حجتالاسلام «محمدجواد رودگر» مدیر گروه فلسفه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در گفت وگو با خبرنگار دین و اندیشه خبرگزاری شبستان در رابطه با «مباهله» این واقعه را یک نوع روش مبارزاتی برشمرد و اظهارداشت: منطق مبارزاتی پیامبر خاتم، حضرت محمد (صلی الله علیه وآله) برای ترویج اسلام، ترکیبی از دو شیوه مبارزاتی کلان بود؛ نخست: مبارزه معرفتی-علمی که با برهان در انواع روش های خودش صورت می گرفت. دوم : مبارزه معنوی و عملی که از آن جمله می توان به "مباهله" اشاره کرد.
وی تصریح کرد: با توجه به آیه ۶۱ سوره آل عمران «فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَ أَبْنَاءَکُمْ وَ نِسَاءَنَا وَ نِسَاءَکُمْ وَ أَنفُسَنَا وَ أَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّـهِ عَلَی الْکَاذِبِینَ" می توان تعریف مفهومی و مصداقی از مباهله ارائه کرد که ۲۴ ذی الحجّه سال دهم بعثت واقع شد و به روزمباهله پیامبربا مسیحیان نجران شهرت یافت.
هیئت نمایندگان نجران و بررسی دلایل نبوت پیامبر(ص)
مدیر گروه فلسفه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با اشاره به ماجرای مباهله و چگونگی شکل گیری این جریان گفت: پیامبر خاتم نامه های گوناگونی به سران کشورها نوشتند و آنها را به اسلام دعوت کردند. از جمله آنها نامه به اسقف نجران بود، نمایندگان پیامبر (صلی الله علیه وآله) که حامل نامه دعوت به اسلام از جانب پیامبر بودند، وارد نجران شدند و نامه را به اسقف نجران دادند. او نیز شورایی تشکیل داد و با آنان به مشورت پرداخت. یکی از آنان که به عقل و درایت مشهور بود گفت: «ما بارها ازپیشوایان خود شنیده ایم که روزی منصب نبوت ازنسل اسحاق به فرزندان اسماعیل منتقل خواهد شد و هیچ بعید نیست که محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) ـ که از اولاد اسماعیل است ـ همان پیامبر موعود باشد». بنابراین شورا نظر داد که گروهی به عنوان هیئت نمایندگان نجران به مدینه بروند تا از نزدیک با محمد (صلی الله علیه وآله) دیدار داشته باشند و دلایل نبوت او را بررسی کنند.
وی خاطرنشان کرد: هیئت نمایندگان نجران وارد مدینه شدند و با پیامبر گفت وگو کردند. پیامبر در مذاکره ای که با هیئت نجرانی در مدینه داشتنمد آنان را به پرستش خدای واحد دعوت کردند. امّا آنان بر ادعای خود اصرار داشتند و دلیل الوهیت مسیح را، تولد عیسی(ع) بدون واسطه پدر می دانستند. در این هنگام فرشته وحی نازل شد و این سخن خدا را بر قلب پیامبر جاری ساخت که: «إِنَّ مَثَلَ عِیسَیٰ عِنْدَ اللَّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرَابٍ ثُمَّ قَالَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ"(آل عمراتن:۵۹) در این آیه، خداوند، با بیان شباهت تولد حضرت عیسی (علی نبینا وآله وعلیه السلام» و حضرت آدم، یادآوری می کند که حضرت آدم را با قدرت بی پایان خود، بدون این که پدر و مادری داشته باشد، از خاک آفرید و اگر نداشتن پدر، گواه این باشد که مسیح فرزند خداست، پس حضرت آدم برای این منصب شایسته تر است؛ زیرا او نه پدر داشت و نه مادر.
مباهله به دستور خدا و برای رسوا شدن دروغگو برپا شد
حجتالاسلام رودگر گفت: نمایندگان نجران با وجود بیان این دلیل قانع نشدند و خداوند به پیامبر خود، دستور مباهله داد تا حقیقت آشکار و دروغگو رسوا شود. در واقع پس از اصرار دو طرف بر حقانیت عقاید خود، تصمیم بر این شد که مسئله از راه مباهله خاتمه یابد. از اینرو قرار شد فردای آن روز، همگی خارج از شهر مدینه، در صحرا برای مباهله آماده شوند.
