۵۶ قصه در دلِ بحران؛ وقتی مهربانی، سقفِ خانه‌های بی‌پناه را مرتفع کرد

در شرایطی که سایه ناامنی، ثبات مراکز نگهداری کودکان را تهدید می‌کرد، اداره کل بهزیستی استان فارس با اتخاذ رویکردی موفق به اجرای یک عملیات انتقال موفقیت‌آمیز شد.

به گزارش خبرگزاری شبستان از فارس، می‌گویند در روزهای ناامنی، ترس سایه‌به‌سایه با آدم‌ها راه می‌رود. اما در شیراز، در روزهای ملتهب جنگ، ماجرای ۵۶ کودک بهزیستی، قصه‌ای بود که ترس را در آغوش مهربانی حل کرد. اینجا صحبت از روزی است که مردم و سازمان بهزیستی فارس، دست‌به‌دست هم دادند تا برای کودکانی که «هیچ‌کس» را نداشتند، امن‌ترین جای دنیا را بسازند.

آن‌ها امانت من بودند

«اسمم را ننویسید... فقط بدانید چهل روز، خانه‌ی ما بهشت کوچک دو کودک شد.»

این جملات متعلق به زنی است که در میان هیاهوی موشک‌ها، تصمیم گرفت خانه‌اش را به پناهگاهی برای دو فرشته معصوم تبدیل کند. او با صدایی که هنوز گرمای آن روزها را در خود دارد، از لحظه‌ای می‌گوید که خبر تخلیه مراکز را شنید: «انگاری پتک در سرم خورد. با خودم گفتم من هم خانواده دارم و نگران امنیت بچه‌های خود هستم، اما وقتی نگاه آن‌ها را دیدم، ترس را در سلول به سلول جانشان حس کردم. چیزی در درونم فریاد می‌زد: این‌ها امانت تو هستند.»

 ۵۶ آغوش در برابر تپش موشک‌ها

داستان این زن، تنها یک روایت در میان ۵۶ قصه بود. در آن روزهای پر از اضطراب، سازمان بهزیستی فارس تصمیمی گرفت که فراتر از تمام بخشنامه‌های اداری بود. ۵۶ کودک از مراکز در معرض خطر، به دست‌های مهربان کارکنان و خانواده‌های داوطلب سپرده شدند تا به روستاهای امن اطراف منتقل شوند.

آمارها نشان می‌دهد که ۱۸ دختر ۶ تا ۱۲ ساله از داراب، ۱۱ دختر ۱۲ تا ۱۸ ساله از اقلید، ۱۲ دختر ۱۲ تا ۱۸ ساله از فیروزآباد و ۱۵ پسر ۱۲ تا ۱۸ ساله از سرای عاطفه‌های شیراز، در این عملیاتِ همدلی، خانه‌های امنی را تجربه کردند.

۵۶ قصه در دلِ بحران؛ وقتی مهربانی، سقفِ خانه‌های بی‌پناه را مرتفع کرد

وقتی تخصص، ضامن امنیت شد

مدیرکل بهزیستی فارس در گفتگو با ما تأکید می‌کند که این تصمیم، حاصل یک برنامه‌ریزی دقیق در کمیته بحران استان بود. حمید گودرزی می‌گوید: «اولویت اصلی ما حفظ امنیت کودکان بود؛ اما نه فقط امنیت فیزیکی، بلکه آرامش روحی آنان نیز اهمیت داشت.»

در این مسیر، هماهنگی با مرکز «شوق زندگی»، تعامل با «موسسه خانواده‌محور» و نظارت‌های تخصصیِ کارشناسی نظیر «آمنه سپهر»، ضامن موفقیت این طرح در استان فارس شد. به گفته گودرزی، خانواده‌های متقاضی پیش از پذیرش کودک، با وسواس خاصی ارزیابی شدند تا این واگذاری، هم ایمن و هم به نفع کودک باشد.

 همبستگی اجتماعی؛ کارآمدتر از هر سازوکار اداری

یکی از درخشان‌ترین جنبه‌های این تجربه، همراهی داوطلبانه کارکنان و مردم بود. گودرزی با اشاره به این همبستگی می‌گوید: «بسیاری از مربیان مراکز و شیرخوارگاه‌ها، به دلیل پیوند عاطفی عمیق با فرزندان، خودشان مسئولیت نگهداری از کودکان را تنها با انگیزه انسانی و مسئولیت اخلاقی بر عهده گرفتند. مردم روستاها نیز نشان دادند که در بحران، همبستگی اجتماعی می‌تواند از هر سازوکار اداری مؤثرتر باشد.»

در طول این ۴۰ روز، کودکان در بستر خانواده، طعم آرامش را چشیدند و تیم تخصصی فرزندخواندگی استان نیز با نظارت مستمر، توانست از شدت اضطراب آنان بکاهد.

کودک، خانواده، امنیت پایدار

مدیرکل بهزیستی فارس این تجربه را فراتر از یک تصمیم اضطراری می‌داند. از نگاه او، مهم‌ترین دستاورد این طرح، اثبات دوباره این حقیقت است که «کودک، بیش از هر چیز به خانواده نیاز دارد.» او این تجربه را الگویی برای مواجهه با بحران‌های مشابه در آینده می‌داند و اعلام می‌کند: «بهزیستی فارس بنا دارد با حمایت از خانواده‌های داوطلب، به‌ویژه در موارد خاص مانند کودکان با نیازهای ویژه، این آمادگی را برای آینده حفظ کند.»

۵۶ قصه در دلِ بحران؛ وقتی مهربانی، سقفِ خانه‌های بی‌پناه را مرتفع کرد

آنچه در شیراز گذشت، الگوی موفقی از تاب‌آوری اجتماعی را به تصویر کشید. وقتی در پس ناامنی‌های جنگ، ساختارهای اداری در کنار مهربانی مردم قرار می‌گیرند، بحران به فرصتی برای بازتعریف معنای «خانواده» و «تعهد» تبدیل می‌شود. با این حال، اگرچه این انتقال ماهیتی موقتی داشت، اما شاید این روزها تلنگری باشد بر زخمی که در جان این کودکان به یادگار مانده و بی‌پناهی را در ذهن‌شان تداعی می‌کند؛ زخمی که جز با تداوم مهربانی جامعه، التیام نخواهد یافت.

کد خبر 1887409

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha