجا شهرکرد است؛ بام ایران. جایی که پرچمهای برافراشته بر روی ماشینها، رو به سوی قلههای افتخار دارند و دستهای یاریگر جوانان مسجدی، نویدبخش فردایی روشن برای ایران اسلامی است.
بچههای کانون فرهنگی هنری عمار مسجد فاطمهالزهرا (س) محله میرآباد شهرکرد ثابت کردند که برای جریانسازی، نیازی به بودجههای کلان دولتی نیست؛ بلکه «ارادههای فولادین» و «دلهای سرشار از عشق به ولایت» کافی است تا یک محله را به حرکت درآورد. امروز پرچمهایی که بر فراز ماشینهای شهرکرد میلرزند و بستههایی که بر در خانهها مینشینند، همگی یک پیام دارند: «ما ایستادهایم؛ در کنار مردم و برای آرمانهایمان.»

نظر شما