روزی که رسول الله (صلی اللَّه علیه وآله) قصد مباهله کرد، در حالی برای مباهله خارج شد که لباسی نادوخته، پشمین وسیاه رنگ بر دوش داشت، حسین (علیه السلام) را در آغوش و دست حسن(علیه السلام) را در دست خود گرفته بود، فاطمه (سلام الله علیها) پشت سر آن حضرت و علی ابن ابیطالب (علیه السلام) پست سر آنان حرکت می کرد. پیامبر به همراهان خود فرمود: وقتی دعا کردم شما آمین بگویید. این جریان در حالی بود که به خدای متعال عرض کرد «پروردگارا، هر پیغمبری را اهل بیتی بوده است که مخصوص ترینِ خلق به او بوده اند. خداوندا، اینها اهل بیت من هستند. پس شک و گناه را از ایشان برطرف کن و ایشان را پاکِ پاک گردان.» در این هنگام جبرئیل نازل شد و آیه تطهیر را فرود آورد: «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا» (احزاب:۳۳)
وقتی مسیحیان دیدند که پیامبر با عزیزترین افرادش برای مباهله آمده و همچون پیامبران برای مباهله روی دو زانو نشسته است، اُسقُف آنها به گروه خویش گفت: «اگر محمد بر حق نبود، با عزیزترین افرادش نمیآمد و اگر با ما مباهله کند، پیش از آنکه سال بر ما بگذرد، یک نصرانی بر روی زمین نخواهد ماند. به روایت دیگری، من صورتهایی را میبینم که اگر از خدا درخواست کنند کوهی را از جای خود برکَنَد، هرآینه کنده خواهد شد. پس مباهله مکنید که هلاک میشوید و یک نصرانی بر روی زمین نخواهد ماند.» لذا از مباهله منصرف شدند و درخواست مصالحه کردند. به این معنا که ابوحارثه، بزرگ گروه، به خدمت حضرت آمد و گفت: «ای ابوالقاسم از مباهله با ما درگذر و با ما مصالحه کن بر چیزی که قدرت بر ادای آن داشته باشیم» پیامبر نیز به شرط پرداخت جزیه، با درخواست آنان موافقت کرد. پس از برگشتن نصارا به نجران، دو تن از بزرگان هیئت اعزامی با هدایایی، نزد پیامبر آمدند و مسلمان شدند.
برهان معنوی و عملی پیامبر(ص) بر اثبات حقانیت وصداقت خود
وی با اشاره به معنای اصطلاحی مباهله خاطرنشان کرد: مباهله در اصطلاح به معنای درخواست نزول لعن و عذاب بر مخالف است پس از آن که بحث و مناظره، بیحاصل می ماند و تنها به مواردی اختصاص دارد که دو طرف برای اثبات موضوعی - غالبا دینی و مذهبی- در مقابل یکدیگر قرار می گیرند و از خداوند درخواست لعن و نفرین و نزول عذاب بر طرف دروغگو میکنند.
مدیرگروه فلسفه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی گفت: مباهله پیامبر با نصرانیان نجران، از دو جنبه نشان درستی و صداقت اوست. ۱. صرف پیشنهاد مباهله از جانب پیامبر خود گواه این مدعاست؛ زیرا تا کسی به صداقت و حقانیّت خود ایمان راسخ نداشته باشد پا در این راه نمی گذارد. ۲. نتیجه مباهله، بسیار سخت و هولناک است و چه بسا به از بین رفتن و نابودی دروغگو بینجامد. از طرف دیگر، پیامبرکسانی را با خود به میدان مباهله آورد که عزیزترین افراد و جگرگوشه های او بودند. این خود، نشان عمق ایمان و اعتقاد پیامبر به درستی دعوتش است که با جرأت تمام، نه تنها خود، بلکه خانواده اش را در معرض خطر قرار می دهد.
مباهله و نزول آیه تطهیر
حجت الاسلام رودگر در ادامه به مسئله جایگاه و منزلت افرادی که در جریان مباهله، آیه ای از جانب خداوند در شأن آنها نازل شد، اشاره و خاطرنشان کرد: «ابوسعید خدری» که از اصحاب پیامبر(صلی الله علیه وآله) و اهل فضل و دانش بوده، نقل کرده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «آیه تطهیر درباره پنج نفر نازل شده است: من و علی، فاطمه، حسن و حسین؛ نزلت هذه الآیة فی خمسة فیّ وفی علیّ وفاطمه وحسن وحسین «إنّما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیر» در این حدیث و امثال آن مصادیق اهلبیت(ع) به صورت واضح و روشن تبیین شده است.
وی شیوه رفتاری پیامبر(ص) پس از نزول این آیه را شگفت انگیز و معرفت بخش دانست و گفت: پس از نزول آیه تطهیر رسول الله (صلی الله علیه وآله) تا مدّتها هنگام نماز صبح بر در خانه فاطمه زهرا سلام الله علیها میایستاد و دو دست خود را بر دو طرف چهارچوب در میگذاشت و میفرمود: «السلام علیکم یا أهل البیت و رحمة الله وبرکاته، الصلاة رحمکم الله ﴿إنّما یرید الله لیذهب عنکم الرجس أهل البیت ویطهرکم تطهیراً﴾ أنا حرب لمن حاربتم، أنا سلم لمن سالمتم». از ابنعباس نیز نقل شده که پیامبر(ص) هر روز وقت هر نماز، این کار را میکرد. در این که مدت آمدن آن حضرت و سلام کردن و قرائت آیه تطهیر چند روز بوده است، روایات مختلفی وجود دارد که از چهل روز تا شش ماه یا هفده ماه را نقل و برخی نیز اشاره کرده اند که آن حضرت تا آخر عمر شریفشان این کار را تکرار می کردند.
نظر شما