به گزارش خبرگزاری شبستان از مشهد؛ این عکس از مراسم نهجالبلاغه خوانی حرم مطهر رضوی مرا به یاد بیان مادر شهید امیرحسین اسداللهنیا انداخت که با افتخار از شهادت فرزندش پای لانچر درجنگ رمضان یاد میکرد.
گویا برای شهادت و جانفدایی، او را پرورش داده که از سه سالگی پایش را به جلسات قرآن باز کرده و مدام پیگیر حال معنوی او درکنار دیگر امورش بوده تا جایی که هیئت رفتن امیرحسین در نوجوانی، جزئی از برنامه دائمی و هفتگی او در زندگی کوتاهش شده است.
کربلا رفتن با هیئت که عادتش بوده و به قول مادرش هر ماشینی عزم کربلا داشت او هم سوار میشد تا به زیارت شهید کربلا مشرف شود.
او از کودکی برای حسین(ع) تربیت شده و حسینی زیسته تا در ۲۳ سالگی با اقتدا به جوانان کربلا، پای لانچر در جنگ تحمیلی سوم شهید رمضان شود و حالا مادرش در ضمن تحمل رنج و درد فقدانش، به او افتخار میکند.
امیرحسین شهید شده اما مادرش او را حس میکند چراکه میداند شهید زنده و جویای احوالشان است! زمان دلتنگی به سوی آسمان سربلند میکند و با او گفت و گو میکند تا قرار دل بیقرارش شود.

امیرحسین یکی از جوانان پرشور هیئت بود که از بدو حضور در مسجد، گوهر ایمان و معرفت را در مشت داشت و جامهی پرشکوفۀ شهادت لایق جانش بود.
اهالی هیئت میدانستند که او خیلی پیش تر به روح عشق رسیده بود. شیوهاش مردانه زیستن بود و روشش ایستاده مردن!
لبخند دائمیاش آرامش باشکوهی بود؛ همیشه بوی خدا میداد، بوی پرچم آلالله و بوی شهادت و شهادت هم بوی او را…
در تربیت امیرحسین نه فقط مادر و خانواده که، جلسات قرآنی نیز سهیم هستند و اجر میبرند، چراکه زمینه تربیت قرآنی و معنوی را در دنیای مادی دیروز فراهم کردند تا امروز که به دست دشمن جانی، این گل سرخ و خوشبوی باغ دینداری پرپر شده، عطرش همچون گلاب ناب محمدی در فضای ایران فراگیر شود.
حاج قاسم شرط شهادت را شهید زیستن دانست و حالا با مرور زندگی شهدا، زیست شهیدانه و دینی آنها را میبینیم ازین رو فراهم کردن زمینه تربیت قرآنی و شهیدپروری ارزشمند است.
نظر شما